Home / احسان حیاک / محیط زیست در ایران

محیط زیست در ایران

یارسان مدیا
21.06.22

ECOLOGY   IN IRAN

نویسنده :احسان حیاک

تعریف محیط زیست: کلیات و جزئیات شهودی و غیر شهودی اعم از آب ها، مراتع ،جنگل ها،کانی ها،سنگ ها،هوا و گازها،منابع روزمینی و زیرزمینی به احتساب همه جانداران  و غیر جانداران در یک پهنه ی جغرافیایی را محیط زیست گویند

مقدمه:سياره ى زمين با تمام عوامل جغرافیایی ،پدیده های انسانی و غیرانسانی ،عناصرمطلوب ونامطلوب زمین شناسی وتمامی فاکتورهای متعلق به این مختصات کوچک

Ahsan Heyak

از کیهان ،محیط زندگی و حیات انسان و گونه های متنوع گیاهی و جانوریست.بی شک هر گونه تغییر در توازن وبالانس این مجموعه ی پیچیده بقای انسان و متعاقبا جانداران وهمه ی موجودات ساکن این سیاره را دچاره مخاطره می کندو تبعات جبران ناپذیری به بار می آورد.حال از زمان پیدایش انسان در این کره ی خاکی تاعصر حاضر،به دلیل نادیده گرفتن این تعادل همواره تلاش بشری برای رام کردن طبیعت به نفع آرمان های تکاملی خویش بوده است و درامتداد این اهداف خسارت های سنگینی به منابع و بنیان های اساسی حیات خود و سایر موجودات تحمیل کرده است.این در حالی است که نوع بشر هنوز به علم اندکی از طبیعت و پیرامون زندگی اش دست یافته است چراکه هر اندازه علمش بیشتر می شود خود را بیشتر نیازمند به طبیعت و فراورده هایش می بیند و این تکرار همان چرخه ی آسیب و بحران است که ثمره اش انقراض هزاران گونه ی گیاهی و جانوری ،خشکسالی های مکرر،اتمام ذخایر معدنی وبحران های فاجعه بار دیگر همچون‌ الودگی آب ها و درپی آن ها انتشار بیماری های اپیدمیک است.طی دهه های اخیر با تشکیل سازمان ها و موسسات جهانی حفظ محیط زیست سعی برآن شده که تا حدی از بروز این حوادث و نابودی پایه های اولیه حیات ممانعت بعمل آید هر چند جهش های متوالی تمدن بشری و ارضا نیازهایش با محیط زیست آمیختگی داردو این کار را بشدت برای حراست و حفظ محیط زیست مشقت بار و گاها ناکام‌ می کند.آنچه لازم است به عنوان خط مشی این مراکز و سازمان ها قرارگیرد تجدید نظردر پایه های حیات شری و تنظیم استراتژی هایی کارآمد در بهره برداری از منابع طبیعی بر اساس تکریم احاد بشری برای دسترسی یکسان به این منابع است در غیر اینصورت تمدن ها بیش از بیش با هم برای دسترسی به منابع در رقابت قرار می گیرند و نتیجتا آنچه بقاء(SURVIVE)تعریف می شود از بین خواهد رفت و همه چیز را بدون در نظر گرفتن تمدن قوی یا ضعیف در هم می بلعد پس حفاظت ازین سیاره ی آبی نیازمند پروتکل هایی بسیار اکتیوتر و موثر تر از برنامه های حال حاضر است.دراینجا برای تشریح مقوله به ارزشیابی این مبحث فقط در جغرافیایی به نام ایران بسنده می کنیم .

ایران،سرزمینی با وسعت 1,648,195کیلومترمربع است که در 25تا40عرض شمالی از خط استوا و 44تا 64درجه   طول شرقی از گرینویچ واقع شده است.گوناگونی حیات در آن به وفور دیده می شود داراى 3.5ميليون هكتار جنگل است که بیش تر از نیمی از آن در شمال و مابقی در کمربند غربی کشور روی کوهستان های زاگرس را پوشانده است.مساحت کویر آن 32 ميليون هكتار است كه نواحي مركزي و شرقي كشور را در برگرفته است.ازشمال با دریای کاسپین و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان در ارتباط است.این سرزمین شامل گونه های نادر گیاهی جانوری و معدنیست.تنوع اب و هوایی نیز از دیگر جاذبه های محیط زیست این جغرافیاست.

پیشینه ی سازمان  حفظ محیط زیست ایران:

در سال 1335قانون نظارت بر شکار و صید در ایران تصویب شد و سال 1346بر حسب همین قانون سازمان نظارت بر صید و شکاربانی تاسیس شد که در سال 1350نام آن به سازمان حفظ محیط زیست ایران تغییر کردر سال 1351اولین دانشگاه محیط زیست در کرج‌ تاسیس شد که درآن رشته های منشعب از اکولوژی و سایرجستارهای مربوطه تدریس می شد. در سال 1353برای نخستین بار در ائتلاف سازمان جهانی حفظ محیط زیست در استکهلم حضور پیدا کرد.با وقوع انقلاب 57در ایران این سازمان مدتی غیر فعال شد اما با تلاش برخی مجددا از سال 1360آغاز به کار کرد.

سازمان محیط زیست در ایران از ارگان های منفعل و منزوی کشور محسوب می شوداگر کارنامه ی کاری این سازمان را از دوره ی بعد از انقلاب تا کنون بررسی و تحلیل کنیم به خلاء ها و شکاف های قانونی عمیقی برخورد می کنیم که سرتا پا ضعف و بی کفایتی این سیستم را برما آشکار می کند.عینیت مساله این است که این سازمان با وجود بحرانی بودن بسیاری از اکوسیستم های زیست محیطی ایران و خطر انقراض بسیاری از نژادهای جانوری و گیاهی و همچنین بی کفایتی در قبال نابودی مراتع و جنگل ها عملا و علنا هیچ گونه مکانیسم قانونی و قاطعی برای کنترل این روادید خطرناک نداشته است.در ذیل به برخی از این بحران ها متاملا اشاره می کنیم.

از اغاز انقلاب 57تاکنون بیش از نیمی از مراتع و جنگل های ایران از بین رفته اند.هر چند اگر تاریخ این سازمان را در یکی دو دهه ی اخیر ورق بزنیم شاید چند عملکرد ساده اندیشانه و ناکارآمد را همچون جنگل کاری های کوچک و ناموفق آن هم با استفاده از نهال هایی غیر ارگانیگ و بومی بر روی چند تپه که از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود مشاهده کرد این درحالیست که این سازمان با دست های پشت پرده و باندهای سیاسی که گردن کشانه منابع زیست محیطی کشور را به تاراج برده اند نه تنها برخورد نکرده است بلکه صراحت کلام این است که حتی خود سازمان در قبال محیط زیست نقش یک جانی را ایفا کرده است.دادن‌مجوز برای قطع درختان شمال به افراد قدرت یا نزدیک به قدرت.سهیم شدن در تجارت چوب با رجال سیاسی و هزاران کارشکنی دیگر که در دایرة المعارف هم نمی گنجد.نمونه ی بارز دیگر انقراض گونه های جانوری من جمله یوزپلنگ شمال ایران است که از گونه های نادر یوزپلنگ در جهان به شمار می رود و در چند سال اخیر به دلیل نهایت بی مسئولیتی این سازمان تا مرز نابودی نیز رفته است.عدم تاسیس مراکز نگهداری و مراقبت ازین گونه ،عدم جدیت در حفظ و بقای آن و همچین دادن چراغ سبز به عاملان و باندهای شکار و متقابلا دریافت پورسانت فروش از آن ها از دیگر اقدامات شرم آور این سازمان فاسد است.نه تنها یوزپلنگ شمالی بلکه هر گونه ی نادری که بوی پول بدهد در اولین قدم طعمه همین سازمان شده است.سوء مدیریت و ناکارامدی مدیران و مسئولان این ارگان امروزه این جغرافیای شاهکار را به باتلاقی از حوادث زیست محیطی سوق داده است.سیستم اداری کشور سوء مدیریتی حاد دارد و هر کس که وزنه ی قدرتش او را یاری دهد می تواند به اکوسیستم ها تجاوز کند بی آنکه اهتمامی به عواقب این جنایت بدهد.جاندار ارتمیا که از گونه های نادر جانوری در دریاچه ی ارومیه بود بعد از کاهش سطح اب دریاچه و تبدیل شدن آن به آتشفشان نمک به صورت رسمی منقرض شد.این دریاچه که اکنون عمقی کم تر از 20متر دارد و حاوی 8میلیارد تن نمک است به دلیل بی توجهی مدبران و قدرت طلبان سیستم حاکم بالاخص سازمان حفاظت محیط زیست رو به خشکی کامل است و همراه ان ،این حجم از نمک بدون شک تاثیرات مخرب منطقه ای و حتی فرا منطقه ای خواهد گذاشت ولی هنوز هم هیچ رده ای از قدرت به طور جدی در فکر بازگشت و احیای این اکوسیستم بی نظیر نیست.در واقع ارزش های زیست محیطی در ایران جز حواشی یا حتی بی اهمیت ترین ارزش های قانونی اند.بهره برداری انحصاری و خارج از حد از معادن و ذخایر آب و تمامی پارادیم های زیست محیطی در ایران تعادل چرخه ی طبیعی را در حدی غیر قابل تصور بهم‌زده است.عدم حمایت و پشتیبانی از روستانشینان و هجوم آن ها به شهر ها ،همچنین رشد عرضی شهر ها به صورت کپر نشینی ،حاشیه نشینی و آلونک نشینی سبب اتلاف منابع آب ،الودگی آب ها ،تخریب مراتع و جنگل ها به میزان شدیدی شده است.این نا هماهنگی و بحران سیاسی قانونی در ایران همه ی گونه های حیات را تهدید به مرگ کرده است چه بسا خود شهروند ایرانی نیز خود جزئی ازین گونه ها باشد.اگر سری به مناطق مرزنشین ایران بزنیم روزانه شاهد کشتار هزاران  و صدها اسب و حیوانات بارکش می شویم که به دست عوامل نظامی کشته می شوند تنها به این دلیل که مردم مرزنشین و محروم از آن ها برای قاچاق کالاهایی نادر استفاده می کنند.شرح و بسط این موضوع در سرزمین ایران به قدری درهم تنیدگی و پیچیدگی دارد که وجب به وجب آن جای بسی تامل و تعمق است‌.ذخایر آب سالم درایران رو به اتمام است و مردم بسیاری حتی در شهر های جنوبی کشور از آب سالم محروم اند.انحصاری بودن کارخانه های تولید کودشیمیایی در دست عاملان قدرت سبب استفاده ی بی رویه از این کودها در تولیدات کشاورزی و ورود ان به ابهای سالم شده است.از طرفی بی اساس بودن مکانیزاسیون کشاورزی در ایران و متکی نبودن آن به برنامه هایی موثر علمی و مفید سبب کاهش ذخایر اب زیر زمینی و حتی اتمام آن در بعضی مناطق شده است.اگر سازمان حفاظت محیط زیست بی کفایت است سایر دستگاه ها و سازمان های فوق و مافوق آن نیز همین روال را دارند.اگر کمی دقیق به جنبه های عملی سازمان بپردازیم درمی یابیم که این سرزمین غنی و پربار قربانی استراتژی هایی فاسد و بشدت انحصارگرایانه شده است و این ریشه در اصل و بنیان مدیریتی این کشور دارد.تمامی اکوسیستم ها رو به انحطاط و نابودیست ،جنگل ها نه در فرهنگ مردم و نه در شالوده ی قدرت ارزشی ندارند فرهنگ استفاده ی صحیح و بهینه از منابع زیست محیطی چیزی فارغ از معیار های فرهنگی اجتماعی قدرت و مردم است.تمامی منابع بصورت انحصاری مصرف و ولع می شوند.تمدن نشینی در ایران سابقه ای چند هزار ساله دارد اما متاسفانه طی دهه های اخیر تمدن ایرانی ،تمدنی ضد عقلانی و تماما مغایر با زیرساخت های تعدیل شده ی اکوسیستمی و زیست محیطی است و عدم توجه و نا آگاهی یا شاید آگاهی متعمدانه ی انکارشده ی دستگاه های قدرت بدلیل چالش های سیاسی و قدرت طلبانه سبب نابودی اکوسیستم ها و مبانی زیست محیطی شده است محیط زیست و مجموعه هایش از کوچکترین حقوقی مبنی بر حفظ و حراست علمی ،آگاهانه و عملی برخوردار نیست و روز به روز شدت تخریب آن بیش تر می شودهر چند باید پذیرفت و قبولاند که:

خانه از بنیاد ویران است

نویسنده :احسان حیاک

تمام مقالەهای منتشر شده تنها بازتاب دهندە نظر نویسندگان آن است.

بازدیدها: 19