یارسان مدیا
12.08.2020
هادی درتومی
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر بدست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر در قفای آزادی
قبل از هر چیزی میخواهم در رابطه با حقوق شهروندی یک شهروند یک توضیح مختصری بدهم. 
حقوق شهروندی شامل 30 مورد هست، که این حقوق جزو حقوق ذاتی و فطری انسانهاست. در واقع یعنی هیچ شرایطی باعث نمیشود که این حقوق تغییر کند، که برایتان به طور خلاصه توضیح میدهم چه مواردی را شامل میشود.
همه آزاد و برابر بدنیا آمده اند. عدم تبعیض. حق حیات برای همه. برده داری ممنوع. شکنجه ممنوع. ارزش انسانی در همه جا. همه در برابر قانون مساوی هستند. رعایت حقوق انسانی توسط قانون. عدم توقیف. حبس یا تبعید غیر قانونی. حق محاکمه قانونی برای همه. حق و اصل برائت. عدم مداخله در احوال شخصی. حق انتخاب محل اقامت. حق پناهندگی. حق انتخاب ملیت. حق آزادی انتخاب همسر. حق مالکیت شخصی. حق آزادی عقیده. حق آزادی بیان. حق آزادی تجمع و تظاهرات. حق دموکراسی. حق امنیت اجتماعی. حق امنیت کار. حق استراحت و فراغت. حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه. حق تحصیلات برای همه. حق تکثیر (کپی رایت). حق دنیای زیبا و آزاد برای همه. حق مسئولیت نسبت به جامعه. عدم تفسیر مواد به نفع دولتها.
این 30 مورد حقوق شهروندای و حقوق انسانی هر فردی هست و دولتها نباید این حقوق را زیر پا بگذارند. بعد از آگاه شدن از این حقوق متوجه میشویم که جمهوری اسلامی ایران همواره این حقوق را زیر پا قرار داده و یکی از کشورهایی هست که در مورد نقض حقوق بشر و درواقع حقوق شهروندی در سطر جدول قرار دارد.
ایران کشوری هست که دارای شهروندانی با ادیان مختلف از قبیل: اسلام (شیعه و سنی) مسیحیان، پیروان آئین یاری (یارسان)، دراویش گنابادی نعمت اللهی، یهودیان (کلیمیان)، بهائیان، مندائیان، عرفان حلقه و ادیانی که در ایران حتی به رسمیت نمیشمارنشان، و همینطور کسانیکه خدا ناباور یا آتئیست (خداناباور) هستند. در این همه موارد فقط اسلام و در واقع یعنی مذهب شیعه هست که محدودیتهای مذهبی ندارد. اما در بقیهی سایر ادیان به این شکل است که: شهروند شماره دوم خوانده میشوند. انجام مناسک مذهبیشان با مشکل رو برو میشود. یک مکان مخصوص برای عبادت نمیتوانند داشته باشند، از موقعیتهای شغلی خوب برخوردار نمیتوانند باشند. نه تنها در چهارچوب دولتی نمیتوانند باشند، بلکه در مکانهایی چون مهد کودک و یا مکانهای آموزشی هم نمیتوانند تدریس کنند، به مشکلاتشان رسیدگی نمیشود. موردهای زیادی داشتهایم که به خاطر مسلمان نبودن از مدارس و دانشگاهها و دیگر مراکز آموزش آکادمیک اخراج شدهاند و همینطور گاه و بیگاه سازمان ادارهی اطلاعات اینان را احضار میکند، برای بازجویی و یا خانههایشان مورد تفتیش قرار میگیرد و وسایلشان ضبط میشود و غیره. که هر روزه در اخبار و رسانهها میبینیم، که چطور حقوق شهروندی پیروان سایر ادیان و مذاهب و عقاید مختلفدمورد تجاوز قرار میگیرد.
پیروان سایر ادیان و محدودیتهای حقوق شهروندیشان، در واقع جمهوری اسلامی ایران با قدرت گرفتن اسلام از لحاض حکومتی بعد از انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه 1357 ما شاهد اعمالی هستیم، که نه تنها با قوانین حقوق بشر مقایرت دارد، بلکه با صحبتهای اولیهی رهبر حزب جمهوری اسلامی و قصب کنندهی انقلاب ۱۹۷۹، یعنی آیتالله روح الله خمینی، هم بسیار مقایرت دارد و پر از ضد و نقیضهایی است که امروزه به دلیل وجود مشکلات زیاد روزمره مردم عزیز ایران و یا اینکه جرات لب باز کردن را ندارند، صحبتی از آن نمیشود اما تاریخ واقعیتهای وقایع راثبت میکند.
با توجه به صحیفهی خمینی جلد 6 صفحات 10 تا 19 اشاره بر سخنرانی خمینی در بهشت زهرا در 12 بهمن 1357.
بخش کوچکی از سخنرانی آیتالله خمینی در روزی که جمهوری اسلامی پیروز شد.
برای اینکه ما فرض میکنیم که یک ملتی تماماً رای دادند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند،
رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رأی دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد. این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین میکند، سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.
و اما سرنوشت هر ملتی دست خودش هست. امروزه مردم ایران حق انتخاب دین، آئین، مذهب و عقیدهی خود را هم ندارند؛ چگونه میتوانند که سرنوشت خودشان را تعیین کنند.
در ایران، در قانون مجازات اسلامی مصوب اسفند ۱۳۷۵ هیچ تعریفی از جرم ارتداد نشده است، اما این به آن معنا نیست که دادگاههای ایران نمیتوانند شخص مرتد را مورد تعقیب کیفری قرار بدهند و مجازات کنند.
دادگاههای ایران در تعقیب و رسیدگی به جرم ارتداد به اصل 167 قانون اساسی ایران استناد میکنند، که به این شکل هست: «قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم، قضیه را صادر نماید و نمیتواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد.
همانطور که میدانید در اسلام، اگر بعد از اینکه شخص را مجبور، یعنی شکنجهاش کردند و به اسلام برنگشت یا به قول آنان توبه نکرد، حکم اعدام برای آقایان و حکم ابد (30 سال) برای خانمها باضافهی دیگر تبصره و بندهای شدت جرم هر دد جنسیت اجرا میشود.
با این حساب میبینیم، که در ایران اسلامی، امروز مردم ایران اجازهی خیلی از چیزها که خیلی شخصی هستند را هم ندارند، چه برسد به حق تعیین سرنوشت کشور یا برگزاری رفراندوم. حاکمان کنونی که خواستند قدرت را احاطه کنند، گفتند که اگر قدیمیها رای دادهاند به دولتی بسیار خوب مشکلی ندارد، چون اختیار خودشان را دارند، اما آنها اجازهی تصمیمگیری برای مردم آینده را ندارند. اما وای به حال شما اگر بایستی مقابلشان و بگویی ما این دولت را نمیخواهیم، یا به عنوان مثال چند مورد از چیزهایی که در ایران با آن مخالفت میشود در صورتیکه مسائل کاملاً شخصی هست و مشکلی برای دیگران ایجاد نمیکند از این قبیل هستند: کار کردن پیروان سایر ادیان در بسیاری از بخشها. دوچرخه سواری بانوان. استادیوم رفتن بانوان. حجاب اجباری. انتخاب دین. تبلیغ دین. در بعضی موارد حتی با انتخاب اسم یا اسامی هم مخالفت میشود. ازادی بیان و آزادی عقیده و غیره و
چندین و چند نمونه اولیهی دیگر که میتوان ساعتها از آنان تنها نام برد.
چند مورد از این پیروان و مشکلاتی که جمهوری اسلامی برایشان فراهم کرده و درواقع محدودیت هایی که برای آنان فراهم کرده را نام میبرم تا بیشتر موقعیت پیروان دیگر ادیان و عقاید و باورمندان دیگر در ایران را درک کنیم.
برخورد جمهوری اسلامی با مسیحیان و حقوق شهروندی آنان به صورت خلاصه:
طبق گزارش یک موسسهی مذهبی مستقر در بریتانیا در گزارش سالانه خود دربارهی آزار و اذیت مسیحیان در دنیا میگوید، که به دلیل بنیادگرایی اسلام امروزه مسیحیان در یک چیزی حدود 40 کشور دنیا با انجام مراسم مذهبی خود مشکل دارند، و بر اساس همین گزارش ایران در جایگاه هفتم را کسب کرده است.
گزارش این سازمان که به نام ( اوپن دور) هست، تعداد مسیحیان ایران را 450 هزار نفر اعلام کرده، هرچند تعداد مسیحیان ایران مشخص نیست، چون کسانیکه تغییر دین دادهاند نمیتوانند آزادانه آنرا بیان کنند.
به دلیل اینکه قوانین جمهوری اسلامی ایران بر اساس چهارچوب قوانین اسلامی هست. فقط ارامنه و آشوری ها (با شرایط خاص) میتوانند مسیحی باشند. هرچند که با این افراد هم به عنوان شهروند درجه دو برخورد میشود.
مسیحیان دستورات دینی خود را نمیتوانند به راحتی انجام بدهند. به عنوان مثال بشارت دادن وظیفهی یک مسیحیی هست، که به عیسی مسیح به عنوان فرزند خدا ایمان دارد، اما در ایران این کار به قیمت جان شخص تمام میشود. یا همینطور انجام مراسم مذهبی و یا مرمّت کردن کلیساهایی که رو به تخریب دارند جرم محصوب میشود و دچار مشکلات جدی و دستگیری به جرم اقدام علیه امنیت ملی ختم میشوند.
با این که 19 سازمان حقوق بشری خواستار خاتمه دادن به آزار و اذیت مسیحیان بودهاند، همچنان ایران به بازداشت مسیحیان و بازجویی از آنها و تفتیش و ضبط وسایل شخصی آنها میپردازد.
طبق گزارش “احمد شهید” گزارشگر ویژهی سازمان ملل متحد مربوط به امور حقوق بشر در ایران در گزارش شهریور ماه 1390 نوشت، که در طول یک سال 300 مسیحی در سراسر کشور به صورت خودسرانه و فقط برای انجام مراسم مذهبی و در واقع برای معتقد بودن به دین مسیحیت دستگیر و مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
به عنوان مثال میشود به این موضوع اشاره کرد، که ایران در بهمن ماه 1397 از روز 9 تا 26، چند تن از نوکیشان مسیحی به نام های یوسف ندرخانی، محمد وفادار، محمد اسلام دوست(شهروز)، کمال نعمانیان، فاطمه پسندیده، حسین کدیور، خلیل پوردهقان و کشیش عبدالرضا علی حق نژاد (ماتیاس) دستگیر شدند.
همین که دینی را اقلیت به شمار میبرند این خود توهین هست و منجر به نادیده گرفتن عدهی زیادی از شهروندان ایران میشود.
برخورد جمهوری اسلامی ایران با پیروان اهل سنت:
اهل سنت در ایران دومین گروه مذهبی را تشکیل میدهد. سنیها در ایران از سال 957 میلادی غزنویان و بعد از آنها سلجوقیان و خوارزمشاهیان تا تهاجم مغول به ایران حکومت میکردند.
جمعیت فعلی پیروان اهل سنت امروزه حدود 3/8 درصد جمعیت کل ایران را تشکیل میدهند.
بعد از فتح اعراب در سال 640 میلادی ایرانیان کم کم به دین اسلام روی آوردند؛ چون اسلام دین رسمی و بخشی از دولت ایران شد.
دین اسلام به شکل حکومت سنیها در 9 قرن اول اسلامی، تاریخ مذهبی ایران را تشکیل میدادند تا دورهی حکومتی صفویان.
شاه اسماعیل صفوی کسی بود که دین رسمی ایران را شیعه اعلام کرد، چون در دورهی حکومتی صفویان بیشتر ایرانیان رو به مذهب شیعه آورده بودند.
با این حال امروزه هنوز حدود 9 درصد جمعیت ایران را پیروان اهل سنت تشکیل میدهند. با توجه به مخالفتهایی که با آنها شده هنوز تعداد زیادی از اقوام و ملل ایران سنی مذهب هستند. پیروان اهل سنت بیشتر در مناطق مرزی کشور پراکنده هستند. به طور کلی میتوان گفت، که این پیروان در 15 استان به نامهای کردستان (سنندج)، بلوچستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمانشاه، آذربایجان غربی، هرمزگان، گلستان (ترکمن صحرا)، اردبیل (عنبران)، گیلان (تالش)، فارس (شیراز)، بوشهر، خوزستان و اهل سنتهای مقیم پایتخت (تهران) ساکن هستند.
امروزه پیروان اهل سنت در حکومت جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
یکی از این آزار و اذیتها را میشود تبعیضهایی که بین یک فرد شیعه و سنی میگذارند نام برد. برای کسانیکه پیرو اهل تسنن هستند کار کردن در دستگاه دولتی سخت و حتی غیر ممکن هست. از گزینش شدن و سوالاتی که در مورد دین اسلام در واقع مذهب شیعه میشود، میتوان فهمید که پیروان اهل سنت آنجا جایی ندارند. چون برای گزینش بیشتر در مورد دین سوال میشود و ظاهر شخص و بسته بودن دکمههای یخه و سر آستینها و ترجیحاً داشتن یک تسبیح و انگشتر خیلی مهمتر هست تا تواناییهای شخص متقاضی!.
اینکه این افراد هم شهروند درجه دو نامیده میشوند مورد جدیدی نیست.
برگزاری مراسم مذهبی پیروان اهل سنت هم موضوع دیگری هست، که جمهوری اسلامی ایران مورد تجاوز قرار میدهد. تخریب نمازخانهها و اماکن مذهبی پیروان اهل سنت در ایران بارها و بارها تکرار شده و هیچ ارگان دولتی هم مسئولیت این کار را بر عهده نمیگیرد.
جمعیت اهل سنت در تهران حدود یک میلیون تخمین زده شده، اما تصور کنید که برای نماز عید فطر که واجبات دین آنان هست، به جز چند مورد، جایی را ندارند که بتوانند همگی به طور آزادانه انجام دهند.
سازمان بهزیستی کشور طی بخشنامهای، استخدام پرسنل از پیروان دیگر ادیان در مهدهای کودک را ممنوع اعلام کرد.
در این بیانیه آمده است که به کارگیری این افراد تنها در مهد کودکهایی مجاز است که به اقلیتهای دینی اختصاص دارد.
متن کامل بند 19 این بخشنامه به این صورت هست (به کار گیری پرسنل از اقلیتهای دینی تحت هر عنوان در مهدهای کودک، به غیر از مهدهای مخصوص اقلیتهای دینی، ممنوع میباشد). وقتی پیروان دیگر ادیان را اقلیت دینی نام میبرند چه توقعی میتوان داشت که محدودشان نکنند.
این مشکلات فقط برای یک گروه خاص نیست، بلکه تمام سایر ادیان و عقاید خارج از دین و مذهب رسمی نظام، این مشکلات را دارند.
با توجه به بند ۹ اصل ۳ قانون اساسی مبنی بر 《رفع تبعیضهای ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینههای مادی و معنوی》، میشود گفت جمهوری اسلامی ایران دیگر به قوانین خودش هم پایبند نیست و دیگر حتی لفظی هم رعایت نمیکنند و علنی برای پیروان ساید ادیان و عقاید دیگر تبعیض قائل میشوند.
نظرتان را به گزارش هایی در مورد نقض پیروان سایر ادیان و عقاید و محدودیتهای حقوق شهروندی انها جلب میکنم.
طبق گزارش آماری کمیتهی ادیانِ کانون دفاع از حقوق بشر در ایران وضعیت نقض حقوق پیروان اهل تسنن در 5 ماه گذشته به این شکل هست.
| مورد | موضوع | ردیف |
| 11 | بیخبری از افراد بازداشت شده | 1 |
| 14 | احضار و بازجوئی | 2 |
| 6 | محاکمه | 3 |
| 3 | محرومیت از درمان | 4 |
| 4 | بلاتکلیفی افراد بازداشت شده | 5 |
| 1 | تهدید | 6 |
| 14 | شکنجه | 7 |
| 2 | فرافکنی و حاشیه سازی | 8 |
| 1 | اعتصاب غذا | 9 |
| 1 | عدم دسترسی به وکیل و یا دادرسی عادلانه | 10 |
| 2 | محرومیت از تماس تلفنی | 11 |
| 5 | انتقال به انفرادی | 12 |
| 13 | ضرب و شتم | 13 |
| 8 | عدم رعایت اصل تفکیک جراِئم | 14 |
| 2 | ممانعت از سفر | 15 |
| 1 | مخالفت با مرخصی | 16 |
| 1 | جلوگیری ازآزادی از زندان با توجه به اتمام دوران محکومیت | 17 |
| 21 | محرومیت از حقوق شهروندی | 18 |
| 1 | ممانعت از انجام مناسک مذهبی | 19 |
| 2 | محرومیت از حق دادرسی عادلانه | 20 |
| 6 | رفتار خشونت امیز با شهروندان | 21 |
| 8 | آزادی از زندان با توجه به اتمام دوران محکومیت | 22 |
| 124 | جمع کل | 23 |
**************************************************************************************************
طبق گزارش آماری کمیتهی ادیان، کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، وضعیت نقض حقوق پیروان مسیحیت در 5 ماه گذشته به این شکل هست.
| مورد | موضوع | ردیف |
| 17 | بازداشت و بیخبری | 1 |
| 11 | جلوگیری از مناسک مذهبی | 2 |
| 3 | تفتیش منزل | 3 |
| 3 | ضبط وسایل | 4 |
| 4 | آزادی موقت با قرار وثیقه | 5 |
| 4 | رفتار توهین آمیز با شهروندان | 6 |
| 8 | محرومیت از حقوق شهروندی | 7 |
| 50 | جمع کل | 8 |
**************************************************************************************************
در انتها باید بگویم که جمهوری اسلامی ایران حتی وبلاگ من و بسیاری دیگر از هم صنفهای مرا هم فیلتر کرده است.
آیا واقعاً خواهان برقراری حقوق بشر بودن جرم است؟ حرف بدی هست که نمیگذارند مردم عزیز واقعیت را بدانند؟
البته قابل تامل است، که جمهوری اسلامی حتی وبلاگ ما را فیلتر کرده، چون مطمعن شدهایم که قلم ما حق را نوشته است و صدای ما حاوی واقعیت بوده و جمهوری اسلامی ایران خواهان حق و حقیقت نیست.
همه ی ایران باید بلند شود و این اتفاق خواهد افتاد که روزی ایرانی آزاد خواهیم داشت، اما این در صورتی هست که سکوت نکنیم.
سکوت ملت برابر است با درد و خون و اشک، چه بهتر است که آدم بمیرد در راه آزادی تا اینکه زندگی کند زیر بار ظلم و ستم.
نوشته خود را با این چند بیت شعر به پایان میرسانم.
این دود سیه فام که از بام وطن خواست
از ماست که بر ماست
وین شعلهی سوزان که برآمد ز چپ و راست
از ماست که بر ماست
جان گر به لب ما رسد از غیر، ننالیم
با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست
از ماست که بر ماست
هادی درتومی
بازدیدها: 142
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website