Home / پانل آزاد / زن‌کشی؛ نه یک تراژدی شخصی، که یک سیاست حکومتی

زن‌کشی؛ نه یک تراژدی شخصی، که یک سیاست حکومتی

یارسانمدیا

سید جمال حسینی

١٠.٦.٢٠٢٥

در ایران امروز، خبر قتل یک زن دیگر، نه رویدادی شوکه‌کننده، بلکه بخشی از واقعیت تلخ روزمره است.

زنانی که در سایه‌ی قوانین تبعیض‌آمیز، دستگاه قضایی ناعادلانه، و فرهنگی زن‌ستیز که از سوی حکومت تولید و تکرار می‌شود هر روز، هر ساعت، جان می‌بازند.

این خشونت نه حادثه‌ای فردی، که سیاستی ساختاری‌ست. حکومتی که زن را تهدیدی علیه نظم ایدئولوژیک خود می‌داند، با ابزار قانون، قضا، پلیس و رسانه، خشونت را علیه او نهادینه کرده است.

الهه حسین‌نژاد؛ زنی که می‌خواست به خانه برگردد.
الهه حسین‌نژاد، دختر ۲۴ ساله‌ی ساکن اسلامشهر، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۴، پس از پایان کار، از میدان آزادی تهران سوار تاکسی اینترنتی شد تا به خانه بازگردد.
راننده، بهمن فرزانه، او را ربود و چند روز بعد پیکر بی‌جانش در اطراف فرودگاه امام خمینی پیدا شد. با وجود پخش اعترافات از صداوسیما، ابهام‌های جدی درباره‌ی روند پرونده، انگیزه‌ی قتل، و جزئیات جنایت باقی مانده است.

افکار عمومی یک‌صدا فریاد می‌زند: در کشوری که زن‌کشی به دلیل زیستن عادی شده، مسئول کیست؟

از الهه تا هانیه؛ تکرار بی‌پایان خشونت!

تنها دو روز پس از قتل الهه، جامعه ایران با شوک قتل هانیه بهبودی “قهرمان ملی مچ‌اندازی بانوان” مواجه شد؛ هانیه، قربانی خشونت وحشیانه‌ی همسرش شد. قاتل در اعترافی تکان‌دهنده گفت:

«سرش را به زمین کوبیدم، ولی باز آرام نشدم؛ با چاقوی قصابی مچ‌هایش را بریدم.»

زن‌کشی: ساختاری، نه استثنایی

قتل ژینا (مهسا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، جرقه‌ی خیزشی ملی بود. اما چرخه‌ی خشونت ادامه یافت:
نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده، آرمیتا گراوند، حدیث نجفی، غزاله چلابی، مینو مجیدی (زن یارسانی)، شلیر رسولی و ده‌ها زن دیگر، در سکوت رسانه‌ای و حمایت ساختارهای رسمی از قاتلان، جان باختند.

زن‌کشی در ایران، نه یک حادثه‌ی فردی، که بخشی از سیاست کنترل بدن، صدای سیاسی، هویت اجتماعی و انتخاب‌های زنان است.

سکوت، قتل، فراموشی

از ابتدای سال ۱۴۰۴، گزارش‌های رسمی و غیررسمی نشان می‌دهند که به‌طور میانگین هر روز دست‌کم یک زن در ایران به قتل رسیده است.

نام‌هایی چون: منصوره قدیری، فاطمه سلطانی، سیده دنیا حسینی، فاطمه برخورداری (معلم، سبزوار)، سمیرا نوربخش (کرمانشاه)، الیانا کوهی و مادرش (فیروزآباد)، زن باردار در نهبندان، دختر ۱۸ ساله‌ای در اسلامشهر که توسط پدرش کشته شد.

همگی نمونه‌هایی از قتل سیستماتیک زنان در سایه‌ی بی‌قانونی و بی‌عدالتی‌اند.

فقه، قانون و واژه‌ی ترسناک: «مهدورالدم»

در نظام جمهوری اسلامی، برخی قاتلان با استناد به مفهوم فقهی «مهدورالدم» از مجازات می‌گریزند. «مهدورالدم» یعنی فردی که خونش مباح است و قتلش مستوجب قصاص نیست. این تفسیر، ابزاری خطرناک برای توجیه زن‌کشی در حوزه‌ی خانواده یا روابط جنسی–اخلاقی است.

سیده دنیا حسینی؛ زن جوان یارسانی اهل کرمانشاه

سیده دنیا حسینی، زن جوان پیرو آیین یارسان، به‌دست پدرش در اسلامشهر به قتل رسید. با گذشت ماه‌ها، قاتل همچنان آزاد است. نظام قضایی جمهوری اسلامی، با استناد به فقه شیعه و تفسیرهای مردسالارانه از «حق ولایت پدر» یا حتی احتمال «مهدورالدم» بودن قربانی، از اجرای عدالت سرباز زد.

همچنین، یارسانی بودن دنیا حسینی به‌عنوان عضوی از اقلیت مذهبی تحت تبعیض عاملی مضاعف در بی‌توجهی نهادهای رسمی به این جنایت بوده است.

عدالت خاموش: میترا استاد و تبعیض مذهبی

میترا استاد، زن کرمانشاهی و پیرو آیین یارسان، به‌دست محمدعلی نجفی، وزیر اسبق و شهردار پیشین تهران، به قتل رسید. با وجود شواهد آشکار، ساختار قضایی با مماشات کامل، قاتل را از مجازات جدی رهانید.
نجفی با نمایش اعترافات، استفاده از نفوذ سیاسی، و حتی توسل به مفاهیم مذهبی مانند توبه قاتل، از چنگ عدالت گریخت. این‌که میترا استاد زنی یارسانی بود، بی‌گمان در چشم دستگاهی که هویت دینی را مبنای ارزش جان انسان قرار می‌دهد، بر بی‌اهمیت‌بودن مرگ او افزوده است.

شلیر رسولی؛ مرگی میان تجاوز و سکوت

شلیر رسولی، زن مریوانی ۳۶ ساله، زمانی‌که مردی قصد تجاوز به او را داشت، از طبقه‌ی دوم برای فرار، خود را به بیرون پرت کرد. او در بیمارستان جان باخت.
عامل تجاوز هنوز آزاد است و هیچ مقام رسمی، پیگیری پرونده را برعهده نگرفته. نه قوه قضاییه، نه صداوسیما، نه هیچ نهاد دیگری.

زنان زندانی؛ صدای خاموش‌نشدنی

در دل این خشونت نهادینه، زنانی هستند که ایستاده‌اند؛
وریشه مرادی، پخشان عزیزی، شریفه محمدی، سپیده قلیان، گلرخ ایرایی، ناهید تقوی، زهرا رهنورد، آتنا دائمی و بسیاری دیگر، یا در خطر اعدام‌اند یا تحت شکنجه و انزوا در زندان.
صدای آن‌ها، پژواک ایستادگی در برابر یک نظام تبعیض‌پرور است.

ناپدیدسازی قهری: مرگی بدون نام

در کنار قتل و زندان، پدیده‌ی ناپدیدسازی قهری نیز در جریان است.
معترضانی از شادگان، سیستان، کردستان و سایر نقاط کشور که پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی، ناپدید شدند. پیکر برخی‌شان هفته‌ها بعد در بیابان یا رودخانه پیدا شد. هیچ نهادی پاسخ‌گو نیست.

خون ادامه دارد…

پس از قتل الهه و هانیه، پس از زن‌کشی روزانه، پس از اعترافات تلویزیونی و انکارهای حکومتی، جامعه ایران می‌داند که این خشونت‌ها ریشه در ساختاری دارند که زن را موجودی درجه‌دو و تهدیدی برای نظم ایدئولوژیک خود می‌بیند.

ما صدای الهه‌ایم

ما، زن و مرد، کرد و فارس، مسلمان و یارسان، تهرانی و مرزی، اعلام می‌کنیم:
تا سقوط قوانین زن‌ستیز
تا پایان تبعیض جنسی و مذهبی
تا نابودی ساختارهای خشونت‌پرور
تا رهایی کامل زنان از ستم سیستماتیک

دست از مبارزه نخواهیم کشید.
زن، زندگی، آزادی

#به_خشونت_علیه_زنان_پایان_دهید
#نه_به_حکومت_زن‌ستیز
#نه_به_قوانین_ضدزن
#نه_به_مهدورالدم

سید جمال حسینی
خرداد ۱۴۰۴

 

خرداد ۱۴۰۴

بازدیدها: 1182