یارسانمدیا
حکیم سهرابی و تیمور نظری
۱۵ جولای ۲۰۲۵
پیامدهای این دشمنافروزی برای مردم ایران، علیالخصوص زاگرسنشینان از جمله کُردها و جامعه یارسان
مقدمه
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، سیاست خصمانه جمهوری اسلامی ایران نسبت به اسرائیل، به یکی از ارکان اصلی گفتمان سیاسی و مذهبی نظام تبدیل شده است. در حالیکه پیش از انقلاب، ایران دارای روابط امنیتی و اقتصادی غیررسمی با اسرائیل بود، جمهوری اسلامی این رژیم را به عنوان «دشمن اسلام» و «غده سرطانی» معرفی کرد که باید نابود شود. این موضع نهتنها سیاست خارجی ایران را شکل داده، بلکه به ابزاری برای سرکوب داخلی و هدایت افکار عمومی در جهت اهداف ایدئولوژیک تبدیل شده است.
ریشههای دشمنی با اسرائیل در ایدئولوژی اسلامی و ولاییِ جمهوری اسلامی:
رهبران جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب، دشمنی با اسرائیل را وظیفهای الهی و مذهبی قلمداد کردهاند. امام خمینی، اسرائیل را نماینده “استکبار جهانی” و عامل فساد در جهان اسلام معرفی کرد. ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی – تلفیقی از تشیع سیاسی، مهدویت و تئوری ولایت فقیه – بر مبارزه با دشمنان اسلام از جمله اسرائیل تأکید دارد. این دشمنسازی نهتنها باور مذهبی، بلکه ابزاری برای مشروعیتبخشی به ساختار قدرت نیز بوده است.
نقش سران جمهوری اسلامی در تداوم جنگ ایدئولوژیک با اسرائیل:
رهبر فعلی جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، بارها تاکید کرده که اسرائیل باید تا ۲۵ سال آینده از بین برود. در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد نیز شعار “محو اسرائیل از نقشه” واکنشهای گستردهای در سطح جهانی برانگیخت. سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر حمایت گسترده از گروههایی مانند حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین استوار شده است؛ حمایتی که میلیاردها دلار از بودجه کشور را به خود اختصاص داده، در حالیکه مردم ایران با بحرانهای اقتصادی، فقر، تورم و بیکاری دست و پنجه نرم میکنند.
استفاده ابزاری از دشمن اسرائیلی برای سرکوب داخلی:
جمهوری اسلامی بارها از دشمنهراسی برای سرکوب مخالفان داخلی بهره برده است. افراد بسیاری صرفاً به دلیل فعالیتهای سیاسی، رسانهای یا فرهنگی، با اتهاماتی مانند “جاسوسی برای اسرائیل” یا “همکاری با دشمن” بازداشت، زندانی یا اعدام شدهاند. نمونههایی از این سرکوبها عبارتاند از:
روحالله زم (مدیر آمدنیوز)، اعدام در سال ۱۳۹۹.
جلال حاجیزوار (کارمند سابق وزارت دفاع)، اعدام به اتهام جاسوسی برای موساد، ۱۳۹۸.
صدها زندانی سیاسی در دهه ۱۳۶۰ که با برچسبهایی مانند “ضد نظام اسلامی” و “همدست دشمن” اعدام شدند. (منبع: عفو بینالملل، ۲۰۱۸)
نقلقول از شهروند معترض (منبع: NYPost, 2025):
“To the whole world, I have a message from Iran… We are hostages here.”
این فضای سرکوب اغلب بدون محاکمه عادلانه اعمال شده و منجر به رواج خودسانسوری و ترس فراگیر در جامعه شده است.
اثرات اقتصادی و اجتماعی دشمنسازی بر زندگی مردم ایران:
سیاستهای تقابلی جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، موجب تحریمهای فلجکنندهای شده که تأثیرات مستقیمی بر زندگی مردم داشتهاند. از جمله پیامدهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد: افزایش فقر، بیکاری و فروپاشی طبقه متوسط. مهاجرت سالانه هزاران متخصص و نخبگان، با خروج سالانه حدود ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه انسانی.
اختصاص بودجهای بالغ بر ۱.۶ میلیارد دلار برای گروههای شبهنظامی خارج از کشور.
بودجه نظامی بیش از ۱۰.۳ میلیارد دلار (حدود ۲.۱٪ از GDP) با برنامه افزایش ۲۰۰٪.
این در حالیست که مردم ایران برای تامین ابتداییترین نیازهای خود با دشواری مواجهاند.
سرکوب فرهنگی و سانسور به بهانه نفوذ دشمنان:
نظام جمهوری اسلامی هرگونه نقد نسبت به سیاستهای منطقهای خود را با برچسبهایی چون “نفوذی”، “جاسوس” یا “ضدانقلاب” سرکوب میکند. رسانهها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی بهشدت تحت کنترل هستند. حتی اشاره به ضرورت گفتوگو یا کاهش تنش با اسرائیل، میتواند منجر به بازداشت، اخراج از محل کار، یا محرومیت اجتماعی شود. این سرکوب فرهنگی، فضای خلاقیت و تبادل فکری در کشور را به شدت محدود کرده است.
پیامدهای فاجعهبار این سیاست برای زاگرسنشینان از جمله مردم کُرد و جامعه یارسان:
الف) نظامیسازی مناطق کُردنشین!
مناطق کُردنشین غرب ایران همواره تحت نظارت شدید امنیتی بودهاند. حضور دائمی سپاه پاسداران، پایگاههای نظامی، محدودیت تردد و کنترلهای شدید، زندگی مردم را دشوار کرده است. بر اساس گزارش ههنگاو (۲۰۲۴)، دستکم ۳۳۹ کولبر قربانی شدهاند (۵۷ کشته، ۲۸۲ زخمی) که بیش از ۸۰٪ آنها با شلیک مستقیم نیروهای نظامی جان خود را از دست دادهاند.
ب) سرکوب فعالان کُرد!
فعالان مدنی، فرهنگی و زیستمحیطی کرد بهطور مداوم به اتهامهایی مانند “ارتباط با دشمن” یا “تجزیهطلبی” تحت بازداشت و شکنجه قرار میگیرند. نمونه بارز آن زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد است که سالهاست بدون مرخصی و با وضعیت وخیم جسمی در زندان به سر میبرد.
پ) تبعیض و سرکوب یارسانیان!
یارسانیان، یکی از اقلیتهای مذهبی عمدتاً ساکن زاگرس، نیز از تبعیضهای گسترده رنج میبرند. حکومت جمهوری اسلامی مذهب یارسان را به رسمیت نمیشناسد و آنها را در طبقه “فرق ضاله” قرار میدهد. بسیاری از پیروان این آیین، به دلیل عدم اعلام رسمی دین در شناسنامه، از استخدامهای دولتی محروماند.
مراسم آیینی یارسانها بارها مورد حمله یا محدودیت قرار گرفته و توهین به مقدسات آنها در رسانههای رسمی ادامه دارد. نمونههای دردناکی مانند خودسوزی نیکو عزیزپور و صانع ژاله، بیانگر اوج اعتراض و ناامیدی این گروه از تبعیض ساختاری است.
جمعبندی: دشمنسازی ایدئولوژیک؛ ابزار قدرت، فاجعه برای مردم!
دشمنسازی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی – بهویژه در قبال اسرائیل – نهتنها به یک سیاست خارجی تهاجمی منجر شده، بلکه به ابزاری در خدمت تثبیت اقتدار داخلی تبدیل شده است.
نتیجه این سیاست:
تخریب اقتصاد ملی و فرار مغزها؛
سرکوب سیاسی و فرهنگی گسترده؛
فشار بیسابقه بر اقلیتهای قومی و مذهبی؛
بیثباتی اجتماعی و تعمیق بحران مشروعیت.
این سیاست نهتنها تهدیدی واقعی را مهار نکرده، بلکه بذر نفرت، ناامیدی و واگرایی را در بطن جامعه ایران پراکنده است. تنها با پایان دادن به این دشمنتراشی ایدئولوژیک، گامهای واقعی به سوی صلح، توسعه و آشتی ملی ممکن خواهد شد.
آلمان
۱۵.۷.۲۰۲۵
حکیم سهرابی، تیمور نظری
بازدیدها: 705
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website