یارسانمدیا
١٣ دی ١٤٠٤
نویسند: امیر سلیمی
خیزش «ژینا» که با شعار بنیادین «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت، بر بازیابی هویت انسانی و کرامت فرد ایرانی استوار بود. این جنبش، بهسرعت به گفتمانی فراگیر بدل شد که از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب ایران، بخشهای وسیعی از جامعه خود را با مؤلفههای ارزشی و نظری آن بازتعریف کردند. با این حال، این خیزش مردمی بهتدریج از سوی برخی گروههای موسوم به «ترمزکنندهٔ اجتماعی» و فاشیستی مصادره به مطلوب شد و با افزودن شعارها و مضامین نامتجانس و انحرافی، از جمله ترکیبهایی نظیر «مرد، میهن، آبادی»، از مسیر اصلی خود منحرف گردید؛ روندی که در نهایت، زمینه را برای واکنشهای تبلیغاتی و تخریبی جمهوری اسلامی و اتاقهای فکر وابسته به آن فراهم ساخت، بهگونهای که این نظام کوشید با وارونهسازی مفاهیم، گفتمانهایی نظیر «زنستیزی اخلاقی» یا «ابتذال اجتماعی» را در برابر شعار «زن، زندگی، آزادی» برجسته کند.
در ادامهٔ این تحولات، از زمانی که بازاریان و کسبهٔ تهران، در پی افزایش شدید نرخ ارز و طلا و رشد بیسابقهٔ قیمت کالاهای مصرفی، ناگزیر به تعطیلی واحدهای صنفی و توقف فعالیتهای تجاری خود شدند، موجی از اعتراضات صنفی و اجتماعی شکل گرفت. همزمان، شماری از صرافیها نیز به دلیل نگرانی از نوسانات کنترلنشده و تحولات پیشبینیناپذیر بازار ارز، فعالیت خود را به حالت تعلیق درآوردند. این اعتراضات بهسرعت به دیگر شهرهای ایران گسترش یافت و به شکلی از نارضایتی عمومی علیه کلیت ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نمادهای قدرت جمهوری اسلامی بدل شد؛ ساختاری که مستقیماً سفرە و معیشت روزمرهٔ مردم را هدف قرار داده و آخرین سنگرهای خصوصی و هویتی فرد ایرانی—پس از تحمیل کنترل بر پوشش—را نیز در معرض مصادره و نظارت نهایی قرار داده است.
در جغرافیای اجتماعی، هویتی، تاریخی و زبانی گوران—شامل کلانشهرهای کرمانشاه، ایلام، همدان و لرستان—مردم همانگونه که در خیزش «ژینا» نقشی فعال و تعیینکننده ایفا کردند، در اعتراضات اخیر بازاریان و کسبه نیز حضوری جدی و سازمانیافته داشتهاند. این اعتراضات، که اکنون به واکنشی اجتماعی–سیاسی برای دگرگونیهای بنیادین و ساختاری تبدیل شده است، نخستین قربانی خود را از حوزە هویتی و تاریخی گوران نیز نثار کرده و با جانباختن جاویدنام حسام خدایاریفرد، بُعدی تراژیک و تاریخی به خود گرفته است.
آنچه در این مقطع بیش از هر چیز شایان تأمل است—و نگرانیهای دیرپای مردم این حوزهٔ فرهنگی و تاریخی را تأیید میکند—رفتار گزینشی و سکوت معنادار رسانههای موسوم به «کوردی» یا وابسته به احزاب سیاسی است. این رسانهها غالباً توان یا تمایل به بازنمایی آگاهی سیاسی و هوشیاری اجتماعی مردمان گوران ندارند؛ با این حال، در مواردی خاص و نمادین، مثلاً هنگامی که چند فرد با پوششهایی کلیشهای مانند «لباس خاکستری» یا «چفیه/کوفیهٔ عربی» در صحنه ظاهر میشوند، ناگهان با بزرگنمایی رسانهای و تبلیغ ناسیونالیسم کوردی، این شهرها را در چارچوب روایتهای ایدئولوژیک خود مصادره میکنند.
واقعیت آن است که هیچ قدرت سیاسی یا حزبی نمی تواند/ حق ندارد برای مردمان دارای هویت اجتماعی، تاریخی و زبانی گوران—در کرمانشاه، ایلام، همدان و لرستان—خط و نشان بکشد یا ایدههای منقرضشدهٔ خود را بر آنان تحمیل کند. مردم این مناطق، با تکیه بر خودآگاهی تاریخی و هویتی، برای تحقق ایرانی آزاد، آباد و دموکراتیک و استقرار نظامی دموکراتیک، سکولار و غیرمتمرکز مبارزه میکنند. رسانههای وابسته، با سکوت، تحریف یا برخورد گزینشی، قادر نخواهند بود مسیر تاریخی مبارزات و آگاهی اجتماعی این مردم را به نفع منافع ایدئولوژیک خود تغییر دهند. این جامعه ریشه در تاریخ دارد و در برابر این «بادهای ضعیف» با بیاعتنایی و استواری ایستادگی خواهد کرد.
امیر سلیمی
نروژ-اسلو
٢م ژانویە ٢٠٢٦ م
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 1070
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website