Home / پانل آزاد / اعتراضات مردمی در ایران؛ مطالبه عدالت اجتماعی در برابر سرکوب و نقض حقوق بشر

اعتراضات مردمی در ایران؛ مطالبه عدالت اجتماعی در برابر سرکوب و نقض حقوق بشر

یارسانمدیا
٢٧ دی ١٤٠٤٠

 

نویسندە: مریوان راخ

مریوان ڕاخ

در شرایط کنونی، جامعه ایران با مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق و درهم‌تنیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه است؛ بحران‌هایی که ریشه در گرانی افسارگسیخته، کاهش شدید قدرت خرید مردم، گسترش فقر و شکل‌گیری احساس فراگیر بی‌عدالتی دارد. افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، مسکن، دارو و خدمات اولیه، در کنار نبود هرگونه برنامه شفاف و مؤثر برای بهبود وضعیت معیشتی، زندگی میلیون‌ها شهروند را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت، به‌ویژه برای جوانان، کارگران، بازنشستگان و اقشار کم‌درآمد، فشار مضاعفی ایجاد کرده و امید به آینده را به‌شدت تضعیف نموده است.

در چنین شرایطی، تظاهرات و اعتراضات مردمی را باید نه تهدید، بلکه نشانه‌ای از بحران مشروعیت و ناکارآمدی ساختارهای تصمیم‌گیری دانست. این اعتراضات، واکنشی طبیعی و مدنی به سال‌ها بی‌توجهی به مطالبات قانونی و انسانی شهروندان است؛ مطالباتی که حول محور عدالت اجتماعی، شفافیت، پاسخگویی مسئولان، توزیع عادلانه منابع و احترام به کرامت انسانی شکل گرفته‌اند. مردم ایران خواهان زندگی آبرومندانه، امنیت اقتصادی و برابری در برابر قانون هستند؛ حقوقی که در هر نظام سیاسی مسئول و پاسخگو، باید تضمین‌شده و غیرقابل‌چشم‌پوشی باشد.

با این حال، واکنش حکومت جمهوری اسلامی به این اعتراضات، عمدتاً بر پایه رویکردهای امنیتی و سرکوب‌گرانه استوار بوده است. به‌جای گفت‌وگو با معترضان و تلاش برای پاسخ‌دادن به ریشه‌های نارضایتی، استفاده از زور، بازداشت‌های گسترده و برخورد خشن با شهروندان در دستور کار قرار گرفته است. کشته و زخمی‌شدن دست‌کم ده‌ها نفر از معترضان، زنگ خطری جدی درخصوص وضعیت حقوق بشر در کشور و نحوه مواجهه حاکمیت با اعتراضات مسالمت‌آمیز به شمار می‌رود.

حق اعتراض، حق تجمع مسالمت‌آمیز و حق بیان آزادانه نارضایتی‌ها، از جمله حقوق بنیادین بشر است که در اسناد بین‌المللی و حتی در قوانین داخلی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. نادیده‌گرفتن این حقوق و پاسخ‌دادن به مطالبات مردمی با گلوله، باتوم و بازداشت، نه‌تنها ناقض تعهدات حقوقی و اخلاقی حکومت است، بلکه به تشدید خشم اجتماعی، گسترش بی‌اعتمادی و تعمیق شکاف میان دولت و ملت منجر می‌شود. مسئولیت مستقیم جان‌باختن و آسیب‌دیدن معترضان، متوجه ساختاری است که سرکوب را جایگزین اصلاح کرده است.

من به‌عنوان یک جوان یارسانی، خود را بخشی جدایی‌ناپذیر از جامعه ایران می‌دانم و نسبت به سرنوشت مردم این سرزمین احساس مسئولیت اخلاقی، انسانی و اجتماعی دارم. باورها و آموزه‌های ما بر پایه راستی، انصاف، کرامت انسانی و ایستادگی در برابر ظلم شکل گرفته است. از این‌رو، سکوت در برابر رنج مردم، تبعیض‌های ساختاری، فقر گسترده و سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز، با وجدان انسانی و باورهای ما در تضاد آشکار است

حمایت من از این اعتراضات، حمایت از خشونت یا بی‌ثباتی نیست؛ بلکه حمایت از حق مشروع مردم برای مطالبه‌گری، اعتراض مدنی و خواست تغییر از مسیرهای انسانی و عادلانه است. این حمایت، فراتر از تعلقات مذهبی، قومی یا فکری، بر اساس همبستگی انسانی و باور به عدالت اجتماعی شکل گرفته است

همبستگی با مردم ایران، به معنای ایستادن در کنار خواست‌های به‌حق آنان برای اصلاح شرایط، کاهش نابرابری‌ها و ایجاد ساختاری عادلانه‌تر در اداره کشور است. تجربه نشان داده است که سرکوب، نه‌تنها بحران‌ها را حل نمی‌کند، بلکه آن‌ها را عمیق‌تر و پرهزینه‌تر می‌سازد. آینده ایران در گرو پذیرش صدای مردم، احترام به حقوق بشر، پاسخگویی واقعی حاکمیت و جایگزینی رویکرد امنیتی با گفت‌وگو و اصلاحات بنیادین است. تنها از این مسیر است که می‌توان امید، اعتماد و ثبات پایدار را به جامعه بازگرداند.

 

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 174