یارسانمدیا
09 مارس 2026
نویسندە: داریوش پیری
مقدمه
تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه اخیر، بهویژه پس از موجهای متوالی اعتراضات مردمی و تشدید بحرانهای ساختاری در نظام سیاسی، منتج به ورود کشور به مرحلهای از بیثباتی سیاسی وتهاجم نظامی و فرصتی برای بازتعریف روابط میان دولت و جامعه شده است. در چنین شرایطی، گروههای اجتماعی مختلف—از طبقات فرودست شهری گرفته تا ملیت ها و اقلیت های مذهبی—به تدریج تلاش میکنند مطالبات خود را در عرصه عمومی مطرح کنند.
در میان این گروهها، جامعه یارسان (اهل حق) یکی از اقلیتهای مذهبی است که در طول تاریخ معاصر ایران با اشکال مختلف تبعیض، حذف نمادین و محدودیتهای سیاسی و فرهنگی مواجه بوده است. با وجود این، تحولات فناوری ارتباطات و ظهور رسانههای اجتماعی در سالهای اخیر، فضای جدیدی برای بازنمایی هویت و طرح مطالبات این جامعه فراهم کرده است.
از منظر علوم سیاسی، این تحول را میتوان در چارچوب نظریههای «سیاست هویت» و «کنش جمعی» تحلیل کرد. بعبارت دیگر در دورههای بحران سیاسی، گروههای اجتماعی که پیشتر در حاشیه قرار داشتند میتوانند از فرصتهای ساختاری برای سازماندهی و طرح مطالبات خود استفاده کنند. در چنین شرایطی، رسانههای جدید و شبکههای ارتباطی نقش مهمی در شکلگیری آگاهی جمعی و بسیج اجتماعی ایفا میکنند.
این مقاله کوتاه تلاش میکند با نگاهی تاریخی و تحلیلی، جایگاه جامعه یارسان را در تحولات معاصر ایران بررسی کرده و نشان دهد چگونه بحران سیاسی در ایران و گسترش رسانههای اجتماعی میتواند امکان شکلگیری نوعی کنشگری سیاسی جدید برای این جامعه فراهم کند.
حاشیهنشینی تاریخی یارسان در پروژه دولت-ملت در ایران
پروژه دولتسازی مدرن در ایران از اوایل قرن بیستم با تلاش برای ایجاد یک هویت ملی یکپارچه همراه بود. در دوران حکومت پهلوی، دولت مرکزی کوشید با تأکید بر زبان فارسی، فرهنگ رسمی و یک روایت خاص از ملیت ایرانی، تنوع وتکثر ملی و مذهبی موجود در کشور را در چارچوب یک هویت واحد ادغام کند. ازمنظرنظری این روند را می توان با تحلیل های اندرسون تبیین کرد که درآن دولت های مدرن برای ایجاد یک هویت ملی، روایت های مشترک ازتاریخ و فرهنگ می سازند که اغلب گروهای حاشیه ای را نادیده می گیرد.
در این چارچوب، بسیاری از اقلیتهای مذهبی از جمله یارسانها در حاشیه ساختار رسمی قرار گرفتند. آیین یارسان نه به عنوان یک مذهب مستقل به رسمیت شناخته شد و نه امکان حضور در نهادهای رسمی فرهنگی و سیاسی را یافت. این وضعیت باعث شد که بسیاری از پیروان این آیین ناچار شوند هویت مذهبی خود را در عرصه عمومی پنهان کنند.
با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی، انتظار میرفت که فضای سیاسی جدید امکان بازتعریف رابطه میان دولت و ملیت ها واقلیتها مذهبی را فراهم کند. با این حال، ساختار ایدئولوژیک نظام جدید که بر قرائتی خاص از تشیع استوار بود، عملاً بسیاری از اقلیتهای مذهبی را خارج از چارچوب رسمی قرار داد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها چند مذهب محدود به رسمیت شناخته شدند و آیین یارسان در میان آنها قرار نگرفت. این امربیانگر وضعیت «بی عدالتی در بازشناسی» است. وضعیتی که درآن هویت یک گروه اجتماعی به رسمیت شناخته نمی شود ودرنتیجه اعضای آن ازمشارکت برابر درزندگی اجتماعی و سیاسی محروم می شوند.
اعتراضات سراسری و تغییر ساختار فرصتهای سیاسی
دهه گذشته در ایران با موجهای متعدد اعتراضات سیاسی و اجتماعی همراه بوده است. اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و سپس جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و درنهایت اعتراضات سال ۱۴۰۴ نشان داد که شکاف میان دولت و جامعه به سطحی بیسابقه رسیده است. این شکاف با قتل و عام معترضان و مردم بی گناه به اوج خود رسید و درنهایت زمینه و بهانه را برای مداخله نظامی در ایران فراهم نمود. در نظریههای جنبشهای اجتماعی، این وضعیت معمولاً در قالب مفهوم «ساختار فرصتهای سیاسی» تحلیل میشود. به گفته چارلز تیلی، هنگامی که ساختار قدرت دچار بحران مشروعیت یا شکاف درونی و یا حتی درگیری نظامی خارجی میشود، فرصتهای جدیدی برای بسیج اجتماعی و طرح مطالبات گروههای مختلف ایجاد میشود.
در ایران نیز اعتراضات گسترده سالهای اخیر باعث شده بسیاری از گروههای اجتماعی که پیشتر در حاشیه قرار داشتند، به تدریج وارد عرصه سیاسی شوند. روژهلات (کردستان ایران) نیز در این تحولات نقش مهمی ایفا کردهاند و جوانان کورد در بسیاری از اعتراضات سراسری حضور فعال داشتهاند.
جامعه یارسان بعوان بخشی از کوردستان، به تدریج در حال تجربه نوعی بیداری سیاسی است. فعالان این جامعه تلاش میکنند مسائل مربوط به تبعیض مذهبی و حقوق فرهنگی یارسانها را در چارچوب گستردهتر مطالبات دموکراسیخواهانه ملت کورد در ایران مطرح کنند.
رسانههای اجتماعی و شکلگیری فضای عمومی جدید
یکی از مهمترین ویژگیهای تحولات سیاسی معاصر، نقش فزاینده رسانههای دیجیتال در شکلگیری جنبشهای اجتماعی است. نظریه «جامعه شبکهای» که توسط مانوئل کاستلز مطرح شده، نشان میدهد که چگونه فناوریهای ارتباطی جدید ساختارهای قدرت و الگوهای بسیج سیاسی را دگرگون کردهاند. در ایران نیز شبکههای اجتماعی به ابزاری مهم برای انتقال اطلاعات، سازماندهی اعتراضات و طرح مطالبات اجتماعی تبدیل شدهاند. برای جوامعی مانند یارسان که در رسانههای رسمی کمتر بازنمایی شدهاند، این فضا اهمیت ویژهای دارد.
رسانههای اجتماعی به فعالان یارسان این امکان را دادهاند که تاریخ، فرهنگ و مشکلات جامعه خود را در سطحی گستردهتر مطرح کنند. همچنین این رسانهها امکان ارتباط میان یارسانهای داخل ایران و جامعه مهاجران یارسان در خارج از کشور را فراهم کردهاند. از منظر نظری، این فرایند را میتوان نوعی «بازسازی هویت جمعی» دانست. هویتهایی که در گذشته در فضای عمومی سرکوب شده بودند، اکنون میتوانند از طریق شبکههای دیجیتال بازتعریف شوند و به مبنایی برای کنش سیاسی تبدیل شوند.
بحران سیاسی در ایران و فرصتهای پیشرو
ایران امروز با مجموعهای از بحرانهای هم زمان روبهرو است: بحران سیاسی، اقتصادی، نارضایتی اجتماعی گسترده، شکافهای ملی و مذهبی و تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه و اخیرا تهاجم نظامی. چنین شرایطی میتواند زمینهساز تحولات سیاسی مهم در آینده باشد.
در دورههای گذار سیاسی، گروههایی که دارای سازماندهی اجتماعی، شبکههای ارتباطی و گفتمان سیاسی مشخص هستند معمولاً توانایی بیشتری برای تأثیرگذاری بر روند تحولات دارند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که اقلیتهای ملی و مذهبی در چنین دورههایی میتوانند نقش مهمی در شکلگیری نظم سیاسی جدید ایفا کنند.
برای جامعه یارسان نیز شرایط کنونی میتواند فرصتی تاریخی باشد تا مطالبات خود را در چارچوب گستردهتر مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر مطرح کند.
ضرورت همگرایی با جنبشهای سیاسی کورد
یکی از مهمترین مسیرهای ممکن برای تقویت موقعیت سیاسی یارسانها، همکاری و همگرایی با احزاب و جنبشهای سیاسی و مدنی کورد است. سرنوشت بسیاری از یارسانها که از نظر فرهنگی و زبانی بخشی از ملت کورد محسوب میشوند به سرنوشت کوردستان درایران گره خورده است.
احزاب و سازمانهای سیاسی کورد در دهههای گذشته تجربه قابل توجهی در زمینه فعالیت سیاسی، دیپلماسی بینالمللی و دفاع از حقوق اقلیتها کسب کردهاند. همکاری با این احزاب میتواند به فعالان یارسان کمک کند تا مطالبات خود را در سطحی گستردهتر مطرح کنند. از سوی دیگر، حضور فعال یارسانها در جنبشهای کوردی میتواند به تقویت گفتمان تنوع مذهبی در درون جامعه کوردی نیز کمک کند. در واقع، دفاع از حقوق یارسانها بخشی از پروژه گستردهتر دموکراتیزه کردن سیاست در کوردستان ایران است.
نتیجهگیری
جامعه یارسان در طول تاریخ معاصر ایران با اشکال مختلف تبعیض و حاشیهنشینی مواجه بوده است. از سیاستهای یکسانسازی در دوران پهلوی تا محدودیتهای مذهبی در جمهوری اسلامی، این جامعه همواره با چالشهای جدی در زمینه حفظ هویت و حقوق خود روبهرو بوده است.
با این حال، تحولات سیاسی و فناوری در سالهای اخیر شرایط جدیدی را برای این جامعه ایجاد کرده است. گسترش رسانههای اجتماعی، افزایش آگاهی سیاسی در میان نسل جوان و تشدید بحرانهای ساختاری در نظام سیاسی ایران، همگی عواملی هستند که میتوانند زمینهساز ظهور نوعی کنشگری سیاسی جدید در میان یارسانها باشند.
در چنین شرایطی، استفاده هوشمندانه از رسانههای اجتماعی، تقویت شبکههای مدنی و همکاری با احزاب و جنبشهای سیاسی کورد میتواند به جامعه یارسان کمک کند تا از موقعیت حاشیهای تاریخی خود عبور کرده و به عنوان یک کنشگر فعال در تحولات آینده نقش ایفا کند.
انگلستان مارچ 2026
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 148
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website