حکومت اسلامی برای بسط و ترویج قرائت اعتقادی خود از “اسلام” و تثبیت قدرت سیاسی و نظامی خود در منطقە، کشورهای سوریە، عراق، لبنان و یمن را تبدیل بە ابزار و میدان تحقق این اهداف کردە است. رژیم تا امروز توانستە است با بکارگیری چنین رفتار سیاسی و نظامی در چانە زنیهای خود با قدرتهای منطقەای و جهانی موقعیت برتر در منطقە داشتە باشد. رژیم بوسیلەی نهادهای انقلابی خود سرمایەهای کلان اقتصادی و لجستیکی را بە این سرزمینها سرازیر کردە است و با استفادە از این قدرت اقتصادی در کنار فعالیتهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی تبدیل بە بازیگر اصلی سیاستگزاری در کشورهای مزبور شدە است. حکومت اسلامی این را پنهان نکردە است کە این کشورها را عمق استراتژیک خود میداند، و مسئولیت آن بعنوان قدرتی منطقەای ایجاب می کند کە در کنترل اوضاع و تحولات آن نقش آفرین باشد. هستە و مرکز توجە و ملاحظات رژیم را باید در بلندپروازیهای سیاسی و نظامی آن در منطقە جستجو کرد.
زمین لرزەی کە هستی و انباشت چند سالە مردم محروم کرمانشاە را در چند دقیقە نابود کرد مضاف بر سیاستهای تبعیض آمیز، تجاوز، سرکوب و جنایت رژیم در طول ٣٩ سال حکومت “آخوندی” است. رژیم اسلامی عمدا یا سهوا رفتار ناکارآمد خود را در برابر این زلزلە نشان داد و عدم لیاقت و استعداد نهادهای- کە بیشتر ناشی از سیاست حکومت است- را بە نمایش گذاشت ( در اینجا درست تر است کە فرق بین State و Goverment قائل شویم اولی بمعنی کشور است، مستقل از آن کە چە نوع حکومت یا نظام سیاسی وجود دارد، و دومی نوع حکومت در کشور است کە میتواند دمکرات یا خودکامە باشد).
در حالیکە مردم زیر آوار تدریجا جان می دادند و نیروهای مردمی بدون امکانات بشدت برای نجات جان زلزلەزدەگان تلاش میکردند، نهادهای وابستە رژیم با خیال راحت و اخلاق بدون جدان خود و با اتکا بە چپاول و غارت سرمایەهای نەتەوە های ایران بحرانهای منطقەای را مدیریت میکردند. مردم بر اساس شناختی کە از رفتار رژیم و عدم تمایل آن بە مقابلە با بحران ، خود بطور خودجوش با ایجاد گروەهای مردمی مدیریت بحران را بعهدە گرفتند. با وجود آنکە در بخشهای از این بسیج و حرکت مردمی نواقص سازماندهی وجود داشت ، اما پراتیک اجتماعی و سیاسی هوشیار و آگاە مردم در سطحی قابل ستایش بود کە انسجام و پیوندهای فرهنگی، تاریخی و فرهنگی ایرانیان را از پیش مستحکمتر کرد. قرائن و شواهد نشان میدهد کە حرکت مردم خودجوش بود و هیچ گروە سیاسی چە در داخل و چە در خارج پشت سازماندهی آن نبود. مردم در سراسر ایران ورای تعلقات نەتەوەی، دینی، زبانی ، مذهبی و طبقاتی با ایجاد نهادهای کمک رسانی بە یاری قربانیان زلزلە شتافتند و سکان مدیریت مهار بحران را بعهدە گرفتند و نیازهای ابتدائی را بموقع بە آسیب دیدەگان رساندند. رفتار و اقدام مردم نە اینکە فقط پشت بر رژیم و عدم اعتماد بە آن بود، بلکە نشان داد کە رفتار اجتماعی و سیاسی آنها نیز با رفتار وشعارهای جریانات مخالف خارج از کشور همخوانی ندارد. این امر باید جریانات مخالف را بە بازنگری در دیدگاە روانشناسی و جامعە شناسی خود از مردم و رفتار آنها وا دارد تا اینکە شاید بیشتر از این سرنا را از سر گشاد آن نزنند.
برای گذار از رژیم فقط سقوط آن، مثل حکومتهای قبلی عراق و لیبی و غیرە، کافی نیست چونکە نە فقط آن ناچیزی کە در اختیار دارند از دست میدهند، بلکە جامعە بدلایل دخالتهای قدرتها و نیروهای خارجی و وابستگان داخلی آن بە اسارت فرقەگرائی در می آیید. نهادهای مردمی خود مدیر در سطح روستا و شهر میتوانند با رفتارها و اقدامات مشابە اعتماد و باور فرد را بە جامعە تقویت کنند و از مسیر آن تحولات بزرگ و سرنوشت ساز سیاسی و اجتماعی را هدایت و مدیریت نمایند. جریانات مخالف خارج از کشور باید زبان مشترک خود را با این نیروها پیدا کنند تا اینکە از گسست و شکاف چند دهەای خود با جامعە مادر و نوع نگاە آنها بە آیندەی سیاسی و ساختار اداری آن کم کنند.
امیر سلیمی
اسلو،
٣٠ نوامبر ٢٠١٧
[wpforms id=”4110″]
بازدیدها: 86
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website