Home / امیر سلیمی / جامعەی یارسان و قیام مردمی ٧ دی

جامعەی یارسان و قیام مردمی ٧ دی

حکومت اسلامی با سلطە چهار دهە خود نشان دادە است کە استعداد ، توانایی و لیاقت ادارە جامعەای ایران کە دارای خواستها، مطالبات و نیازهای مدرن است، ندارد. حکومتگران اسلامی از لحاظ ارزشی، رفتاری و اخلاقی با فرد ایرانی فاصلەهای نجومی دارند، اولی در مدت این چهار دە  با زور و ارجاع و تکیە بر منابع و کتابهای اصلی فقە و حدیث شیعە کە بە “کتب اربعە” شهرت دارند رفتار، منش و اخلاق افراد جامعە را تنظیم کردەاست، در حالیکە دومی هر روز در تلاش است با خوانش خود و جهانبینی این جهانی ارزشهای رفتاری و اخلاقی خود را تعریف و تنظیم کند. شکاف طبقاتی، تضعییف موقعیت اجتماعی و سیاسی طبقە متوسط، نا کام ماندن تلاش طبقات پایینی برای در آمدن از فقر و تنگدستی در کنار نداشتن آزادیهای مدنی منجملە آزادیهای سیاسی و اجتماعی رابطەی غیر متعادل جامعە و حکومت و نهادهای نا کار آمد دولتی بە تشدید و بحران مدیریتی منجر شدە است کە برون رفت آز آن تغییرات بنیادین می طلبد. عدم اعتماد متقابل بین مردم و حکومت منتج بە اعتراض از طرف مردم و سرکوب آن از طرف حکومت شدە است، امری کە در طول عمر این نظام تولید و بازتولید شدە است.

آنچە منجر بە ٧ دی شد، از بازیگران آن گرفتە تا انگیزەهای پشت آن، میتواند قابل بحث باشد، اما روزهای بعد و تدریجا ابعاد و تبعات این قیام مردمی تبدیل بە مهیا کردن زمینە و بستری برای طرح مطالبات رادیکال و لیبرال سیاسی و اجتماعی شد. آنچە مشهود است نبود رهبری سیاسی است کە بتواند خواستهای معترضان را تعریف و نمایندگی کند. تا کنون هیچکدام از نیروهای مخالف رژیم مسئولیت سازماندهی حرکتهای اعتراضی را بعهدە نگرفتە است. شعارها سیاسی کە در این حرکتهای اعتراضی دادە می شود بر محور گذار از نظام سیاسی کنونی می چرخد. دیوارنگاریها و  شعارهای نوستالژی و دریغ پنداشت بە اشخاصی چون رضاە شاە، مصدق و بختیار انجام دادە می شود، اما دارای مضمونی روشن سیاسی نیست. فقط آرزومندی احساسی و عاطفی بە موقعیتهای گذشتە.

 

اروپا با استفادە از روش دیپلماتیک خاص خود کە دنبالەی همان روش “دیالوگ انتقادی” دوران هلموت کهل و هانس گنشر است، و با توجە بە حفظ منافع اقتصادی و تجاری خود نسبت بە وقایع اخیر در ایران موضع محافظەکارانە و محتاطانەی اتخاذ کردە است. اروپاییان جمهوری اسلامی را با اندکی تغییرات سطحی در ساختار سیاسی آن برای پاسداری از مصالح خود مثبت ارزیابی می کنند. آنچە اروپاییان امروز بیشتر بە آن توجە دارند و قدرت و دستگاە دیپلماتیک و سیاسی خود را بر روی آن متمرکز کردە اند حفظ “برجام”  و تحکیم روابط تجاری است.

 

حکومت آمریکا برخلاف اروپا، برهبری ترامپ، علنا و عملا خواهان براندازی رژیم کنونی است، این در حالی است کە مجلس نمایندگان از حرکتهای اعتراضی مردم ایران حمایت کرد، اما مستقیما مثل حکومت ترامپ خواستار سرنگونی آن نشد. اما بهر صورت تصویب این قطعنامە در مجلس نمایندگان چراغ سبزی بە گرفتن مواضع تند بیشتر از طرف حکومت ترامپ علیە رژیم اسلامی است.

 

نیروهای سیاسی مخالف خارج از کشور در مدت این چهار دهە نتوانستەاند ائتلافی سیاسی مشترک  فرا سیاسی و ایدئولوژی ، و بر اساس باور بە ارزشهای دمکراتیک همچون لائیسیتە یا سکولاریسم، آزادی، دمکراسی، برابری و عدالت اجتماعی و یا حداقل بر پایەی ارزشهای حقوق بشری بوجود آورند. آنچە تاکنون انجام شدە است افتراق، انشعاب، دفع کنندگی ناشی از بدبینی و مطلق گرایی بودە است. نیروهای سیاسی با وجود آنکە در رتوریک سیاسی خود ارزشها و اصول فوق را بخشی اساسی از پلاتفورم یا برنامە سیاسی خود می دانند، خود آگاە یا نا خودآگاە در تلەی آزادیخواهی و دمکراسی طلبی خود گرفتار می شوند و این یا آن فرمان صادر می کند کە نظام سیاسی و اداری آیندە یا جمهوری بر اساس ارزشهای ایدئولوژی چپ و فراتر از آن کمونیستی باید باشد یا مشروطە پادشاهی یا جمهوری دمکراتیک اسلامی. این عدم رواداری، انسجام و همکاری سیاسی در بین نیروهای مخالف تأثیر منفی بر پشتیبانی قدرتهای جهانی از این نوع حرکتهای اعتراضی می گذارد. در دنیایی کە واقع گرائی سیاسی حرف اول را می زند  الزاما باید طرفی سیاسی با داشتن ظرفیتهای سازمانی و تشکیلاتی و برنامەای مشخص سیاسی وجود داشتە باشد کە جهانیان آنرا بمثابە بدیل و آلترناتیوی سیاسی برسمیت بشناسند و برای پیدا نمودن راەکارهای سیاسی وارد مذاکرە و همکاری با آن شوند. تا این لحظە غرب، مخصوصا آمریکا مشخصا و علنا از طرفی سیاسی یا فردی برای دوران بعد از رژیم حمایت یا پشتبانی نکردە است.

 

جامعە یارسان در مقاطعی مختلف علیە ناعدالتیهای سیاسی و اجتماعی نظام مذهبی در ایران با خود سازماندهی و انسجام بخشهای از جامعەای خود اعلام حضور و اعتراض کردە است. متأسفانە لایەای مشخص اجتماعی با خلوص و خصلت قشری در هم آوایی و همگامی با این بخش فعال کە حضور چشمگیری در جامعەای نوپای مدنی ایران دارد نقشی کە خود غیر مستقیم و طرفداران خود ادعای آن را میکنند ایفا نکردە است. سادات بعنوان قشر و گروهی اجتماعی  با صبغە دینی خود را تا این مرحلە در همگامی با نیروهای اجتماعی دیگر جامعە یارسان منجملە نخبگان سیاسی و اجتماعی و کنشگران مدنی عملکردی محتاط، منفعل و محافظەکارانە داشتەاند. شخصیتهای دینی یارسان در مقاطعی فرامین رفتاری و اخلاقی در زمینەی مسائل مختلف و درون اجتماعی صادر و تعیین تکلیف کردەاند، اما در مورد رویدادهای سیاسی و اجتماعی کە میتوانند منجر بە تغییرات بنیادین و عمیق در جامعە منجر شود با تکبر و خودخواهی بدون داشتن یا اتخاذ موضع از آن طفرە رفتەاند و دارند بە این رفتار کماکان ادامە میدهند. البتە نقش آنها، با توجە بە باورمندی و احترام مردم بە “سید” بودن آنها و نە هوشیاری اجتماعی ، در وادار کردن مردم برای احترام بە محیط زیست و حیات وحش، حل کردن بعضی مشکلات و معضلات اجتماعی( با توجە بە روابط و مناسبات درون اجتماعی کنونی فعلا با دخالت این نهاد قابل حل است) و نقش آنها در سازماندهی و مدیریت رساندن کمک بە قربانیان زمین لرزە اخیر جای تقدیر است، با وجود آنکە همکاری و کوردیناسیون مشترک آنها در این زمینە بدلیل روابط پیچیدە، اقتداگرایانە و دفع کنندە خیلی ضعیف و ناامیدکنندە بود. رفتار و روش کار آنها را باید درعقب افتادگی اجتماعی بخشی از جامعە یارسان و رکود و خموشی این لایە اجتماعی  جستجو کرد کە بی تحرک است، و چونکە نهادی اجتماعی و دینی متعلق بە گذشتە است فقط می تواند با انجام اقدامات گذشتە و بازتولید منشهای سنتی و گذشتە اعلام حضور و نقش کند.

ضرورت تاریخی ایجاب می کند کە فرد یارسانی خود را از انقیاد و اسارت مناسبات و روابط اجتماعی پیش مدرن آزاد کند و با تیز هوشی سیاسی و بلوغ اجتماعی دست بە خود سازماندهی بزند. فرد یارسانی فقط با استقرار ارزشهای حقوق بشری هویت و شخصیت واقعی و انسانی خود را باز می یابد. همصدائی فرد یارسانی با دیگران در حرکتهای اعتراضی و با تمرکز بر  روی ارزشهای لائیسیتە، آزادی ، دمکراسی، عدالت اقتصادی و اجتماعی،عدم تمرکز حکومت و حق تعین سرنوشت و ادارە سیاسی خود در محل سکونت خود در رشد و شکوفایی جامعە یارسان نقش بسزائی بازی خواهد کرد. جامعە یارسان بیشتر از هر گروە اجتماعی نیازمند استقرار نظامی غیر مذهبی است تا اینکە بتواند بدور از تهدید و خشونت و آسیمیلاسیون وارد دوران مدرن شود و بە بالندگی و پویایی سیاسی و اجتماعی برسد.

 

امیر سلیمی

اسلو،

١٠ ژانویە ٢٠١٨

[wpforms id=”4110″]

بازدیدها: 91