Home / امیر سلیمی / ایرانی آزاد بدون عدم تمرکز و رواداری و پلورالیسم سیاسی غیر ممکن است

ایرانی آزاد بدون عدم تمرکز و رواداری و پلورالیسم سیاسی غیر ممکن است

بدنبال کنفرانس یا نشست واشنگتن، بدلایل ترکیب شرکت کنندگان و تنوع افکار، موجی از تحلیلها و نقدها از طرف موافقین و مخالفین آن دوبارە جامعەای سیاسی برونمرزی را نە فقط بە تب و هیجان آورد، بلکە دوبارە ماشین تبلیغاتی بعضی از احزاب و سازمانها را برای سیاە نمودن و لکە دار کردن دیگران با توهین و دشنام بە کار انداخت. بی دلیل نیست کە رژیم اسلامی بمدت ٤٠ سال بدون مزاحمت توانستە است پایەهای قدرت خود را هر روز در برابر آنها مستحکمتر نماید. عدم همکاری و همرایی نیروهای مخالف، کە هر کدام بر طبل ایدئولوژی و نگاە سیاسی خود میزند، دورنما اجماع سیاسی در بین آنها را مبهم نشان می دهد. متأسفانە پیچیدن نسخە های مطلق برای شکل و نوع حکومت تبدیل بە یکی از بزرگترین چالشها و موانع سر راە حد اقلترین توافق ضمنی و نسبی بین نیروهای سیاسی شدە است.

اگر حاکمیت در آیندە ایران غیر قابل تقسیم و توزیع است ( مگر راە تقسیم و تجزیە ایران رفت)، اما بدون شک برای استقرار دمکراسی واقعی و شمولگرا و دخالت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود باید قدرت سیاسی حکومت آیندە ایران قابل توزیع و تقسیم دادگرایانە باشد، و مردم بتوانند از اعمال قدرت و تصمیم گیری سیاسی در مورد مسائل مربوط بە زیستگاە و جغرافیای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود استفادە کنند. منظور از زیستگاە این است کە شهروندان در محل سکونت خود در شهر، شهرستان و دهات و روستاها از گهوارە تا گور بدون توجە بە وابستگیها و تعلقات زبانی، اتنیکی، دینی ، جنسی و طبقاتی همگی در امور ادارە کردن محل زیست خود بطور مساوی حقوق، وظایف و مسئولیت داشتە باشند.

مرکزگرایان از سلطنت طلب و مشروطە خواە گرفتە تا جمهوریخواهان و چپ های ارتدوکس همگی بر این باورند کە تمام راەها بە تهران ” قدرتمدار” با محوریت ” زبان فارسی” و ” قدرت مرکزی” قدرتمند ختم می شود. آنها بخوبی می دانند کە پایەهای تئوریک فرایند جم و جور کردن قدرت مرکزی و فرایند “دولت – ملت” در ایران از طرف متفکرینی چون فروغی، تقی زادە و داور و دیگران تعریف شد و با استدلال سیاسی رضا شاە مبنی بر از بین بردن نهاد خان سالاری مستبد پیشامدرن، باج خواهیهای شبە استعماری انگلیس و روسیە و مبارزە با فقر، بی سوادی و خرافە پرستی جامەی عمل و واقعیت پوشید. اما نتایج این متمرکزسازی تا کنون، و بعداز تقریبا ١٠٠، هموارە جامعەای ایرانی را بە محاق بردە است. عیسی خان صدیق در رسالەای در بارە نظام آموزشی ایران در سال ١٣١٠ در دانشگاە کلمبیا، بقول علی نجات غلامی می نویسد کە: “ا ز یک سو در فصول اول از ضرورت این متمرکزسازی در مقابل آن بحران‌ها سخن می‌گوید و از سوی دیگر در فصول پایانی از متمرکزسازی به مثابه یک ضعف منتهی به بوروکراسی سخن می‌گوید که «تفاوت‌های» محیطی و فرهنگی و مبتنی بر سبک‌های زندگی را نادیده گرفته و بدل به یک دستگاه ناکارآمد اداری شده است که تکنسین‌هایی بی روح و فضایی از پشت‌میزنشینی چاکرانه را حاصل آورده است”.

جریانات فدرال خواە نیز بنوبەی خود برای آیندە ساختار و نوع نظام سیاسی و اداری کشور خواهان تقسیم اداری سیاسی بر اساس زبان ( تا اندازەی مذهب کە نتیجەی رفتار رژیم تئوکرات اسلامی ١٢ امامی است) هستند. کدام شهر، لهجە زبانی، دین، باورهای اخلاقی و ارزشی در مناطق فدرال قدرت سیاسی را در اختیار خواهد داشت را باید باتوجە و بر اساس رفتار سیاسی احزاب تشخیص داد. برای من بعنوان فردی متعلق بە جامعەای یارسان آبشخور نظام فکری، رویکردها و منش و رفتارهای اخلاقی و باورهای ارزشی احزاب ” سوران زوان” بیشتر ” امت اسلامی” است تا سرمایەهای ارزشی ما قبل آن کە در زاگرس پایە نظام سیاسی بودە است.

کورستان ایران اگر شبیە هندوستان نباشد بی شک از کرکوک بیشتر دارای اختلاط اتنیکی، زبانی و   دینی است، و همانطور کە “حکومت متمرکز” بر اساس شعار ایدئولوژیکی ” یک ملت، یک زبان” در تهران دیگر نمی تواند ایران را بشیوەی مدرن و دمکراتیک ادارە کند، هیچ حکومتی فدرال نیز نمی تواند بر اساس ” یک لهجە، یک ملت و یک مذهب” کوردستان ایران را ادارە کند.

جامعەای یارسان، بعنوان جامعەای هوشیار و آشنا بە موقعیت خود و احترام بە رنگارنگی ایران و کوردستان دارای پروژەی سیاسی است کە “روداری سیاسی’ در اولویت آن قرار دارد. رواداری باید منبع الهام برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی، ایدئولوژی و فلسفە سیاسی و به رسمیت شناختن تفاوت های زبانی، اتنیکی ، دینی و مذهبی و باورهای سیاسی و اجتماعی در میان شهروندان باشد. بنا بر این کوردستان و ایرانی آزاد بدون عدم تمرکز ( هر شهری دارای اختیارارات سیاسی در امور خود) و رواداری و پلورالیسم سیاسی غیر ممکن است.

امیر سلیمی

اسلو،

٣٠ ژوئن ٢٠١٨

 

 

 

 

Visits: 26