Home / امیر سلیمی / یاری و کمک بە دموکراسی و دموکراتیزاسیون

یاری و کمک بە دموکراسی و دموکراتیزاسیون

 

یارسان مدیا
12.03.22

 

Democracy assistance and democratization

دانشگاە برگن

دانشکدە علوم سیاسی تطبیقی

پاییز ٢٠١٢

امیر سلیمی

قسمت هفتم

اقتصاد افغانستان فاقد رشد است. 12 سال از سرنگونی رژیم طالبان می‌گذرد، با این وجود، ناامیدی از وضعیت دشوارتر و عدم رشد اقتصادی در کشور در حال افزایش است. جامعه جهانی در سال‌های اخیر نزدیک به 100 میلیارد کرون برای افغانستان به امید جلب اعتماد مردم افغانستان هزینه کرده است، اما نتایج آن چندان رضایت بخش نیست.

Amir Salimi

“میلیون‌ها دلار به پروژه‌های مختلف از کابل تا قندهار تزریق می‌شود. مشکل این است که کار نمی‌کند و حتی ممکن است اوضاع را بدتر کند. تحقیقات نشان می‌دهد که شکست در به دست آوردن قلب و ذهن افغان‌ها به دلیل صرف پول کم نیست. در واقع، پول بخشی از مشکل بوده است. خرج کردن بیش از حد سریع با نظارت بسیار کم در محیط ناامن، راهکاری برای دامن زدن به فساد، مشروعیت زدایی از دولت افغانستان و تضعیف اعتبار  بازیگران بین المللی است. اندرو وایلدر، مرکز بین المللی تافتز، 2009/10 “(Strand 2012).

افغانستان یک دولت رانت خوار بوده است، یعنی دولتی که به جای تولید کالاها و خدمات توسط ساکنان کشور، به کمک‌های خارجی (یا درآمدهای نفتی) متکی است. این بدان معناست که این کشور به کمک‌های بین المللی وابسته است تا بتواند مؤسسات مهم اجتماعی را تأمین مالی کند. در بسیاری از موارد، مقامات از خود در مقابل مردم  سلب مسئولیت می‌کنند. “با بودجه ملی که عمدتاً توسط دولت‌ها و موسسات خارجی تمویل می‌شود، دولت و حکومت افغانستان بیشتر احساس مسئولیت عمده در حسابداری و استفاده از این وجوه بە کشورها و نهادهای بین المللی می‌کند تا اینکە مردم خود جوابگو باشد. (رولاند و سیسک 2009: 233)

در طول دوره ایجاد و برقراری صلح، چندین اشتباه استراتژیک رخ داد که مشروعیت مقامات مرکزی را تضعیف کرد. این امر برای مردم روشن کرد که دولت نه می‌تواند از طریق جنگ با طالبان قدرت سیاسی را اعمال کند و نه از نیروی نظامی به طور مٶثر استفاده کند. متفقین برای ایجاد ارتش فدرال جدید که مسئولیت دفاع از افغانستان جدید را بر عهده داشت گام‌های بزرگی برداشته بودند، اما متفقین بیشتر با جنگ سالاران، در امر مبارزه با طالبان، کار کردند تا با مقامات کلیدی. “بدیهی است که فرماندهان نظامی ایالات متحده آمریکا و بعداً ناتو با «جنگ سالاران» محلی در نبرد با طالبان و شبه نظامیان خارجی کار کردند و از این طریق رهبران محلی را توانمند نمودند، در نتیجه، این امر دولت مرکزی را تضعیف می‌کرد، آن قدرت مرکزی در کابل کە بە نظر می‌رسید ایالات متحده و بسیاری از جامعه بین المللی اصولاً آن را تقویت می‌کنند” (رولاند و سیسک 2009:230)

به گفته آرن استرند، شرایط افغانستان را می‌توان چنین توضیح داد و ارزیابی کرد:

.افزایش تنش‌های قومی/مذهبی، گروه‌های جدید مسلح برای نبرد، ارتش بزرگ بدون بودجه تخصیصی = خطر بزرگ، نه ثبات

.استراتژی ناتو که سطح درگیری و حمایت از طالبان را افزایش می‌دهد، و آیا آنها در نهایت مذاکره خواهند کرد؟

.درگیری بین رژیم کرزای و جامعه بین المللی که می‌تواند منجر به کاهش کمک‌ها شود

.پایگاه‌های احتمالی ایالات متحده پس از سال 2014 که تنش منطقه‌ای را حفظ می‌کند

(استرند 2012)

 

ادامە دارد…

امیر سلیمی

اسلو،

١٢ مارس ٢٠٢٢م

بازدیدها: 44