Breaking News
Home / امیر سلیمی / خان الماس، شیخ امیر،نوروز و تیمور شارحان و مفسرین تفکر و دین یاری

خان الماس، شیخ امیر،نوروز و تیمور شارحان و مفسرین تفکر و دین یاری

در مورد یاری نظر و نگاەهای متفاوتی وجود دارد. بعضی از آن بعنوان ” تمدن، حکمت اشراق و فلسفە” و بعضی دیگر تحت عنوان” دین، تصوف و عرفان” نام می برند، اما درست ترین نام همان  دین” یاری”امیر سلیمی است.  برای تأیید و تعیین هرکدام از این نظریەها نیاز بە تعریف و تأویل هرکدام از اصطلاحات فوق و استفادە از آنها در نوشتەنامەهای یاری و نظام های فکری و تاریخ اندیشە و تفکر دیگران است. هر مکتب فکری، فلسفی و دینی از مفاهیم و کلید واژەهای منحصر بە فرد برای تعریف نظام اندیشگی خود استفادە می کند. در نظام فکری یاری اشاراتی بە موارد زیر شدە کە بطور مختصر نمونەهایی از آنها را بە یاری کلام های شخصیت های یارسانی در زیر آوردە می شود، اما نە نامی از واژگانی چون فلسفە، تمدن، تصوف، عرفان  و حکمت آوردە شدە و نە حتی تلویحا بە مواردی اشارە شدە کە بتوان از دریچە آنها بە درون این واژەگان وارد شد . در کنار القاب یا همان مرتبە و مقام ” پیر، غلام،یار، میرد، خلیفە و دلیل،،،،،” یاران یاری، عالی ترین مقام در یاری همان  “پادشاە یا شاە” است کە دارای مترادف های ‌‌همچون ” شای شیرین بازان،کاکە حکاک،ذات یکدانە، خواجای کاوە،صاحبکرم.شاە باز، برزە مل، شای شیرین بزم، شای شیرین یار، شای زرین بال ، شای شیرین کلام، سلطان سرهنگ، سلطان سرجم، صاحب کارخانە، شهنشای شاهان،راهنمای راهان، ذات حقانی، پادشاە موجود و آگاە و بینا ،،،،” می باشد و خبر یا گزارشی از لقب “فیلسوف ” برای یاران نیست، اما خود را حکیم، دانا و ذات دار وهم سنگ و هم سطح و در مقام  افلاطون، ارسطو و جالینوس دانستەاند. بە مرمو ( گفتە) پیر طیار خراسانی:

بنیام افلاطون حکیم یارا

داود ارسطو معرفت کارا

لقمان پیر موسی اشیا پیش وارا

بنیامین مرمو ( می گوید):

حکیم جالینوسنی گە چیوی مزانی

هرکس بی راە بلو باجش مسانی

 

احمد در دورە باباناوس ( نوروز ناعوث می نویسد) در مورد “عرفان وعقل” مرمو (می گوید):

عاشقان و عشق بیاوان منزل

باطل بو دیوان عرفان عاقل

عرفان فسادن عاقل فتنە فل

هر و خیالات مانی ماتل

تیمور  نیز با زبانی دیگر در همین مورد مرمو (می گوید):

عقل ماچو تیمور لال و خموش بە

عشق ماچو پنم دایم لە جوش بە

در مورد یاری بعنوان دین بکرات در دفاتر یاری آمدە است.

بالویل ( نوروز بهلویل می نویسد) مرمو (می گوید):

بیزارم چە دین خاران ممبر

این بدین معنی است کە بالویل، بە گفتە خود، آئینی دیگر دارد.

در کلام گروە گروە رزبار می گوید:

هنت گروی خلق ستمە

میان منیشان هام رنگ شمە

آشان وی دینە مکران گمە

پیر موسی نیز در همان دورە مرمو (می گوید):

هنت گروهی خلک نوینی

میان منیشان هام رنگ دینی

و دین بنیام ماچان لا دینی

در جای دیگر بابا ناووس (ناوز، ناعوث) و  احمد در کلام گروە گروە اشارەای بە اهل تصوف دارد و مرمو (می گوید):

هنت گروهی جە عالم او وری

نجاخ و دسن جهان پیکری

ورگە پوس نە ور شیرین بشری

صوفیان بدساز

هیها بو هشتای صوفیان بدساز

فلسفە غرب بە معنایی کە از دوران طالس و از ٢٥٠٠ پیش شناختە شدە بود سرمایە فکری یونانیان است.  در بیشتر دانشنامەها و فرهنگ لغات فلسفە ( واژە یونانی)  را چنین تعریف نمودەاند: فلسفه واقعاً به معنای عشق به خرد است. این اصطلاح از فیلسوفان یونان باستان سرچشمه می گیرد و در اصل شامل هرگونه تلاش برای درک و توضیح جهان یا طبیعت و فرآیندهای آن و همچنین استخراج و توجیه مقررات برای رفتار زندگی می شود. در اصطلاح مدرن، اصطلاح فلسفه به چندین سنت اطلاق می شود که عمدتاً مستقل از یکدیگر وجود داشته اند، از جمله فلسفه آسیای شرقی که شامل سنت های چینی، ژاپنی و کره ای، فلسفه هندی و فلسفه غرب است. فیلسوفان تلاش می کنند کە جهان را با استفادە از عقل درک کنند. بسیاری از سؤالات فلسفی که ٢٥٠٠ سال پیش مورد بحث قرار گرفتند امروز نیز به همان اندازه مرتبط هستند، برای مثال سؤالات اساسی در معرفت شناسی و اخلاق و مسائل مربوط به هستی و واقعیت، معرفت، حقیقت، عدالت، دین و اخلاق واقعاً چیست.

مفهوم تمدن در منشأ خود دقیقاً به اشکال فرهنگی مرتبط با جامعه شهری اشاره دارد. اینها در ابتدا روستاها (با کشاورزان ساکن) بودند، اما زمانی که با تقسیم کار و قشربندی مشخص شد، چنین جوامعی شکل‌هایی از سازماندهی دولتی را به وجود آوردند. اگرچه واژه تمدن اغلب در معانی آزادتر و گسترده‌تر از جامعه دولتی به کار می‌رود، بسیاری پیدایش نخستین تمدن‌ها و نخستین جوامع دولتی را دو روی یک سکه دانسته‌اند. ویل دورانت در کتاب ” تاریخ تمدن” می نویسد کە :

  • تمدن یعنی نظمی اجتماعی که بستر را برای آفرینش‌های هنری هموار می‌کند.
  • تمدن چهار پایه‌ی اصلی دارد: زیرساخت‌های اقتصادی، سامان‌‌یافتگی سیاسی، سنت‌های اخلاقی و پی‌جویی دانش و هنر.
  • تمدن زمانی آغاز می‌شود که آشوب و احساس ناامنی از بین برود. همین ‌که بر قدرت ترس غالب شویم، نیروی کنجکاوی و میل به سازندگی رها می‌شوند و انسان بر پایه‌ی طبیعت خود، به درک زندگی و زیباتر کردن آن، میل و رغبت پیدا می‌کند.
  • انسان‌ها نباید احساس کنند که در سر هر پیچ جاده‌ی زندگی، مرگ یا مالیاتی تازه در کمین‌شان نشسته است.
  • دولتی که فقط بر زور تکیه کند، به سرعت سقوط خواهد کرد. چرا که مردم، به همان اندازه که در ذات خود ساده‌دل و زودباورند، لج‌باز و یک‌دنده هم هستند. و قدرت، درست مانند مالیات، خوب است به شکلی اعمال شود که به چشم نیاید.

 

 

بالویل می گوید:

هنی مگیلین یک یکی شاران

تا زندە کریم آیین ایران- کوردان؟

شاە خوشین  می گوید:

نە شارەزور دا جم مو میردانی

منیری آئین یانە و بنیانی

 

بابا سرهنگ نیز  می گوید:

از کە ناممن سرهنگ دودان

چنی ایرمانان مگیلم هردان ( شاید هردان را بیشتر از نظر زیباشناسی و تصنع شعری بجای شاران مورد استفادە قرار گرفتە باشد، ویا اینکە بدلیل اهمیت مأموریت خود، نە فقط شهرها، بلکە حتی بە سرزمینهای خالی نیز برای احیاء یاری سر میزند.)

مکوشم پری آئین کردان

میتوان گفت، مبتنی بر اساس کلامهای فوق و واژەگانی چون شار، یانە، بنیان، شهر و زندگی شهری حوزە فعالیت و تلاش آنها برای ” شرط نامچە یاری” ،بگفتە شاە خوشین ، بودە است. از این منظر می توان ادعا کرد کە یاری پدیدەای تمدنی در زیست جهانی منحصر بە فرد است کە دارای نوعی تفکر، هنر، ارزشهای اخلاقی و نظم و هنجارهای اجتماعی می باشد. اگر چە مؤلفەهایی چون زبان، خط و موسیقی در این حوزە وجود دارند، اما نیاز بە کاوش بیشتر در مورد داشتن و مدیریت  تشکیلات منظم کشوری و لشکری، بازار و اصناف، سیستم آب عمومی، مدرسە، دانشگاە و ارگ یا دارالحکومە است.

 

با این مقدمە کوتاە سعی بر آن است کە با استناد بە کلام بزرگان یارسان رشتە ناگسستنی فکر و اندیشە یاری از بالویل تا تیمور را مرور و مورد انطباق قرار دهیم. شخصیت های ( خان الماس لرستانی، شیخ امیر زولەای،نوروز سورانی و تیمور بانیارانی) نامبردە از لحاظ تاریخی، اجتماعی و سیاسی بە دوران بعد از پردیور تعلق دارند. وقتی ما در بارە فرهیختەگان یارسان حرف می زنیم باید شأن و منزلت تاریخی و فکری آنها را تشخیص دهیم. تودە مردم توانایی تشخیص این مشخصەها و جایگاە فکری و موقعیت معرفتی آنها را نمی دانند و اعتبار و منزلت همە را کلی و کیلویی در نظر می گیرند و مرتبت شناس نیستند.

اهل تفکر و اندیشە همگی در یک سطح و مقام نیستند. ما در تاریخ اندیشە و تفکر غرب با صورت بندی و تقسیم بندی دورەها با محوریت اندیشمندان نامی بر می خوریم. تاریخ تفکر و اندیشە را در یونان باستان بیشتر بە دورەی پیش سقراط و دورەی ما بعد از سقراط شناختە می شود.  دورەی پیش از سقراط  با تالس/طالس و همفکرانش شروع می شود و آنها بە نام شهر زادگاه تالس، ملطیە، “پیروان مکتب ملطی/ملطیە” خواندە می شوند. در تاریخ اندیشە و تفکر غرب فیلسوفانی چون افلاطون، ارسطو، هگل و کانت متفکرانی طراز ول هستند. تاریخ اندیشە و تفکر حول نگاە فلسفی هر کدام از اینها شکل گرفتە است. مثلا دوران ماقبل افلاطون و دوان مابعد از افلاطون. این در مورد سقراط،، هگل و  کانت نیز می توان بکار برد، اما نمی توان تاریخ فلسفە غرب را  بە دوران ماقبل لایب نیتس، شوپنهاور تقسیم کرد، چونکە اینها محور نیستند. شأنی کە صاحب متن دارد ، شارح یا مفسر متن از آن برخوردار نیست. ابن سینا را میتوان متفکری درجە دوم نامید، در حالیکە ارسطو فیلسوف درجە اولی است و دارای تأثیرگذاری و  منزلت جهانی می باشد، اما ابن سینا فقط در حوزە زیست جهان  و تمدن اسلامی از جایگاە قابل ملاحظەای برخوردار است. شأن و جایگاە شخصیت های چون سارتر، مارسل ، ایبسن، کامو، آرنت و کافکا را نمی توان با کانت مقایسە کرد. اینها بیشتر متفکرین درجە سوم و چهارم و یا نویسندە هستند. این فقط هایدگر است کە تاریخ فلسفە غرب را مورد تأمل قرار دادە است و از او بعنوان رادیکالترین منتقد تمدن غرب نام بردە میشود. تمدن و عقلانیت غربی دارای منتقدان زیادی در حوزە تمدن و اندیشە خود بودە است. از جملە رمانتیست های آلمانی، گوتە، شلایرماخر و هلدرین، کیرکە گور ونیچە کە از عقلانیت جدید و مدرنیتە غربی دچار نوعی وحشت شدە بودند، از منتقدین تمدن جدید غرب هستند. مارکس نقاد نظام اقتصادی مدرن است و فروید نقاد این است کە تمدن غربی غرایض را سرکوب کردە است، اما این افراد نظام تمدن غرب را در کلیت خود پذیرفتەاند. مثلا مارکس فقط  کاپیتالیسم و روابط اقتصادی و اجتماعی آن را مورد نقد قرار میدهد، اما بە المانها و  آرمانهای عصر جدید وفادار است. او عقل مدرن و عقلانیت علمی را پذیرفتە چونکە سوسیالیسم خود را علمی می نامد و فهم خود را از تاریخ علمی می داند. فروید هم همینطور است. میتوان نقد نیچە را از دیگران رادیکالتر دانست، اما علیرغم اینکە او نقد بنیادین از مؤلفەهای بنیادین تمدن ،عقل غربی و جامعە مدرن دارد و احساس نگرانی می کند و از ظهور  “واپسین انسان ” یا  از” مرگ انسان” در این تمدن صحبت می کند ، اما از بسط دهندگان مؤلفەهای تمدن مدرن است و راە برون شدی را در برابر انسان امروز قرار نمی دهد.

سنگ بنایی اندیشە و تفکر یاری از زمان بالویل نهادە شدە است. دوران پردیور را میتوان حلقەی ارتباط و امتداد و استمرار یاری بین دوران ماقبل پردیور و بعداز پردیور دانست. برای نشان دادن این تداوم فکری موضوع ” آفرینش” را در نظام فکری یاری بر می گزینیم. در تاریخ مدون و ١٠٠٠ سالە کوردان  موضوع آفرینش را فقتط میتوان در ادبیات و نوشتە نامەهای یاری پیدا کرد. یاران یارسان، مبتنی بر اصول یاری، نیز مثل بقیەی مکاتب فلسفی- نظری و نحلەهای فکری دارای نوع نگاە و جهانبینی منحصر بفرد بە مسئلە آفرینش هستند.

خان الماس لرستانی، شیخ امیر زولەای،نوروز سورانی و تیمور بانیارنی شارحان و مفسرین تفکر و دین یاری هستند، آنها اندیشەهای بکر و اولیەی دستگاە اندیشە یاری را بطور مبسوط تفسیر و تشریح کردەاند. از طریق تفاسیر و توضیحات آنان وارد بە ساحت نظام یاری و فهم بن مایەهای فکری آن آسانتر می شود. آنها را می شود بسط دهندگان نظام فکری یاری دانست. این شخصیتها از لحاظ تاریخی بە ما نزدیکتر هستند و نمایندگی دوران دو قرن بعداز پردیور را میکنند، و میتوان این  دوران را شکوفاترین دواران ما بعد  از پردیور از لحاظ بسط فکری و تفسیر اندیشە یاری برای جامعە یارسان دانست.

بالویل اولین کسی است کە خود را خالق می داند و بە یاری” دانایی” و بە گواهی خود بە این مرتبە از تکامل رسیدە است. او مرمو ( می گوید):

بهلول دانا

بهلول نانی از بهلول دانا

دانا بییانی گشت چیوم زانا

سبحان ازنا ازنا سبحانا

 

بابا نجوم از یاران بالویل  نیز خود را ” زمان بی کران ” میداند و مرمو ( می گوید):

زروان بیانی

نە دورەی ورین زروان بیانی

اهری و ورمز یاران دیانی

کالای خاس یار او دم شیانی

این رشتە فکری و جهانبینی با شاە خوشین کامل تر میگردد.

 

شاە خوشین مرمو ( می گوید):

هفتاد هزار سال ندر معوام بی

در نە دریا بار نراو بیرام بی

جبرئیل فراش فرش زرم بی

سیوان دوران اخضرم بی

نە قفس باد هفتاد هزار سال

سیران مکردم و کرە اسرار

سالان و ماهان پی ویم مندە بیم

پی جور بی بر دل آکندە بیم

قرص قمر ریز و حق دستان بیم

آب بیم آتش بیم باد و طوفان بیم

بابا گرچک از یاران بابا سرهنگ نقطە آغاز هستی و جهان را ” در” می نامد و مرمو ( می گوید):

نە دلی در

شام آما نە دلی در

چە دور بر آماوە درخوری

سازنا زام و آسمان و هوری

بگتر از یاران بابا جلیل نیز در کلامی اشارە بە “در” میکند کە در آنجا نشانەای از هستی نبودە است:

چە در آمانی

شیطانەنانی چە در آمانی

ور چە بحر و بری

حاضر بیانی ور چە بحر و بری

در دورەی بابا ناووس (ناوز، ناعوث) باوە شمس، یکی از یاران او، در مورد بابا ناووس (ناوز، ناعوث) مرمو ( می گوید):

اوسا نە لوح بی نە قلم دانی

نە زمین بیا نە سر زمانی

مدری بیان پری نیشانی

نژیر ساجنار نیات پایانی

بعد از دورە بابا ناووس (ناوز، ناعوث) بە دورە پردیور می رسیم  و مرموها/کلام های ( گفتەهای) سلطان و یارانش را در این مورد مرور می کنیم. نام یاران در دورە سلطان بیشتر عبری ( داود، بنیامین، پیرموسی، شیخ عیسی و شیخ موسی و لقب سلطان خود نیز عبری”اسحاق/سهاک” است) هستند. این موضوع  نیاز است کە در فرصتی دیگر مورد بررسی و مطالعە قرار گیرد.

داود در کلامی مرمو (می گوید):

جە بتن دری

اوسا بر آما جە بتن دری

قاف تا قاف جهان و هنگاو بری

چە یانە سی مامەی پادشام مچری

غلامان از سلطان درخواست می کنند کە “هستی/زندگی و در جهان بودن” را بوجود آورد و دنیای “فانی یا انتزاع” را باطل کند:

طی کردیم منزل

هفتە ورجە در طی کردیم منزل

فانی دی وسن سلطان عادل

باقی بنمانا فانی کر باطل

سلطان مرمو (می گوید):

رجای رضا و رمز نشو و ضایە

آسمان مرغا زمینا هایە

عرش سازنام لنگر و زمین

زمینم کردن و سما و ستوین

خلیفە عزیز سلیمانی در مرحلەی پیدایش هفتوانە مرمو (می گوید):

شام نە دون یا کرد رستاخیزی

چە ژیر ساجنار میردان کرد ریزی

در همان دورە خلیفە شهاب الدین، خلیفە شاشا و خلیفە امیر با استفادە از کلیدواژەهای ” لوح، صدف و یا” بە موضوع نقطە حدوث آفرینش می پردازند:

چا لوح یاقیق یاران گرد جم بین

ویش کرد چە قربان یار احمد او یقین

شام چە جامە سر صدف مپوشا

چنی رمزبار او سر مکوشا

چە لوح صدف میردان خروشا

یکایک بادە کوثرشان نوشا

شاە چە جلوە یا ویش کرد ظهیرا

چنی بنیامین کردشان ویرا

پیر موسی درکلامی مرمو ( می گوید):

وستن او دری

صیاد سلطان وستن او دری

ها بنیامینن شریک و سری

نە ژیر ساجنار آتش و گری

سیدە شیانی در کلامی مرمو ( می گوید):

نە خانە دری

مولام پا نیای نە خانە دری

پیر رکن الدین، از یاران هفتاد دو پیر مرمو (می گوید):

او دلی دری

بارگە شام وستن او دلی دری

پیر ناصر بختیاری نیز، از یارن هفتاد دو پیر، مرمو (می گوید):

او ساجناری

بارگە شام وستن او ساجناری

سلطان مرمو ( می گوید):

چە جم ورین وعدە دریایی

تا چە پردیور بگیران جایی

نە ژیر ساجنار بششان دریایی

میردان نواچدی حرف بی راهی

 

در تمام این کلام ها و کلام های دیگری کە در اینجا برای پرهیز از اطناب سخن ذکر نشدەاند “در، سر، صدف و ساجنار” مفاهیم و کلیدواژەهای هستند کە در تبیین آفرینش و خلقت جهان بەکرات مورد استفادە قرار گرفتەاند.

 

همانطور کە بە آن اشارە شد خان الماس لرستانی، شیخ امیر زولەای،نوروز سورانی و تیمور بانیارنی شارحان تفکر و دین یاری هستند. در اینجا تلاش می شود کە در کلام های این شخصیت ها ، بعنوان وارثان و مفسرین یاری، موضوع جهان و آفرینش و امتداد رشتە اندیشە تاریخی یاری را در مورد آن  نشان داد.

خان الماس مرمو ( می گوید) :

ذات حق یا بی

نە عهد ذرات ذات حق یا بی

اوسا نە لوح نە ثریا بی

نە عرش بی نە فرش جهان دریا بی

مولام ە در بی در نە دریا بی

ژە در بر آما جهان کرد احیاء

نام ویش نیا و خاوندکار

عرش و کرسی و فرش اوسا دا قرار

هفتاد هزارسال تاک و تنیا فرد

وریو دریا وە چوگان بازیش کرد

شیخ امیر زولەای نیز در مورد آفرینش مرمو ( می گوید):

جلیل جبار

بوانیم ثنای جلیل جبار

نە لوح نە قلم نە یار نە اغیار

پادشام نە در بی در نە دریا بار

نە چرای چر بی

نە گالای گال بی نە چرا چر بر

تاکە پادشام نە دانە در بی

 

رشتە و تداوم این جهانبینی در مورد آفرینش در کلام های نوروز سورانی دنبال می کنیم.

نوروز مرمو ( می گوید):

کرم دارنی

یا حق و حاجت کرم دارنی

بی قصر ایون بی حصارنی

بنای فرش انداز دست معمارنی

چتر بی طناف شمس تارنی

ساختە گرد در اول جارنی

هفتاد هزارسال ندلی در بی

در نە تای دریا پروردە سر بی

بعدا بدنبال این تفسیر از آفرینش پرسش های ارائە می دهد و سرانجام بە آنها جواب هایی خود را بیان می کند:

یاران چیش بین

سرانجام قال ازل چیش بین

بیابست جم جهان کیش بین

بیشتر نساختن تنها ویش بین

نە بحر بی نە بر نە ارض نە سما

نە آب نە آتش نە خال چنی با

نە تاریکی تار نە روشن چون رو

نە زنگی سواد فرنگی دو هو

نە سال بی نە بانگ نە فصل چهار رنگ

نە وقت نە بی وقت نە زود نە درنگ

نە برز بی نە نزم نە لیز نە مکان

نە بیضە در بی نە بحر العمان

اوسا جای مقام مأواش نکو بی

گوشە گای لانش نکام سو بی

لوح کرد و قلم و لنگر

دجلە دیجوری وست نە روی حجر

جهار ملک ژ نور ساخت نە جسە سر

ویش شین نە مکتب بطن دریای در

هفتاد هزارسال ندلی در بی

در نە تای دریا پروردە سر بی

نە قالای قال بی نە صدای هیهات

جهان تم و تار دریا کیش و مات

جمنان جیحون دجلە حجر پر

درش درنا بر آما ندر

و ضرب معجز قدرت باطن

توقنان چون برق ندریای بی بن

روشن بی جهان و شکل دو شم

یکرنگ و دو رنگ جفت کرد جور هم

نظام دا جهان و بی فکر فن

کوە نە کف بحر نە جای ویش نکن

بنالای دو شاخ سقام دا لنگر

گاو (کنایە از خورشید)  نیشت نماهی ( کنایە از ماە)  دریا نە حجر

تیمور بانیارانی ( شاە تیمور، آتیمور القاب دیگر تیمور) کە هم دورەی نوروز سورانی است با اعلام اینکە خودش بە اصل آفرینش آگاهی دارد سئولاتی از باصطلاح” شیخ و اهل مکتب” در موررد آفرینش با استفادە از واژەها و اصطلاحات متداول در نظام اندیشگی دین یاری طرح می کند.

تیمور مرمو ( می گوید):

حقیقت و مور رنەی ران هسم

رنە و معنای دانە کان هسم

یا شیخ و ظاهر مرتو/مکتو (مکتب) نە نشستم

معنی ای گفتار بدر و دستم

حوالی چنت مپرسوم اورو

قلەی قاف هر یک چە شیوەی دارو

کام قلەش نارن کام قلەش نورن

شیوات قلەش و چە دستورن

کام قلەش و بند اسراف صورن

کام برجش و بحر سماوات دورن

قلەی ارض چیشن ارض نە قلەشن

ماهی ( کنایە از ماە) و گاو (کنایە از خورشید) چیشن ارض نە کلەشن

نە چیش پیدا بی گرە ساج نار

چیشن دانە روی بحر بحرش کرد و بار

مایە و پایەی عرش نە چیش دا قرار

چیشن چتر شو سقام سالار

ظلمات نە چیش بی دریا چوین زیا

سما و راض و هم چوینش کرد جیا

کی بو هام موجود بشکاو معنا

گفتەی تیموری و سند زانا

تیمور بی و حکم پادشای دانا

طاسش نە روی نرد شش و یک شانا

در یاری، مانند بقیە مکاتب فکری و فلسفی، خلاقیت نظری و بینش بمعنی آگاهی بە علل نخستین و مبادی حقیقت آفرینش ( متافیزیک)  جایگاە رفیع و مهمی دارد. نظریە یاری در مورد آفرینش یا “مادە المواد” را میتوان همطراز مکتب ملطی/ملطیە پیشاسقراطی دانست. فلاسفە این دورە هر کدام تئوری و نظریەای در مورد جهان و آفرینش داشتند. طالس مادەالمود را آب، انکسیماندر امری لایتناهی،انکسیمن هوا،فیثاگوراس/فیثاغوراث عدد…. می دانستند.

با استفادە و مأخذ قرار دادن کلام های فوق در مورد موضوع آفرینش و جهان هستی، از دوران بهلویل تا تیمور، نشان دادە شد کە نظام اندیشەی یاری بدون گسست و انقطاع همان رشتە و امتداد تاریخی و دیالتیکی خود را طی کردە است،  و یاران متأخر در شرح، تفسیر و  تعریف اصول اساسی آن بە درک و تببین ما ازهستە وعصارەی آن نقش مهمی بازی کردەاند. تدوام و رشتە فکر و اندیشە یاری نە فقط در مورد آفرینش بوسیلە بکارگیری مفاهیم و کلیدواژەهای منحصر بە یاری مورد پردازش و تفسیر قرار گرفتە است، بلکە در مورد موضوعات دیگر مثل انسان، اخلاق، کردار و منش وووو از زمان بهلویل تا زمان تیمور در همان قلمرو فکری و افق نظری در حرکت است.

 

 

امیر سلیمی

اسلو

٢م آوریل ٢٠٢٣م

 

 

 

 

Visits: 238