ادب و ارکاني از حق آموختم ، هزاران سال اگر نگاه کنم از دیدار یار سیر نمی شوم ، اگر در کسي عیبي دیدي درخودت پنهان کن و آنرا بیان نکن ، چه میشود اگر از پوشاننده عیبها درس بگیریم ، اگر میخواهي این منزل را به آخر برساني ، منیت را رها کن که از گفتار هیچ نتیجه اي حاصل نمیشود ،
هفت آسمان و زمین را گستراند و محتوایش را نشان داد ،ازاین عظیم تر و بهتراز کردار ندیدم ، صبرکن و به دردت درمان بخواه که عاقبت ازطرف حق دردتو درمان خواهد شد.
ذات بی عیب خود خاوندکار است و بس . و یاران در دین یاری با توسل به خود حق و کلامات راهنمای راه یاری خود را بیشتر خودسازی کنیم تا اینکه بخواهیم از یاران عزیز هم دین خود یا حتی همسایه گان خود عیبی را بر زبان آوریم زیرا که خاوندکار خود پوشاننده تمام عیوب هست .
شیخ امیر مرمو :
بجمار و جیگه ی
گاو کین داماران بجمار و جیگه ی
حرکت کن از جا و مکان گاو غرور را خراب کن و حرکت کن از جا مکان .
⚜⚜
ذات بی نیشان چنی حكم حی
جهان کی خروش جیحون بی پی
ذات بی نشان ( حق ) مانند حکم زنده جهان کی خروش میکند مانند جیهون بی ته .
⚜⚜
یاران و اقرارشرط دینه وه
و كالای بی عیو بینامین وه
یاران با اقرار و شرط و دین و کالای بدون عیب بنیامین .
⚜⚜
بُوره شان و زین و ستیزه وه
و داوای سنگین رستاخیزوه
اسب شان را زین میکنند جهت نبرد برای جنگ سنگین روز رستاخیز
⚜⚜
نیكو نه بختان سواران داو
نه شام بیدارن شو نكران خواو
کسانی که بخت نیکو دارند ادعای سوارکاری دارند.
هیهات مگیلان و دلیله وه
دوا ها و كوی سراندیله وه
انکار نمیکنند و با دلیل میگردند تمام دواها در در کوی سراندیل است.
عیب جویی یعنی تلاش در آگاهی از عیب دیگران و فاش کردن گناهان و لغزشهای پنهانی دیگران در بین مردم ، ویا پی جویی و آشکار نمودن عیوب و نواقصی که از چشم دیگران پوشیده است .
عیب پوشی نقطه مقابل تجسس و عیب جویی است و در فضیلت و شرافت آن همین بس که یکی از اوصاف حضرت حق است
که سلطان سحاک ستار العیوب میباشد .ریشه و اساس پیدایش این صفت مذموم در دل انسان میتواند دلایل زیادی باشد از جمله :
* عیب جویی نتیجه عداوت و حسد است به این معنا که اگر کسی کینه و دشمنی دیگری را در دل داشته باشد به دنبال عیوب او می افتد تا آنها را پیدا کند و رسوایش سازد .
* تجسس ممکن است در برخی موارد از آثار طغیان قوه شهوت باشد به این معنا که شخص بدون اینکه کینه و حسد نسبت به دیگران داشته باشد دنبال لغزشها و عیوب آنها می افتد ، بطوریکه در این قوه شهوت نوعی پستی و زبونی پدید می آید که فرد بیمار از آشکار شدن زشتی ها و عیوب دیگران شاد میشود .
* بدگمانی ، عامل دیگری بر عیب جویی و بدگویی است
*ووو موارد اینچنینی که بیشتر نوعی رفتار روانی اجتماعی است که به نسبت به درون و پایه شخصیتی ، تربیتی شخص برمیگردد .
حال در این امر نقش خانواده بعنوان اولین نهاد تربیتی و الگوی رفتاری باز خود نمایی خواهد کرد چه بسا در کلیه مباحث اجتماعی و دینی بازخورد چگونگی عملکرد خانواده بخوبی نمایان است .
نکته که حائز اهمیت در مبحث ( عیب جویی ) است و باید به آن توجه لازمه رو داد چگونه این صفت ناپسند اخلاقی را رفع نمود .هر کس با مراجعه به نفس خویش متوجه میشود که خودش مانند دیگران خالی از عیوب نیست و ذات حق از روی لطف ، صفات بد و زشت و اشتباهات او را از دیگران مخفی کرده است “” توجه به این نکته همچنین توجه به آثار شوم عیب جویی بر خود فرد و دیگران ، چه دنیوی و چه اخروی ، از مهمترین راهکارهای درمان این صفت زشت است .
چیزی که عیان هست و از نظر دینی و اخلاقی منع شده عیب جویی میباشد اما موردی هست که شاید بهتر عنوان شود ، نقطه مقابل این امر که در علم اخلاق آن را تجسس ممدوح یا عیب جویی جایز عنوان شده است ،!!!!!!
چرا که در شرایط خاص عیب جویی مذموم نیست بله واجب است از جمله ؛؛؛
— عیب جویی از خود در جهت خودیابی و خودسازی ( رفع اشکالات و دفع بیماری های اخلاقی )
— کشف عیوب دیگران در انتخاب افراد مسئول برای مسئولیت های اجتماعی و نیز جهت انتخاب همسر و شریک کار ووو
— عیب جویی از افراد مشکوک جهت جلوگیری از رسیدن به اهداف شوم و پلید آنها و پرهیز از معاشرت با انها حال چه در روابط فرزندان با دوستان و حتی در بعد بزرگتر و فراتر آن اجتماعی و عدم رابطه صمیمی با افرادی که با عقاید و فرهنگ و قانون اجتماعی هماهنگ نیستند .
—- وووو
بنابراین میتوان نتیجه گرفت موارد اخلاقی اینچنینی خود دارای چند زاویه است از طرفی هم منع میشود به لحاظ دینی و علم اخلاق …
و از طرفی هم با شرلیط خاص همانطور که عنوان شد لازم هست در جهت بهبود و یا رسیدن به اهداف والا برای درست و شایسته زندگی کردن ….
بخاطر همین امر است که همیشه عنوان میشود برای ارزش قائل شدن به حیثیت و آبروی شخص حتی اگر طبق شرایط بالا لازم به بررسی و بازگو کردن عیوب اشخاص باید بصورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت انسان لطمه ای وارد نشود و در چارچوب خاصی ارزیابی شود که از محدوده آن تجاوز ننمود .
از کل مباحث عنوان شده فوق میتوان دریافت که دین یاری قبل از بجا آوردن شروط پردیوری یار را به ادب و ارکان رهنمود مینماید و چهار رکن یاری باز خود را در لابلای مباحث اخلاقی دینی بخوبی پاسخگو هست ، چراکه داشتن و بجا آوردن “”” راستی “” پاکی “”” نیستی “”” ردا “”” خود زمینه و اساس اخلاق فردی و اجتماعی هست که توجه به آن یار را در پیشبرد اهداف والای حقانی کمک خواهد نمود و درون و برون آن را پاک و به آرامش لازمه خواهد رسید .
کلام میفرمایید :
تا خارو خاشاک یانت نپاچی
و یانه کسی بی راه نواچی
تا خار و خاشاک را از خانه خود دور نکنی حق نداری به بدگوئی و پشت سر دیگران غیبت بکنی و نام آنها را به بدی و زشتی ببرید ، یار باید خودساز باشد تا بتواند دگر سازی را پیشه کند .
با تشکر از یاران شاهو
بازدیدها: 69
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website