Home / احمد مرادی / اینترنت، خط مقدم آزادی بیان در زمان جنگ

اینترنت، خط مقدم آزادی بیان در زمان جنگ

 

یارسانمدیا
٢٤می٢٠٢٦

نویسندە: احمد مرادی

اینترنت، خط مقدم آزادی بیان در زمان جنگ

مقدمه

آزادی بیان یکی از بنیادی‌ترین حقوق انسانی و از مهم‌ترین ستون‌های یک جامعهٔ آزاد و آگاه است. این حق به انسان اجازه می‌دهد بدون ترس از تهدید، سرکوب یا مجازات، فکر کند، سخن بگوید، بنویسد و دیدگاه‌های خود را آزادانه بیان کند. آزادی بیان تنها به گفتار محدود نمی‌شود، بلکه شامل حق دسترسی آزاد به اطلاعات، حق نقد رفتار و عملکرد حاکمان، حق پرسشگری و مشارکت در سرنوشت سیاسی و اجتماعی جامعه نیز هست.

در جهان امروز، آزادی بیان بدون وجود رسانه‌های مستقل و اینترنت آزاد عملاً معنای خود را از دست می‌دهد. اگر در گذشته روزنامه، رادیو و تلویزیون ابزار اصلی انتقال اطلاعات بودند، امروز اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به مهم‌ترین وسیلهٔ ارتباط میان انسان‌ها تبدیل شده‌اند. میلیون‌ها انسان از طریق اینترنت به خدمات اجتماعی، اخبار، آموزش، پژوهش و ارتباطات جهانی دسترسی پیدا می‌کنند. به همین دلیل، کنترل اینترنت در بسیاری از حکومت‌های اقتدارگرا به یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترل جامعه تبدیل شده است.

رسانه و اینترنت؛ ابزار آگاهی یا ابزار کنترل

رسانه‌های آزاد در جوامع دموکراتیک نقش نظارتی بر قدرت و حاکمیت دارند. آن‌ها با انتشار اطلاعات صحیح، افشای فساد و ایجاد فضای آزاد گفت‌وگو، به شهروندان امکان می‌دهند بر عملکرد حکومت نظارت کنند و در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی مشارکت داشته باشند. در بسیاری از کشورهای دموکراتیک، رسانه‌ها را قوهٔ چهارم می‌نامند، زیرا در کنار قوای سه‌گانه، نقشی تعیین‌کننده در دفاع از حقوق مردم و جلوگیری از سوءاستفادهٔ قدرت دارند.

برای نمونه، در نروژ کە من در آن زندگی میکنم رسانه‌ها از آزادی و استقلال گسترده‌ای برخوردارند و دولتها‌ها نمی‌توانند به‌سادگی جریان اطلاعات را کنترل کنند. در چنین فضایی، روزنامه‌نگاران می‌توانند دربارهٔ فساد، سوءاستفاده از قدرت یا اشتباهات سیاستمداران تحقیق و گزارش منتشر کنند. در موارد بسیاری نیز فشار افکار عمومی و رسانه‌ها باعث کناره‌گیری مقام‌های سیاسی شده است.

اما در ایران وضعیت متفاوت است. جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده است رسانه‌ها و فضای مجازی را به بهانه‌ مسائل امنیتی تحت کنترل خود درآورد. توقیف روزنامه‌ها، بازداشت روزنامه‌نگاران، فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و محدود کردن دسترسی مردم به اطلاعات، بخشی از سیاست‌هایی هستند که برای کنترل افکار عمومی به کار گرفته شده‌اند.

جنگ، خاموشی اینترنت و پنهان‌کردن سرکوب

در حکومت‌های اقتدارگرا، قطع اینترنت تنها یک اقدام امنیتی نیست، بلکه ابزاری برای خاموش کردن جامعه و سرپوشی واقعیت است. تجربهٔ سال‌های گذشته در ایران نشان داده است که هرگاه اعتراضات گسترده، بحران‌های سیاسی یا درگیری‌های نظامی شکل گرفته، حکومت با قطع اینترنت تلاش کرده است مردم را از یکدیگر و از جهان خارج جدا کند. در جریان جنگ اخیر با ایالات متحدهٔ آمریکا و اسرائیل نیز، قطع و محدودسازی اینترنت به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای کنترل اطلاعات و مهار افکار عمومی تبدیل شد.

با وجود پایان یافتن درگیری‌ها میان جمهوری اسلامی، ایالات متحدهٔ آمریکا و اسرائیل، اینترنت سراسری همچنان پس از ماه‌ها به‌طور گسترده قطع یا محدود باقی مانده است، وضعیتی که نشان می‌دهد خاموشی اینترنت دیگر یک اقدام موقت جنگی نیست، بلکه به ابزاری برای کنترل جامعه و مهار جریان آزاد اطلاعات تبدیل شده است. حکومت در سایهٔ این تاریکی رسانه‌ای می‌تواند روایت رسمی خود از جنگ را به تنها روایت موجود تبدیل کند، صدای رسانه‌های مستقل را خاموش سازد و مانع رسیدن واقعیت‌ها به افکار عمومی و جهان خارج شود.

قطع اینترنت سراسری تنها خاموش کردن شبکهٔ‌های اجتماعی نیست، بلکه بستن چشم و گوش جامعه است. هنگامی که خبرنگاران، فعالان مدنی و شهروندخبرنگاران امکان انتشار خبر و تصویر را از دست بدهند، زمینه برای پنهان کردن سرکوب، بازداشت‌های گسترده، شکنجه و حتی اعدام‌های مخفیانه فراهم می‌شود.

تجربهٔ جمهوری اسلامی نشان داده است که خاموشی رسانه‌ای اغلب با افزایش خشونت حکومتی همراه بوده است. هرچه جامعه کمتر ببیند و کمتر بشنود، قدرت سرکوب بدون نظارت گسترده‌تر می‌شود. در شرایط قطع اینترنت، خانواده‌ها از سرنوشت بازداشت‌شدگان بی‌خبر می‌مانند، اخبار اعدام‌ها دیر منتشر می‌شود و افکار عمومی جهانی نیز با تأخیر از واقعیت‌ها آگاه می‌شود.

پیامدهای قطع بلندمدت اینترنت در زمان جنگ

قطع اینترنت در زمان جنگ تنها به معنای قطع ارتباط شهروندان با جهان خارج نیست، بلکه به معنای فلج شدن بخش بزرگی از زندگی اجتماعی، اقتصادی و انسانی جامعه است. همچنین در شرایط جنگی،شهروندان برای یافتن عزیزان خود، دریافت هشدارهای امنیتی، دسترسی به خدمات درمانی، ارتباط با جهان خارج و آگاهی از وضعیت مناطق مختلف کشور به اینترنت وابسته‌اند. قطع ارتباطات می‌تواند اضطراب، شایعه، سردرگمی و ترس عمومی را چند برابر کند. در چنین فضایی، نبود جریان آزاد اطلاعات نه‌تنها امنیت ایجاد نمی‌کند، بلکه جامعه را در برابر وحشت و بی‌اعتمادی آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

از سوی دیگر، در صورت قطع بلندمدت اینترنت، روزنامه‌نگاران مستقل، فعالان حقوق بشر و شهروندخبرنگاران عملاً توان انتقال واقعیت‌های جنگ را از دست خواهند داد. در چنین فضایی، امکان پنهان کردن تلفات انسانی، سرکوب اعتراضات یا نقض حقوق شهروندان افزایش پیدا می‌کند، زیرا جامعه و جهان خارج از آنچه در داخل کشور رخ می‌دهد بی‌اطلاع می‌مانند.

قطع اینترنت همچنین خسارت سنگینی به اقتصاد کشور وارد می‌کند. هزاران کسب‌وکار اینترنتی امکان فعالیت خود را از دست میدهند، بانکداری و تجارت الکترونیک مختل می‌شود و میلیون‌ها نفر منبع درآمد خود را از دست می‌دهند. در کشوری که بخش بزرگی از نسل جوان برای آموزش، کار و ارتباطات روزمره به اینترنت وابسته است، چنین وضعیتی می‌تواند بە بحران اجتماعی گسترده‌ای منجر شود.

اقلیت‌ها؛ قربانیان خاموش سانسور در زمان جنگ

در زمان جنگ و قطع ارتباطات، گروه‌های اجتماعی محروم بیش از دیگران آسیب می‌بینند. مناطقی که پیش‌تر نیز از نظر توسعه، رسانه و امکانات ارتباطی در حاشیه نگه داشته شده‌اند، در زمان قطع اینترنت عملاً به مناطق خاموش و منزوی تبدیل می‌شوند، مناطقی که در آن‌ها صدای شهروندان کمتر شنیده می‌شود و رنجشان آسان‌تر پنهان می‌ماند.

بسیاری از فعالان مدنی معتقدند که کوردها، به‌ویژه مردم یارسان، سال‌هاست با تبعیض‌های چندلایهٔ فرهنگی، مذهبی، سیاسی و رسانه‌ای روبه‌رو هستند. در صورت وقوع دوبارهٔ جنگ و تداوم قطع گستردهٔ اینترنت، این مناطق ممکن است بیش از دیگر نقاط کشور در انزوا فرو روند و ساکنان آن‌ها بیش از پیش از دسترسی به رسانه، حمایت عمومی و ارتباط با جهان خارج محروم شوند.

در چنین فضایی، قطع گستردهٔ اینترنت می‌تواند زمینهٔ گسترش شایعات، ترس عمومی و حتی نقض گسترده‌تر حقوق بشر را فراهم کند. هنگامی که مردم نتوانند صدای خود را به جهان برسانند، امکان پنهان ماندن اعدام‌ها، بازداشت‌ها، خشونت‌ها و فشارهای حکومتی افزایش پیدا می‌کند.

اینترنت آزاد؛ بخشی از حقوق بشر

در عصر ارتباطات، اینترنت دیگر تنها یک ابزار فناوری نیست، بلکه بخشی از حق آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات محسوب می‌شود. همان‌گونه که محروم کردن انسان از حق سخن گفتن نقض حقوق بشر است، قطع عمدی و بلندمدت اینترنت نیز نوعی محروم کردن جامعه از حق آگاهی، ارتباط و دسترسی به حقیقت بە شمار می‌آید.

تجربهٔ جهان نشان داده است که سانسور و خاموش کردن صداها نه‌تنها امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند، بلکه بی‌اعتمادی عمومی نسبت به حاکمیت را افزایش می‌دهد. حکومت‌هایی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارند، معمولاً بیش از آنکه به دنبال امنیت جامعه باشند، در پی کنترل افکار عمومی و پنهان کردن واقعیت‌ها هستند. جامعه‌ای که نتواند آزادانه به اطلاعات دسترسی داشته باشد، در برابر شایعه، ترس، افراط‌گرایی و فروپاشی اعتماد اجتماعی آسیب‌پذیرتر خواهد شد.

نتیجه‌گیری

آزادی بیان، رسانه‌های مستقل و اینترنت آزاد سه ستون اصلی یک جامعهٔ آگاه و مدرن هستند. در زمان جنگ و بحران، اهمیت این سه عنصر بیشتر می‌شود، زیرا مردم بیش از هر زمان دیگری به دانستن حقیقت، ارتباط و آگاهی نیاز دارند.

قطع بلندمدت اینترنت در ایران، به‌ویژه در صورت وقوع دوبارهٔ جنگ با ایالات متحدهٔ آمریکا، تنها محدود کردن یک فناوری نخواهد بود؛ بلکه به معنای محروم کردن میلیون‌ها انسان از حق دانستن، ارتباط داشتن، شنیده و دیده شدن است.

جامعه‌ای که اینترنت و رسانهٔ آزاد در آن از دسترس خارج شود، به‌تدریج توان رساندن صدای خود به خارج از مرزها را از دست می‌دهد. سانسور گسترده نه برای امنیت و ثبات جامعه، بلکه ابزاری برای پنهان کردن سرکوب، خشونت و نقض حقوق بشر است. در عصر ارتباطات، قطع عمدی اینترنت باید نه یک تصمیم امنیتی، بلکه شکلی از نقض آشکار حقوق بشر و حمله‌ای مستقیم به حق مردم برای شنیدن و دانستن واقعیتی تلقی شود که سرنوشتشان به آن گره خورده است.

 

احمد مرادی

اسلو ‏24‏ مه‏ 2026

 

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد

 

بازدیدها: 113