Home / پانل آزاد / جامعه مقاوم یارسان و آغاز عصر مشارکت در معادلات قدرت …!!!

جامعه مقاوم یارسان و آغاز عصر مشارکت در معادلات قدرت …!!!

یارسان مدیا

09.05.2026

ن.فریدون کرمی

جامعه مقاوم یارسان و آغاز عصر مشارکت در معادلات قدرت …!!!

تاملی بر تبدیل سازمان دمکراتیک یارسان به «حزب دموکراتیک یارسان» در کنگره هفتم – آوریل ۲۰۲۶
———————————————————

در تاریخ سیاسی ملت‌ها و جوامع تاریخی، لحظاتی وجود دارند که صرفاً یک تغییر تشکیلاتی یا اداری نیستند، بلکه بیانگر عبور یک جامعه از مرحله‌ای تاریخی به مرحله‌ای دیگرند؛ لحظاتی که در آن، یک هویت آیینی و فرهنگیِ دیرپا تصمیم می‌گیرد از موقعیت «موضوع سیاست» به جایگاه
«فاعل سیاسی» گذار کند.
تبدیل «سازمان دمکراتیک یارسان» به «حزب دموکراتیک یارسان» در کنگره هفتم این جریان در آوریل ۲۰۲۶، از همین جنس تحولات است؛ رخدادی که باید آن را نه در سطح تغییر نام، بلکه در چارچوب بلوغ سیاسی، نهادسازی مدرن و ورود جامعه یارسان به مرحله‌ای نوین از کنشگری تاریخی تحلیل کرد.

در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی، تفاوت میان «سازمان» و «حزب» تفاوتی بنیادین است. سازمان می‌تواند حامل اعتراض، مقاومت، هویت یا فعالیت اجتماعی باشد، اما حزب سیاسی نهادی است که برای مشارکت در قدرت، تأثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری و نمایندگی اراده سیاسی یک جامعه شکل می‌گیرد. حزب، بیانگر عبور از وضعیت تدافعی به وضعیت مشارکتی است؛ یعنی لحظه‌ای که یک جامعه تاریخی اعلام می‌کند دیگر تنها خواهان بقا نیست، بلکه خواهان نقش‌آفرینی در تعیین آینده سیاسی خویش است.

از این منظر، تصمیم کنگره هفتم [ کنگره ملیکا دستیاب ] برای تبدیل سازمان به حزب، حامل پیامی روشن به افکار عمومی ایران، نیروهای سیاسی منطقه و حتی معادلات آینده خاورمیانه است:
جامعه یارسان وارد مرحله جدیدی از خودآگاهی سیاسی شده است.

یارسان، صرفاً یک هویت دینی یا آیینی نیست. جامعه یارسان یکی از کهن‌ترین سنت‌های معنوی و فرهنگی زاگرس و فلات ِ ایران را نمایندگی می‌کند؛ جامعه‌ای که طی بیش از ۱۳۰۰ سال، علی‌رغم فشارهای سیاسی، تبعیض ساختاری، انکار هویتی و حاشیه‌نشینی تاریخی، توانسته است نظام فکری، فلسفه معنوی، ادبیات نوشتاری و شفاهی، موسیقی آیینی و ساختار اجتماعی خود را حفظ کند.
این استمرار تاریخی، اتفاقی نیست؛ بلکه محصول نوعی «مقاومت مدنیِ آرام اما عمیق» است؛ مقاومتی که بدون تکیه بر خشونت سازمان‌یافته، توانسته هویت یارسانی را از قرن‌ها بحران عبور دهد.

در جامعه‌شناسی سیاسی، جوامعی که چنین حافظه تاریخی ممتدی دارند، زمانی که وارد مرحله سازماندهی سیاسی مدرن می‌شوند، معمولاً به بازیگران پایدار و تأثیرگذار تبدیل می‌گردند؛ زیرا مشروعیت آنان تنها متکی بر قدرت تشکیلاتی نیست، بلکه بر سرمایه تاریخی، فرهنگی و اخلاقی استوار است.
در همین چارچوب، شکل‌گیری «حزب دموکراتیک یارسان» را باید تلاشی برای تبدیل «سرمایه فرهنگی» به «سرمایه سیاسی» دانست.

این تحول، از چند جهت دارای اهمیت راهبردی است.

نخست آنکه جامعه یارسان برای نخستین‌بار به شکلی آشکار، خود را نه صرفاً به‌عنوان یک اقلیت فرهنگی، بلکه به‌عنوان بخشی از آینده سیاسی ایران تعریف می‌کند. این تغییر نگاه، اهمیت بنیادین دارد؛ زیرا در سیاست مدرن، آن دسته از جوامعی می‌توانند در معادلات قدرت مؤثر باشند که بتوانند مطالبات فرهنگی خود را به برنامه سیاسی، نهاد حزبی و گفتمان عمومی تبدیل کنند.

دوم آنکه تبدیل شدن به حزب، بیانگر پذیرش قواعد سیاست مدرن است؛ یعنی پذیرش رقابت سیاسی، کار تشکیلاتی، پاسخگویی عمومی، تولید برنامه، مشارکت مدنی و تلاش برای اثرگذاری از مسیر نهادسازی. این گذار، جامعه یارسان را از قالب صرفاً هویتی خارج کرده و آن را وارد مرحله کنشگری مدنی و سیاسی می‌کند.

سوم آنکه این تحول، دارای بُعد ژئوپلیتیکی نیز هست.
غرب ایران در دهه‌های آینده، یکی از مهم‌ترین مناطق تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور خواهد بود. موقعیت مرزی، پیوندهای تمدنی، ظرفیت‌های انسانی، منابع اقتصادی، تنوع فرهنگی و نقش تاریخی این منطقه در تحولات اجتماعی، آن را به یکی از کانون‌های مهم آینده ایران تبدیل کرده است.
در چنین بستری، ظهور یک نیروی سیاسی نوین با ریشه‌های عمیق اجتماعی و فرهنگی، صرفاً یک تحول داخلی نیست؛ بلکه بخشی از بازآرایی تدریجی قدرت اجتماعی در غرب ایران به شمار می‌رود.

جامعه یارسان امروز دارای نسل جدیدی از جوانان تحصیل‌کرده، نخبگان دانشگاهی، فعالان مدنی، زنان آگاه و نیروهای فرهنگی است که دیگر حاضر نیستند تنها در حاشیه روایت رسمی سیاست باقی بمانند. این نسل، خواهان مشارکت در مدیریت، توسعه، قانون‌گذاری و ساخت آینده است.
حزب دموکراتیک یارسان، اگر بتواند این انرژی اجتماعی را در قالب یک ساختار مدرن، دموکراتیک و فراگیر سازماندهی کند، قادر خواهد بود به یکی از مهم‌ترین جریان‌های سیاسی نوظهور غرب ایران تبدیل شود.

با این حال، باید واقع‌بین بود.
تبدیل سازمان به حزب، آغاز راه است، نه پایان آن.
در جهان امروز، مشروعیت سیاسی صرفاً از نام و عنوان به دست نمی‌آید. حزب زمانی می‌تواند اعتماد عمومی را جلب کند که دارای ساختار دموکراتیک، گردش نخبگان، شفافیت، برنامه سیاسی روشن، توان گفت‌وگو با سایر نیروها و ظرفیت تولید گفتمان ملی باشد.
اگر این گذار صرفاً در سطح عنوان باقی بماند، تأثیر آن محدود خواهد بود؛ اما اگر با نهادسازی واقعی همراه گردد، می‌تواند به نقطه عطفی در تاریخ سیاسی جامعه یارسان بدل شود.

آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً تأسیس یک حزب نیست؛ بلکه ظهور تدریجی نوعی «خودآگاهی سیاسی تاریخی» در میان جامعه‌ای است که قرن‌ها برای حفظ هویت خویش مقاومت کرده است.
جامعه یارسان اکنون می‌خواهد از مرحله دفاع از موجودیت فرهنگی عبور کند و به مرحله مشارکت در ساخت آینده برسد؛ آینده‌ای که در آن، هویت‌های تاریخی و فرهنگی نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان بخشی از ثروت تمدنی و سرمایه دموکراتیک ایران شناخته شوند.

کنگره هفتم و اعلام موجودیت «حزب دموکراتیک یارسان» را باید آغاز فصلی تازه دانست؛ فصلی که در آن، جامعه یارسان تلاش می‌کند از حافظ تاریخ بودن، به سازنده آینده تبدیل شود.
این تحول، اگر با عقلانیت سیاسی، نهادسازی مدرن و پیوند با مطالبات دموکراتیک جامعه ایران همراه گردد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی نوظهور در غرب ایران طی دهەها باشد؛ رخدادی که ریشه در تاریخ دارد، اما نگاهش به آینده است.

فریدون کرمی
۹-۵-۲۰۲۶
——————————-

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 64