ایران امروزی در سایه جمهوری اسلامی

سامان عزیز
سوئد.استکهلم
2026/05/06
ایران امروز شبیه کشوریست که حکومتش با مردم خودش وارد جنگ شده است.
جنگی بدون مرز، بدون آژیر، اما با زندان، اعدام، قطع اینترنت و ترسی که هر روز در خیابانها پخش میشود.
وقتی حکومتی اینترنت یک ملت را برای هفتهها قطع میکند، یعنی از حقیقت میترسد.
وقتی زندانی سیاسی را اعدام میکند، یعنی از فکر میترسد.
وقتی خبرنگار، دانشجو، زن، کارگر و معترض را تهدید میکند، یعنی میداند پایههایش دیگر بر رضایت مردم نیست؛ بر ترس مردم است.
این روزهای ایران فقط بحران اقتصادی نیست.
فاجعهایست که سالها ساخته شد؛
کشوری که ثروتش خرج سرکوب شد، نه رفاه.
جوانهایش یا مهاجرت کردند یا ناامید شدند.
و مردمی که هر روز فقیرتر شدند، مجبور بودند از تلویزیون رسمی بشنوند که همهچیز «تحت کنترل» است. انگار اگر دروغ را هزار بار تکرار کنند، نان ارزان میشود و زندانها خالی میشوند.
اما چیزی که حکومت نفهمید این بود:
ملتی که یکبار حقیقت را ببیند، دیگر به عقب برنمیگردد.
قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند اپلیکیشن نبود؛
تلاش برای دفن کردن حقیقت بود.
برای اینکه دنیا نبیند در خیابانها چه میگذرد، در بازداشتگاهها چه میکنند و خانوادههای زندانیان سیاسی چگونه هر روز با ترس تلفن بعدی زندگی میکنند.
اعدام زندانیان سیاسی، نشانه قدرت نیست؛
اعتراف به وحشت است.
حکومتی که برای ماندن، طناب دار را ابزار حکومت میکند، درواقع اعلام میکند که دیگر هیچ مشروعیتی جز خشونت ندارد.
امروز ایران به نقطهای رسیده که مردم دیگر فقط عصبانی نیستند؛
بیدار شدهاند.
و خطرناکترین اتفاق برای هر دیکتاتوری، نه اعتراض خیابانی، بلکه مردمی هستند که دیگر باور نمیکنند، دیگر نمیترسند و دیگر حاضر نیستند سکوت را بپذیرند.
تاریخ بارها ثابت کرده:
هیچ حکومتی با سانسور ابدی نمانده،
هیچ قدرتی با اعدام جاودانه نشده،
و هیچ ملتی برای همیشه در تاریکی نمانده است.
حقیقت شاید دیر برسد،اما وقتی برسد، تمام دیوارهای ترس را با خودش خراب میکند.
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 814
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website