Home / پانل آزاد / ما کوردها ؛ چرا نباید دوباره ابزار بازی قدرت‌های جهانی شویم؟

ما کوردها ؛ چرا نباید دوباره ابزار بازی قدرت‌های جهانی شویم؟

یارسانمدیا
04‏ مارس‏ 2026

مقدمه: تراژدی تکرارشونده یک قرن

تاریخ معاصر کردستان و زاگرس، بیش از هر چیز، تاریخ استفاده ابزاری از اصیل ترین و پایدارترین مردمان این سرزمین در بازی‌های ژئوپلیتیک قدرت‌ها است. از پایان جنگ جهانی اول تا جنگ با داعش، کوردها بارها در معادلات قدرت‌های جهانی ظاهر شده‌اند؛ اما تقریباً در هر مرحله، پس از پایان مأموریت ژئوپلیتیک خود، کنار گذاشته شده‌اند.

این یک تصادف تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از منطق سیاست قدرت در خاورمیانه است. در این منطق، ملت‌ها ارزش ذاتی ندارند؛ آنچه اهمیت دارد موقعیت جغرافیایی، کارکرد نظامی و قابلیت استفاده تاکتیکی آنهاست.

زاگرس، به‌عنوان یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیک خاورمیانه، دقیقاً در همین چارچوب تعریف می‌شود.

جغرافیای زاگرس؛ قلب ژئوپلیتیک خاورمیانه

 

فلات و سرزمین  زاگرس تنها یک منطقه جغرافیایی نیست؛ این منطقه یک کمربند استراتژیک است که چهار محور مهم قدرت در خاورمیانه را به هم متصل می‌کند:

  • ایران
  • عراق
  • ترکیه
  • سوریه

 

کنترل یا نفوذ در این منطقه به معنای دسترسی به مسیرهای انرژی، مرزهای امنیتی و عمق استراتژیک در منطقه است. به همین دلیل، در طول یک قرن گذشته، قدرت‌های خارجی همواره تلاش کرده‌اند از نیروهای محلی در این منطقه برای تنظیم موازنه قدرت استفاده کنند.

 

در این معادله، کوردها اغلب به‌عنوان « نیروی میدانی ارزان و مؤثر » دیده شده‌اند.

————————————

 

جنگ با داعش : قهرمانی واقعی، بهره‌برداری سیاسی

 

هیچ تحلیل منصفانه‌ای نمی‌تواند نقش نیروهای کورد در شکست داعش را انکار کند. از کوبانی تا شنگال، هزاران نفر جان خود را برای متوقف کردن یکی از خشن‌ترین جنبش‌های افراطی جهان فدا کردند.

 

اما پرسش اساسی این است:

پس از این فداکاری عظیم، چه چیزی نصیب مردم منطقه شد؟

 

واقعیت تلخ این است که بسیاری از قدرت‌های جهانی، به‌ویژه در غرب، از نیروهای محلی به‌عنوان نیروی زمینی جنگ خود علیه داعش استفاده کردند؛ جنگی که برای آنها هزینه انسانی بسیار کمی داشت.

 

در عمل، کوردها در بسیاری از جبهه‌ها نقش « سربازان خط مقدم یک جنگ جهانی غیررسمی » را ایفا کردند.

 

اما پس از شکست داعش، همان قدرت‌ها در برابر فشارهای ژئوپلیتیک منطقه‌ای به سرعت مواضع خود را تغییر دادند.

 

روژآوا : آزمایشگاه سیاست قدرت !؟

 

روژآوا برای بسیاری از مردم منطقه نماد امید و تجربه‌ای متفاوت از حکمرانی بود. اما در سطح ژئوپلیتیک، این منطقه به آزمایشگاهی برای سیاست قدرت‌های بزرگ تبدیل شد.

 

در این آزمایشگاه، چند واقعیت آشکار شد:

 

١.حمایت خارجی همیشه مشروط است.

٢.این حمایت‌ها با تغییر موازنه قدرت به سرعت تغییر می‌کنند.

٣.هیچ قدرت خارجی حاضر نیست به خاطر آرمان‌های یک ملتی، منافع استراتژیک خود را به خطر بیندازد.

 

تحولات عفرین نمونه روشنی از این واقعیت است. منطقه‌ای که زمانی در کانون مبارزه با داعش قرار داشت، در معادلات بعدی منطقه به راحتی قربانی شد.

 

این تجربه نشان داد که در سیاست جهانی، « اخلاق جای خود را به مصلحت » داده است.

 

سیاست غرب : واقع‌گرایی سرد، نه دوستی !!!

 

در ادبیات سیاسی، گاهی از «دوستی غرب با کوردها» سخن گفته می‌شود. اما اگر تاریخ را بدون احساسات بررسی کنیم، تصویر متفاوتی به دست می‌آید.

 

سیاست خارجی قدرت‌های غربی بر پایه سه اصل شکل می‌گیرد:

 

١.منافع استراتژیک

٢.ثبات منطقه‌ای مورد نظر آنها

٣.هزینه–فایده نظامی و اقتصادی

 

در این چارچوب، حمایت از نیروهای محلی تنها زمانی ادامه دارد که در راستای این سه اصل باشد.

 

به همین دلیل، هرگاه معادلات منطقه تغییر کند، این حمایت‌ها نیز تغییر می‌کنند. این نه خیانت است و نه توطئه؛ بلکه « منطق سرد سیاست قدرت » است.

 

مشکل زمانی آغاز می‌شود که ملت‌های منطقه این واقعیت را نادیده بگیرند و تصور کنند قدرت‌های جهانی برای تحقق آرمان‌های آنها وارد میدان شده‌اند.

 

 

خطر بزرگ : 

تبدیل شدن به «پل عبور قدرت‌ها» !!!!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

یکی از خطرناک‌ترین وضعیت‌ها برای هر ملت این است که به پل عبور پروژه‌های ژئوپلیتیک دیگران تبدیل شود.

 

در چنین شرایطی:

 

-نیروهای محلی در جنگ‌ها شرکت می‌کنند

 

-مناطق آنها به میدان درگیری تبدیل می‌شود

 

-اما تصمیمات اصلی در پایتخت‌های دوردست گرفته می‌شود! 

 

در نهایت، هزینه انسانی و اجتماعی جنگ بر دوش مردم منطقه باقی می‌ماند.

 

این همان وضعیتی است که بسیاری از مناطق کردستان در طول تاریخ تجربه کرده‌اند. 

 

 

مردم کوردستان و احزاب و سازمان ها  : ضرورت هوشیاری!

 

مردم ما( تمام جوامع زاگرس نشین )، میراث‌دار یک تاریخ طولانی از مقاومت فرهنگی و معنوی هستند. اما این جوامع نیز در معرض همان خطر قرار دارند:

تبدیل شدن به ابزار رقابت قدرت‌ها.!!!!!!!!!!!

 

برای جلوگیری از این وضعیت، چند اصل حیاتی وجود دارد:

          ١.تقویت آگاهی سیاسی و تاریخی

          ٢.حفظ استقلال تصمیم‌گیری

          ٣.پرهیز از وابستگی کامل به قدرت‌های خارجی

          ٤.تقویت همبستگی درونی میان جوامع زاگرس

 

بدون این اصول، هر حرکت سیاسی یا نظامی ممکن است ناخواسته در خدمت پروژه‌هایی قرار گیرد که هیچ ارتباطی با منافع واقعی مردم منطقه ندارند.

 

 

نتیجه‌گیری : 

مردم کورد بازیچه نیستند! 

 

مردم کورد و مبارزین و فعالین سیاسی و سازمانی  ،  باید از یک قرن تجربه تاریخی درس بگیرند.

 

جهان سیاست جهان دنیای دوستی‌های دائمی نیست؛ دنیای منافع دائمی است.

 

در چنین جهانی، تنها ملت‌هایی می‌توانند از حقوق خود دفاع کنند که:

-حافظه تاریخی قوی داشته باشند

-استقلال فکری خود را حفظ کنند

-و اجازه ندهند سرزمینشان به میدان بازی دیگران تبدیل شود.

 

زاگرس فقط یک منطقه جغرافیایی نیست؛ این سرزمین خانه مردمی است که قرن‌ها در آن زندگی کرده‌اند.

 

و این مردم باید با صدای بلند بگویند:

 

ما ابزار سیاست‌های دیگران نیستیم.

ما پل عبور پروژه‌های ژئوپلیتیک نیستیم.

سرنوشت زاگرس باید به دست مردم زاگرس [ تمام جوامع ساکن در آن ] نوشته شود.

 

 

فریدون کرمی

نروژ – چهارم فوریه ۲۰۲۶

——————————-

 

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 100