شیخ امیر مرمو
- ذره دار موو
- دوسان هر میردی ذره دار موو
ذره دار میشود دوستان ( یاران ) هر یاری ذره دار میشود ( بش باطنی از حق گرفتن ) ????
- نه پیشانیش نور اظهار موو
- صیاد شون بر نیک اقرار موو
از پیشانیش مشخص است نور معلوم میشود شکار چی راه دان نیک اقرار میشود ????
- تجار وش میل گوهربار موو
سر ومال طفیل نه رای یار موو
تاجر خوش بر خورد گوهر بار میشود جان و مال خود را فدای راه حق میکند ????
- شوان تا و رو میل نه کردار موو
نه جم باطن سرمشار موو
شبها تا روز رغبت به کردار میشود در جم باطنی سر را در راه حق میدهد ????
- نه ساتی صد دم خوردار موو
چوین عاشق پی شمع انتظار موو
در هر ساعتی صد بار خبر دار میشود مانند عاشق برای شمع انتظار میکشد ????
- نه چوین کمینه زینش تارمبو
بی کردار بختش توین تار موو
نه مثل این کمترین ذهنش تار میشود بدون کردار بختش پراکنده میشود ????
- چمرای رحمت شهسوار موو
پیر نرگس چم فکر یار موو
چشم به راه رحمت شهسوار میشود پیر بنیامین چشم نرگس در فکر حق می باشد ????
- بنده حسرتش نه یک شار موو
نه شار مرسل برقرار موو
بنده حسرت او در یک شهر می باشد در شهر رسولش بهم میرسند ????
- داوکاران دور آشکار موو
شکاکان شکدار گیر یار موو
ادعا کاران دور و زمان آشکار میشوند شکاکان و شکدار در گیر حق میشوند ????
معنی و تفسیر بند کلام ذره دار موو
در این فراز ،حضرت شیخ امیر ، ماحصل ،اطاعت وبه جا آوردن قوانین یاری،وانجام کردار نیک، بی دریغ را ،ذرٌه دار شدن یا بقولی رژیده شدن یار از نور باطنی ،بیان میکند،
وبا آوردن چند کنایه وایما، نظر یاران را معطوف به این نتیجه می گرداند،می فرماید:ای یاران ،هر انسان خالصی که از سوی حق مورد لطف واقع شده ودارای ذرٌه وذات خدایی گردد، چهره وپیشانی او همواره متجلی به نور حق شده وجلوه وجذبهء باطنی وخاصی دارد. ومانند حضرت پیر بنیامین،که به دامیار یا صیاد معروف است،به خوبی، شرط واقرارش را به جا می آورد. وهمچنین مانند تاجر خوش برخورد وبخشنده ای که در بارخانه اش جواهر گرانبها دارد، در راه یار ومعبودش،جان ومالش را فدا می کند ومی بخشد. با میل ورغبت ،شبها وروزهای عُمرش را صرف کردار نیک نموده، ودر راه جم یاری و ایمان راسخش، سر وجانش را میدهد. چنین انسانی، در هرساعت از زندگیش، صد بار از باطن وحق با خبر می شود،ومانند پروانه ای که عاشق نور شمع است، در انتظار رسیدن به نور حقانی می ماند.
نه مانند، این بندهء کمترین،که به علت کوتاه فکری وخاری ذهنم، بدون کردار ،بخت واقبال وجودم تار ومار وپراکنده شود، البته، دایماً چشم به راه لطف و مرحمت شاهسوار دین(سلطان)هستم، ومانند پیر بنیامین،مُدام در فکر وحسرت رسیدن به یار می باشم.
هر بنده ای خواسته و آرزویش، مربوط به شهر ومکانی خاص می شود،
که در شهر پیامبرش به خواسته ومعبودش دست یافت. و در آن مکان وآن زمان، کسانی که ادعا دارند، پیدا میشوند، و افراد شکاک و دودل و منکر ،گرفتار قدرت و خشم و هیبت،یار اصلی می گردند
هو اول آخر یار.
با تشکر از آقای سید محمدرضا سفیدی
بازدیدها: 48
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website