
یکی از ظلمهای بیشمار حکومت جمهوری اسلامی در مورد کتابهای درسی است. مطالب دينی در کتابها و درسهای مختلف و نيز فعالیتهای مذهبی و سياسی حدود یکچهارم زمان آموزشی در ايران را به خود اختصاص میدهد. اين ميزان سه برابر متوسط جهانی (کشورهايی که در برنامه درسی آنها آموزش دينی وجود دارد) است و ايران از اين نظر يکی از مذهبیترین نظامهای آموزشی دنياست. اين آموزش مذهبی فقط يک نوع قرائت، شيعه از بالا به دانش آموزان تحميل میکنند و آنها از حق طبيعی و مشروع انتخاب محروم میمانند. اين نوع برخورد آمرانه و اجباری با دين از سوی نظام آموزشی و نيز بیاعتنایی به باورهای دينی و فلسفی دانش آموزان، دانشجويان و تحميل مجموعهای از مقررات و آداب دينی مصداق روشن خشونت نمادين در محیطهای آموزشی ايران است. دانش آموزان ناچار هستند، دين را نه از طريق آموزش باز و نقادانه بلکه با تحميل از بالا در قالب مجموعهای از اندیشههای ابدی و تغییرناپذیر قبول کنند. در اين آموزش یکسویه و اجباری جايی برای يادگيرنده و باورها و تفکرات آزادانه وجود ندارد. همچنین در موارد متعددی به واژههایی مانند (منافقين) و (مشرکين)، برای گروه های خاص نيز اشاره میکنند که اعتبار و مبنای عرفی و حقوقی ندارد، بيشتر ماهيت گرايانه، ايدئولوژيک يا سلیقهای است و میتواند با توجه به زمان و حوادث سياسی و مذهبی معناهای مختلفی نيز پيدا کند. به عبارت ديگر در هر زمان میتوان کسانی را بر پايه اختلافات دينی و يا سياسی (منافقين) یا (مشرکين)، ناميد: «منافقين يعنی کسانی را که ايمان به خدا و پيامبر و آخرت ندارند و در جامعهی مسلمانان فساد میانگیزند». (فرهنگ اسلامی و تعليمات دينی، سال دوم راهنمايی، صفحه ۷۸). همچنین در نظام آموزشی ايران باور نداشتن به يک دين مورد تائید نظام اسلامی از جمله دین یاری نوعی (نابهنجاری)، قلمداد میشود. واژه (کافر)، به کسی که مسلمان نباشد یا دارای دین رسمی کشور از جمله زرتشت، کلیمی و مسیحی نباشد نسبت میدهند؛ که در کتاب فرهنگ اسلامی و تعليمات دينی، دوران راهنمایی و دبیرستان کلمه کافر به عنوان “نجس” و يکی از مصداقهای دهگانه “نجاست” در کنار ادرار و مدفوع انسان، مردار حيوانات، سگ، خوک و مشروبات الکلی و غیره نام برده شده است؛ این یعنی مردمان یارسانی با القابی نامناسب خطاب می شوند. این نگاه تبعیضآمیز در سیستم آموزشی ایران برای دانش آموزان باعث شده که دانش آموزان و جوانان یارسانی خیلی راحت هویت خود را پنهان کنند و در محیطهای مختلف جامعه خود را مسلمان معرفی کنند و مراسم اسلامی را انجام بدهند.
طبق اصل چهاردهم کنوانسيون جهانی حقوق کودک که دولت ايران هم از امضاکنندگان آن است که خواهان احترام به آزادی انديشه و باورهای دينی کودکان است و از همه دولتها میخواهد از تحميل يک ايدئولوژی خاص به آنها، خودداری کنند؛ اما سیاستهای آموزشی ايران درست در برابر اين کنوانسيون جهانی قرار دارد. دولت ایران در چند سال اخير بر شدت فشارهای مذهبی و ايدئولوژيک خود بر نظام آموزشی افزوده است. دولت اسلامی با این راهکارهای اجباری موجب شستشوی مغزی جوانان شده است. در چنين شرايطی، همانگونه که بسياری از پژوهشهای جامعهشناسی هم نشان میدهد، بسياری جوانان از جمله جوانان یارسانی ناچار هستند با تظاهر و بدون رغبت درونی، خود را با هنجارهای رسمی همرنگ سازند. مثلاً تمام یارسانی ها در زمان ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان مجبور هستند همراه مسلمانان در نمازخانه مدرسه نماز و قرآن و کتابهای دینی اسلامی بخوانند و هویت خود را پنهان کنند و خود را مسلمان بنامند يا به اشکال گوناگون از جمله ترک تحصیل، به مقاومت در برابر دين تحميلی اسلامی روی آورند.
هر وقت دانشجویان یارسانی در برابر این سیستم آموزشی غلط اعتراض کنند و آن را زیر سؤال ببرند یا از دیدگاه و فکر و اندیشه یارسان دفاع کنند، در دادگاههای انقلاب اسلامی به زندان محكوم میشوند و سبیل (سبیل در دین یارسان مقدس است) آنها را میتراشند و اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و تهدید امنیت ملی به آنها میزنند. در بررسی این ادعا توجه به چند نكته ضروری است:
اولاً تعریف عنوان مجرمانهای به نام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به خودی خود از منظر جرمشناسی دارای ایرادات فراوانی است كه بحث از آن در این مقاله نمیگنجد اما اجمالاً باید دانست كه این عنوان چنان گسترده است كه با آن میتوان هر كس را در ایران به زندان افكند؛ زیرا معلوم نیست كه منظور از تبلیغ علیه نظام دقیقاً چیست و شامل انتقاد به كدام بخشهای نظام میشود؟ آیا انتقاد از اساس ایدئولوژی حكومت اسلامی و مبانی فكری جمهوری اسلامی مدنظر است یا سخن گفتن از ایرادات جاری كشور از جمله سیستم آموزشی کشور هم مشمول این عنوان است؟
ثانیاً منظور از تبلیغ علیه جمهوری اسلامی هرچه كه باشد، برای محكوم كردن افراد به این جرم باید اقدامات آنها و شیوه تأثیرگذاری آن اقدامات بر جمهوری اسلامی دقیقاً معلوم و ذكر گردد؛ به عبارت دیگر گشادهدستی قانونگذار جمهوری اسلامی در تعریف این عنوان مجرمانه به معنای بینیازی دادگاه از ارائه استدلال برای ربط دادن اقدامات افراد به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی است. آیا نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی حاضر هستند حتی یك مورد از پروندههای یارسانی را كه متهم به تبلیغ علیه نظام بوده یا هستند در اختیار حقوقدانان بینالمللی قرار دهند تا معلوم شود كه چه اقداماتی به عنوان تبلیغ علیه نظام تلقی میشود؟ در جواب یعنی خیر.
نظام آموزشی ایران، از پیشدبستان تا دانشگاه، از حوزههای اساسی و بر پایه تبعیض ملی و مذهبی و فرهنگی میباشد. در حکومتی که خود را بهطور رسمی در چارچوب يک زبان و مذهب رسمی خاص تعريف میکند، صحبت از اقلیتها و اکثریتهای قومی و مذهبی بر اساس زبانها، باورها و اعتقادات مذهبی عبث بوده و سیاست زبان و اعتقادات حاکم در همه مطالب درسی به نوعی به چشم میخورد، لذا لازم است ضرورت وجود كتب ديني مختص به یارسان مورد توجه قرار گیرد.
هوشنگ یادگاری
27/6/2018
[wpforms id=”4110″]بازدیدها: 56
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website