یارسان مدیا
امیر سلیمی
اسلو، 23.ژوئن 2009 بازنشر: ١٣/١١/٢٠١٩
بدنبال دهمین انتخابات ریاست جمهوری موج اعتراضات و فنر نارضایتیها به اوج خود رسیده است. بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری از طرف وزارت کشور و معرفی کردن احمدی نژاد بعنوان برندهی انتخابات این دوره ، رقیب اصلی ، میرحسین موسوی، با صدور بیانیهای نتایج اعلام شده را “بهت آور” خواند و گفت که تسلیم این ” صحنه آرای خطرناک” نخواهد شد.

شاخصها و ویژهگی شعارها با استناد به مواد قانون اساسی و در قالب آن خود را تعریف و منعکس می کنند. نیروها و لایههای اجتماعی که امروز به خیابانها آمدهاند همگی از کاندیدای ریاست جمهوری درون قدرت و حاکمیت دفاع می کنند . خواستها و مطالبات حول و حوش مواد معطل مانده در قانون اساسی می چرخد و خواهان تغییرات بنیادین و ساختاری نیست. شاید نیروهای معترض ، سرامدان و نخبگان سیاسی درونمرز روش ونوع حرکت کنونی را از لحاظ ابعاد و دورنگری پراگماتیستی و عملگرایانه هدفمندتر از شعارهای بنیادی و ایدئولوژیکی بپندارند، اما گرایشات مخالف بر سر گفتمان آزادی توافق عمل و نظر دارند.
برای موشکافی دستگاهمند وضعیت موجود باید نظام اسلامی، موقعیت نظام و حرکت مردمی را از زاویهی تاریخی گری و ایدئولوژی بطور گذرا و مختصر مورد بحث قرار داد.
نظام اسلامی
اسلام دینی سامی – ابراهیمی است. وجه مشترک ادیان ابراهیمی “خداسالاری” می باشد و دورنمایهی تحلیلی آنها از افراد و انسانها “عبدالله” (بندهی خدا) است. برای هدایت افراد ضال، گمراه و نادان، خدا نیاز فطری انسانها را به هدایت کننده با ارسال پیامبر و پیشوا پاسخ می دهد و دوارن قیمومیت آنها شروع می شود. در اسلام شیعه امام و ولی فقیه از موقعیت فراخ “پدر” و “شبان” برخوردارند که از طرف فرمانبر مطلق “خدا” مکلف و مأمور گشتهاند تا رسالتدار و ولایتدار زندگی اجتماعی خیل گلههای انسانی باشند وآنها را از ورطهی نادانی به سوی کمال صراط مستقیم در ماسوی هستی هدایت و راهنمای کنند. بنیانگذار نظام اسلامی آیت الله خمینی که از ایدئولوگهای برجسته نظام اسلامی است و با دیگر نظریهپردازان اسلامی فلسفهی سیاسی تشیع را در سه اصل نبوت، امامت و ولایت تکمیل کرد و بنا نهاد، معتقد است که: “قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد” (ولایت فقیه- ص 46). با توجه به این دیدگاه استقرار حکومت و در تمام اشکال آن- لزوما مبتنی براصل ولایت است. آنچه حکومت اسلامی را از سایر نظامهای سیاسی و حاکمیتهای مردم سالار و دمکرات جدا می سازد، مسئلهی نوع حاکمیت و قوانین و تفکیک و استقلال قوا است. در نظامهای دمکرات ارادهی آگاهانهی خواستهای مردمی متبلور می گردد و مردم قوانینی را اطاعت می کنند که خودشان در طرح،انتخاب و ایجاد آن نقش کلیدی و تصمیمی دارند. اما در حکومت اسلامی ساختارها و نهادهای حاکمیت در حیطهی فکر، عقل و اختیارات فقههای شیعی می باشد و این برکت و امتیاز از طرف خالق بدلیل نقصانها و کمبودهای مردم به آنها تفویض شده است. از دیدگاه فلسفهی سیاسی شیعه حکومت مبتنی بر اصالت رهبر است و سرپرستی امور جامعه به عهدهی او می باشد. هدف نهائی ولی و امام پرورش یک جامعهی اعتقادی است که فرانژادی، فراملی و فراطبقاتی می باشد و در تکاپوی ایجاد امت اسلامی است. در درون این نظام اسلامی تنوعات و پلورالیسم فرهنگی و ملی واقعیات نیستند. در امت افراد آن باید یک جور بیاندیشند و ایمانی یکسان داشته باشند و در یک رهبری مشترک اجتماعی به سوی کمال نه سعادت، حرکت کنند. آیت الله خمینی در این باره تأکید می کند: ” رسول اکرم (ص) در رأس تشکیلات اجرائی و اداری جامعهی مسلمانان قرار داشت، بعد از رسول اکرم، ائمهی اطهارند که متصدی اجرای احکام و بر قراری نظامات اسلامی باشند و پس از آنها فقهای عادل علمدار این مقامات هستند…..فقها از طرف امام (ع) حجت بر مردم هستند، همهی امور و تمام کارهای مسلمین به آنان واگذار شدهاست، در امر حکومت، تمشیت امور مسلمین تا أخذ و صرف عواید عمومی….. از آنجا که فقها، امناء رسل هستند باید رئیس ملت هم باشند…….خلاصه اجرای تمام قوانین مربوط به حکومت، به عهدهی فقهاست از گرفتن خمس و زکات و صدقات و خیریه و خراج تا اجرای حدود قصاص و …..حفظ مرزها و نظم شهرها……و این مسلم است که “الفقها حکام علی السلاطین”…………” (ولایت فقیه-ص 19،20،21،35.39،42،43،45،47،65،66،67،70 و76 و کشف الاسرار-ص 232،233و234). در چنین جامعهای انسانها آزادی خود را از دست می دهند و اصالت انسان به انقیاد و اسارت ایدئولوژی استبدادی ولایت فقیه در می آید.
موقعیت نظام
آنچه الآن در ایران در جریان است توجه جهانیان را به خود مشغول کردهاست. برای پوشش و خبر رسانی رویدادها و اتفاقات مربوط به این حرکت گسترده مردمی با نفوذترین و قدرتمندترین رسانههای جهان در مسابقهاند. در محیطها و جهان رسانهای بعنوان “انقلاب سایبر” از آن نام می برند. در اولویت قرار دادن اخبار ایران بازتاب تمرکز ملاحظات جهانی بر اهمیت ایران بدلیل جایگاه منطقهی ایران در معادلات سیاسی خاورمیانه و جهان می باشد. ایران در صفحه و صحنهی صف بندیها ی سیاسی و قطب بندیهای ایدئولوژیکی عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین بطور چشمگیر حضور دارد و در بعضی مراحل و موضوعات مسیر استراتژیکی سیاستهای این دولتها را نیز مشخص می کند. پرسشی که الآن مطرح است این می باشد که جامعه جهانی در برابر این شرایط عهدهدار چه وظایفی تاریخی و حقوق بشری است؟ آیا دخالت معنوی قدرتهای دمکرات موثر است و یا گرفتن سکان هدایت آن از رهبری درون یا بیرون ایران؟
جامعهی جهانی، بدنبال تغییرات بنیادین در تعادلات و توازنات قدرتها ، اصطلاحی پوچ و بی تأثیر است. رشد و چند قطبی شدن نظام جهانی شرایط همکاری استراتژیکی و مقطعی برای کشورهای منزوی تسهیل کرده است. وقتی که احمدی نژاد در سفری به روسیه بعنوان ناظر در سازمان همکاری شانگهای (همکاری امنیتی و رقیب ناتو که زیر نفوذ تسلط روسیه و چین می باشد) شرکت کرد، با کوچکترین انتقاد روبررو نشد و برعکس ایشان در پشت میکروفون نطق جای گرفتند و گفت : نظام سرمایهداری در جهت عقب نشینی حرکت می کند با وجود آنکه در همان لحظه خیابانهای تهران و دیگر شهرها پر از هزاران نفر بود که شعار “مرگ بر دیکتاتور” را سر می زدند. ایران از سرمایههای عظیم منابع زیرزمینی سرشار است، انرژی نفت که خیلیها بطور جدی برای رشد و پیشرفت اقتصادی و صنعتی خود وابسته و نیازمند به آن هستند، ایران را در نقطهی اعمال قدرت قرار داده است. ایران می توانست مثل عربستان سعودی بدون مزاحمت رفتار توتالیتر خود را در داخل علیه مردم شدیدتر انجام می داد، اما باید برای ارضای قدرتهای جهانی در مسائل منطقه و جهان دخالت نمی کرد. رفتار سیاسی ایران در سطح جهانی تحریمهای اقتصادی، تجارتی و دیپلماسی آمریکا بدنبال داشته است. این تحریمها ایران را به دامن روسیه و چین انداخته است که برای آنها بی منفعت نیست. با وجود آنکه ایرانیان آرزوی آزادیهای فردی و اجتماعی شبیه شهروندان دنیای غرب می کنند، اما آماده نیستند تبدیل به فرزند خوانده دایرهی فرهنگ سیاسی غرب شوند. غرب در نزد آنها دارای کارنامهی اخلاقی ضعیفی است. دخالت آمریکا و انگلیس در شئون داخلی ایران و عقیم گذاشتن حرکتهای آزدیخواهانهی آنان و توطئهی کودتا آژاکس د پ ( در حقیقت هدف اصلی پاک کردن حزب توده از صحنهی سیاسی ایران بدلیل نفوذشان در کابینهی دولت مصدق بود) علیه حکومت مصدق در سال 1953هنوز از اذهان عمومی و حافظهی تاریخی ایرانیان زدوده نشده است. نظام روی بدبینی مردم از نیتها و مقاصد غرب تا حد امکان سرمایه گذاری و از افکار عمومی در این رابطه به سود خود در رسانهها،مطبوعات و خطبههای نماز جمعه سوءاستفاده می کند. گروهای سیاسی برونمرز هنوز در محیط آلودهی ایدئولوژی و عدم اعتماد در فضای غیر دمکراتیک و متفرق بسر می برند. بعد از 30 سال هنوز فاقد برنامهی سیاسی روشن در رابطه با نوع نظام و حقوق ملتها هستند و در برخی موارد با توجه به بیانیهها و اطلاعیهها مشخص نیست که آیا بعضی از گروهای سیاسی معتقد به سرنگونی رژیم هستند و یا می خواهند در چهارچوب آن مطالبات خود را لعاب و صیقل دهند؟. گروهای سیاسی انتظار برخورد دمراتیک و دیالوگ از رژیم دارند اما خودشان تاب تحمل نظرگاها و پلاتفرمهای یکدیگر را ندارند. این جریانات باید بدانند که در پایان تنها رأی مردم، در هر مرحلهی تاریخی، نظام سیاسی آینده را تعیین می کند.
حرکت اعتراضی مردم از دیدگاه تاریخی گری و ایدئولوژی
از دیدگاه مارکسیسم ایدئولوژی عبارت است ازسیستم نظریات، اندیشههای سیاسی ، حقوقی ، فلسفی، هنری، مذهبی و اخلاقی. بقول یکی از نویسندگان فرانسه، ایدئولوژی یک کلمهی جادویی است که میان انسانها و بخصوص جوانها و بالاخص جوانان تحصیلکرده، وسوسهی زندگی و اندیشه را ایجاد می کند. کلمهی ایدئولوژی از دو کلمهی “ایده” فکر،عقیده و خیال…….و “لوژی” منطق و شناخت تشکیل شده است. بنا بر این ایدئولوژی یعنی عقیده شناسی و عقیده. هر انسانی با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه و خود با استفاده از عـمڵ تعقل و تدقیق جوانب سازمان و ساختار جامعهی خود را مورد تحلیل انتقادی و نظری قرار می دهد و با ایدئولوژی خود به مصاف تغییر آن گام بر می دارد . خیلیها معتقدند که ایدئولوژی یک ریشهی طبقاتی دارد. در حالیکه مارکس کتاب مشروحی دارد که بیشتر مسائل خاص ایدئولوژی را در آنجا نوشته است. اسم کتاب “ایدئولوژی آلمانی” است. خود این لغت نشان می دهد که ایدئولوژی می تواند طبقاتی، ملی، مذهبی و حقوق بشری باشد. ایدئولوژی عبارت است از نوع نسبت تلقی، باور و اعتقاد بشر به ارزشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و دیگر واقعیتهای جهان و محیط او و بررسی و ارزیابی این واقعیتها و اعتقاد به اینکه این واقعیتها چه ناهنجارها، مشکلات و معضلاتی دارند. فرد در تناسب و تناوب مناسبات جایگاه و موقعیت خود را تحلیل می کند و اشکالات نظام را تشخیص و کشف می کند و طرح و ایدهی خود را برای تغییر آن به شکل مطلوب و ایدهآل به کار می گیرد. پس ایدئولوژی نسبت به وضع موجود اول جهان بینی، دوم ارزیابی انتقادی مسائل و در نهایت راهحلها را دستور کار خود قرار می دهد. البته مارکس معتقد است که ایدئولوژی جهان ناحق و ناراست را در نظر انسان به حق آراسته جلوه می دهد و از این راه ذهن انسان را با جهان خارج وفاق و تلائم می بخشد و رفع تعارض می کند، و از سوی دیگر خود مایهی غریبگی انسان از خویشتن و از واقعیت می شود چونکه حجاب شناخت واقعی جهان دوروبر فرد می گردد.
از دیدگاه تاریخی گری هگل تاریخ دارای شناسنامه و هویت است. یعنی گمان بر آن است که تاریخ موجودی است که از خود قدرت و حکومت و میدان و زمینهی تأثیری دارد و انسانها را بی آنکه خود آگاه باشند، هدایت می کند و مطابق مقاصد خود به این سو و آن سو می کشاند. هگل می گفت که قهرمانان بازیچهی دست تاریخ اند. یعنی آنکه وقتی در طول تاریخ قهرمانانی چون کورش، بهلول، سلطان، ناپلئون، محمد و اسکندر ظهور می کنند، می پندارند که به اراده و انگیزهی خود دست به سنجش و کارهای قهرمانانه می گشایند، غافل از آنکه موجودی به نام “تاریخ” است که او را برای تحقق غایات و اهداف خود در قبضهی قدرت هدایت می کند. این قهرمانان کارگزاران بی ارادهی تاریخ اند. تاریخی گری معنای دورهای دیدن حقیقت و واقعیت نیز می دهد. بنا بر این نظریه تمام امورات انسانی و اجتماعی همگی در معرض و حضور گذار از مرحلهی به مرحلهی تاریخی قرار خواهد گرفت. مبنی بر این دیدگاه اندیشهای که در یک دورهای تاریخی بر عقول و زندگی اجتماعی انسانها حکومت می کند پایدار و ثابت نیست، بلکه وقتی که دورهی تاریخی آن بگذرد لاجرم باید میدان را برای اندیشهی دیگر خالی کند و به قول سروش در مفهوم تاریخی گری عنصر “غفلت” و “اسارت” ملحوظ و مستتر است.
موسوی که رهبری جنبش سبز را دراین برهه به دست گرفته و هدایت می کند برای تغییر رژیم نیامده است و او همان کسی است که گفته است: اصولگرای اصلاح طلب. البته خیلیها معتقدند که تغییر شعارهای انتخاباتی، برداشتن تکیه بر آن، تسلیم شدن به قدرت، به زیر سئوال سوابق موسوی و رفتارهای انتقام جویانه این حرکت را به بیراهه خواهد کشاند. مردم ما از دیدگاه تبیینی مارکس از ایدئولوژی به یگانگی ایدئولوژی رسیده اند و تمام مخالفان دیروز را برای تحصیل آزادی در یک مسیر قرار داده است. از دیدگاه تاریخی گری هگل یا تاریخ معاصر ایران مستغنی از کارگزاری نظام آپارتاید مذهبی اسلامی است و یا اینکه این مرحله از تاریخ ایران واپسین لحظات عمر خود را سپری می کند. آنچه مسلم است ارکان نظام و اهرمهای ولایت فقیه تکان جبران ناپذیری خورد و شعور فرهنگ آزادی گرایی سرتاپای افراد مملکت را گرفته است و عقب نشینی ناپذیر است.
امیر سلیمی
اسلو، 23.ژوئن 2009
بازنشر: ١٣/١١/٢٠١٩
بازدیدها: 120
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website