Democracy assistance and democratization
دانشگاە برگن
دانشکدە علوم سیاسی تطبیقی
پاییز ٢٠١٢
امیر سلیمی
قسمت ششم
٢) بیسوادی: بیسوادی و نادانی بزرگترین چالش مردم است. تعداد زیادی از مردم افغانستان بیسواد هستند. بیتفاوتی آنها که ناشی از بیسوادی و ناآگاهی است، به صاحبان قدرت این فرصت را میدهد که از حقوق اساسی و ابتدائی آنها سوء استفاده کنند. در افغانستان، درصد کسانی که میتوانند بخوانند و بنویسند، همیشه پایین بوده است. در واقع با مرور زمان کاهش یافته است، به خصوص بعد از آن همه جنگها، چه در برابر نیروهای خارجی و چه جنگهای داخلی، که داشتهاند. از دلایل دیگر بیسوادی میتوان به افزایش پناهندگان و بیخانمانها نیز اشاره کرد.

یادگیری، خواندن و نوشتن در محیطی که دارای شیوههای ابتدایی کشاورزی گسترده، بدون صنعت مدرن و عدم اطمینان اقتصادی در مقیاس بزرگ است پشتیبانی نمیشود. زندگی روز به روز (امروز را بە فردا رساندن) در جامعهای که از قاچاق انسان، مافیای قاچاق مواد مخدر و افرادی که برای پول تسلیم میل و اراده سیاسی و مذهبی دیگران شدهاند رنج میبرد، اهمیت بیشتری دارد. حتی در میان افراد باسواد، درصد افراد بالغ از نظر سیاسی به حداقل میرسد.
٣) فقر اقتصادی: فقدان پایگاه و زیرساختهای اقتصادی قوی جامعه را بر آن داشته است، که مطالب روزمرە را در اولویت درخواستهای خود قرار دهد. خرید و فروش رای مردم در انتخابات، عملیاتهای خودکشی/انتحاری، تضییع حقوق دیگران، افزایش کشت مواد مخدر، فضای ترس را در مردم ایجاد میکند و اقتصاد بدون رشد زیاد ضعیف میشود. شرایط اقتصادی فرد را وادار به انجام بعضی از اعمال غیراخلاقی میکند. بنابراین، نمیتوان منکر این واقعیت شد که چنین جامعهای چالشی برای دموکراسی در افغانستان است.
در گزارش بانک جهانی سال ٢٠٠٣ تحت عنوان “شکستن تلە درگیری” آمده است: «جنگ مانع توسعه میشود و توسعه مانع جنگ میشود (…) در جایی که توسعه موفقیتآمیز باشد، کشورها به تدریج در مقابل درگیریهای خشونتآمیز امنتر میشوند و این امر توسعه بیشتر را در کشور آسانتر میکند. در جایی که توسعه با شکست مواجه میشود، کشورها با خطر قریب الوقوع گرفتار شدن در تله درگیری مواجه میشوند که در آن جنگ اقتصاد را نابود میکند و خطر جنگ آینده را افزایش میدهد.
نه تنها کمک به پایان درگیریها، بلکه جلوگیری از آنها با تغییر شرایط اساسی که خشونت و ترور را تقویت میکند، مهم است. مقامات در هر کشور مسئول جلوگیری از نارضایتی، بیگانگی و به حاشیه رانده شدن افراد و اجتماعات هستند که میتواند به سرعت- برای به دست آوردن حقوق خود- به روشهای خشونت آمیز متمایل یا هدایت شود. حاکمیت مهمترین و حیاتیترین مسئولیت اساسی برای مقامات کشورها است، تا نه تنها تمامیت ارضی کشور را تضمین کنند، بلکه امنیت فیزیکی و رعایت حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم را نیز تضمین نمایند.
صلح پایدار و با ثبات مستلزم ایجاد اعتماد بین طرفین و آشتی در بین مردم است. همچنین مستلزم ایجاد امنیت کافی، توزیع عادلانه مزایا، مسئولیتها و وظیفەها در جامعه و همچنین مهیا کردن فرصت برای مشارکت مردم در فرآیندهای سیاسی است. مسئولیت جلوگیری از درگیری و ایجاد صلح بر عهده طرفهای درگیر است، اما جامعه بینالمللی میتواند با مشارکت در تخصص، ظرفیت، نهادها و فرآیندهایی که مشوقهایی برای صلح و درک هزینههای غیرقابل قبول درگیریهای خشونتآمیز ایجاد میکنند، کمک کند. بخصوص و نه کم، بازیگران کلیدی توسعه، مانند بانک جهانی و UNDP، نقش مهمی در پیشگیری از درگیری و ایجاد صلح دارند (وزارت امور خارجه 2004).
ادامە دارد…!
امیر سلیمی
اسلو،
١٢ فوریە ٢٠٢٢ م
[wpforms id=”4110″ title=”true”]بازدیدها: 88
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website