ترامپ؛ کارگردانی با فیلمنامههای متفاوت
یارسانمدیا
18 می 2026
نویسنده :امیر سلیمی

اینکه ترامپ را تنها کارگردان سناریوی جنگ با ایران بدانیم، تا حدی گمراهکننده است. بدون تردید، بنیامین نتانیاهو نیز یکی از معماران اصلی این پروژه بوده است. او از دوران جورج بوش پسر این مسیر را دنبال میکرد و سرانجام توانست ترامپ را نیز با خود همراه کند.
بسیاری، از جمله ولیعهد پیشین ایران، رضا پهلوی، از جنگ علیه حکومت ایران حمایت کردهاند. هم ترامپ و هم نتانیاهو خواهان آن بودند که مردم به خیابانها بیایند و قدرت را به دست گیرند؛ البته هر یک با اهداف و برنامههای خاص خود.
ترامپ بیش از هر چیز به دنبال آن است که ایران را وادار به توافقی کند که خود طراحی کرده است. او ظاهراً در پی تغییر حکومت نیست، بلکه میخواهد رفتار حکومت را تغییر دهد و همزمان نظم مناسبات سیاسی و اقتصادی جهان از حوزە قدرت معماری آن خارج نشود . در مقابل، نتانیاهو تنها به تضعیف حکومت در تهران قانع نیست؛ او میخواهد ایران، بهعنوان یک کشور، به وضعیتی مشابه سوریه یا عراق دچار شود. اسرائیل در پی آن است که آنچه را «تهدیدی وجودی» علیه موجودیت خود میداند، برای همیشه از میان بردارد.
در جریان بمباران یک مدرسه دخترانه در میناب که بنا بر برخی گزارشها بیش از ۱۵۰ دانشآموز کشته شدند، واکنش علنی روشنی از سوی رضا پهلوی دیده نشد. چندی پیش نیز در نشستی با گروههای اسلامی در مرکز اسلامی در اسلو، وزیر امور خارجه نروژ اظهار داشت که عجیب است فردی مانند پهلوی خواهان بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل باشد.
رضا پهلوی، برخلاف برخی مواضع پیشین خود، حمله به ایران را نقض حقوق بینالملل، حاکمیت و تمامیت ارضی ایران طبق قوانین بینالمللی ندانسته است.
ترامپ در روایت خود به بازیگر دیگری نیز اشاره کرده است: کوردها. هنوز مشخص نیست منظور دقیق او از این اشاره چیست. او مدعی شده که برای کوردها سلاح ارسال شده تا از طریق آنها بە دست مردم در ایران برسد و آنها دست به شورش بزنند. اما این ادعا با پرسشهایی همراه است: اگر آمریکا و اسرائیل – همانگونه که گفته میشود- بر آسمان ایران تسلط داشتند و دارند، چرا این سلاحها مستقیماً از طریق هواپیماهای ترابری و با اسکورت جنگندهها به نیروهای مورد نظر در داخل ایران تحویل داده نشد و نمیشود؟
نه رضا پهلوی و نه دونالد ترامپ توضیح روشنی درباره هویت افرادی ( بە گفتە پهلوی و اردوگاە او :گارد جاویدان پهلوی ) که قرار است این سلاحها را دریافت کنند، ارائه نکردهاند. آیا این افراد نیروەهای شورشی سازمانیافتهاند؟ آیا بخشی از نیروەهای نظامی موجودند (این نیروەها خود به سلاح دسترسی دارند و نیاز بە سلاح دیگران ندارند)؟ اگر این ادعاها واقعیت داشته باشد – و صرفاً جنگ روانی یا تلاشی برای ایجاد شکاف میان نیروەها و احزاب مخالف حکومت نباشد – میتواند در صورت عملی شدن در آیندە به بیثباتی بیشتر، از دست رفتن کنترل اوضاع و حتی زمینهسازی برای درگیریهای داخلی و فرقهای منجر شود.
احزاب کوردی فعلا در قبال این ادعاها سکوت اختیار کردهاند و تاکنون – بە غیر از تکذیب این موضوع از طریق مصاحبە با رسانە – موضعگیری رسمی نداشتهاند. با این حال، برخی ممکن است این تکرار نام کوردها در سخنان یکی از قدرتمندترین سیاستمداران جهان را نوعی برجستهسازی سیاسی تلقی کنند که میتواند موقعیت آنان را در معادلات مرتبط بە گروەهای مخالف و داخلی ایران تقویت کند.
در عوض، اسرائیل همواره به استفاده ابزاری از مسئله کوردها علیه حکومت ایران علاقه نشان داده است، اما تاکنون هم از نظر ظرفیت عملی محدود بوده و هم در بهرهگیری از «کارت کوردها» با احتیاط عمل کرده است. ترکیه، بهعنوان عضو ناتو و متحد آمریکا، نسبت به مسئله کوردها و ورود آنان به بازیهای بزرگ ژئوپولیتیک بسیار حساس است؛ مسئلهای که ترامپ نیز ناگزیر از در نظر گرفتن آن است.
چنانکه در آغاز گفته شد، آمریکا و اسرائیل دغدغه اصلیشان نه حقوق بینالملل، نه دموکراسی و نه آزادی در ایران است؛ بلکه حفظ منافع استراتژیک و امنیتی خود را دنبال میکنند.
ایرانیان نیازی ندارند که کشورشان بمباران و ویران شود؛ اما انتظار دارند که جهان آزاد روابط اقتصادی خود را با این رژیم قطع کند و پیوندهای سیاسی و دیپلماتیک با آن را متوقف سازد.
داراییها، اوراق قرضه، پول، سرمایهگذاریها و املاک اعضای رژیم و خانوادههایشان در ایالات متحده، اروپا، کانادا و استرالیا باید مسدود و مصادره شود.
کنسولگریها و سفارتخانههایی که صرفاً برای اهداف اطلاعاتی و نظارت بر مخالفان رژیم مورد استفاده قرار میگیرند، باید تعطیل شوند.
چنین اقداماتی میتواند رژیم را تضعیف کند و توانایی آن را برای تأمین مالی و حفظ ماشین سرکوب و خشونت کاهش دهد.
حکومت از نظر سیاسی، هم در سطح داخلی و هم در عرصه اجتماعی، تضعیف شده است. آنچه برای مردم ایران اهمیت دارد، سازماندهی دوباره گروههای اجتماعی در داخل کشور است؛ همان نیروەهایی که پیشتر در اعتراضها و جنبشهای سیاسی نقشآفرین بودهاند.
طبیعی است که در شرایط جنگی، اعتراضات گسترده شکل نگیرد؛ زیرا مردم بیش از هر چیز نگران تأمین نیازهای حیاتی و روزمره خود هستند. با این حال، تغییر حکومتی که از دل مردم برآید، بهمراتب پایدارتر و دموکراتیکتر از حکومتی خواهد بود که با حمایت قدرتهای منطقهای یا بینالمللی به قدرت برسد؛ زیرا چنین حکومتی ناگزیر خواهد بود منافع همان قدرتهایی را تأمین کند که در به قدرت رسیدنش نقش داشتهاند.
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد
بازدیدها: 43
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website