Home / پستهای تازە / هرچه نرخ دلار بالاتر، افول حکومت اسلامی در ایران نزدیک‌تر

هرچه نرخ دلار بالاتر، افول حکومت اسلامی در ایران نزدیک‌تر

دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده است

عددی که دیگر فقط یک نرخ در بازار ارز نیست، بلکه به نمادی از سقوط قدرت خرید و فرسایش زندگی میلیون‌ها ایرانی تبدیل شده است.

افزایش نرخ دلار، هزینه واردات، مواد اولیه و بسیاری از کالاها را بالا می‌برد و موج آن به بازار مواد غذایی، مسکن، دارو و خدمات می‌رسد. در اقتصادی که درآمد بخش بزرگی از مردم ریالی است، هر جهش ارزی به معنای کاهش بیشتر قدرت خرید است.

بر اساس گزارش‌های اقتصادی، تورم نقطه‌به‌نقطه در تیرماه به حدود ۸۷.۹ درصد و تورم مواد غذایی و نوشیدنی‌ها به حدود ۱۲۸ درصد رسیده است. صندوق بین‌المللی پول نیز برای سال ۲۰۲۶ تورم متوسط ۶۸.۹ درصدی و انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد ایران را پیش‌بینی کرده است.

پشت این اعداد، زندگی واقعی مردم قرار دارد: کوچک شدن سبد غذایی، دشوار شدن پرداخت اجاره، عقب افتادن درمان، حذف آموزش و تفریح و افزایش فشار برای داشتن کار دوم و سوم. وقتی درآمد با سرعت افزایش قیمت‌ها رشد نمی‌کند، مردم ناچارند از کیفیت زندگی خود بزنند تا هزینه‌های ضروری را تأمین کنند.

اما بحران فقط به سفره مردم محدود نمی‌شود. سقوط ارزش پول ملی، شکاف میان کسانی را که درآمد ریالی دارند و کسانی که از سرمایه، دارایی یا درآمد ارزی برخوردارند، عمیق‌تر می‌کند. برای یک حقوق‌بگیر، سقوط ریال یعنی کاهش مستقیم قدرت خرید؛ اما برای دارنده دارایی ارزی، افزایش دلار می‌تواند بخشی از ارزش ثروت را حفظ کند.

تحریم‌ها نیز فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد کرده‌اند. با این حال، جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته شبکه‌هایی برای ادامه تجارت، فروش نفت و انتقال منابع مالی و کاهش اثر تحریم‌ها ایجاد کرده است. استفاده از واسطه‌ها، شرکت‌های پوششی و مسیرهای غیررسمی تجارت، به حکومت امکان داده است بخشی از منابع اقتصادی خود را حفظ کند؛ هرچند این شیوه‌ها هزینه‌های سنگینی برای اقتصاد ایران داشته‌اند.

در سوی دیگر، حکومت برای حفظ ساختار سیاسی و امنیتی خود نیز هزینه می‌کند. بنابراین مسئله فقط این نیست که مردم تا چه اندازه می‌توانند زیر فشار اقتصادی دوام بیاورند؛ مسئله این است که یک اقتصاد فرسوده و تحریم‌شده تا چه زمانی می‌تواند هم هزینه زندگی جامعه و هم هزینه ادامه ساختار قدرت را تأمین کند؟

تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد سقوط پول ملی الزاماً به سقوط حکومت منجر نمی‌شود. در ونزوئلا، فروپاشی قدرت خرید، تورم شدید و مهاجرت گسترده رخ داد، اما حکومت سال‌ها دوام آورد. در یوگسلاوی نیز بحران اقتصادی و ابرتورم، در کنار شکاف‌های عمیق سیاسی و اجتماعی، به فروپاشی ساختار سیاسی کمک کرد.

بنابراین، افزایش دلار به‌تنهایی نمی‌تواند زمان سقوط یک حکومت را تعیین کند؛ اما وقتی سقوط ارزش پول با فقر، کاهش قدرت خرید، نارضایتی اجتماعی، کاهش منابع دولت و افزایش شکاف میان جامعه و حکومت همراه شود، بحران اقتصادی می‌تواند به فرسایش توان حکمرانی تبدیل شود.

اما پرسش اصلی اینجاست:

• مردم ایران تا کجا می‌توانند این فشار را تحمل کنند؟

• دلار تا کجا بالا خواهد رفت؟

• سفره و قدرت خرید مردم تا کجا کوچک‌تر می‌شود؟

• حکومت تا چه زمانی می‌تواند هزینه این وضعیت را تأمین کند؟

• تحریم‌ها و مسیرهای دور زدن آنها تا کجا دوام خواهند آورد؟

• شکاف میان مردم و صاحبان سرمایه تا کجا عمیق‌تر می‌شود؟

• آیا سقوط ریال می‌تواند به بحران سیاسی تبدیل شود؟

آیا هرچه نرخ دلار بالاتر می‌رود، افول حکومت اسلامی در ایران نیز نزدیک‌تر می‌شود؟

منابع: IMF؛ World Bank؛ مرکز آمار ایران؛ U.S. Treasury؛ Reuters؛ AP؛ Stanford Iran 2040 Projec

بازدیدها: 33