Home / پانل آزاد / پرسش یک خبرنگار از جبهه ملی ایران؛ کوردها در ایران (آینده) شهروند برابرند یا متهم همیشگی؟

پرسش یک خبرنگار از جبهه ملی ایران؛ کوردها در ایران (آینده) شهروند برابرند یا متهم همیشگی؟

تحلیلی درباره نامه اخیر جبهه ملی ایران خطاب به احزاب کوردی

لینک خبر در آخر متن می‌باشد⬇️

مژگان روشنی

30-8-2026

نامه اخیر جبهه ملی ایران خطاب به نیروهای سیاسی کورد، پرسش‌هایی درباره مبارزه مسلحانه، تمامیت ارضی و آینده سیاسی ایران مطرح کرده است. اصل پرسشگری درباره عملکرد هر حزب و جریان سیاسی، از جمله احزاب کوردی، کاملاً مشروع است. هیچ حزب و سازمانی نباید از نقد مصون باشد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که یک جامعه تاریخی و متکثر با عملکرد چند حزب یا سازمان سیاسی یکی گرفته شود و مطالبات سیاسی آن، پیش از آنکه شنیده و بررسی شود، در چارچوب «امنیت»، «سلاح» و «تجزیه‌طلبی» تعریف شود.

پرسش من به‌عنوان یک خبرنگار دقیقاً همین‌جاست: این تصویر از جامعه و نیروهای سیاسی کورد بر چه مبنای تاریخی، سیاسی و حقوقی استوار است؟

کوردها یک حزب نیستند نخست باید میان «مردم کورد» و «احزاب کوردی» تفاوت گذاشت. کوردها یک حزب سیاسی واحد نیستند؛ یک سازمان مسلح واحد نیستند و حتی از نظر مذهبی و سیاسی نیز جامعه‌ای یکدست نیستند. در جامعه کورد، گرایش‌های سیاسی و مذهبی گوناگون وجود دارد.

بنابراین اگر جبهه ملی با مبارزه مسلحانه، عملکرد یک حزب یا رابطه یک سازمان با دولت‌های خارجی مخالف است،حق دارد و حتی باید درباره همان عملکرد مشخص سؤال کند. اما پرسش اساسی این است: چرا نقد عملکرد یک حزب باید به تصویری کلی از جامعه کورد تبدیل شود؟ و چرا هنگامی که یک شهروند کورد یا یک جریان سیاسی کورد درباره حقوق سیاسی، زبانی، فرهنگی و نحوه توزیع قدرت سخن می‌گوید، بحث به‌سرعت به «تجزیه‌طلبی» منتقل می‌شود؟ آیا مسئله کورد را می‌توان فقط با امنیت ،توضیح داد؟ برای فهم سیاست کوردها نمی‌توان تاریخ چند دهه گذشته را از زمینه آن جدا کرد. در جمهوری اسلامی، فعالیت سیاسی و مدنی در مناطق کوردنشین بارها با پرونده‌های امنیتی، بازداشت، زندان و احکام سنگین مواجه شده است.

اعدام زندانیان کورد نیز بخشی مستند از بحران مجازات اعدام در ایران است. برای نمونه، سازمان حقوق بشر ایران در گزارش سالانه خود درباره اعدام‌ها در سال ۲۰۲۴ اعلام کرده است که در فاصله ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، دست‌کم ۱۶۴ نفر به اتهام عضویت یا ارتباط با گروه‌های سیاسی و مسلح ممنوعه اعدام شده‌اند که ۸۵ نفر، یعنی ۵۲ درصد، کورد بوده‌اند. در سال ۲۰۲۵ نیز سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد که اقلیت‌های قومی در آمار اعدام‌ها بیش از نسبت جمعیتی خود حضور دارند؛ هرچند به دلیل اجرای اعدام‌ها در استان‌های مختلف، تعیین تعداد دقیق اعدام‌شدگان هر قوم دشوار است. هنگاو نیز تا پایان نه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۵، ۱۴۸ زندانی کورد را در میان اعدام‌شدگان ثبت کرده بود. این آمار به معنای آن نیست که هر فرد کورد اعدام‌شده الزاماً به دلیل هویت کوردی اعدام شده است؛ چنین نتیجه‌ای از آمار به‌تنهایی قابل استخراج نیست. اما یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: مسئله سرکوب، اعدام و پرونده‌های امنیتی در جامعه کورد بخشی از تجربه واقعی چند دهه گذشته بوده است. پس اگر قرار است درباره «سلاح» و «امنیت» سخن گفته شود، چرا درباره زمینه‌ای که این امنیتی‌شدن در آن شکل گرفته نیز سخن گفته نمی‌شود؟ مخالفت با سلاح، پاسخ مسئله سیاسی نیست مخالفت با مبارزه مسلحانه یک موضع سیاسی مشروع است.

نمی‌توان گفت هر اقدام مسلحانه‌ای درست است یا عملکرد هیچ حزب کوردی قابل نقد نیست. هر جریان سیاسی باید درباره عملکرد خود پاسخ‌گو باشد. اما این موضع به‌تنهایی پاسخ مسئله کورد نیست. اگر مبارزه مسلحانه راه‌حل نیست، راه‌حل سیاسی جبهه ملی برای مسئله کورد چیست؟ اگر فدرالیسم را نمی‌پذیرید، چه جایگزینی پیشنهاد می‌کنید؟ اگر خودمختاری را نمی‌پذیرید، مدل مشخص شما برای مشارکت سیاسی و اداره محلی چیست؟ اگر تمرکززدایی را قبول دارید، حدود آن کجاست؟ اگر حقوق زبانی و فرهنگی را کافی می‌دانید، درباره سهم مردم مناطق مختلف در تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی چه می‌گویید؟ نمی‌توان به جامعه‌ای گفت «سلاح نداشته باشید»، اما همزمان درباره راه سیاسی، تضمین حقوق و تقسیم قدرت پاسخ روشنی ارائه نکرد. تمامیت ارضی؛ اصل مشترک یا ابزار تعیین تکلیف از مرکز؟ جبهه ملی ایران بر خدشه‌ناپذیری تمامیت ارضی تأکید کرده و در مواضع رسمی خود اعلام کرده است که در چارچوب این تمامیت، همه شهروندان ایران از هر استان و قوم دارای حقوق و وظایف برابرند. این اصل می‌تواند موضوع یک بحث سیاسی مشروع باشد.

اما دقیقاً همین‌جا یک پرسش دموکراتیک مطرح می‌شود: اگر همه شهروندان برابرند، آیا مردم کورد نیز حق برابر دارند که درباره شکل حکومت، توزیع قدرت، اداره مناطق خود و آینده سیاسی ایران نظر بدهند؟ اگر پاسخ «بله» است، این حق باید واقعی باشد، نه صرفاً در سطح شعار. تمامیت ارضی نباید به این معنا باشد که ساختار سیاسی آینده ایران از پیش در مرکز تعیین شود و دیگران فقط درباره اجرای آن نظر بدهند. تمامیت ارضی می‌تواند در یک نظام دموکراتیک بر رضایت و مشارکت برابر شهروندان استوار باشد. اما اگر تمامیت ارضی تبدیل شود به اصلی که حتی امکان بحث درباره توزیع قدرت را ممنوع کند، آن‌گاه باید پرسید: آیا ما درباره حفظ یکپارچگی سرزمینی صحبت می‌کنیم یا درباره حفظ تمرکز سیاسی؟ این دو یکی نیستند. کوردها برای برخورداری از حق، لازم نیست «صاحب اصلی ایران» باشند یکی از اشتباهات خطرناک در این بحث، ورود به مسابقه تاریخی بر سر اینکه «چه کسی صاحب اصلی این سرزمین بوده است» است. برای دفاع از حقوق سیاسی کوردها نیازی نیست ثابت کنیم کوردها «صاحبان اصلی ایران» بوده‌اند. حقوق سیاسی یک جامعه را نمی‌توان با مسابقه قدمت تاریخی تعیین کرد. کوردها برای برخورداری از حق مشارکت سیاسی لازم نیست ثابت کنند که از همه دیگران قدیمی‌ترند. کافی است یک واقعیت ساده را بپذیریم: کوردها یک جامعه انسانی، تاریخی و امروزی با زبان، فرهنگ، حافظه تاریخی و مطالبات سیاسی مشخص‌اند و بخشی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. بنابراین سؤال واقعی این نیست که «چه کسی مالک ایران است؟» سؤال این است: چه کسانی حق دارند درباره آینده ایران تصمیم بگیرند؟ اگر پاسخ «مردم ایران» است، مردم کورد نیز بخشی از همین مردم‌اند.

چرا همیشه کوردها باید تضمین بدهند؟

اینجا به نظر من مهم‌ترین پرسش از جبهه ملی شکل می‌گیرد. در گفت‌وگو با نیروهای کورد، چرا دائماً از آنها درباره تعهدشان به تمامیت ارضی، سلاح، مرزها و آینده ایران سؤال می‌شود؟ اما پرسش معکوس کمتر مطرح می‌شود: ایران آینده چه تضمینی به کوردها خواهد داد؟ چه تضمینی برای حقوق زبانی؟ چه تضمینی برای مشارکت سیاسی؟ چه تضمینی برای توسعه عادلانه مناطق کوردنشین؟ چه تضمینی برای اداره محلی؟ چه تضمینی برای اینکه نیروهای نظامی بار دیگر جای گفت‌وگوی سیاسی را نگیرند؟ چه تضمینی برای اینکه مطالبه مسالمت‌آمیز حقوق سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی بار دیگر به پرونده امنیتی تبدیل نشود؟ چرا رابطه نباید دوطرفه باشد؟ چرا کوردها باید دائماً به مرکز ثابت کنند که «خطر نیستند»، اما مرکز کمتر درباره اینکه چگونه می‌خواهد اعتماد کوردها را به یک ایران دموکراتیک جلب کند توضیح می‌دهد؟ کوردها موضوع دموکراسی نیستند؛ بخشی از صاحبان دموکراسی‌اند اگر جبهه ملی خود را نیرویی دموکراتیک می‌داند، باید بتواند با یک واقعیت دشوار روبه‌رو شود: دموکراسی فقط برگزاری انتخابات نیست. دموکراسی فقط تغییر حکومت مرکزی نیست. دموکراسی یعنی مشارکت واقعی گروه‌ها و جوامع مختلف در تصمیم‌گیری درباره ساختار قدرت.

اگر یک جامعه بتواند درباره فرهنگ خود حرف بزند، اما نتواند درباره ساختار قدرت سخن بگوید، این دموکراسی ناقص است. اگر بتواند درباره موسیقی و لباس و زبان خود صحبت کند، اما وقتی درباره نحوه توزیع قدرت سیاسی سخن گفت متهم به تجزیه‌طلبی شود، باید پرسید مرز میان «حقوق فرهنگی» و «حقوق سیاسی» را چه کسی تعیین کرده است؟ و چرا؟ پرسش نهایی یک خبرنگار من از جبهه ملی نمی‌پرسم چرا با فلان حزب کوردی مخالفید. من نمی‌پرسم چرا با مبارزه مسلحانه مخالفید. اینها حق شماست. من یک سؤال بنیادی‌تر دارم: آیا مردم کورد را شریک برابر در ساختن ایران آینده می‌دانید یا جامعه‌ای می‌دانید که ابتدا باید وفاداری خود را به تعریف شما از ایران ثابت کند و بعد اجازه داشته باشد درباره آینده خودش سخن بگوید؟ اگر مردم کورد شریک برابرند، پس باید حق داشته باشند درباره شکل حکومت، میزان تمرکز قدرت، حقوق زبانی و فرهنگی، اداره محلی و آینده سیاسی خود در یک فرایند دموکراتیک و برابر اظهار نظر کنند. اگر با فدرالیسم مخالفید، استدلال کنید.

اگر با خودمختاری مخالفید، استدلال کنید.

اگر تمرکززدایی را قبول دارید، مدل آن را ارائه کنید. اگر تمامیت ارضی را اصل می‌دانید، درباره تضمین حقوق جوامعی که در این سرزمین زندگی می‌کنند نیز به همان صراحت سخن بگویید. اما نمی‌توان با یک واژه ــ «تجزیه‌طلبی» ــ یک جامعه را از حق پرسش و مشارکت سیاسی محروم کرد. کوردها برای اینکه حق داشته باشند، لازم نیست ثابت کنند «ایرانی‌تر» از دیگران‌اند. آنها شهروندند. و اگر ایران آینده واقعاً قرار است دموکراتیک باشد، باید در آن آینده، کوردها نه «موضوع مسئله کورد»، بلکه یکی از طرف‌های برابر در تعیین راه‌حل مسئله ایران باشند. پرسش آخر همچنان باقی است: اگر مردم ایران قرار است درباره آینده ایران تصمیم بگیرند، چرا مردم کورد نباید در تعریف خودِ این آینده، با حقوقی برابر با دیگران، صاحب سخن باشند؟ این پرسش، پرسش تجزیه‌طلبی نیست. پرسش دموکراسی است.

منابع

جبهه ملی ایران، «تمامیت ارضی ایران خدشه‌ناپذیر است»: متن بیانیه جبهه ملی ایران جبهه ملی ایران.

موضع درباره مبارزه مسلحانه حزب دموکرات کردستان ایران: متن موضع جبهه ملی ایران Iran Human Rights.

گزارش اعدام اقلیت‌های قومی در ایران: گزارش Iran Human Rights Iran Human Rights.

گزارش اعدام‌های مرتبط با اقلیت‌های قومی در سال ۲۰۲۴: گزارش سال ۲۰۲۴ Hengaw Organization for Human Rights

گزارش اعدام‌ها در نه ماه نخست ۲۰۲۵: گزارش Hengaw

لینک خبر

https://fze.nzj.mybluehost.me/?cat=4&fbclid=IwY2xjawUBctBwZG9mBWV4dG4DYWVtAjExA
HNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHpb3

EBJLL3AhXmJ3bXbXjJK3U_DCd5qFDklb4028MbIHo7DKaUN
_nNsX4UbU_aem_T6ol2JV7EtfZI4YwYmfnWQ

 مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 112