Home / پانل آزاد / ۱۸ و ۱۹ دی؛ چند هزار نام، و حقیقتی که هنوز کامل نشده است

۱۸ و ۱۹ دی؛ چند هزار نام، و حقیقتی که هنوز کامل نشده است

یارسانمدیا
مژگان روشنی

هشت ماه از آن روزهای خونین گذشته است؟! 

هشت ماه از روزهایی که ایران در سکوتی سنگین فرو رفت؛ اینترنت قطع شد، ارتباط خانواده‌ها با یکدیگر از بین رفت و بسیاری از مردم داخل ایران دیگر نمی‌توانستند صدای خود را به بیرون برسانند. اما امروز، پس از گذشت این ماه‌ها، هنوز یک پرسش ساده و در عین حال هولناک بی‌پاسخ مانده است: 

در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، واقعاً چند انسان کشته شدند؟ 

هنوز هیچ‌کس پاسخ دقیق این پرسش را نمی‌داند.؟ 

آنچه امروز در اختیار ماست، تنها بخشی از واقعیت است؛ بخشی که توانسته از میان قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی، سکوت اجباری خانواده‌ها و نبود دسترسی مستقل به بسیاری از مراکز درمانی، سردخانه‌ها، پزشکی قانونی و پرونده‌های مربوط به قربانیان بیرون بیاید. 

 و شاید همین نکته، دردناک‌ترین قسمت ماجرا باشد, ما هنوز نمی‌دانیم چند نام از این فهرست جا مانده است, بیش از ۴۲۰۰ نفر؛ اما این پایان آمار نیست امروز، ۱۸سپتامبر ۲۰۲۶، سازمان حقوق بشر ایران فهرست بیش از ۴۲۰۰ جان‌باخته اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را منتشر کرده است. 

 این سازمان تأکید کرده که این رقم، حداقل تعداد مرگ‌های مستندشده است و نه آمار نهایی کشته‌شدگان. این فهرست حاصل ماه‌ها جمع‌آوری اطلاعات، تطبیق منابع و راستی‌آزمایی هویت قربانیان است. در میان این اسامی، دست‌کم ۴۲۰ زن و ۲۸۱ کودک زیر ۱۸ سال قرار دارند و کم‌سن‌ترین قربانی ثبت‌شده، تنها چهار ماه و نیم داشته است. 

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش این گزارش، عدد ۴۲۰۰ نباشد. 

بلکه عدد دیگری است: 

۳۳۵۶ نفر بر اساس گزارش امروز سازمان حقوق بشر ایران، دست‌کم ۳۳۵۶ نفر از قربانیانی که تاریخ دقیق مرگشان مشخص شده، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه جان باخته‌اند. سازمان حقوق بشر ایران می‌گوید این موارد، ۹۱ درصد از قربانیانی را تشکیل می‌دهد که تاریخ دقیق مرگشان مشخص شده است. سه هزار و سیصد و پنجاه و شش انسان. در دو روز این دیگر فقط یک عدد نیست. پشت هر عدد، یک اسم وجود دارد؛ یک خانواده، یک اتاق خالی، یک تلفن که دیگر زنگ نمی‌خورد، مادری که منتظر بازگشت فرزندش مانده و پدری که شاید هنوز نمی‌داند عزیزش کجا دفن شده است. 

اما چند نفر دیگر؟ اینجاست که من، به‌عنوان یک روزنامه‌نگار، نمی‌توانم به عدد ۴۲۰۰ نگاه کنم و بگویم پرونده بسته شده است. نه. هرگز 

این عدد، نقطه پایان نیست؛ نقطه‌ای است که تا امروز توانسته‌ایم به آن برسیم. 

سازمان حقوق بشر ایران خودش تأکید می‌کند که شمار اعلام‌شده، حداقل تعداد مستندشده است. قطع گسترده اینترنت و ارتباطات، فشار و تهدید خانواده‌ها، محدودیت دسترسی به بیمارستان‌ها و اسناد پزشکی قانونی و نبود امکان انجام تحقیقات مستقل در داخل ایران، همچنان مانع تعیین ابعاد کامل کشتار است. 

 عفو بین‌الملل نیز پیش‌تر گزارش داده بود که قطع اینترنت از ۸ ژانویه، یعنی ۱۸ دی، جمع‌آوری اطلاعات و ارتباط مردم با خارج از کشور را به‌شدت مختل کرده است. این سازمان همچنین از موارد ناپدیدشدن اجباری و بازداشت‌های بدون ارتباط با خانواده خبر داده بود. 

دیده‌بان حقوق بشر نیز در همان روزهای نخست از کشتار گسترده معترضان و رهگذران پس از ۱۸ دی خبر داد و گفت محدودیت شدید ارتباطات، ابعاد واقعی این کشتار را پنهان کرده است. این سازمان شواهدی از جراحات ناشی از اصابت گلوله به سر و بالاتنه معترضان و همچنین تصاویر و گزارش‌هایی از سردخانه‌ها و مراکز نگهداری اجساد بررسی کرده بود. 

پس سؤال همچنان باقی است: چه تعداد دیگر در هیچ فهرستی ثبت نشده‌اند؟ 

ما نمی‌توانیم برای این افراد یک عدد فرضی بسازیم. اما نمی‌توانیم آنها را هم فراموش کنیم. خانواده‌هایی که حتی فرصت عزاداری نداشتند. 

در آن روزها، بسیاری از خانواده‌ها نه فقط عزیزشان را از دست دادند؛ بلکه امکان سوگواری آزادانه برای او را نیز نداشتند. 

وقتی اینترنت قطع می‌شود، وقتی تماس با خارج از کشور خطرناک می‌شود، وقتی خانواده برای پرسیدن درباره سرنوشت فرزندش باید مراقب باشد که خودش بازداشت نشود، چگونه می‌توان انتظار داشت یک آمار دقیق و مستقل در همان روزها شکل بگیرد؟ 

 این مسئله فقط یک مشکل آماری نیست. این بخشی از خود فاجعه است. 

 عفو بین‌الملل از خانواده‌هایی گزارش داده بود که برای یافتن عزیزان خود به مراکز درمانی و سردخانه‌ها مراجعه می‌کردند. در کهریزک نیز این سازمان ویدئوهایی را بررسی کرده که در آنها خانواده‌ها در میان کیسه‌های اجساد به دنبال عزیزان خود می‌گشتند؛ در یکی از ویدئوهای بررسی‌شده، دست‌کم ۲۰۵ کیسه جسد قابل تشخیص بوده و در ویدئویی دیگر شمارنده تصاویر متوفیان تا ۲۵۰ را نشان می‌داده است.

این تصاویر، فقط بخشی از حقیقت‌اند قربانیانی که نامشان کودک بود وقتی از «هزاران کشته» حرف می‌زنیم، گاهی عدد آن‌قدر بزرگ می‌شود که انسان پشت آن دیده نمی‌شود. 

 اما میان بیش از ۴۲۰۰ نامی که تاکنون مستند شده‌اند، ۲۸۱ کودک زیر ۱۸ سال قرار دارند. ۲۵ نفر از این کودکان کمتر از ۱۴ سال داشته‌اند. و کم‌سن‌ترین قربانی ثبت‌شده، تنها چهار ماه و نیم داشته است. 

 این اعداد را نمی‌شود فقط در یک جدول قرار داد کودک، معترض یا غیرمعترض، هر که باشد، کودک است, و مرگ او، بخشی از یک آمار معمولی نیست. 

آیا همه قربانیان در خیابان بودند؟ 

 نه می‌توان چنین ادعایی را درباره همه قربانیان مطرح کرد و نه اسناد موجود چنین چیزی را می‌گویند. گزارش‌های حقوق بشری از کشته‌شدن معترضان و رهگذران نیز سخن گفته‌اند. دیده‌بان حقوق بشر بر اساس مصاحبه با شاهدان، بستگان قربانیان، پزشکان و دیگر منابع و همچنین بررسی تصاویر راستی‌آزمایی‌شده، مواردی از اصابت گلوله به سر و بالاتنه را ثبت کرده است. 

 عفو بین‌الملل نیز اعلام کرده که نیروهای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران، بسیج، نیروهای پلیس و نیروهای لباس‌شخصی، در جریان سرکوب از سلاح گرم استفاده کرده‌اند و در مواردی سر و بالاتنه معترضان هدف قرار گرفته است. 

این شواهد، ضرورت یک تحقیق مستقل را بیشتر می‌کند:  

چه کسی کشته شد؟ 

کجا کشته شد؟ 

با چه سلاحی؟ 

به دست کدام نیرو؟ 

دستور از کجا صادر شد؟ 

و پیکر او بعد از مرگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟  

ما هنوز به حقیقت کامل نرسیده‌ایم گاهی گفته می‌شود اگر عدد دقیق نداریم، پس نمی‌توان درباره ابعاد کشتار صحبت کرد من با این نگاه موافق نیستم. نداشتن آمار نهایی به معنای نبودن فاجعه نیست. 

 اتفاقاً وقتی یک حکومت امکان ارتباط، اطلاع‌رسانی، دسترسی مستقل به بیمارستان‌ها و بررسی آزادانه پرونده‌های قربانیان را محدود می‌کند، همین فقدان اطلاعات بخشی از مسئله‌ای است که باید درباره آن تحقیق شود. 

 

امروز ما بیش از ۴۲۰۰ نام داریم. 

 اما نمی‌دانیم چند نام دیگر هنوز پیدا نشده است. 

نمی‌دانیم سرنوشت همه مفقودشدگان چه شده است. 

 نمی‌دانیم تمام اجسادی که در آن روزها به سردخانه‌ها و مراکز پزشکی قانونی منتقل شدند، چگونه ثبت و دفن شدند. و نمی‌دانیم چند خانواده هنوز با یک سؤال ساده زندگی می‌کنند:  

«عزیز من کجاست؟» 

۱۸ و ۱۹ دی را نباید فراموش کرد برای من، ۱۸ و ۱۹ دی فقط دو تاریخ در تقویم نیستند. این دو روز بخشی از حافظه زخمی جامعه ایران هستند. 

 روزهایی که هزاران خانواده با مرگ، مفقودی، بازداشت و ترس روبه‌رو شدند. روزهایی که صدای مردم با گلوله پاسخ گرفت. و روزهایی که هنوز تعداد دقیق قربانیانشان را نمی‌دانیم. 

 امروز می‌توانیم با اطمینان بگوییم که بیش از ۴۲۰۰ جان‌باخته شناسایی و مستند شده‌اند و دست‌کم ۳۳۵۶ نفر از قربانیانی که تاریخ مرگشان مشخص شده، در ۱۸ و ۱۹ دی جان باخته‌اند. اما همین‌جا باید مکث کنیم. این عدد، پایان حقیقت نیست. 

 این فقط نام‌هایی است که توانسته‌ایم از دل تاریکی بیرون بکشیم. 

 حقیقت کامل شاید زمانی آشکار شود که امکان تحقیق آزاد و مستقل فراهم شود؛ زمانی که بتوان پرونده‌های پزشکی و قضایی را دید، با خانواده‌ها بدون ترس گفت‌وگو کرد، سرنوشت مفقودشدگان را بررسی کرد و زنجیره فرماندهی و مسئولیت این سرکوب را بازسازی کرد. 

 تا آن روز، وظیفه ما فقط شمردن نیست. 

 وظیفه ما به یاد آوردن است. 

 به یاد آوردن کسانی که نامشان پیدا شده؛ و جست‌وجوی کسانی که هنوز نامشان را نمی‌دانیم. چون پشت هر عدد، یک انسان ایستاده است. 

 و پشت هر نام، یک زندگی که دیگر به خانه بازنگشت. 

منابع: 

Iran Human Rights، گزارش آمار قربانیان اعتراضات دی‌ماه، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶. 

Amnesty International، گزارش سرکوب اعتراضات ایران، ژانویه ۲۰۲۶. 

Human Rights Watch، گزارش کشتارهای گسترده در ایران، ۱۶ ژانویه ۲۰

یارسانمدیا محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 4