یارسانمدیا
٢٥ شهریور ١٤٠٥
تهیه و تنظیم گزارش: مژگان روشنی
اعتصاب عمومی در شماری از شهرهای کردنشین ایران، همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر کردستان را به صحنه یک کنش جمعی اعتراضی تبدیل کرد. این اعتصاب در پی فراخوان مشترک ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران برگزار شد و گزارشهای منتشرشده از تعطیلی مغازهها و واحدهای صنفی در شهرهایی از جمله سنندج، سقز، مریوان، مهاباد، بوکان، اشنویه، دیواندره، پیرانشهر، کامیاران، قروه، بانه و پاوه حکایت دارد. گزارشهایی نیز از پیوستن برخی شهرها و مناطق دیگر منتشر شده است. در کنار این گزارشها، بر اساس گزارشهای محلی و تصاویر ارسالی، نام شهرهایی مانند کرند غرب، شاهآباد، کرمانشاه و شماری از شهرهای استان ایلام نیز در گزارشهای مربوط به همراهی با اعتصاب مطرح شده است. گزارشهای مستقلتر نیز مشارکت کرمانشاه و شماری از شهرهای کردنشین را تأیید کردهاند.
با این حال، در ارزیابی این رویداد باید میان «گزارش اعتصاب» و «اندازهگیری دقیق میزان مشارکت» تفاوت گذاشت. بسیاری از اطلاعات موجود از سوی رسانهها، احزاب و شبکههای حقوق بشری منتشر شده و بخشی از آن بر ویدئوهای شبکههای اجتماعی استوار است. بنابراین، درباره دامنه دقیق اعتصاب در هر شهر، میزان مشارکت اصناف مختلف و تفاوت میان بازارهای مرکزی و مناطق پیرامونی، هنوز به گزارشهای مستقل و دادههای میدانی بیشتری نیاز است.
تفاوت امسال با سالهای گذشته چیست؟
اعتصاب عمومی در کردستان پدیده تازهای نیست. این منطقه در دهههای گذشته نیز بارها شاهد اعتصابهای اعتراضی در واکنش به اعدامها، سرکوب سیاسی، کشتهشدن فعالان و رویدادهای مهم اجتماعی بوده است. از این منظر، اعتصاب ۲۵ شهریور را باید در امتداد یک سنت اعتراضی طولانی بررسی کرد، نه بهعنوان رویدادی کاملاً بیسابقه.
اما امسال چند ویژگی قابل توجه دارد.
نخست، اعتصاب در شرایطی برگزار شد که چهار سال از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» گذشته است. در سال نخست، اعتراضها عمدتاً با حضور خیابانی، شعارها، تجمعها و مقاومت مستقیم در برابر نیروهای امنیتی شناخته میشد. امسال، فراخوان بر تعطیلی بازارها، خودداری از حضور در محل کار و نمایش همبستگی جمعی متمرکز بود. این تغییر لزوماً به معنای کاهش اعتراض نیست؛ بلکه نشان میدهد بخشی از کنش اعتراضی از خیابان به محل کار، بازار و شبکههای اجتماعی منتقل شده است.
دوم، فراخوان امسال از ابتدا تلاش داشت اعتصاب را از یک اقدام صرفاً منطقهای فراتر ببرد. در متن فراخوان، از اقشار مختلف مردم، سازمانهای سیاسی و مدنی و دیگر گروههای اجتماعی خواسته شده بود از آن حمایت کنند.
سوم، این اعتصاب در شرایطی برگزار شد که فشارهای اقتصادی، بحران معیشتی، افزایش اعدامها و محدودیتهای سیاسی همچنان از محورهای اصلی نارضایتی در ایران هستند. به همین دلیل، اعتصاب امسال فقط یادآوری یک واقعه تاریخی نبود؛ بلکه حامل این پیام نیز بود که مطالبات مربوط به آزادی، کرامت انسانی و حقوق شهروندی همچنان در جامعه زنده است.
مردم چگونه استقبال کردند؟
آنچه تاکنون از تصاویر و گزارشهای منتشرشده برمیآید، در شماری از شهرهای کردستان، بخش قابل توجهی از کسبه و بازاریان مغازههای خود را بستهاند. گزارشهایی از سنندج، سقز، مهاباد، بوکان، مریوان، دیواندره، بانه، اشنویه و پیرانشهر منتشر شده و برخی منابع از تعطیلی گسترده بازار در شهرهایی مانند سنندج و سقز سخن گفتهاند.
اما استقبال از یک فراخوان را نمیتوان فقط با تعداد مغازههای بسته سنجید. پرسشهای مهمتری نیز وجود دارد: آیا تعطیلیها در نتیجه تصمیم جمعی اصناف بود یا بیشتر بهصورت فردی انجام شد؟ آیا کارگران، کارمندان، دانشجویان و دیگر گروههای اجتماعی نیز مشارکت کردند؟ آیا اعتصاب در تمام ساعات روز ادامه داشت؟ و آیا مشارکت در شهرهای بزرگ با شهرهای کوچک و مناطق پیرامونی تفاوت داشت؟
پاسخ به این پرسشها برای ارزیابی دقیقتر اهمیت دارد. زیرا «تعطیلی بازار» یک شاخص قابل مشاهده است، اما «اعتصاب عمومی» مفهومی گستردهتر است که به میزان مشارکت اجتماعی، استمرار و هماهنگی نیز وابسته است.
واکنش حکومت؛ امنیتیکردن فضا بهجای پاسخ سیاسی
در آستانه سالگرد ژینا، گزارشهایی از افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی در شهرهایی مانند سقز و سنندج منتشر شد. برخی منابع از استقرار نیروهای ضدشورش، حرکت کاروانهای نظامی و محدودیت در مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی، محل آرامگاه ژینا امینی، خبر دادهاند. این گزارشها از سوی منابع مختلف منتشر شدهاند، اما درباره جزئیات همه آنها همچنان باید به راستیآزمایی مستقل توجه کرد.
از منظر سیاسی، چنین واکنشی نشان میدهد که حکومت همچنان سالگرد ژینا و امکان تبدیل آن به یک مناسبت اعتراضی را موضوعی امنیتی تلقی میکند. در این چارچوب، مسئله فقط برگزاری یک اعتصاب یکروزه نیست؛ بلکه نگرانی از آن است که یک مناسبت نمادین بتواند گروههای مختلف اجتماعی را حول خاطره مشترک، نارضایتیهای انباشته و مطالبات سیاسی به هم پیوند دهد.
با این حال، برای تحلیل دقیقتر باید میان «افزایش حضور امنیتی» و «واکنش رسمی حکومت به خود اعتصاب» تفاوت گذاشت. حضور نیروهای امنیتی، بازداشت احتمالی، تهدید اصناف یا محدودیتهای ارتباطی هرکدام نیازمند گزارش مستقل و مستند است و نباید صرفاً بر اساس روایتهای سیاسی تعمیم داده شود.
اپوزیسیون؛ هماهنگی بیشتر یا تکرار حمایتهای نمادین؟
یکی از تفاوتهای قابل بررسی امسال، میزان و نوع حمایت جریانهای سیاسی خارج از کردستان از فراخوان است. در کنار ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، برخی ائتلافها و جریانهای سیاسی سراسری نیز حمایت خود را اعلام کردند. برای نمونه، «کنگره ملیتهای ایران فدرال» و «همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران» از این فراخوان حمایت کردند.
این حمایتها از نظر سیاسی مهماند، زیرا نشان میدهند بخشی از اپوزیسیون تلاش دارد اعتصاب را نه صرفاً یک اقدام کردی، بلکه بخشی از مبارزه سراسری در ایران معرفی کند. در بیانیههای منتشرشده نیز بر همبستگی میان گروههای قومی و اجتماعی مختلف و بر مشترکبودن سرنوشت سیاسی مردم ایران تأکید شده است.
اما پرسش اصلی این است که آیا این حمایتها به هماهنگی عملی منجر شدهاند یا عمدتاً در سطح بیانیه و پیام باقی ماندهاند؟
در اینجا باید میان «حمایت سیاسی» و «سازماندهی مؤثر» تفاوت گذاشت. انتشار بیانیه، بازنشر فراخوان و اعلام همبستگی میتواند به دیدهشدن یک حرکت کمک کند، اما لزوماً به معنای توانایی بسیج اجتماعی در سراسر کشور نیست. برای سنجش تفاوت امسال با سالهای گذشته، باید بررسی کرد که آیا جریانهای سیاسی توانستهاند پیام مشترک، زمانبندی هماهنگ، شبکههای ارتباطی و حمایت عملی گستردهتری ایجاد کنند یا نه.
آیا یک روز اعتصاب میتواند اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد؟
از نظر اقتصادی، باید واقعبین بود. تعطیلی یکروزه بازارها، حتی اگر در چندین شهر گسترده باشد، بهتنهایی نمیتواند اقتصاد ایران را دگرگون کند. اقتصاد ایران با مجموعهای از مشکلات ساختاری، از جمله تورم، کاهش قدرت خرید، تحریمها، بیثباتی سرمایهگذاری، مشکلات تولید و بحرانهای مالی روبهرو است. یک روز تعطیلی صنفی در مقایسه با این عوامل، اثر مستقیم و پایدار محدودی دارد.
اما این به معنای بیاهمیتبودن اعتصاب نیست.
اعتصاب عمومی در اقتصاد، پیش از آنکه صرفاً به میزان زیان مالی یک روز مربوط باشد، به مسئله «قدرت جمعی» مربوط است. بازار، محل کار و شبکه توزیع کالا فقط مکانهای اقتصادی نیستند؛ آنها بخشی از ساختار اجتماعی و ارتباطی جامعه نیز هستند. وقتی گروهی از کسبه تصمیم میگیرند فعالیت روزانه خود را متوقف کنند، در واقع نشان میدهند که حاضرند برای انتقال یک پیام سیاسی یا اجتماعی، هزینه اقتصادی کوتاهمدت بپردازند.
بنابراین، اثر اصلی اعتصاب ۲۵ شهریور را نباید در این جستوجو کرد که «چقدر پول از اقتصاد کم شد»، بلکه باید در این پرسش دید که «آیا این اقدام توانست احساس همبستگی، امکان کنش جمعی و هزینه سیاسی بیتوجهی به مطالبات مردم را افزایش دهد یا نه؟»
تأثیر بر جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات آینده
اعتصاب ۲۵ شهریور را نمیتوان بهتنهایی نشانه احیای کامل جنبش «زن، زندگی، آزادی» یا آغاز موج تازهای از اعتراضات دانست. برای چنین نتیجهای، باید شواهد بیشتری درباره استمرار اعتراضها، مشارکت گروههای اجتماعی مختلف، شکلگیری شبکههای جدید سازماندهی و واکنشهای بعدی جامعه وجود داشته باشد.
با این حال، این اعتصاب میتواند چند اثر مهم داشته باشد.
نخست، حفظ حافظه جمعی. چهار سال پس از جانباختن ژینا امینی، برگزاری اعتصاب نشان میدهد که این واقعه همچنان برای بخشی از جامعه یک نقطه مرجع سیاسی و اجتماعی است.
دوم، بازتولید تجربه سازمانیابی. اعتصاب عمومی نیازمند اطلاعرسانی، اعتماد، هماهنگی و تصمیمگیری جمعی است. حتی اگر یک اعتصاب فقط یک روز ادامه داشته باشد، میتواند تجربهای از کنش هماهنگ را در جامعه حفظ یا تقویت کند.
سوم، انتقال پیام از سطح فردی به سطح جمعی. اعتراض فردی ممکن است با خطر و هزینه بیشتری همراه باشد؛ اما تعطیلی هماهنگ بازارها، پیام نارضایتی را بهصورت جمعی و قابل مشاهده منتقل میکند.
چهارم، ایجاد پیوند میان مطالبات مختلف. فراخوان امسال تلاش داشت یاد ژینا، مسئله آزادی، حقوق شهروندی، بحران اقتصادی و مخالفت با سرکوب را در یک چارچوب مشترک قرار دهد. این پیوند میتواند برای آینده مهم باشد، هرچند میزان موفقیت آن باید در عمل سنجیده شود.
جمعبندی
اعتصاب ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ در کردستان را باید همزمان در سه سطح دید: یادبود و حافظه جمعی، کنش اعتراضی و آزمون سازمانیابی اجتماعی.
این اعتصاب، حتی اگر اثر اقتصادی مستقیم آن محدود باشد، میتواند از نظر سیاسی و اجتماعی معنادار باشد؛ زیرا نشان میدهد که بخشی از جامعه همچنان امکان استفاده از ابزارهای جمعی و مدنی را حفظ کرده است. اما از سوی دیگر، نباید از یک روز تعطیلی بازار، نتیجه گرفت که جنبشهای اعتراضی وارد مرحله تازهای شدهاند یا حکومت با بحران تعیینکنندهای روبهرو شده است.
با وجود این، پرسش مهم این است که پس از آن همه هزینه و خونریزی در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، آیا جامعه هنوز توان ایستادن در کنار یکدیگر را دارد؟ شبکه حقوق بشر کردستان تاکنون نام و مشخصات ۲۴۰ شهروند کُرد جانباخته در جریان سرکوب اعتراضات دیماه را ثبت و تأیید کرده است و تأکید دارد که این رقم به دلیل محدودیتهای موجود، آمار نهایی نیست. اعتصاب ۲۵ شهریور، دستکم در بخشی از کردستان ایران، پاسخی عملی به همین پرسش بود: اینکه با وجود چنین هزینه سنگینی، هنوز امکان شکلگیری کنش جمعی و ایستادن در کنار یکدیگر وجود دارد.
منابع: هانا؛ ایراناینترنشنال؛ رادیوفردا؛ مرکز اطلاعرسانی حزب دموکرات کردستان ایران؛ آرنا نیوز؛ گزارشهای محلی و تصاویر ارسالی از کرند غرب، شاهآباد، کرمانشاه و شهرهای استان ایلام؛ شبکه حقوق بشر کردستان؛ گزارشهای منتشرشده از سوی منابع محلی و رسانههای کردستا
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 27
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website