Home / پانل آزاد / “زنان، دانشجويان و جمهوري اسلامي ايران “

“زنان، دانشجويان و جمهوري اسلامي ايران “

یارسانـمدیا
‏14‏ ژانويه‏ 2024

ن: عباس محمدپور

رژيم جمهورى اسلامى از بدو تولد مخالف حقوق زنان و آزاديهاى به حق آنان بود. از ديد نظام اسلامى زنان بخشى از بدنه اصلی جامعه نيستند بلكه وظيفه آنها توليد نسل و خدمات رسانى به مردان است. اصولا حقوق زنان و برابرى زن و مرد در تقابل با چهارچوب هاى اصلی نظام دينى است. از ديد حاكمان مذهبى زن نمي تواند و نبايد با مرد برابر باشد وگرنه ستونهاى اصلی حكومت فرو ميريزد. از قضا همين تقابل و عدم پذيرش زنان توسط حاكمان مذهبى نقطه عطفى است كه آزادي خواهان ايران نبايد از آن  دست بكشند.

Abass Mohmmadpour
Abbas Mohmmadpour

سالها حاكميت ديني و مرد سالارانه نظام جمهورى اسلامى و خفقانى كه ايجاد كرده است اكنون تبديل به راه نجات ايران شده است. شايد تنها فایده جمهورى اسلامى همين بود كه با وارد كردن قوانين مذهبى در حاكميت و وارد كردن مقوله دين به زندگى روزمره مردم سبب تحقيق و آگاهی مردم از قوانين دينى شد كه در نهايت منجر به بيزارى مردم از ادغام دين به عنوان يک مقوله کاملاً شخصي، در کارزار حکومت و سياست گرديد.

جمهورى اسلامى هيچگاه فكر نميكرد روزى زنان تا بدين حد طالب حقوق برابر با مردان باشند و اينگونه اسباب دردسر شوند. در واقع حكومت مذهبی ایران، زنان جامعه را بخش امن و پشتوانه ثابت خود مي ديد ولي اكنون جامعه ايران به درجه اى از خودآگاهى رسيده است كه چهاچوبهاى تعریف شده جمهورى اسلامى را بر نميتابد. بگير و ببند هاى حكومت در تحميل قوانين زن ستيزانه حجاب تنها مرهمى موقت است و قطعا اين سيل خروشان آزاديخواهى طغيان خواهد كرد.

در اين ميان همواره دانشجويان به عنوان قشر پيشرو مخالف رژيم، مهمترين روزنه اميد جامعه هستند. دانشجوي ايراني وقتي کشورش را، با آن همه ثروت خدادادي و منابع نفت و گاز، کشوري فقير و جهان سومي مي بيند، وقتي کشورش را در مجامع بين المللي کشوري منزوي، تحريم شده و حامي تروريست مي بيند، هنگامي که از فساد، اختلاس، رشوه خواري و بي عدالتي گسترده در کشورش آگاه مي شود، وقتي مشاهده مي کند که عوامل رژيم آشکارا مزاحم نواميس مردم مي شوند و طرز لباس پوشيدن را به آنان ياد مي دهند، هنگامي که مشاهده مي کند جوانان کشور در دامی سياه گرفتار شده و از آينده خود به کلي نااميد هستند، تنها دليل اين همه فلاکت و بدبختي را نالايق بودن حکومت مي داند.

رژيم جمهوري اسلامي همواره تلاش بسيار گستردة اي در جهت نفوذ در دانشگاه ها و کنترل نمودن فعاليت هاى دانشجويي نموده است، جلوگيري از گردهمايي ها، ربودن و به زندان انداختن فعالان دانشجويي، توقف پي در پي نشريات دانشجويي، بازنشسته کردن اجباري اساتيد منتقد، همگى در جهت مهار کردن اعتراضات دانشجويي و منزوى کردن آنها صورت مي گيرد. جمهوري اسلامي با حمايت همه جانبه و تمام قد از گروه هاي بسيجي و چماق به دست ها سعي در تقويت آنها در دانشگاه ها و بوجود آوردن طيفي را دارد که حامي اصول و برنامه هاي آنان باشد. اين گروه ها به هيچ وجه نتوانسته اند در طيف گسترده اي از دانشجويان نفوذ داشته باشند و هميشه در اقليت بوده اند. در تمامي  وقايع افراطي هچون حمله و بالا رفتن از ديوار سفارتخانه ها و يا به آتش کشيدن پرچم کشورها تنها گروه اندکي از چفيه داران و جيره خواران رژيم حضور دارند. اين گروهک هاي بسيجي و حزب اللهي نه تنها از نظر طرز تفکر و گرايش سياسي هيچ گونه سنخيتى با اکثريت دانشجويان ندارند بلکه از نظر علمي نيز در سطوح بسيار پايين دانشگاه قرار مي گيرند؛ زيرا اغلب اين افراد با استفاده از سهميه هاي گوناگون که رژيم با عناوين مختلف براي آنها در نظر گرفته وارد دانشگاه ها شده اند. اين اراذل و اوباش از مزدوران رژيم بوده و به هيچ وجه نمايندگي دانشجويان را بر عهده ندارند، مردم ايران از واپسگرايي هاي ملاها، از جهاد و انتحار و به آتش کشيدن پرچم کشورها بيزارند و خواهان صلح و آرامش براى همه کشورهاي جهان هستند.

ماهیت رژيم جمهوري اسلامي نشان داده است که ارمغاني به غير از فقر، فساد، عقب ماندگي و به انزوا کشاندن کشور در مجامع بين المللي نداشته و به هيچ وجه نيز حاضر به عقب نشيني از مواضع به اصطلاح انقلابي و محافظه کارانه خود نيست. ديگر اکنون کسي اميد به اصلاح رژيم و پايبندي حکومت به اصول دموکراسي ندارد و مردم با سرخوردگي تمام به اين نتيجه رسيده اند که اين رژيم همچون خانه اي است که از پاي بست ويران است و به هيچ وجه شايسته مردم ايران نيست و نمي تواند کشور را همگام با جامعه جهاني به پيش ببرد لذا تنها راه رهايي و نجات كشور از اين ورطه هولناک، بر چيده شدن بساط رژيم فاسد آخوندى است.

اعتصابات و تجمعات اعتراضى پي در پى قشرهاى مختلف جامعه همچون دانشجويان، معلمان، کارگران، زنان و گروه هاي مختلف ديگر، همگي نشان از نارضايتي عميق و گستردة از حکومت فعلي دارد. پافشارى و مبارزه در راستاى برابرى حقوق همه اقشار جامعه از جمله زنان، دگرباشان جنسى، اقليتهاى مذهبى و قوميتها از آنجايى که در بطن جامعه بصورت فراگير پذيرفته شده است، ميتواند همچون زنجيره محكمى همه جامعه را بهم پيوند دهد تا در راه دستيابى به آزادی و دموكراسى خواهى عمل نمايد.

به اميد روزي که بساط استبداد و خودکامگي از کشور عزيزمان ايران برچيده شود و آن روز چندان دور نيست.

Visits: 38