یارسانمدیا
یکشنبه – ٠٢شهریور ١٤٠٤ Sunday – August 24, 2025
نویسندە: احمد خدایاری
برای اینکه استراتژیکی مد نظر قرار دهیم و بر اساس آن مسیر به هدف رسیدن انتخاب کنیم لازم است از خود بپرسیم کی هستیم، کجا قرار داریم و به چه هدفی میخواهیم برسیم.
کی هستیم:
تا آنجایی که ما شنیدیم و خواندیم ادیان معتقد به تناسخ از دوران زروانیسم (انشعابی از زردشتیان) بوده و به مرور زمان توسط گروها و سکتهای گوناگون چون بودیسم، هندویسم سیکیسم ، غلات شیعه و یارسان تبعیت می شده است.
به عقیده بسیاری دین یارسان که باورمند به تناسخ است هر از آن گاهی توسط دانایانی چون بهلول دانا (سده دوم هجری) ،بابا سرهنگ سده سوم و شاه خوشین سده چهارم که دارای نیروی منظم به نام هزار سواره و سپاه نهصد نهصد غلام بوده است سر برافراشته اند . سلطان سحاک فرزند شیخ عیسی و نوه بابا علی همدانی که از همدان به برزنجه کوچ میکنند به دین یاری گرویده و تئوری حلول روح را با یاران خود چون ، ۱. پیر بنیامین ۲. داود ۳. پیرموسی ۴. مصطفی داودان ۵. خاتون دایرک (رمزبار) ۶. شاه ابراهیم ۷. بابا یادگار مشورت نموده و در کلام بیاو بست شرایط آن ذکر شده است.
من جایی نخوانده ام آیا لقب بابا به علی از سکت های اسماعیلیه آمده است یا خود از قبلا شیعه بوده است چون اهل تسنن باباعلی ندارند. همانطور که میبینید فقط مصطفی داودان و شاه ابراهیم اسم عربی (اسلامی) دارند.
در مورد اسمهای آنها و نپذیرفتن دین اسلام میتوان رایزنی کرد ولی اینجا هدف نیست.
قابل یادآوری است که چرا شاه ابراهیم و بابا یادگار مرید دارند و داود ندارد؟ میگویند که پیربنیامین، پیرموسی و داود مرید نپذیرفته اند که کمی جای شک و گمان است در صورتی که بسیاری در لکستان و لرستان هنوز به داود قسم یادمیکنند.
کجا قرار داریم
بعد از مرگ ملک شاه قاجار در بغداد ترکان خاتون همسرش با یک قشون سرباز عرب از راه قصر شیرین به طرف اصفهان
حرکت میکند و در میانه راه حدود دوهزار سوار از منطقه گوران ( یارسانی) به سرکردگی فرخ خان به او می پیوندند. فرخ خان توسط یکی از عربها به دسیسه ترکان خاتون کشته میشود و از بقیه قشون فرخ خان تعدادی برای ماموریتی به طرف جهرم ( بعضی ایزه میگویند) براه می افتند که تعدادی از آنها ماندگار میشوند و تعدادی هم که برمیگردند خانواده خود و تعدادی نیز با خود به آنجا میبرند که برای همیشه ماندگار میشوند. از آنهای که همرا ترکان خاتون میمانند بعد از حمله به برکیارق پسر ملک شاه سلجوقی در اصفهان تعدادی در یزد میمانند و بقیه به طرف قزوین و شمال ایران راهی میشوند که از آنها تعداد معدودی برمیگردند.
داستان ملک شاه و حمله ترکان خاتون به قله الموت حسن صباح کمی پیشتر از کوچ بابا علی پدر سلطان سهاک بوده است.
یادآور میشوم که یکی از بزرگترین پایگاههای حسن صباح در کرمانشاه بوده است و این دلیل به داشتن حامیان او در کرمانشاه و همدان است.
باین نتیجه می رسیم که یارسانیهای ایران غیر از استان کرمانشاه ، استان ایلام و لرستان در استانهای فارس، اصفهان، همدان، شمال ایران مخصوصا کلاردشت و آذربایجان غربی نیز هستند. در استان مرکزی تعداد زیادی یارسانی بر حسب شغل و استخدام اداری زندگی میکنند. صحنه یکی از شهرهای پر جمعیت یارسانی است.
هدف مبارزه ما
هدف مبارزه ما برای زندگی مسالمت آمیز یارسانی هاست. به نظر من سکولاریسم در کنار دمکراتی برای بقیه شهروندان ایران باید در اولویت ما باشد. پس ما باید از سیاستی دفاع کنیم که خواسته های یارسان در بر گیرد. آیا تمامیت شهرهای یارسان نشین معنی تمامیت ارضی ایران نمی رساند.
باید یادآور شد که ما یارسانیها فقط در شهرهای دالاهو، صحنه و گهواره گوران اکثریت داریم. این به آن معنی است که با تجربه ای که ما در طول این چهل و اندی سال بدست آورده ایم انتخاب تجزیه ایران برای ما دست کم از برگزیدن حکومت جمهوری اسلامی نیست.
تشکل های یارسانی
تا انقلاب ۱۳۵۷ بزرگان یارسان سعی در سڕی نگهداشتن دین یاری نمودند و چون در حکومتهای پهلوی مسئله دین زیاد مهم نبود حتی خیلی ها فکر میکردند که فرقی بین شیعه و دین یاری (اهل حق) نیست چون همه به علی قسم میخوردند. وقتی تبعیض و امتیاز شهروندی به شیعه ها از اهداف جمهوری اسلامی شد و بعضی ها نسبت به یارسانی ها بد ذاتی کردند ،عده ای از یاران دیار غربت را ترجیح دادند که در اوایل خیلی سخت گذشت و مورد نا عدالتی حکومت عراق و مخصوصا همسایگان در اردوگاه پناهندگان شدند. خوشبختانه به مرور زمان همه آنها به کشورهای غربی مهاجرت کردند که حداقل معیشت بهتری داشته باشند. در بهار سال ۱۹۸۱ عده ای از جوانان یارسان تشکلی بنام جنبش جامعه اهل حق (یارسان) تشکیل دادند که چند سالی فعالیت داشت ولی متاسفانه به دلایلی منفعل شد تا اینکه تعدادی از یاران به کمک دکتر گلمراد مرادی از سال ۱۹۸۶ فعالیت خودرا با همان نام در اروپا ادامه دادند و به پناهندگان یارسانی کمک کردند. این روند ادامه داشت تا اینکه سال ۲۰۰۷ جنبش دمکراتیک یارسان با اکثریت آرا با اساسنامه جامعه ای تصویب شد ولی متاسفانه ۲۰۱۰ انشعاب پیدا کرد. سال ۲۰۱۲ جنبش دمکراتیک یارسان با ادغام شاخه منشعب تغییر نام داده و به اسم سازمان دمکراتیک یارسان ثبت شد.
اینجا من مخالفت خودرا با تغییر تاریخ حرکت آزادیخواهانه ملت یارسان اعلام می دارم. خیلی از احزاب منشعب شده اند، اساسنامه عوض کرده اند و حتی سیاستی دیگر پیش برده اند نمونه آنها حزب دمکرات کردستان ایران است ولی هرگز تاریخ بنیاد آن سازمان عوض نکرده اند. آری بیشتر آنهای که در کمینه مرکزی سازمانهای یارسانی هستند خود تا چندی پیش برای حزبی دیگر (حزب دمکرات کردستان ٔایران، مجاهدین خلق، کومله) کار میکردند و بدین صورت قصد دارند زحمت گذشتگان را پایمال کنند و از طریق میان بُر، جلب نظر مثبت دیگران شخصیت خودرا بالا بکشند. به نظر من همه یارسانیها حتی عضو سابق احزاب متخاصم حق دارند در سازمانهای سیاسی یارسان شرکت کنند و به بالاترین مقام برسند ولی باید همانطور که در احزاب سیاسی دیگر متداول است مراحلی طی کنند.
در هفته های نزدیک مقاله ای در فیسبوک خواندم که اشاره به بنیان گذاران سازمان دمکراتیک یارسان شده بود که از صداقت بدور است، امیدوارم که ایشان آنرا اصلاح کند.
همایش عمومی برای براندازی حکومت اسلامی
از اینکه تعدادی از دوستان از طرف همایش شاهزاده رضا پهلوی دعوت شخصی دریافت کرده اند نشانه بارزی از طرف دستگاه برگزارکننده در انشقاق فعالین یارسانی است. در نشست ۲۸ بهمن ۱۴۰۳ آمده است توافق دوازده ماده همگرایی برای گروه ها و احزاب ایرانی گرا نه اینکه اشخاص و همچنین سوال اینجاست که چرا نماینده ای از سازمان دموکراسی یارسان در کار گروه هماهنگی نبوده است.
متأسفانه مدیریت سازمان دمکراتی یارسان این مسئله را با متانت و درک عمیق از عواقب یک انشقاق برخورد نکرده است. وقتی که از سه ماده اصلی دو ماده آن قبلا توافق شده است و ما در هیچ کدام از کلان شهرهای یارسان نشین نمیتوانیم کرسی تعیین کننده ای بدست بیاوریم چه لزومی دارد که پافشاری بر تمرکززدایی بکنیم.
در ضمن آقای رضا پهلوی نگفته اند که من باید به تخت سلطنت بنشینم، بلکه هدایت گذار از جمهوری اسلامی برعهده میگیرد که این خود مثبت است. او بعداز تشکیل نخستین مجلس ملی از طریق انتخابات آزاد نقش یک شهروند عادی دارد.
اگر شما شخصی یا حزبی دیگر که شرایط و شایستگی دارد و پُر طرفدارتر از رضا پهلوی است و داوطلب به رهبریت گذار از جمهوری اسلامی میباشد معرفی کنید تا اعضای سازمان تصمیم خودرا بگیرند.
ما بیشتر عمر خودرا در غربت گذراندیم و بسیاری از هموطنانمان در زندانهای جمهوری نگبتبار اسلامی. هر کس در ایران زندگی نکرده باشد قدر وطن، و خاک ایران را نمیداند. من نمیخواهم انشاء بنویسم و مطمعنم که میفهمید چه پیامی میخواهم به خوانندگان بدهم.
من چهل سال است در سوئد بسیار زیبا، دمکرات و با امکانات تحصیلی، کار و بهداشت زندگی کرده ام ولی هنوز خودرا بیگانه از همه چیز میبینم. شاید بتوان با آب و هوا خودرا تطبیق داد ولی نه با انسانهای که نمیخواهند مارا بپذیرند، این از مشکلات ما. و اما میدانید در ایران چه میگذرد؟ نزدیک به چهار صد هزار آخوند و طلبه در ایران حقوق کلان میگیرند که به مردها یاد بدهند کدام پایشان جلو بگذارند وقتی دستشویی میروند و مواظب روسری خانمها باشند. هر کس اینرا بداند و چشم و گوش خودرا ببندد از بی خردی است.
پیشنهاد:
از مدیریت سازمان دمکراتیک یارسان و آن پنج عضوی که به دعوت همایش شاهزاده رضا پهلوی به مونیخ رفته اند و همه یارسانیها در اروپا میخواهم که بخاطر احترام به چندصد سال صبر و شکیبایی یاران عزیز عمیقا بفکر سازش و دوستی باشند.
برای اینکه به گروهای سلفی، پنجاه و هفتی ها و تجزیه طلبان فرست ندهیم از اختلاف عقیده ما سوء استفاده کنند لازم است با برادران یارسانی خودمان متانت و بردباری نشان دهیم.
پیشنهاد من این است که در طول دو سه ماه آینده کنگره تازه گرفته شود تا مشکلات بوجود آمده در آن رفع شود.
من برای مشورت و تبادل نظر در خدمتتان هستم.
Ahmad Khodayari
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 1020
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website