
یارسانمدیا
صدرا میرزایی
۱۲.۴.۲۰۲۵
“نقدی بر نیتخوانیهای ایدئولوژیک”
در روزگاری که واژگان «حق»، «آزادی» و «نقد» به ابزارهای ژستهای روشنفکری بدل شدهاند، صدور بیانیهای با امضای بیش از ۸۰۰ نفر از چهرههای علمی، فرهنگی و هنری کشور علیه سیاستهای فرهنگی دولت در ایام نوروز، بهظاهر در قامت یک کنش دموکراتیک و دغدغهمند ظاهر شده است. اما آیا این بیانیه در باطن نیز حامل صداقت فکری، انصاف فرهنگی، و درک پیچیدگیهای جامعه متکثر ایران است؟ یا آنگونه که نشانهها بر آن دلالت میکنند، تلاشی است برای اعمال یکدستسازی فرهنگی از بالا، و تحمیل نوعی «تمامگرایی نرم» که بهجای بازکردن درهای گفتگو، به تنگنظری و طرد میانجامد؟
این بیانیه، در ادعایی ضمنی و البته خطرناک، مشروعیت فرهنگی سیاستگذاران منتخب مردم را زیر سؤال میبرد و «سیاست فرهنگی» را نه یک برساخت اجتماعی و تاریخی، بلکه امری ذاتی و قابل مصادره از سوی گروهی خاص تعریف میکند. چنین رویکردی، با ارجاعهای نمادین و موضعگیریهای تند، بیشتر به بازتولید نوعی الیگارشی فرهنگی میانجامد تا به تقویت نهاد گفتوگوی ملی.
در واقع، آنچه در این متن نهفته است، شکل جدیدی از «فاشیسم فرهنگی» است؛ نه با چکمه و سانسور آشکار، بلکه با نیتخوانی، انحصار معنا، و القای این گزاره که «ما میدانیم فرهنگ چیست و چه کسی حق دارد آن را شکل دهد». این همان پروسه خطرناک پالایش ایدئولوژیک است که در لباس نقد، خود به بازتولید سلطهای خاموش میانجامد.
در جهان امروز، فاشیسم دیگر الزاماً با نشانههای کلاسیک خود ظاهر نمیشود. بلکه در قالب «اقتدارگرایی زیباکلامانه»، «حذف نرم رقیب»، و «نرمافزارهای معنابخش نخبگان خودبرترپندار» بازتولید میشود. هنگامی که یک گروه، ولو در جامه فرهیختگی، سیاست فرهنگی اکثریت را «تهدید انسجام ملی» میخواند، باید پرسید کدام انسجام؟ انسجامی که صرفاً بر مدار سلیقه و قرائت ایشان از فرهنگ میچرخد؟ یا انسجامی واقعی که در تکثر، مدارا و رقابت معنا مییابد؟
نقد، زمانی اصالت دارد که در نسبت با گشودگی باشد، نه در پی بستن درها. و آنکه به نام فرهنگ، دهان دیگری را میبندد، چه با چکمه و چه با قلم، نهایتاً خادمی دیگر برای استبداد خواهد بود، هرچند در پوشش آزادیخواهی ظاهر شود.
بازدیدها: 1601
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website