Home / Saman Aziz / آتش‌سوزی دالاهو؛ زخم عمیق بر پیکره طبیعت و بی‌تفاوتی حاکمیت

آتش‌سوزی دالاهو؛ زخم عمیق بر پیکره طبیعت و بی‌تفاوتی حاکمیت

یارسانمدیا
٤/٦/٢٠٢٥

نویسنده. سامان عزیز

در خرداد ۱۴۰۴، بار دیگر طبیعت ایران قربانی غفلت و سهل‌انگاری شد. مراتع و جنگل‌های کوهستانی خاکه‌چرمو و حریر در شهرستان دالاهو واقع در استان کرمانشاه، شاهد یکی از گسترده‌ترین آتش‌سوزی‌های چند سال اخیر بودند. این حریق که بیش از ۱۵۰ هکتار از طبیعت غنی منطقه را به خاکستر تبدیل کرد، تنها یک حادثه زیست‌محیطی نبود، بلکه نمادی از بی‌توجهی ساختاری نسبت به منابع طبیعی و زندگی مردم بومی این مناطق است.

دالاهو؛ کوهی با ریشه‌های تاریخی و فرهنگی

کوه‌های دالاهو نه‌تنها از نظر طبیعی، بلکه از لحاظ تاریخی و فرهنگی نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. این منطقه از گذشته محل سکونت جوامع بومی یارسان و کورد

بوده و در افسانه‌ها و حافظه تاریخی مردم محلی، نماد ایستادگی و حیات بوده است. دالاهو با پوشش گیاهی متنوع، زیستگاه صدها گونه گیاهی و جانوری است و در دل خود ریشه‌هایی از تمدن، آداب و رسوم، و اقتصاد محلی را جای داده که امروز با آتش ویران می‌شوند.

جنگل‌هایی که زندگی می‌بخشند

تنوع زیستی در جنگل‌ها و مراتع این منطقه، مستقیماً بر معیشت و بقاء جوامع بومی تأثیر دارد. گیاهان دارویی، چراگاه‌های فصلی، و منابع آب شیرین بخشی از چرخه زندگی این مردم هستند. نابودی این اکوسیستم نه‌تنها طبیعت را فقیر می‌کند، بلکه به معنای بیکاری، مهاجرت اجباری و از دست رفتن فرهنگ زیستی منطقه است.

مردم تنها مانده‌اند، اما مقاوم

در حالی‌که نهادهای حکومتی معمولاً پس از وقوع بحران واکنش نشان می‌دهند، این انجمن‌های مردمی، فعالان محیط زیست و داوطلبان محلی هستند که پیش از هر سازمانی وارد عمل می‌شوند. در جریان آتش‌سوزی اخیر نیز، مردمی که نه بودجه دارند و نه تجهیزات، با دستان خالی برای نجات دالاهو وارد میدان شدند. این مقاومت مدنی، شایسته حمایت گسترده و جدی است، نه نادیده‌گرفتن و گاه حتی سرکوب از سوی نهادهای امنیتی.

نقش کم‌رنگ، اما پرهزینه جمهوری اسلامی

در تحلیل ریشه‌های این فاجعه، نمی‌توان نقش جمهوری اسلامی را نادیده گرفت. فقدان سیاست‌گذاری مؤثر در حوزه محیط زیست، کاهش بودجه‌های منابع طبیعی، بی‌توجهی به آموزش جوامع محلی، و در مواردی سرکوب سازمان‌های مستقل زیست‌محیطی، همه بخشی از چرخه‌ای هستند که به چنین فجایعی منجر می‌شوند. حاکمیتی که میلیاردها تومان صرف برنامه‌های ایدئولوژیک می‌کند، اما از خرید یک دستگاه آتش‌نشانی یا تأمین حقوق محیط‌بانان عاجز است، مسئول مستقیم این آتش‌هاست.

نتیجه‌گیری:

آتش‌سوزی در دالاهو تنها حادثه‌ای طبیعی نبود؛ زخم عمیق‌تری است بر وجدان جمعی ما. منطقه‌ای با قدمت هزاران سال، با مردمی ریشه‌دار و طبیعتی کم‌نظیر، امروز میان شعله‌های بی‌مسئولیتی و بی‌توجهی در حال سوختن است. اگر دولت‌ها و جوامع مدنی به فوریت دست به کار نشوند، در آینده‌ای نه‌چندان دور، چیزی از این ثروت ملی باقی نخواهد ماند.

بازدیدها: 1225