Home / پستهای تازە / حجاب اجباری؛ چهار دهه ریا، کنترل و شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت

حجاب اجباری؛ چهار دهه ریا، کنترل و شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت

یارسانمدیا
سه شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴ میلادی : 2025, Nov 04

عنوان:

بیش از چهل سال از زمانی می‌گذرد که سیاست حجاب اجباری به‌عنوان یکی از ستون‌های ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی بر زندگی زنان ایرانی سایه افکند. از همان آغاز، این سیاست نه انتخاب مردم بود، نه برآمده از گفت‌وگو و رضایت عمومی؛ بلکه ابزاری برای کنترل بدن، پوشش و در نهایت اندیشه‌ی جامعه بود.

در طی این سال‌ها، حکومت با بهره‌گیری از دستگاه‌های تبلیغاتی و امنیتی، تلاش کرد تا مخالفت با حجاب اجباری را به‌عنوان «توطئه‌ی دشمن» یا «فساد اخلاقی» جلوه دهد. اما واقعیت اجتماعی مسیر دیگری را نشان داد: هرچه فشار بیشتر شد، مقاومت و نافرمانی مدنی نیز گسترده‌تر گشت. امروز نسل جوان، که دیگر با ترس بزرگ نشده، به روشنی می‌پرسد: چگونه می‌توان از آزادی سخن گفت در حالی که ابتدایی‌ترین حقِ انتخاب پوشش از مردم گرفته شده است؟

در برابر این پرسش‌ها، پاسخ حکومت به‌جای گفت‌وگو، اغلب سرکوب، بازداشت، شکنجه و اعدام بوده است. جوانانی که تنها جرمشان اعتراض، نوشتن یا فریاد زدن برای آزادی بوده، قربانی ساختاری شده‌اند که به جای شنیدن مردم، آنان را دشمن می‌بیند. اما هیچ قدرتی در تاریخ نتوانسته با زور، ایمان یا اخلاق تولید کند.

در این میان، انتشار ویدیوها و تصاویر خصوصی از محافل و جشن‌های افراد وابسته به حاکمیت، پرده از واقعیتی تلخ‌تر برداشت: آنچه به نام دین و اخلاق بر مردم تحمیل می‌شود، در عمل برای خودِ حاکمان الزام‌آور نیست. در حالی که جوانی به خاطر چند تار مو بازداشت می‌شود، فرزندان و نزدیکان مسئولان در مجالسی شرکت می‌کنند که آشکارا خلاف همان قوانینی است که برای مردم عادی مجازات دارد. این دوگانگی، شاید بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی چهار دهه‌ی اخیر باشد — شکاف میان گفتار رسمی و رفتار واقعی طبقه‌ی حاکم.

در حقیقت، مسئله فقط «حجاب» نیست؛ موضوع، انحصار در تعریف ارزش و اخلاق است. حاکمیتی که خود را داور مطلق ایمان می‌داند، به تدریج مشروعیت اخلاقی خود را از دست داده است. زیرا جامعه می‌بیند که شعار «پاسداری از ارزش‌ها» در عمل به ابزاری برای حفظ قدرت و سرکوب تبدیل شده است.

امروز، اعتراض به حجاب اجباری تنها مطالبه‌ی زنان نیست؛ نشانه‌ی فروپاشی یک نظم تحمیلی است که دیگر با واقعیت اجتماعی هم‌خوانی ندارد. هرچه فشار بیشتر شود، شکاف میان مردم و قدرت عمیق‌تر می‌شود. حکومت می‌تواند با زور روسری بر سر زنان بگذارد، اما نمی‌تواند با اجبار مشروعیت بخرد.

در نهایت، تاریخ نشان داده که هیچ نظامی نمی‌تواند برای همیشه بر پایه‌ی ترس و ریا دوام بیاورد. اگر اراده‌ای برای اصلاح و گفت‌وگوی واقعی وجود نداشته باشد، جامعه خود راهش را پیدا می‌کند — حتی اگر هزینه‌اش سنگین باشد.

امروز ایران بیش از هر زمان دیگر در آینه‌ی این تناقض می‌نگرد: حاکمان در جشن، مردم در زندان. و این شکاف، دیر یا زود، سرنوشت سیاست را تعیین خواهد کرد.

مرتضی میرزایی

بازدیدها: 1037