اولمان یارَن، آخرمان یارَن،
آغاز و انجاممان، به نام خاونکاران.
خاونکار، روایت رهایی و ماندگاری.
از دل تاریخ آمدهایم، با کلام و با فرهنگ، یارسان، صدای ریشهها؛ استوار و بیدرنگ.
خاونکار؛ نامی آشنا در حافظهٔ تاریخی و فرهنگی یارسان؛ آیینی که در گذر نسلها، با روایت عهد و پایداری، رهایی و پیوند انسان با میراث خویش همراه بوده است.
برای شناخت خاونکار، باید به ریشههای تاریخی و فرهنگی آن بازگشت؛ به روایتهایی که در حافظهٔ جمعی ماندهاند، به کلامهایی که سینهبهسینه منتقل شدهاند و به نوای تمیوره که بخشی از هویت و بیان هنری یارسان را شکل داده است.
اما خاونکار در نگاه پژوهشگران چه جایگاهی دارد؟
دکتر فریدون کرمی، پژوهشگر ایرانی کُرد، در نوشتهٔ خود دربارهٔ سهروزهٔ خاونکار، این آیین را در پیوند با روایت سلطان سهاک و یارانش و رویداد مرنو بررسی میکند. در این روایت، خاونکار با مفاهیمی چون وفاداری به عهد، پایداری، همبستگی و رهایی پیوند مییابد؛ مفاهیمی که در حافظهٔ تاریخی یارسان جایگاهی ویژه دارند.
شناخت این آیین، تنها به بازگویی یک روایت محدود نمیشود؛ بلکه ما را به بررسی لایههای گوناگون فرهنگ یارسان، از کلام و موسیقی تا حافظهٔ تاریخی و شیوههای انتقال میراث میان نسلها، رهنمون میسازد.
در همین زمینه، پروفسور فیلیپ کراینبروک، پژوهشگر مطالعات ایران
و سنتهای شفاهی، در پژوهش خود دربارهٔ میراث متنی یارسان، به اهمیت انتقال شفاهی و نقش حافظان سنت در نگهداری و انتقال متون و دانش فرهنگی اشاره میکند. پژوهش او راهی برای درک بهتر این واقعیت میگشاید که میراث یک جامعه، تنها در نوشتهها خلاصه نمیشود؛ بلکه در روایتها، شیوههای اجرا و حافظهٔ زندهٔ مردمان آن نیز ادامه مییابد.
هاینتس هالم، پژوهشگر آلمانی، نیز در دانشنامهٔ ایرانیکا به بررسی تاریخی و جغرافیایی سنت اهل حق پرداخته است.
مطالعاتی از این دست، زمینهای برای شناخت گسترهٔ تاریخی و اجتماعی جامعهٔ یارسان فراهم میکنند؛ هرچند برای شناخت اختصاصی خاونکار، باید به منابعی مراجعه کرد که مستقیماً این آیین را بررسی کردهاند.
قرار گرفتن این پژوهشها در کنار روایتهای جامعهٔ یارسان، اهمیت یک نکته را روشن میکند: شناخت خاونکار نیازمند شنیدن روایتهای صاحبان این میراث و بررسی دقیق منابع تاریخی و فرهنگی است؛ با رعایت امانت در نقل سخنان پژوهشگران و تمایز میان روایت سنتی و یافتهٔ مستند.
خاونکار را باید در گسترهای فراتر از یک مناسبت دید؛ در پیوند با کلام، موسیقی، آیین، حافظهٔ تاریخی و هویت فرهنگی مردمانی که میراث خود را در گذر زمان زنده نگه داشتهاند.
در این میان، تمیوره با تنبور تنها یک ساز نیست؛ صدایی است که در بستر فرهنگ یارسان، با کلام و آیین پیوند میخورد. کلام نیز تنها واژه نیست؛ حامل روایتها، اندیشهها و تجربههایی است که نسلهای پیدرپی آنها را حفظ کرده و به نسلهای بعد سپردهاند.
خاونکار، فرصتی برای بازشناسی این میراث است؛ برای شناخت ریشهها، پاسداشت فرهنگ و انتقال آگاهانهٔ داشتههای تاریخی به آینده.
زیرا ماندگاری یک تمدن، تنها به قدمت آن وابسته نیست؛ به توانایی آن در حفظ حافظه، زنده نگهداشتن زبان و موسیقی، انتقال اندیشهها و پیوند نسل امروز با میراث نسلهای پیشین نیز بستگی دارد.
خاونکار؛ آیین عهد و پایداری، روایت رهایی و جلوهای از ماندگاری میراثی زنده که در حافظهٔ تاریخی، کلام، موسیقی، فرهنگ و پیوند نسلهای جامعهٔ یارسان استمرار یافته است.
مژگان روشنی
18.10.2026
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 12
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website