Home / امیر سلیمی / نهال آزادی ایران همچنان خون جوانان ما را مطالبه می‌کند

نهال آزادی ایران همچنان خون جوانان ما را مطالبه می‌کند

 

یارسانمدیا
١٦ بهمن ١٤٠٤

 

ما برای دستیابی به آزادی، بارها ناچار شده‌ایم بهای سنگینی بپردازیم و خون فراوانی نثار کنیم. این چرخه خشونت و سرکوب، بارها پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ تکرار شده است. جامعه ایران سال‌هاست که دیگر قادر به همذات‌پنداری با سیاست‌ها، ایدئولوژی حاکم و ارزش‌های نظام نیست. باورها و ارزش‌های مردم برای مدت طولانی در تقابل مستقیم با ساختار قدرت قرار داشته است.

نیروهای مخالف و فقدان همکاری و نقشه راه مشترک

اردوگاە مخالفان حکومت، به دلیل نبود همکاری، اعتماد متقابل و نقشه راه مشترک، دچار پراکندگی مزمن است. شخصیت‌ها و کنشگران سیاسی (که در ایران، به‌دلیل فقدان کار حزبی نهادینه در بستر تاریخی، در برخی موارد نقش آن‌ها از احزاب پررنگ‌تر است) نتوانسته‌اند بر سر یک نقشه راه حداقلی و مشترک به توافق برسند؛ نقشه‌ای که دست‌کم شامل اهداف بنیادینی چون تمرکززدایی از قدرت سیاسی، سکولاریسم، عدالت اجتماعی و اقتصادی، و به‌رسمیت‌شناختن واقعیت چندقومیتی، چنددینی، چندزبانه و چندفرهنگی ایران باشد.

نقش رضا پهلوی

رضا پهلوی، به‌عنوان یک فرد، در میان مخالفان حکومت، خود را به‌عنوان یک لیبرال‌دموکرات در فضای سیاسی معرفی کرده است. با این حال، بخشی از هواداران او متأسفانه به‌شدت ارتدوکس و انعطاف‌ناپذیر هستند. در فضای ملتهب سیاسی، شاید بتوان تا حدی این مسئله را نادیده گرفت، اما زمانی که این جریان به تهدید دیگران، وعده انتقام، و انکار مشروعیت مشارکت سیاسی سایر نیروها می‌رسد، موضوع نگران‌کننده و خطرناک می‌شود. متأسفانه، رضا پهلوی با دعوت از بسیاری از این افراد به همایش مونیخ، به‌طور غیرمستقیم به آن‌ها مشروعیت سیاسی بخشید و آنان را به‌عنوان اعضای معتبر اردوگاه سیاسی خود پذیرفت و عملاً، هامنطور کە خود اعلام نمود،  در جایگاه «پدر معنوی سیاسی» آنان قرار گرفت. این چرخش راست‌گرایانه و افراطی، با انتشار سند موسوم به «دفترچە اضطرار» از سوی NUFDI تشدید شد؛ سندی که در آن، بخش قابل‌توجهی از قدرت در دوره گذار به رضا پهلوی واگذار می‌شود.

خیزش ۱۴۰۴

پیش از آنکه احزاب یا چهره‌های سیاسی وارد صحنه شوند، این مردم بودند که به خیابان آمدند و علیه حکومت مبارزه کردند. بسیاری از کنشگران سیاسی که بعدها وارد میدان شدند، تلاش کردند این آخیز/جنبش را به نام خود مصادره کرده و بر موج آن سوار شوند. شهرها و مناطق متعددی، به‌ویژه در غرب ایران—از جمله کرمانشاه، همدان، لرستان و ایلام—از همان ابتدا در این خیزش حضور فعال داشتند. در مقابل، بلوچ‌ها، ترک‌های آذری، ترکمنها ، عرب‌ها و همچنین کوردهای سنی، در مدت این سه هفته نخست با احتیاط بیشتری رفتار کردند و مشارکت محدودی داشتند؛ این یک واقعیت عینی در آن مقطع بود. شعارهای صریح و انحصارطلبانه به نفع پهلوی در مراکز شهری، موجب برتری نمادین او شد، اما هم‌زمان دیگر نیروهای سیاسی و حتی بخشی از مخالفان حکومت را نگران و مرعوب کرد. رضا پهلوی می‌توانست با دراز کردن دست همکاری به سوی دیگر احزاب و جریان‌ها، زمینه تدوین یک نقشه راه مشترک و تشکیل شورای رهبری فراگیر را فراهم کند؛ شورایی که در آن همه نیروها نمایندگی داشته باشند و مردم مناطق کم‌مشارکت‌تر بتوانند احساس تعلق، مالکیت و مشارکت واقعی در مقاومت، خیزش و فرآیند تصمیم‌گیری داشته باشند.

آگاهی سیاسی در کرمانشاه، ایلام، لرستان و همدان

مردم این شهرها در دام تبلیغات نه راست افراطی و نه جریان‌های قوم‌گرای افراطی نیفتادند. این امر نشان داد که آنان نیازی به قیم یا نماینده خودخوانده ندارند. شعارها و کنش‌های اعتراضی آن‌ها مستقیماً متوجه حکومت بود و در همبستگی با مردم سراسر کشور شکل گرفت. به‌دلیل آگاهی تاریخی این مناطق نسبت به خطرات فرقه‌گرایی و افراط‌گرایی، مطالبات آنان حول مبارزه با استبداد، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت متمرکز بود. شایان ذکر است—و این امر قابل تأیید است—که مردم این شهرها در جریان خیزش انقلابی کنونی، نسبت به بسیاری از مناطق دیگر، هزینەهای انسانی بیشتری متحمل شده‌اند. در واقع، این پهنه اجتماعی، هویتی و تاریخی–جغرافیایی می‌تواند نقش پل ارتباطی میان کردهای سنی و سایر مناطق ایران، به‌ویژه شهرهای مرکزی، ایفا کند.

مسیر پیش‌رو

تجربه بارها نشان داده است که تا زمانی که جنبش دموکراتیک ونیروهای دمکراسی خواه ایران در میان مخالفان حکومت به نقشه راه مشترک و رهبری جمعی دست نیابد، نه مردم در خیابان و نه جامعه بین‌المللی ما را جدی نخواهند گرفت و منافع خود را در رویکردهای پراکنده و متفرق ما سرمایه‌گذاری نخواهند کرد. ما حق نداریم یکدیگر را حذف کنیم. باید به مبارزه و مقاومت یکدیگر در برابر حکومت ولایی و آخوندی احترام بگذاریم و بپذیریم که می‌توانیم با یکدیگر اختلاف‌نظر داشته باشیم، اما هم‌زمان بر سر یک نقشه راه و برنامه حداقلی به توافق برسیم؛ برنامه‌ای که بر اهداف اساسی تمرکز دارد: سرنگونی نظام استبدادی، استقرار دموکراسی، تمرکززدایی از قدرت، ایجاد نهادهای دموکراتیک، تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی، و جدایی نهاد دین از حکومت و دولت. این اهداف، ذاتا جهان‌شمول و در عین حال مشترک میان همه نیروهای آزادی‌خواه ایران هستند.

امیر سلیمی

نروژ- اسلو

١٦ ژانویە ٢٠٢٦م

 

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 267