یارسانمدیا
11 فوريه 2026
نویسنده: امید نظری
در تاریخ معاصر ایران، یکی از تلخترین و دردناکترین فصلها، سرکوب سیستماتیک و خشونتبار جوانان توسط جمهوری اسلامی است؛ نسلی که همواره خواهان آزادی، کرامت انسانی و آیندهای بهتر بوده، اما پاسخ حاکمیت به مطالباتش اغلب گلوله، زندان، شکنجه و مرگ بوده است.
از نخستین سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت جدید با حذف فیزیکی و سرکوب شدید نیروهای منتقد، بهویژه جوانان، پایههای قدرت خود را تثبیت کرد. اعدامهای دهه ۶۰، که بسیاری از قربانیان آن نوجوانان و جوانان دانشجو یا فعال سیاسی بودند، نمونهای آشکار از سیاست «حذف» به جای «گفتوگو» است. این روند نهتنها متوقف نشد، بلکه در اشکال مختلف تا امروز ادامه یافته است.
در دهههای بعد، هر بار که جوانان به خیابان آمدند تا صدای اعتراض خود را بلند کنند—از جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ گرفته تا اعتراضات ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی»—پاسخ حکومت سرکوب خونین بوده است. شلیک مستقیم به معترضان، بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازی اجباری، اعترافات اجباری و احکام سنگین قضایی، همگی ابزارهایی هستند که جمهوری اسلامی برای خاموش کردن صدای جوانان به کار برده است.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، این چرخه خشونت به شکلی عریان و بیپرده تکرار شد. اعتراضات مردمی با حضور گسترده جوانان در شهرهای مختلف، با سرکوبی خونین مواجه گردید که به کشتار بیشمار جوانان انجامید. گزارشها و تصاویر منتشرشده از این دو روز، از شلیک مستقیم به معترضان، جانباختن شمار زیادی از جوانان، بازداشتهای گسترده و تهدید خانوادهها حکایت دارد؛ رخدادهایی که بار دیگر نشان داد جان جوانان ایرانی در معادلات قدرت جمهوری اسلامی هیچ ارزشی ندارد.
قتلعام آبان ۱۳۹۸ نقطه عطفی در این خشونت دولتی بود؛ جایی که صدها نفر، عمدتاً جوان، در عرض چند روز با شلیک نیروهای امنیتی جان باختند. بسیاری از خانوادهها حتی اجازه برگزاری مراسم سوگواری نداشتند و هنوز هم از دانستن حقیقت کامل محروماند. این کشتار نه یک «خطا»، بلکه نتیجه مستقیم سیاستی است که حفظ قدرت را بر جان انسانها ترجیح میدهد.
جوانان ایرانی تنها به خاطر اعتراض کشته نشدند؛ بسیاری از آنها به دلیل سبک زندگی، پوشش، عقیده، یا حتی پستهایشان در شبکههای اجتماعی هدف قرار گرفتند. این نشان میدهد که خشونت حکومت صرفاً واکنشی به اعتراض نیست، بلکه بخشی از یک پروژه گستردهتر برای کنترل جامعه و ترساندن نسل جوان است.
با این حال، تاریخ نشان داده است که سرکوب، هرچقدر هم خشن، نمیتواند خواست آزادی را برای همیشه خاموش کند. خون جوانانی که به ناحق ریخته شد، به حافظه جمعی ملت ایران تبدیل شده و هر بار که نامی، عکسی یا داستانی از آنها زنده میشود، مشروعیت خشونتگران بیشتر زیر سؤال میرود.
امروز، یادآوری قتلعام جوانان ایرانی نه فقط برای سوگواری، بلکه برای مسئولیتپذیری تاریخی ضروری است. جامعهای که حقیقت را فراموش کند، محکوم به تکرار آن است. دادخواهی، ثبت واقعیتها و ایستادن در کنار خانوادههای قربانیان، گامهایی اساسی برای رسیدن به عدالت و ساختن آیندهای انسانیتر برای ایران است.
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 682
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website