Home / پانل آزاد / از انفعال تاریخی تا کنشگر فعال استراتژیک: تحلیلی از محرومیت و توانمندسازی سیاسی یارسان

از انفعال تاریخی تا کنشگر فعال استراتژیک: تحلیلی از محرومیت و توانمندسازی سیاسی یارسان

 

یارسانمدیا
١٤آپریل ٢٠٢٦

 

دکتر داریوش پیری

جامعه یارسان یکی از کهن‌ترین جوامع فرهنگی و معنوی ایران است که تاریخ آن با سنت‌های عرفانی، ارزش‌های اخلاقی و میراث هنری و فلسفی عمیقی گره خورده است. با وجود این غنای فرهنگی، این جامعه در طول قرون متمادی با پدیده‌هایی چون طرد ساختاری، حاشیه‌نشینی و عدم بازنمایی در فضای رسمی ایران مواجه بوده است. نتیجه طبیعی این روند تاریخی، انزوای نسبی در سه سطح هویتی، اجتماعی و سیاسی بوده است. با این حال، تحولات اخیر، توسعه ارتباطات، گسترش فضاهای گفت‌وگو و افزایش آگاهی در سطح ملی و جهانی، زمینه‌ای نو برای بازتعریف موقعیت یارسان فراهم کرده است. در چنین شرایطی، حزب دموکراتیک یارسان می‌تواند نقشی اساسی در بازیابی این جایگاه ایفا کند؛ نقشی که محدود به فعالیت‌های فرهنگی نیست، بلکه باید در چارچوب یک کنشگر سیاسی–اجتماعی تحلیل شود که توان برنامه‌ریزی، تحلیل ساختار فرصت‌های سیاسی و شبکه‌سازی را داراست.

محرومیت سیاسی و اجتماعی جامعه یارسان محصول دو فرایند هم‌افزا است که هر یک دیگری را تشدید و بازتولید کرده است. این دو روند را می‌توان به‌طور کلی در چارچوب «ذهنیت درونی» و «ساختار بیرونی» تحلیل کرد.

نخست: محرومیت سیاسی، هویتی و اجتماعی جامعه یارسان محصول انفعال تاریخی و اجتماعی ناشی از ذهنیت یارسانی است.

در هسته این ذهنیت، گزاره‌هایی همچون «راز مگو» قرار دارد؛ اصل یا توصیه‌ای که فرد یارسانی را از آشکارسازی باورها و هویت مذهبی خود برحذر می‌دارد. این وضعیت، گرچه در دوره‌های ناامن تاریخی نقش حفاظتی داشته، در بلندمدت به پنهان‌کاری هویتی، محدودیت در حضور اجتماعی و انفعال سیاسی انجامیده است. نتیجه آن، انزوای تاریخی جامعه یارسان در میان دوستان، نهادهای اجتماعی، و نظام‌های سیاسی پیاپی در ایران بوده است. این نوع «خودحاشیه‌نشینی» به نوبه خود سرمایه اجتماعی یارسان را کاهش داده و امکان سازمان‌یابی سیاسی را محدود ساخته است.

دوم: محرومیت سیاسی، هویتی و اجتماعی یارسان محصول ساختار سلطه در نظام سیاسی – اجتماعی ایران است.
این ساختار، بر اساس الگوی دیرپای مرکز–پیرامون، گروه‌های پیرامونی از جمله یارسان را در موقعیت‌های پایین‌دست بازتولید کرده است. سازوکارهای تبعیض ساختاری، سیاست‌های هویتی یکسان‌ساز، نابرابری در توزیع فرصت‌ها و فقدان نمایندگی سیاسی، همگی به تداوم محرومیت یارسان کمک کرده‌اند. در چنین بستری، حتی تلاش‌های فردی یا جمعی برای مشارکت سیاسی نیز با مقاومت ساختاری مواجه شده است..

این دو روند—ذهنیت درونی و ساختار بیرونی—در طول تاریخ همدیگر را تکمیل کرده‌اند و به شکل‌گیری چرخه‌ای بسته از انفعال، حذف، حاشیه‌نشینی و محرومیت انجامیده‌اند. با این حال، از منظر نویسنده، عامل نخست یعنی ذهنیت یارسانی و انفعال برآمده از آن نقش بنیادی‌تری داشته است؛ زیرا این ذهنیت بستر روانی–فرهنگی لازم برای تداوم همه اشکال محرومیت را فراهم آورده است. بدون رهایی از این الگوی ذهنی، هیچ اصلاح ساختاری به‌طور مؤثر جذب و نهادینه نخواهد شد.

از این رو، راه برون‌رفت از این چرخه باطل، بازتعریف هویت و ذهن یارسانی در کنار پیگیری منسجم مطالبات هویتی، اجتماعی و سیاسی است. این بازتعریف باید نه تنها در سطح فردی، بلکه در سطح جامعه و سازمان‌های نماینده آن نیز صورت گیرد. تحقق این امر نیازمند یک رویکرد راهبردی و چندسطحی است که در چهار سطح قابل پیگیری است:

1- سطح فردی

2- سطح کردستانی (منطقه‌ای)

3- سطح ایرانی (ملی)

4- سطح بین‌المللی

در چارچوب این رویکرد، تغییر ذهنیت درونی با تحلیل ساختار بیرونی پیوند می‌خورد، و حزب دموکراتیک یارسان می‌تواند نقشی فعال در تبدیل جامعه از یک «هویت خاموش» به یک «بازیگر سیاسی آگاه و سامان‌مند» ایفا کند.

 

سطح نخست: بازآفرینی هویت فردی و رهایی از انزوای ذهنی

تحلیل موقعیت فرد یارسانی در بستر تاریخی ایران نشان می‌دهد که تجربه پنهان‌کاری مذهبی، فشارهای فرهنگی و نبود سازوکارهای نهادی، موجب نوعی «فاصله‌گذاری هویتی» شده است. این فاصله‌گذاری در سطح فرد به شکل‌هایی چون خودسانسوری، کاهش اعتمادبه‌نفس و احساس ناامنی فرهنگی بروز یافته است. نظریه‌های علوم سیاسی درباره «رهایی هویتی» و «آگاهی انتقادی» نشان می‌دهد که خروج از این وضعیت نیازمند فرایندی است که فرد را به سوژه‌ای فعال تبدیل کند؛ سوژه‌ای که از تاریخ، فلسفه و جایگاه اجتماعی خود آگاهی دارد و می‌تواند در عرصه عمومی حاضر شود.

توانمندسازی فردی در این سطح نه‌تنها شامل آموزش تاریخ و اصول اعتقادی یارسان، بلکه شامل شکل‌گیری مهارت «سواد اجتماعی–سیاسی»، مهارت ارتباط، فهم حقوق شهروندی و توانایی مشارکت در گفت‌وگوهای عمومی است. این فرایند، فرد را از حالت انفعال تاریخی به «بازیگر آگاه اجتماعی» تبدیل می‌کند. در چشم‌انداز بلندمدت، همین سطح نخست است که زیربنای سایر سطوح قدرت‌سازی را شکل می‌دهد.

سطح دوم: روابط کردستانی (منطقه‌ای) و شکل‌گیری شبکه قدرت در سطح کردستانی

یارسان بخشی از بافت فرهنگی و انسانی کردستان ایران است و شناخت این پیوستگی، نقطه آغاز تحلیل سیاسی در سطح منطقه‌ای است. منطقه نه صرفاً یک جغرافیا، بلکه یک میدان سیاسی است؛ میدانی که در آن نیروهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حضور دارند. کنشگری در این میدان نیازمند فهم روابط تاریخی، تحلیل منافع مشترک و ارزیابی ظرفیت‌های همکاری است.

در این سطح، حزب دموکراتیک یارسان باید علاوه بر فعالیت‌های فرهنگی، نقش «میانجی سیاسی–اجتماعی» را نیز ایفا کند؛ یعنی با ایجاد ارتباط با نهادهای مدنی، دانشگاهی و گروه‌های فکری منطقه، زمینه گفت‌وگو و همکاری را فراهم آورد. این همکاری می‌تواند در قالب پروژه‌های مشترک فرهنگی، فعالیت‌های آموزشی، برنامه‌های پژوهشی و نشست‌های گفت‌وگویی صورت گیرد. چنین عملکردی نه‌تنها موجب افزایش شناخت متقابل می‌شود، بلکه به‌تدریج «سرمایه سیاسی منطقه‌ای» را نیز افزایش می‌دهد.

از منظر علوم سیاسی، هر جامعه‌ای که بتواند در سطح منطقه شبکه‌ای از روابط پایدار و سازنده ایجاد کند، در سطح ملی نیز از «وزن سیاسی» بیشتری برخوردار خواهد بود. بنابراین حزب باید در این سطح، کمیته‌ای برای روابط منطقه‌ای و تحلیل وضعیت سیاسی تشکیل دهد تا کنش‌های منطقه‌ای مبتنی بر داده، آگاهی و تحلیل کارشناسی باشد.

سطح سوم: حضور و قدرت‌سازی در عرصه ایرانی (ملی)

در سطح ملی، جامعه یارسان برای دستیابی به حقوق و بازنمایی عادلانه، نیازمند حضور فعال در عرصه عمومی ایران است. این حضور تنها از مسیر فرهنگی محقق نمی‌شود؛ بلکه باید با تحلیل سیاسی، موضع‌گیری آگاهانه، تولید فکر و شبکه‌سازی همراه باشد. در جامعه‌ای که نهادهای مدنی، رسانه‌ها و گفتمان‌های سیاسی نقش مهمی در ساخت قدرت دارند، حزب دموکراتیک یارسان باید خود را نه به‌عنوان یک نهاد فرهنگی، بلکه به‌عنوان «کنشگر سیاسی–اجتماعی فعال مطالبه گر» بازتعریف کند.

تشکیل اتاق فکر یکی از عناصر ضروری این سطح است. این اتاق فکر باید به‌ طور مستمر روندهای سیاسی ایران را رصد، تحلیل و تفسیر کند، مواضع حزب را تدوین نماید، و برای ارتباط با نهادهای مدنی، دانشگاهیان، روشنفکران و سایر گروه‌های فرهنگی و اجتماعی، راهبرد تعیین کند. چنین ساختاری به حزب امکان می‌دهد که در گفت‌وگوهای ملی حضور داشته باشد، تحلیل تولید کند و در چارچوبی دموکراتیک، در شکل‌دهی به گفتمان‌های اجتماعی مشارکت داشته باشد.

بخش مهمی از توان ملی نیز از طریق رسانه به‌دست می‌آید. بنابراین، تدوین برنامه‌ای رسانه‌ای برای معرفی فرهنگ یارسان، بیان مسائل جامعه، پاسخ‌گویی به سوءبرداشت‌ها و ایجاد تصویر روشن از نقش یارسان در جامعه ایران ضروری است. حضور در عرصه ملی یعنی تبدیل‌شدن به یک بازیگر مسئولیت‌پذیر که در تحولات فکری، فرهنگی و اجتماعی کشور مشارکت دارد.

سطح چهارم: دیپلماسی فرهنگی جهانی و قدرت نرم

در جهان امروز، قدرت به دو صورت اصلی جلوه می‌کند: قدرت سخت و قدرت نرم. برای جامعه‌ای مانند یارسان، قدرت نرم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. معرفی فرهنگ یارسان، ثبت و پژوهش میراث معنوی، تولید آثار علمی، هنری و پژوهشی و ارتباط با دانشگاه‌ها و مؤسسات فرهنگی جهان، همگی بخشی از فرایند «دیپلماسی فرهنگی» هستند.

حضور جهانی موجب افزایش شناخت بین‌المللی نسبت به جامعه یارسان، کاهش سوءبرداشت‌ها و افزایش احترام نسبت به این فرهنگ می‌شود. این سطح، نقش راهبردی دارد زیرا مشروعیت جهانی می‌تواند مشروعیت ملی را نیز تقویت کند. تشکیل شورای روابط بین‌المللی با تمرکز بر برنامه‌ریزی فرهنگی، ترجمه آثار، همکاری با پژوهشگران و مشارکت در رویدادهای جهانی تنوع فرهنگی، برای این سطح ضروری است.

این سطح همچنین به حزب دموکراتیک یارسان امکان می‌دهد که تصویری دقیق، علمی و قابل دفاع از خود در عرصه جهانی ارائه کند؛ تصویری که می‌تواند در آینده به سرمایه‌ای نمادین تبدیل شود.

 

راهبردهای قدرت سازی از بینادهای فکری،  فرهنگی و سیاسی اجتماعی یارسان

نقطهٔ تمایز واقعی در این مرحله تعمیق بُعد سیاسی، تولید قدرت تحلیلی و ورود هدفمند به میدان‌های تصمیم‌سازی است. این راهکارها بیشتر بر قدرت‌سازی سیاسی واقعی متمرکز هستند:

 

سطح فردی: تربیت «کنشگر سیاسی آگاه» (نه صرفاً فرد آگاه)

1- شناسایی و پرورش «هسته‌های کوچک نخبگانی» از میان جوانان برای آموزش تحلیل سیاسی و کنشگری.

2- آموزش خواندن ساختار قدرت (نه فقط حقوق)—اینکه تصمیم‌ها کجا و چگونه گرفته می‌شوند.

3- تربیت افراد برای نقش‌های مشخص: تحلیل‌گر، مذاکره‌کننده، سخنگو، نویسنده سیاسی.

4- ایجاد «شبکه افراد قابل اعتماد» برای کنش هماهنگ در موقعیت‌های حساس.

5- آموزش مدیریت ریسک سیاسی: چه بگوییم، کجا بگوییم، چگونه بگوییم.

6- تقویت توان حضور در بحث‌های چالشی بدون عقب‌نشینی هویتی.

 

سطح کردستانی (منطقه ای): تبدیل ارتباطات به «اهرم فشار و چانه‌زنی

1- شناسایی دقیق بازیگران مؤثر منطقه (نه صرفاً نهادهای فرهنگی) و دسته‌بندی آن‌ها بر اساس میزان تأثیر.

2- تعریف «منافع مشترک عملیاتی» با دیگر گروه‌ها (نه صرفاً گفت‌وگوهای کلی).

3- ورود هدفمند به ائتلاف‌های موضوع‌محور (مثلاً مسائل فرهنگی، آموزشی، یا حقوقی مشترک).

4- ایجاد کانال‌های غیررسمی ارتباط با افراد تأثیرگذار (نه فقط ارتباطات رسمی).

5- تولید «تحلیل‌های منطقه‌ای» برای فهم توازن قدرت و فرصت‌های مداخله.

6- تلاش برای داشتن «نماینده یا صدای غیررسمی» در فضاهای تصمیم‌گیری منطقه‌ای.

7- تبدیل حضور فرهنگی به «سرمایه سیاسی قابل استفاده» در مذاکرات منطقه‌ای.

 

سطح ایرانی (ملی): ساخت «وزن سیاسی واقعی» از طریق سازمان‌یافتگی و فکر

این مهم‌ترین سطح است و نیاز به جدی‌ترین تغییر دارد:

1- ایجاد یک اتاق فکر سیاسی واقعی با خروجی مشخص (تحلیل، سناریو، توصیه راهبردی).

2- تعریف «دستور کار سیاسی» (اینکه دقیقاً چه می‌خواهیم، در چه بازه زمانی، از چه مسیرهایی).

3- تولید تحلیل‌های منظم درباره وضعیت کشور و جایگاه یارسان در آن.

4- شناسایی نقاط ورود به ساختارهای رسمی و غیررسمی تصمیم‌سازی.

5- ایجاد ارتباطات چندلایه با کنشگران فکری، رسانه‌ای و اجتماعی در سطح کشور.

6- طراحی «راهبرد حضور در بحران‌ها» (در لحظات حساس چگونه دیده شویم و موضع بگیریم).

7- تربیت سخنگویان حرفه‌ای با توان بیان دقیق، آرام و استراتژیک.

8- تبدیل حزب به یک «مرجع تحلیل» در موضوعات مرتبط با تنوع فرهنگی و هویتی و سیاسی.

9- مستندسازی و تبدیل مسائل جامعه یارسان به «داده و روایت قابل ارائه» در سطح ملی.

 

سطح بین‌المللی: استفاده هدفمند از فضا برای تقویت موقعیت داخلی

1- شناسایی موضوعاتی که در سطح جهانی حساسیت دارند و قابل پیوند با وضعیت یارسان هستند.

2- تولید گزارش‌های تحلیلی دقیق (نه صرفاً معرفی فرهنگی) برای ارائه در مجامع علمی و فکری.

3- ایجاد ارتباط با پژوهشگران و مراکز فکری که بر ایران و مسائل هویتی کار می‌کنند.

4- حضور هدفمند در فضاهای دانشگاهی و پژوهشی به‌عنوان منبع داده و تحلیل.

5- استفاده از ظرفیت رسانه‌های بین‌المللی برای بازنمایی هوشمندانه (نه هیجانی).

6- تبدیل اعتبار فرهنگی به «سرمایه چانه‌زنی غیرمستقیم» در داخل.

7- ایجاد شبکه‌ای از افراد آگاه به مسائل یارسان در خارج از کشور که بتوانند در بزنگاه‌ها اثر بگذارند.

8- تولید روایت‌های دقیق، مستند و قابل دفاع برای جلوگیری از تحریف یا سوءبرداشت.

 

نتیجه‌گیری

چهارسطح ارائه‌شده در این مقاله، در واقع چهار محور یک راهبرد کلان برای توانمندسازی سیاسی–اجتماعی جامعه یارسان هستند. سطح نخست با ایجاد سوژه فعال آغاز می‌شود و زمینه را برای کنش جمعی فراهم می‌کند. سطح دوم شبکه قدرت منطقه‌ای را شکل می‌دهد. سطح سوم حضور ملی و نقش سیاسی حزب دموکراتیک یارسان را تقویت می‌کند. سطح چهارم نیز با تولید قدرت نرم جهانی، مشروعیت ملی و ظرفیت تأثیرگذاری را افزایش می‌دهد.

حزب دموکراتیک یارسان باید خود را نه‌تنها به‌عنوان یک نهاد فرهنگی، بلکه به‌مثابه یک کنشگر سیاسی–اجتماعی تحلیل‌گر، آینده‌نگر و متکی بر اتاق فکر سیاسی معرفی کند. تنها در این صورت است که می‌توان از چرخه تاریخی انزوا عبور کرد و جامعه یارسان را به جایگاهی رساند که درخور تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های آن است.

 

 

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسنده است و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 57