Home / پانل آزاد / از پیمان ابراهیم تا پیمان مکه؛ آیا موازنه قدرت در خاورمیانه در حال تغییر است؟

از پیمان ابراهیم تا پیمان مکه؛ آیا موازنه قدرت در خاورمیانه در حال تغییر است؟

آیا نقش امنیتی اسرائیل در منطقه پس از این پیمان محدود می‌شود؟

مژگان روشنی

10-8-2026

 

خاورمیانه بار دیگر در آستانه یک تغییر مهم در معماری امنیتی خود قرار گرفته است. در هفتم اوت ۲۰۲۶، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه توافق دفاعی مشترکی امضا کردند که بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد. رهبران سه کشور تأکید کرده‌اند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی طراحی نشده است.

اما اهمیت این توافق فقط در متن رسمی آن خلاصه نمی‌شود. اهمیت واقعی آن در ترکیب سه قدرت مهم جهان اسلام است: عربستان سعودی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قدرت‌های اقتصادی و سیاسی جهان عرب، ترکیه به‌عنوان یک قدرت نظامی مهم عضو ناتو، و پاکستان به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای.

همین ترکیب، پرسشی بزرگ را پیش روی خاورمیانه قرار می‌دهد: آیا پیمان مکه می‌تواند موازنه قدرت را در منطقه تغییر دهد و نقش امنیتی اسرائیل را محدود کند؟

پاسخ هنوز روشن نیست؛ اما نشانه‌هایی وجود دارد که می‌تواند از حرکت منطقه به سوی چندمرکزی شدن معماری امنیتی حکایت کند.

پیمان ابراهیم؛ زمانی که اسرائیل به درون معماری منطقه‌ای آمد

برای فهم اهمیت پیمان مکه باید به سال ۲۰۲۰ بازگردیم؛ زمانی که پیمان ابراهیم با میانجیگری ایالات متحده شکل گرفت.

امارات متحده عربی و بحرین در سپتامبر ۲۰۲۰ روابط خود را با اسرائیل عادی کردند. مراکش نیز به این روند پیوست و سودان توافق عادی‌سازی را امضا کرد؛ هرچند بی‌ثباتی داخلی سودان مانع از اجرای کامل و عادی این توافق شد.

اهمیت پیمان ابراهیم فقط در برقراری روابط دیپلماتیک نبود. در سال‌های پس از آن، روابط اقتصادی، فناوری و حتی همکاری‌های دفاعی میان اسرائیل و برخی کشورهای عضو این توافق گسترش یافت.

از این منظر، پیمان ابراهیم را می‌توان فراتر از مجموعه‌ای از توافق‌های عادی‌سازی دید؛ این پیمان بخشی از روند ادغام اسرائیل در ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی جدید خاورمیانه بود.

اسرائیل که دهه‌ها در محیطی پرتنش و تا حد زیادی منزوی در جهان عرب قرار داشت، توانست روابط رسمی و همکاری‌های جدیدی با بخشی از کشورهای عربی برقرار کند.

این تحول برای اسرائیل یک دستاورد راهبردی مهم بود.

اما حلقه گمشده پیمان ابراهیم: عربستان

در میان کشورهای مهم عربی، عربستان سعودی همچنان در جایگاهی متفاوت قرار دارد.

ریاض عضو رسمی پیمان ابراهیم نیست و روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل برقرار نکرده است.

در سال ۲۰۲۲، عربستان حریم هوایی خود را برای همه شرکت‌های هواپیمایی باز کرد؛ تصمیمی که امکان عبور پروازهای مرتبط با اسرائیل از حریم هوایی این کشور را نیز فراهم کرد.

اما باید میان این تصمیم و عادی‌سازی روابط تفاوت قائل شد.

باز شدن حریم هوایی عربستان به معنای پذیرش پیمان ابراهیم یا برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل نبود.

این تمایز برای فهم سیاست ریاض بسیار مهم است. عربستان تلاش کرده است میان منافع امنیتی و اقتصادی، روابط خود با آمریکا و جایگاه خود در جهان اسلام، تعادل برقرار کند.

مسئله فلسطین نیز همچنان یکی از عوامل مهم در محاسبات عربستان درباره عادی‌سازی روابط با اسرائیل است.

پیمان مکه؛ یک مسیر متفاوت

اکنون همان عربستانی که هنوز وارد عادی‌سازی کامل با اسرائیل نشده است، در کنار ترکیه و پاکستان یک پیمان دفاعی متقابل ایجاد کرده است.

در متن رسمی، این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی اعلام نشده است. بنابراین نمی‌توان بدون سند آن را یک پیمان ضداسرائیلی نامید.

اما از منظر ژئوپلیتیک، ایجاد یک چارچوب دفاعی مهم بدون حضور اسرائیل می‌تواند به معنای شکل‌گیری یک ظرفیت امنیتی موازی و افزایش قدرت چانه‌زنی کشورهای عضو باشد.

آیا این مسیر می‌تواند در بلندمدت امکان انحصار اسرائیل در شکل‌دهی به معماری امنیتی منطقه را محدود کند؟

این پرسش، یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل پیمان مکه است.

سه کشور؛ یک قدرت نظامی واحد نیستند، اما ترکیب آنها مهم است

نباید پیمان مکه را با «ناتوی اسلامی» یکی دانست. در حال حاضر جزئیات کامل تعهدات نظامی، ساختار فرماندهی مشترک و سازوکار عملیاتی آن در سطح یک پیمان نظامی مانند ناتو روشن نیست.

با این حال، ترکیب سه کشور اهمیت راهبردی دارد.

ترکیه یک قدرت نظامی بزرگ عضو ناتو و دارای صنایع دفاعی پیشرفته است. پاکستان یک قدرت هسته‌ای است.

و عربستان از نظر منابع مالی، انرژی و توان سرمایه‌گذاری دفاعی، یکی از مهم‌ترین قدرت‌های منطقه محسوب می‌شود.

اگر این توافق از سطح یک تعهد سیاسی به همکاری‌های عملیاتی، اطلاعاتی، دفاع هوایی، دریایی و فناوری دفاعی برسد، می‌تواند به یک چارچوب بازدارندگی مهم در جهان اسلام تبدیل شود.

فلسطین و قدس؛ نقطه مهم همگرایی سیاسی

عربستان، ترکیه و پاکستان در بسیاری از مسائل منطقه‌ای منافع یکسانی ندارند، اما درباره مسئله فلسطین و جایگاه قدس اشتراکات سیاسی مهمی دارند.

در بیانیه‌های مشترک سال ۲۰۲۶، این کشورها بر حمایت از حقوق مردم فلسطین، تشکیل دولت مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی قدس شرقی و حفظ وضعیت تاریخی و حقوقی اماکن مقدس در قدس تأکید کرده‌اند.

بنابراین می‌توان گفت فلسطین و قدس یکی از مهم‌ترین نقاط همگرایی سیاسی و هویتی میان این سه کشور است.

اما یک مرز مهم وجود دارد:

هیچ سندی نشان نمی‌دهد که پیمان مکه با هدف نظامی «بازپس‌گیری بیت‌المقدس» تشکیل شده باشد.

آنچه می‌توان گفت این است که مسئله فلسطین و قدس می‌تواند به همکاری سه کشور، علاوه بر ماهیت دفاعی، یک مضمون سیاسی و هویتی مشترک بدهد.

آیا این پیمان علیه اسرائیل است؟

اینجا باید محتاط بود. در متن رسمی توافق، اسرائیل به‌عنوان دشمن یا هدف پیمان معرفی نشده است و سه کشور نیز بر ماهیت دفاعی توافق تأکید کرده‌اند.

بنابراین اینکه بگوییم:

«عربستان، ترکیه و پاکستان برای مقابله با اسرائیل متحد شده‌اند»

فعلاً یک نتیجه‌گیری اثبات‌نشده است. اما سؤال مهم‌تر این است: آیا پیامد این پیمان می‌تواند در جهت محدود کردن نقش امنیتی اسرائیل باشد؟

در ژئوپلیتیک، همیشه فقط دشمن اعلام‌شده اهمیت ندارد؛ تغییر ظرفیت‌ها و محاسبات قدرت نیز اهمیت دارد.

اگر سه کشور بتوانند ظرفیت دفاعی و بازدارندگی مشترک خود را افزایش دهند، اسرائیل با یک محیط امنیتی پیچیده‌تر روبه‌رو خواهد شد.

اسرائیل؛ همچنان قدرتمند، اما آیا دیگر تنها مرکز امنیتی منطقه خواهد بود؟

قدرت نظامی اسرائیل با امضای پیمان مکه از بین نمی‌رود.

اسرائیل همچنان از توانمندی‌های پیشرفته نظامی، اطلاعاتی، هوایی، موشکی و سایبری برخوردار است و روابط راهبردی آن با ایالات متحده نیز یک عامل تعیین‌کننده باقی می‌ماند.

از سوی دیگر، پیمان ابراهیم نیز شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای اسرائیل ایجاد کرده است. بنابراین بسیار بعید است که پیمان مکه بتواند در کوتاه‌مدت قدرت اسرائیل را خنثی کند.

اما احتمال دیگری وجود دارد:

پیمان مکه می‌تواند تلاش کشورهای عضو برای ایجاد موازنه در برابر برتری امنیتی اسرائیل باشد.

این تفاوت بسيار مهم است. 

هدف یا پیامد احتمالی پیمان مکه لزوماً «ضعیف کردن اسرائیل» نیست؛ بلکه می‌تواند محدود کردن امکان انحصار اسرائیل در شکل‌دهی به معماری امنیتی خاورمیانه باشد.

پیمان مکه الزاماً پایان نقش امنیتی اسرائیل نیست؛ اما می‌تواند پایان انحصار اسرائیل در معماری امنیتی منطقه باشد.

ایران؛ متغیری که همه معادلات را پیچیده‌تر می‌کند

ایران نیز همچنان یکی از متغیرهای مهم این معادله است.

اگر ایران بتواند دوباره به یک قدرت منطقه‌ای مؤثر تبدیل شود، محاسبات امنیتی اسرائیل پیچیده‌تر خواهد شد.

اسرائیل در چنین شرایطی ناچار خواهد بود همزمان چند سطح از تهدیدها را مدیریت کند؛ از ایران و گروه‌های همسو با آن گرفته تا تحولات لبنان، سوریه و غزه.

اما  باید از اغراق پرهیز کرد. پیمان مکه به‌خودی‌خود توان مهار اسرائیل را ایجاد نمی‌کند.

قدرت واقعی یک ائتلاف به میزان هماهنگی نظامی، اشتراک اطلاعات، قابلیت لجستیکی، فرماندهی مشترک، توان دفاع هوایی و مهم‌تر از همه، اراده سیاسی اعضای آن بستگی دارد.

سه کشور باید ثابت کنند که تعهد دفاعی آنها در شرایط بحران فقط روی کاغذ باقی نمی‌ماند.

عربستان؛ کلید معادله

در این میان، عربستان مهم‌ترین بازیگر این معادله است.

ریاض از یک سو روابط امنیتی دیرینه با آمریکا دارد و از سوی دیگر در سال‌های اخیر روابط خود را با ترکیه، پاکستان و چین گسترش داده است.

عربستان هنوز در را به روی عادی‌سازی با اسرائیل کاملاً نبسته است، اما مسئله فلسطین برای آن همچنان اهمیت اساسی دارد.

این سیاست نشان می‌دهد که ریاض نمی‌خواهد آینده امنیتی خود را فقط به یک مسیر وابسته کند.

آیا عربستان در حال تنوع‌بخشی به گزینه‌های راهبردی خود است؟

اگر پاسخ مثبت باشد، منطقه می‌تواند وارد مرحله‌ای از چندهم‌پیمانی و موازنه‌سازی شود؛ مرحله‌ای که در آن عربستان همزمان با چند مرکز قدرت رابطه برقرار می‌کند.

آیا پیمان مکه می‌تواند قدرت اسرائیل را محدود کند؟

در کوتاه‌مدت، بعید است.

اسرائیل همچنان برتری‌های نظامی، اطلاعاتی و فناوری قابل توجهی دارد و روابط راهبردی آن با آمریکا نیز یک عامل بسیار مهم است.

اما در بلندمدت، اگر پیمان مکه توسعه پیدا کند و به همکاری‌های واقعی دفاعی تبدیل شود، ممکن است یک تغییر مهم رخ دهد:

اسرائیل همچنان یک قدرت مرکزی باقی بماند، اما دیگر نتواند خود را تنها مرکز امنیت منطقه معرفی کند.

در این صورت، مسئله دیگر «حذف اسرائیل» نخواهد بود؛ بلکه شکل‌گیری موازنه‌ای تازه در برابر برتری امنیتی اسرائیل خواهد بود.

خاورمیانه به سوی چندمرکزی شدن؟

شاید مهم‌ترین تحول، نه خود پیمان مکه و نه پیمان ابراهیم به‌تنهایی باشد؛ بلکه رقابت میان چند مدل مختلف برای آینده خاورمیانه باشد.

یک مدل، ادغام اسرائیل در شبکه‌ای از روابط اقتصادی، فناوری و امنیتی با کشورهای عربی و حمایت آمریکا است؛ مسیری که پیمان ابراهیم یکی از مهم‌ترین نمادهای آن بود.

مدل دیگر، افزایش استقلال راهبردی کشورهای مسلمان و ایجاد سازوکارهای دفاعی میان آنهاست؛ پیمان مکه می‌تواند یکی از نشانه‌های این مسیر باشد.

در کنار این دو، ایران نیز همچنان یک متغیر تعیین‌کننده است.

در چنین شرایطی، خاورمیانه ممکن است به جای یک نظم تک‌محوری، به سمت نظم چندمرکزی حرکت کند؛ نظمی که در آن اسرائیل همچنان یک قدرت مهم خواهد بود، اما در کنار چند مرکز قدرت دیگر قرار خواهد گرفت.

نتیجه‌گیری؛ موازنه به جای حذف

پیمان مکه را نباید «ائتلاف ضداسرائیلی» نامید؛ دست‌کم نه بر اساس اسناد موجود.

اما نمی‌توان تأثیر احتمالی آن بر محاسبات امنیتی اسرائیل را نیز نادیده گرفت.

ترکیب عربستان، ترکیه و پاکستان، با ظرفیت‌های متفاوت نظامی، اقتصادی و راهبردی، می‌تواند در صورت توسعه همکاری‌ها به یک عامل مهم بازدارندگی منطقه‌ای تبدیل شود.

فلسطین و قدس نیز یکی از مهم‌ترین نقاط همگرایی سیاسی این سه کشور هستند و می‌توانند به این همکاری، فراتر از یک پیمان دفاعی، مضمون سیاسی و هویتی بدهند.

در مقابل، اسرائیل همچنان از برتری‌های نظامی و فناوری قابل توجهی برخوردار است و بعید است بتوان در کوتاه‌مدت از «مهار قدرت اسرائیل» سخن گفت.

بنابراین شاید پرسش اصلی این نباشد که:

آیا پیمان مکه اسرائیل را حذف خواهد کرد؟

پرسش دقیق‌تر این است:

آیا این پیمان می‌تواند موازنه‌ای ایجاد کند که اسرائیل را از موقعیت بازیگر مسلط به یکی از چند مرکز قدرت امنیتی خاورمیانه تبدیل کند؟

پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست.

اما یک واقعیت قابل مشاهده است: خاورمیانه دیگر منطقه‌ای نیست که آینده امنیتی آن را بتوان تنها از مسیر یک قدرت خارجی، یک ائتلاف یا یک بازیگر تعیین کرد.

پیمان ابراهیم تلاش کرد اسرائیل را به درون نظم جدید منطقه‌ای بیاورد؛ پیمان مکه ممکن است همزمان تلاشی برای افزایش قدرت چانه‌زنی و استقلال امنیتی کشورهای مسلمان باشد.

اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده خاورمیانه نه الزاماً با حذف اسرائیل، بلکه با رقابت بر سر موازنه قدرت تعریف خواهد شد.

آیا اسرائیل می‌تواند در یک خاورمیانه چندمرکزی همچنان همان نقش امنیتی و راهبردی گذشته را حفظ کند؟

پیمان ابراهیم مجموعه‌ای از توافق‌های عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و چند کشور عربی با میانجیگری ایالات متحده بود که از سال ۲۰۲۰ آغاز شد. امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش به این روند پیوستند و بدین‌ترتیب، روابط دیپلماتیک و همکاری‌های اقتصادی و سیاسی میان اسرائیل و این کشورها وارد مرحله‌ای تازه شد.

تاریخ‌های مهم:

امارات متحده عربی: اعلام توافق در ۱۳ اوت ۲۰۲۰؛ امضای رسمی در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰.

بحرین: اعلام توافق در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۰؛ امضای رسمی در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰.

سودان: اعلام توافق در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰؛ امضای اعلامیه ابراهیم در ژانویه ۲۰۲۱.

مراکش: اعلام توافق عادی‌سازی در دسامبر ۲۰۲۰.

منابع

۱. Reuters — ۷ اوت ۲۰۲۶: گزارش درباره توافق دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان.

“Reuters” (https://reference-url-citation.invalid/0)

۲. Reuters — ۶ اوت ۲۰۲۶: گزارش درباره توافق دفاعی سه کشور.

“Reuters” (https://reference-url-citation.invalid/1)

۳. وزارت امور خارجه ترکیه — ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶: بیانیه مشترک نشست ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان درباره فلسطین.

“وزارت امور خارجه ترکیه” (https://reference-url-citation.invalid/2)

۴. وزارت امور خارجه ترکیه — ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶: بیانیه مشترک درباره فلسطین و تشکیل دولت فلسطینی.

“وزارت امور خارجه ترکیه” (https://reference-url-citation.invalid/3)

۵. وزارت امور خارجه ترکیه — ۲ ژوئن ۲۰۲۶: بیانیه مشترک درباره مسجدالاقصی و وضعیت قدس.

“وزارت امور خارجه ترکیه” (https://reference-url-citation.invalid/4)

۶. UK House of Commons Library — ۲۰۲۵: بررسی پنج سال نخست پیمان ابراهیم.

“House of Commons Library” (https://reference-url-citation.invalid/5)

۷. SAGE / Alternatives — ۲۰۲۵: پژوهش درباره گسترش همکاری‌های دفاعی اسرائیل و امارات پس از پیمان ابراهیم.

“SAGE Journals” (https://reference-url-citation.invalid/6)

 

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 284