Home / پانل آزاد / سرانجام ،”دولت در سایه “خود را آشکار کرد

سرانجام ،”دولت در سایه “خود را آشکار کرد

کودتای نظامی یا بازتولید قدرت برای بقای نظام؟

از نگاه یک خبرنگار

آنچه در روزهای اخیر در ساختار قدرت  حکومت اسلامی رخ داده، دیگر به‌سادگی نمی‌تواند یک جابه‌جایی معمولی میان فرماندهان تلقی شود. 

مجموعه‌ای از انتصاب‌های تازه در رأس نیروهای مسلح، سپاه، بسیج و شورای عالی امنیت ملی، در کنار بازآرایی ساختار فرماندهی، تصویر تازه‌ای از مرکز ثقل قدرت در ایران ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن نقش نیروهای نظامی و امنیتی بیش از گذشته پررنگ شده است.

در این جابجایی قدرت ، علی عبداللهی به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح ، احمد وحیدی به  فرمانده سپاه  و محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه، به دبیری شورای عالی امنیت ملی . منصوب شده اند.

 رضایی از چهره‌های باسابقه سپاه و از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی معرفی شده و انتصاب او در شرایط جنگی کنونی، از نظر سیاسی و امنیتی اهمیت ویژه‌ای دارد.

از این منظر، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود:

آیا آنچه امروز در ایران شاهد آن هستیم، نوعی کودتای نظامی درون ساختار قدرت است، یا بازتولید قدرت برای بقای نظام؟ هدف این بازآرایی چیست؟

به نظر می‌رسد  در این بازآرایی ،چند هدف هم‌زمان دنبال می‌شود:

نخست، تمرکز فرماندهی نظامی و امنیتی, یکپارچه‌تر شدن ساختار فرماندهی می‌تواند تصمیم‌گیری در شرایط جنگی و بحرانی را سریع‌تر و متمرکزتر کند.

دوم، بازسازی توان نظامی, پس از ضربات سنگین جنگ، حکومت به بازسازی ساختار فرماندهی و تقویت توان دفاعی و تهاجمی خود نیاز دارد.

سوم، کنترل فضای داخلی, افزایش وزن نیروهای امنیتی و نظامی می‌تواند نشانه نگرانی حکومت از نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی و ضرورت حفظ کنترل داخلی باشد.

چهارم، قرار دادن نگاه نظامی ـ امنیتی در مرکز سیاست خارجی.

انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی از این جهت مهم است که او سابقه طولانی فرماندهی سپاه دارد و درباره مذاکره با آمریکا و آتش‌بس مواضعی سخت‌گیرانه داشته است. 

گزارش‌های تازه نیز این انتصاب را نشانه تقویت جناح‌های سخت‌گیر در تصمیم گیری های امنیتی و دیپلماتیک ایران ارزیابی  کرده‌اند. 

پارادوکس اصلی اینجاست؟

افزایش قدرت نظامی حکومت می‌تواند هم‌زمان نشانه قدرت بیشتر و نشانه ضعف بیشتر جمهوری اسلامی باشد. از یک سو، تمرکز فرماندهی و تقویت نیروهای نظامی می‌تواند حکومت را در کوتاه‌مدت منسجم‌تر و قدرتمندتر کند. اما از سوی دیگر، هرچه حکومت برای حفظ خود بیشتر به ساختار نظامی و امنیتی متکی شود،حال  این پرسش جدی‌تر می‌شود که آیا پشتوانه اجتماعی و سیاسی آن در حال فرسایش است یا نه.؟

قدرت نظامی می‌تواند اعتراض را کنترل کند، اما نمی‌تواند به‌تنهایی تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید و بی‌اعتمادی اجتماعی را حل کند.

منطقه،  خطر یک ایران نظامی‌تر

این تغییر فقط مسئله داخلی ایران نیست, اگر مرکز ثقل قدرت در تهران بیش از گذشته در اختیار جریان نظامی ـ امنیتی قرار گیرد، احتمال آن وجود دارد که سیاست خارجی نیز بیشتر بر منطق بازدارندگی، فشار و رویارویی استوار شود.

در چنین شرایطی، خطر گسترش درگیری به کشورهای منطقه، افزایش حملات موشکی و پهپادی، فعال‌تر شدن نیروهای همسو با ایران و تشدید تنش در خلیج فارس افزایش می‌یابد.

تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. هرگونه اختلال طولانی در این مسیر می‌تواند نه‌تنها کشورهای منطقه، بلکه بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که مسئله هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن است.

آمریکا و اسرائیل چه واکنشی  خواهند داشت؟. واشنگتن و تل‌آویو احتمالاً این تغییرات را صرفاً یک جابه‌جایی داخلی نمی‌بینند.

اگر آمریکا و اسرائیل به این نتیجه برسند که ساختار جدید قدرت در تهران در حال بازسازی سریع توان موشکی و نظامی و تثبیت دوباره شبکه‌های امنیتی خود است، احتمال افزایش فشار سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و در صورت تشدید بحران، نظامی وجود خواهد داشت.

اما این وضعیت یک چرخه خطرناک نیز ایجاد می‌کند:

هرچه ایران نظامی‌تر شود، احتمال واکنش سخت‌تر آمریکا و اسرائیل افزایش می‌یابد؛ و هرچه فشار خارجی افزایش پیدا کند، حکومت ایران نیز می‌تواند همان فشار خارجی را دلیلی برای نظامی‌تر و امنیتی‌تر کردن کشور قرار دهد. در چنین چرخه‌ای، منطقه می‌تواند وارد مرحله‌ای طولانی‌تر و خطرناک‌تر از بی‌ثباتی شود.

دولت جدید با پایان جنگ چه خواهد کرد؟

این یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی ایران است.

بر اساس مواضع و جایگاه چهره‌های تازه منصوب‌شده، به نظر می‌رسد جریان نظامی ـ امنیتی در تهران احتمالاً به دنبال پایان جنگ به هر قیمت نیست؛ بلکه پایان درگیری را مشروط به حفظ توان بازدارندگی، دریافت تضمین‌های سیاسی و امنیتی و گرفتن امتیاز از طرف مقابل می‌خواهد.

محسن رضایی سابقه مواضع سخت‌گیرانه درباره مذاکره با آمریکا و آتش‌بس دارد و حضور او در رأس شورای عالی امنیت ملی می‌تواند وزن بیشتری به این رویکرد بدهد. بنابراین می‌توان انتظار داشت سیاست جدید تهران بیشتر بر این منطق استوار باشد:

نه صلح به هر قیمت و نه جنگ به هر قیمت؛ بلکه مذاکره از موضع قدرت و پایان جنگ بدون از دست دادن ظرفیت نظامی و امنیتی.

اما همین رویکرد می‌تواند دستیابی به یک توافق پایدار را دشوارتر کند؛ زیرا طرف مقابل نیز احتمالاً خواهان محدودیت‌های مشخص بر توان نظامی و امنیتی ایران خواهد بود. گزارش‌های تازه از ادامه اختلاف بر سر شروط مذاکرات و مسئله تنگه هرمز خبر می‌دهند.

مردم؛ حلقه اصلی این معادله در نهایت، هزینه این بازآرایی قدرت را مردم ایران پرداخت خواهند کرد.

ادامه جنگ و تحریم، همراه با اختصاص منابع بیشتر به امنیت و بازسازی نظامی، می‌تواند فشار بر اقتصاد، اشتغال و قدرت خرید مردم را افزایش دهد.

جامعه ایران بیش از هر چیز به امنیت، ثبات اقتصادی و آینده‌ای قابل پیش‌بینی نیاز دارد. اگر حکومت و طرف‌های خارجی وارد چرخه‌ای شوند که در آن هر فشار با پاسخ نظامی و هر پاسخ نظامی با فشار تازه همراه شود، مردم نخستین قربانی این چرخه خواهند بود.

آیا این آغاز پایان جمهوری اسلامی است؟

هنوز نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت. ممکن است این بازآرایی قدرت، جمهوری اسلامی را در کوتاه‌مدت منسجم‌تر و از نظر امنیتی قدرتمندتر کند.

اما همان پارادوکس همچنان باقی است:

قدرت نظامی بیشتر می‌تواند حکومت را برای مدتی حفظ کند؛ اما اگر هم‌زمان شکاف میان حکومت و جامعه عمیق‌تر شود، همین قدرت نظامی می‌تواند نشانه‌ای از ضعف ساختاری نظام باشد. آینده جمهوری اسلامی بنابراین فقط در اتاق فرماندهان تعیین نمی‌شود.

بخشی از این آینده در اقتصاد ایران، وضعیت معیشت مردم، میزان اعتماد عمومی و توان حکومت برای پایان دادن به جنگ رقم خواهد خورد. و شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد:

آیا(Shadow Government) «دولت در سایه» برای نجات نظام از بحران آمده است، یا برای حفظ قدرت خود، ایران را وارد مرحله‌ای تازه از نظامی‌گری و رویارویی خواهد کرد؟

اصطلاحات کلیدی

دولت در سایه (Shadow Government):

تعبیری برای اشاره به شبکه‌ای از افراد و نهادهای قدرتمند که خارج از ساختار رسمی دولت، در تصمیم‌گیری‌های کلان و جهت‌دهی به سیاست کشور نفوذ دارند.

پارادوکس (Paradox):

هم‌زمانی دو وضعیت ظاهراً متناقض.

منابع

– Reuters — انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، ۱۰ اوت ۲۰۲۶.

– Financial Times — بازآرایی قدرت و تقویت چهره‌های نظامی ـ امنیتی، ۱۱ اوت ۲۰۲۶.

– Al Jazeera — تغییرات فرماندهی نیروهای مسلح و انتصاب‌های تازه، ۱۰ اوت ۲

مژگان روشنی

11-8-2026

یارسانمدیا

محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

بازدیدها: 409