Home / پستهای تازە / از خود بیگانگی و گفتمان ایرانی

از خود بیگانگی و گفتمان ایرانی

  1. یارسان مدیا
    ‏2020‏-05‏-03

ریاست مشترک سازمان دموکراتیک یارسان:
سازمان دموکراتیک یارسان (سدی) از بدو تأسیس بر این باور بودە است کە خواستەهای مردم ایران، اعم از ملت‌ها و اقوام داخل ایران می‌تواند در چهارچوپ یک ایران واحد مبتنی بر ارزش‌ها و اصول دمکراتیک همچون سکولاریسم، دمکراسی و عدم تمرکز میسر و تحقق یابد.

ایران حداقل در صد سال گذشتە کە در چهارچوپ دولت-ملت پا به عرصەی حیات سیاسی در روابط بین المللی گذاشتە است، تابه‌حال نتوانستە از همەی پتانسیل‌های جامعە به‌طور یکسان و برابر استفادە کند. در واقع در میان بخش عمدەای از اقوام و ملت‌های ایران احساس تعلق، دلبستگی و اعتقاد بە هویت مشترک “ایرانی”  بوجود نیامدە است و این سبب شدە کە احساس از خود بیگانگی به‌وجود بیاید.

در نگاە مارکس “از خودبیگانگی” (در نظام فکری و جهانبینی مارکس، مسائل و مناسبات تولیدی و مادی، و به نظر او زیربنا تعیین کنندە هستند. به‌نظر او باور دینی و نیروی کار کە بە کالا تبدیل و تقلیل دادە شدە است ایجاد از خود بیگانگی را در فرد ایجاد می‌کند. اما به نظر ما ارزش‌هایی همچون هویت، زبان، دین و فرهنگ از اهمیت اساسی و ویژە‌ای برای فرد و هویت ذاتی انسان برخوردار است) فرومایگی شخصیت و تهی کردن انسان از انسانیت خویش است.

کلید واژە ها: سکولاریسم، عدم تمرکز، ملت و ایرانیگری ( منظور از ایرانیگری داشتن حق و حقوق عمومی و داشتن سهم در قدرت و سلطە سیاسی کلان کشور است) از خود بیگانگی (منظور سیاست آسیمیلاسیون نەتەوەیی و دینی و طرد از قدرت و سلطە سیاسی می‌باشد، کە منتج بە عدم دلبستگی و تعلق بە کشور در کل آن است) و ایران کنونی (ایران کنونی و شکل‌گیری آن قابل بررسی و تجزیە است. ایران کنونی دارای رسمیت بین المللی است، نامی کە از ١٣١٤ خورشیدی بە درخواست پهلوی اول بە جای  پرشیا/پارس مورد استفادە قرار گرفت).

آگاهان بە تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران می‌دانند کە تکوین و شکل‌گیری دولت – ملت برساختەی قدرت سیاسی پهلوی اول و از بالا بە پایین بود. پروژەای سیاسی کە بنیان‌های نظری آن از طرف ایدئولوگ‌های “ایران گرا” مورد تعریف و تشریح قرار گرفت. حرکت و تلاشی برای ساختن دولت- ملت از بازماندەی امپراتوری ایرانی تحت عنوان “ممالک محروسە ایران” بود. این پروژە بدلایل فرهنگی، عقب ماندگی اقتصادی و ناآمادگی سیاسی نتوانست امپراتوری ورشکستە آسیایی بنام ایران بسوی پذیرش و اخذ صورت اصلی اروپایی دولت-ملت ببرد، امری کە تا کنون ادامە دارد.

ایران از دوره صفویه و به طور مشخص و رسمی از عهد شاه عباس اول در قرن شانزدهم میلادی بە طور رسمی بە عنوان ممالک محروسه معروف بودە است. تقریباً در تمام قراردادهایی کە میان ایران و روس، بریتانیا و عثمانی نخستین به امضا رسیدە است، نام ‘مملکت های محروسه’ برای ایران ذکر شده است. این بدین معنی بودە است کە ساختار سیاسی و اداری کشور غیر متمرکز بوده است و ممالک مختلف آن دارای قدرت سیاسی و حکومت‌های محلی بودەاند.

انسان ایرانی، مخصوصاً انسان کورد ایرانی، کە اغلب خارج از حیطە قدرت بودە است، نوعی احساس از خودبیگانگی می‌کند و برای خود در چهارچوب هویت ایرانی، بدلیل انباشت و تمرکز قدرت سیاسی در مرکز و جایگاە زبان فارسی و روایت فارسی از تاریخ ایران، جایگاهی نمی‌بیند چونکە ارزش‌های خود را با آن غیر قابل تعریف می‌داند.

هژمونی قدرت در طول تاریخ اغلب در انحصار عدەای در مرکز قرار گرفتە و برای اعمال سیاست‌های هژمونگرا خود از روش‌های آسیمیلە کردن هویت آنها و تک زبانی کردن جامعە ایران بدون توجە بە گوناگونی و تفاوت‌های فرهنگی، نەتەویی و جغرافیایی استفادە شدە است کە نتیجەاش برای بخش عمدەای از مردم ایران تبدیل بە نوعی “از خود بیگانگی” گشتە و هویت خود را با سایر مردم ایران (مرکزگرایان) تعریف نکردەاند. این معضل هویتی و نداشتن احساس همگرایی و حقوق و وظایف برابر بە خواست جدایی خواهی و داشتن هویت موازی و دوری جستن از سمبل‌ها و از همدیگر کمک کردە و کم نیستند کە برای رهایی از این معضلات از خود بیگانگی در کشور خود به دنبال راەحل‌هایی از قبیل جدایی از ایران و بنای هویتی نوین خارج از حیطەی جغرافیای سیاسی ایران امروزی هستند.

این نوشتە تلاش نمی‌کند کە تمامی زوایای “از خود بیگانگی” و معضلات نبود یک هویت و شناس مشترک برای همەی ایرانیان را تحلیل و بررسی کند، اما سعی بر آن دارد کە دلایلی در حد امکان کە سبب این وضعیت شدە را معرفی و در نهایت دیدگاە سازمان دموکراتیک یارسان را برای یک گفتمان و خروج از این واقعییت تاریخی ارائە دهد.

بر کسی پوشیدە نیست کە مرکزگرایان و صاحبان قدرت در طول تاریخ با دید تجزیە طلبی، مشکوکیت و خیانت بە منتقدین، مخصوصاً بە فعالین سیاسی، اجتماعی و هویتی ملت‌های خارج از حیطەی قدرت نگا کردەاند و با ترویج و تبلیغ این سیاست‌ها بذر بی‌اعتمادی و ناباوری را در میان مردم کاشتەاند.

جامعە سیاسی ایرانی، ملی گرا، امت‌گرا و چپ جهان وطنی، بە پایەهای آسیب پذیر و لرزان و ضعیف ایران برآمدە از “ممالک محروسە ایران” آگاهی کامل دارند. بی‌دلیل نبود کە پهلوی دوم با تمسک بە کابوس “ایرانستان” از هرگونە ابزاری برای جلوگیری از امپراتوری ایران بە “ایرانستان” استفادە می‌کرد. این نگرانی کماکان نیز در دروان جمهوری اسلامی وجود داشتە است. اظهارات محمد خاتمی و حسن روحانی و سعید حجاریان در مورد این امپراتوری بازگوی و تداوم نگاە امنیتی دوران پهلوی است. خاتمی تا آنجا نیز رفت و پیشنهاد نظام فدرال، برای جلوگیری از جدایی ملت‌های ایران، کرد.

بحث فدرالیزم از سوی افراد یا احزاب ملت‌های دیگر خیلی قبل از آقای خاتمی مطرح گردیدە، اما در واقع مراکز قدرت و حتی روشنفکران و کنشگران مرکزگرا با نگاە تجزیە طلبی و نە آزادی بیان و حقوق برابر بە آن نگریستەاند.

نبود اعتماد و بە بهانەی تجزیە طلبی و میلیتاریزە کردن مناطق ملت‌های غیر فارس، باعث شدە کە این ملت‌ها خود را در یک وضعیت دفاعی قرار دهند و حتی از طرح متودهای “عدم تمرکز قدرت اجرایی و سیاسی” باید با احتیاط و تعمق برخورد کنند. بی اعتمادی در جامعە ایران بجایی رسیدە کە حتی از پیشنهاد و ارائە طرح‌های جهانشمول کە احتمالا بتوانند ایران را به سوی آرامی و موقعییت بهتری چە از لحاظ ملی و چە از لحاظ بین المللی سوق دهد بە چالش مشکوکیت و نگاە امنیتی و ضدیت با منافع ملی و تمامیت ارضی ایران کشیدە می‌شود. این بی اعتمادی ریشە در اعماق جامعە و تاریخ ایران دارد کە تابه‌حال به زیان اتحاد ملی و موقعییت اجتماعی و اعتبار سیاسی و مردمی و حکومت‌های ایران تمام شدە است. این باعث شدە کە بخش بزرگی در وطن خود، گفتمان ایرانی را در یک بعد خودی و غیر خودی ببینند. انحصارطلبی صاحبان قدرت سبب بی اعتمادی بە سیستم اداری و سیاسی کشور گشتە است. متاسفانە این بی اعتمادی فرهنگ و گفتمانی به وجود آوردە کە معیارهای رعایت حقوق شهروندی، برابری و رعایت استانداردهای جهان‌شمول حقوق بشری را نادیدە گرفتە و مردم را با ناامیدی و بی‌باوری و از خود بیگانگی مواجە کردە است.

سیستم اداری و ساختار و دیسکورس سیاسی ایران در طول تاریخ فرهنگ و مبنی بر اساس گفتمان خودی و غیر خودی یا همان ثنویت زردتشتی “اهورا-اهریمن” بودە است. ایران بیشتر مترادف با “قوم پارس” بودە است، سرزمینی موعود کە اوستا وعدەی آن را بە قوم پارس دادە است. ایران بعنوان ظرفی بدون مظروف قوم پارس، زبان فارسی و زردتشتی در قدیم و اسلام شیعی کنونی خالی از معنی است.  ملت‌های ایران بدین دلیل خود را صاحبان اصلی ایران ندانستە و گفتمان خودی و غیر خودی باعث شدە کە بخش عمدەای از مردم ایران نسبت بە ایران و ساختار دولت آن احساس شک کنند و خود را در قالب آن نبینند.

با توجە بە دلایلی کە در به وجود آوردن این فضای بی اعتمادی در میان بخش بزرگی نقش داشتە است و بە گفتمان خودی و غیر خودی و نبود یک “هویت ایرانی”میهنی دامنە زدە است نباید نقش احزاب و روشنفکران و فعالان سیاسی ملت‌های داخل ایران در این بی عتمادی و گفتمان خودی و غیر خودی را کمرنگ دید. این‌ها هیچوقت ایران کنونی را ملک مشاع خود ندانستە‌اند، بلکە در تاریکی بە گوشەای از این سزرزمین خزیدەاند و نسخە پیچی و کپی برداری از تجربیات دیگرکشورها، کە قیاس مع الفارق است، برای ایران تجویز می‌کنند.
لازم بە ذکر است کە نخبگان و احزاب اتنیکی تابحال در دایرە معاملە لوکال-مرکز سرگردانند و نتوانستەاند یک گفتمان مشترک در یک سرزمین واحد بنام ایران کنونی (بدون افتادن در دام تاریخ گرایی باید تاریخ و قدرت از دست رفتەی خود را شناخت و با توجە بە واقعیات دنیای کنونی بنیادی از نو برای قدرت و تقیسم سلطە نهاد. قدرت گرفتن قوم پارس و چگونگی به وجود آمدن زبان پارسی و قیام‌های پی در پی مادها را باید شناخت تا اینکە بتوان پان ایرانیسم را تشخیص و تجزیە کرد) بوجود بیاورند. احزاب محلی نتواستەاند گفتمان حقوق برابر شهروندی در مبارزە سیاسی خود وارد ابیات مبارزاتی سیاسی جامعەی سیاسی ایران کنند و خواستەهای دمکراتیک بە تمام ایرانیان تعمیم دادە و آنها را بە یک گفتمان مشترک برای دمکراتیزە کردن ایران تبدیل کنند. کوردها صاحب تاریخی غنی‌تر از ملت‌های ساکن فلات زاگرس در امور دولت‌داری هستند. حکومت (امپرایوری ماد) دیاکو نسبت بە فرایافت زمانی و مکانی خود آزاد و تولرانس تر از حکومت‌های دولت (امپراتوری هخامنشی) هخامنشی کوروش و داریوش بود. اگر در دوران هخامنشی و ساسانی و انقلاب دینی زردتشت علیە میترا ”قوم پارس” نژاد برتر و نجیب به حساب می‌آمد در دوران ماد نوعی تسامح دینی و اتنیکی وجود داشت. ملت‌های ایران بە جای به وجود آوردن یک گفتمان سراسری، ایرانی خواهی خواستەهای خود را در چهارچوب استراتژی‌های محلی مطرح و معرفی می‌کنند. متاسفانە این استراتژی‌های محلی نە اینکە نتوانستە کمکی بە دمکراتیزە کردن و پیشرفت کشور کند، بلکە باعث بی اعتمادی، نبود یک استراتژی کلان ملی، از هم گسستگی و در نتیجە نبود یک ارادە مشترک شدە است.

تا زمانیکە گفتمان “خودی و غیر خودی” در سرزمین اجدادی بە یک گفتمان سراسری “همە با هم و ایران برای همەی ایرانیان”  تبدیل نشود، مردم ایران حتی بعد از گذار از جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانند بە روند دمکراتیزاسیون و مدرنیزە کردن ایران و آشتی ملی و صلح و آرامش امیدی داشتە باشند. نداشتن یک دیسکورس ملی کە ایران متعلق بە همەی ایرانی‌هاست، نە فقط صدمەای برای فرهنگ مدارا و دمکراتیزە کردن کشور است، بلکە می‌تواند بی اعتمادی و ناامیدی بیشتری در جامعە را به وجود بیاورد و باعث تقویت افکار از خود بیگانگی و در نتیجە زمینەی تجزیەطلبی را فراهم کند.
در میان ناسیونالیست‌های مرکزگرا و صاحبان قدرت همیشە این اعتماد به نفس وجود داشتە کە هیچکس و گروهی نمی‌تواند ایران را تجزیە کند. از دید و نگاە رئال پولیتیک (واقع گرایی سیاسی) تجزیە ایران در حال حاضر خیلی واقعی بنظر نمی‌رسد، اما آیا صاحبان قدرت خواهان یک ایران همیشە میلیتاریزە شدە  کە اغلب گریبانگیر جنگ‌ها، فقر، بی‌عدالتی اجتماعی، عقب افتادگی و مشکلات داخلی و امنیتی است، هستند، یا قبول می‌کنند کە یک ایران دموکراتیک کە حقوق اساسی همەی ایرانیان را تضمین کردە باشد هم به نفع مردم ایران است و هم می‌تواند برای منطقە و جهان بە یک عنصر تعیین کنندە و تأثیرگذار تبدیل شود؟

سازمان دموکراتیک یارسان معتقد است، کە گفتمان “ایرانی دمکراتیک” باید بە گفتمان اصلی و مبارزاتی همەی ایرانیان تبدیل گردد و زمینەای حقوق شهروندی براساس منشور و مفادهای جهانی حقوق بشر و جهانشمول فراهم شود. سازمان دمکراتیک یارسان اعتقاد دارد کە تنها راە نجات مردم ایران، دمکراتیزە کردن و به وجود آوردن یک گفتمان مشترک و شمولگرا است.

برای اعتمادسازی در میان ایرانیان، سدی بر این باور است کە هیچ حزب و یا سازمان سیاسی ایرانی نباید  رفتار خود را برخلاف منافع و مصالح کلان مردم  ایران تنظیم و براساس پیشینەهای تباری، زبانی و دینی یا مذهبی خواستار سهم بیشتر از قدرت و سلطە باشد. سدی کاملا بە یکپارچگی و ایرانی مقتدر متشکل از همە ملت‌ها باور دارد و با هرگونە تقسیم یا تجزیە ایران مخالف است. زیرا تجزیە ایران نە بە نفع ملت کورد (بالاخص مردم یارسان) یا ملت دیگری است و نە می‌تواند از لحاظ ژئوپولتیک، ژئواکونومی و ژئواستراتژی برای مردم کورد مثمر ثمر باشد و نتیجتاً بە زیان مردم و پروسەی دمکراتیزە و مدرنیزە کردن ایران تمام می‌شود.

سدی باور دارد کە شراکت سیاسی باید در تمام نهادهای اداری و سیاسی و در تمام مؤسسات حکومتی و خصوصی جایگزین تبعیض و خودی و غیر  خودی گردد و گفتمان ایران که متعلق بە همەی ایرانیان است بوجود بیاید. پیشینە و  تاریخ سرکوب هدفمند و قتل عام اقلیت‌های قومی و ملی از طرف حکومت‌های نژاد پرست، باعث شد تا محافظت از اقلیت‌ها در مقابل سو استفاده توسط اکثریت، به یکی از بالاترین تعهدات حقوق بین‌الملل تبدیل شود. کنوانسیون مجازات و جلوگیری از جنایتِ نسل‌کشی که پس از جنگ جهانی دوم به تصویب رسید، شناخته شده‌ترین پیمان بین‌المللی حاکم بر عملکرد دولت‌ها است. میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل، مصوب ۱۹۶۶، نه تنها حقوق فردی، بلکه حمایت حداقلی از اقلیت‌ها را نیز تعریف می‌کند. ماده ۲۷: اشخاص متعلق به گروه‌های اقلیت (اتنیکی، مذهبی و زبانی) نباید از حق اجماع با دیگر اعضای گروه خود، برای لذت بردن از فرهنگ خود، تعلیم و عمل به دین خود و استفاده از زبان خود، محروم شوند.

اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، مذهبی و زبانی (صادر شده در سال ۱۹۹۲ توسط مجمع عمومی سازمان ملل) و کنوانسیون شماره ۱۶۹ در مورد افراد بومی و قبیله‌ای (مصوب سازمان بین‌المللی کار در سال ۱۹۸۹) حمایت بیشتری را برای اقلیت‌ها ارائه می‌دهند تا از فرهنگ، زبان و اعتقادات خود در برابر تبعیض‌های متفاوت محفاظت کنند.

اگر حاکمیت در آیندە ایران غیر قابل تقسیم و توزیع است (مگر راە تقسیم و تجزیە ایران رفت)، اما بدون شک برای استقرار دمکراسی واقعی و شمولگرا و دخالت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود باید قدرت سیاسی حکومت آیندە ایران قابل توزیع و تقسیم دادگرایانە باشد، و مردم بتوانند از اعمال قدرت و تصمیم گیری سیاسی در مورد مسائل مربوط بە زیستگاە و جغرافیای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود استفادە کنند. منظور از زیستگاە این است کە شهروندان در محل سکونت خود در شهر، شهرستان و دهات و روستاها از گهوارە تا گور بدون توجە بە وابستگی‌ها و تعلقات زبانی، اتنیکی، دینی، جنسی و طبقاتی همگی در امور ادارە کردن محل زیست خود به طور مساوی حقوق، وظایف و مسئولیت داشتە باشند.

ریاست مشترک سازمان دمکراتیک یارسان

 

٣ مە ٢٠٢٠

بازدیدها: 223

15 comments

  1. Wow! This blog looks just like my old one! It’s on a entirely
    different topic but it has pretty much the same page layout and
    design. Wonderful choice of colors!

  2. Greate article. Keep posting such kind of information on your site.
    Im really impressed by your blog.
    Hello there, You have done a great job. I’ll certainly digg it and personally recommend to my friends.
    I am confident they will be benefited from this site.

  3. My developer is trying to convince me to move to .net from PHP.
    I have always disliked the idea because of the costs. But he’s tryiong none the less.
    I’ve been using Movable-type on a variety of websites for
    about a year and am nervous about switching to another platform.
    I have heard great things about blogengine.net. Is there a way I
    can transfer all my wordpress posts into it? Any kind of
    help would be really appreciated!

  4. This article is truly a good one it assists new internet visitors, who are
    wishing in favor of blogging.

  5. Hey there! I know this is kinda off topic but I was wondering if you
    knew where I could get a captcha plugin for my
    comment form? I’m using the same blog platform as yours and I’m having trouble finding
    one? Thanks a lot!

  6. I got this site from my buddy who told me on the
    topic of this web page and at the moment this time I am browsing this web site and reading very informative articles or reviews at this time.

    adreamoftrains web hosting providers

  7. Magnificent beat ! I wish to apprentice at the same time as you
    amend your web site, how could i subscribe for a blog
    web site? The account helped me a appropriate deal.
    I were a little bit acquainted of this your broadcast
    provided vibrant transparent idea

  8. My brother recommended I might like this web site. He was entirely right.

    This post truly made my day. You cann’t imagine simply
    how much time I had spent for this information! Thanks!

  9. Because the admin of this web page is working, no hesitation very
    rapidly it will be famous, due to its quality contents.

  10. Hey there! This is kind of off topic but I need some advice from an established
    blog. Is it hard to set up your own blog? I’m not very techincal but
    I can figure things out pretty quick. I’m thinking about making my own but I’m not sure where to begin. Do you have any tips or suggestions?
    Many thanks

  11. You ought to take part in a contest for one of the best websites on the net.

    I will recommend this website!

  12. I am actually grateful to the holder of this web site who has shared this great
    post at here.

  13. I was recommended this blog by means of my cousin. I’m no longer certain whether this submit is written through him as no one else know such certain approximately my problem.
    You are wonderful! Thank you!

  14. What a information of un-ambiguity and preserveness of valuable know-how concerning unexpected emotions.

  15. This is the right web site for anybody who wishes to understand
    this topic. You know so much its almost tough to argue with you (not that I personally will need to…HaHa).
    You definitely put a fresh spin on a subject that has been discussed for decades.

    Excellent stuff, just wonderful!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *