Home / آرشیو سایت / بی خبر از غفلت خود

بی خبر از غفلت خود

 

یارسان مدیا
‏2021‏-08‏-27

ن: امیر سلیمی

مردم یارسان و جاف‌های گوران بە حکم و جبر تاریخ و جغرافیا محکوم بە زندگی در همجواری و با هم هستند. هیچکدام از ماها نمی‌توانیم دیگری را مجبور بە اطاعت همیشگی یا حذف فیزیکی کنیم. تنها راە حلی کە بە عقل سلیم خطور می‌کند، و همان‌طور کە تا به مروز براساس روابط و مناسبات اجتماعی باهم زندگی کردەایم و ادامە دادەایم، باید بر حسب ضرورت‌های زمانی و تاریخی و اقتضای جبر تاریخی مکانیزم‌ها و راه‌حل‌هایی برای مشکلات و چالش‌های کنونی، کە دارای خصوصیت‌ها و خطرات خاص خود است، با همفکری پیدا کنیم.

بعضی افراد در تحلیل خود در مورد موضع سدی یا افراد وابستە بە آن، از این واقعە بە دام تحلیل و پیش داوری‌های عجولانە و مغرضانە میافتند و احکام خطری صادر می‌کنند. آنها با “بغض، کینە و تعصب” با سازمان دمکراتیک یارسان و رسانه‌های وابستە بە آن از جمله “دنگ یارسان” برخورد می‌کنند. در تحلیل و بررسی خود از “یاری” و “اسلام” دچار اشتباە و سردرگمی تفسیری و هرمنوتیک می‌شوند و این دو را در چارچوب نظام فکری و معرفتی ” جهادیسم و سلفیسم” قرار می‌دهند (سلفیسم، جهادیسم، اسلام سیاسی، اسلامگرایی و غیره) همە‌ی آنها اصطلاحاتی هستند کە در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقی و نهادهای اطلاعاتی غربی توسعە یافتە و تعریف شده است). آنها از یاد می‌برند کە اسلام دارای قوانین و ضوابط سختگیرانە شرعی است، کە قرآن برای آنها دستورات و فرامین دینی دارد و ارزش‌های رفتاری و اخلاقی، اجتماعی و سیاسی پیروان آن را توسط ملا و آخوند، خلیفە و امام تعیین می‌کند. یاری در اصل دارای “قوانین شرعی” نیست و در ادبیات نوشتاری آن اشارە بە “یاسای یاری یا قوانین یاری یا شرط و اقرار یاری” و “نظام پیر پادشاهی” و تقسیم قدرت و تصمیم‌گیری شدە است کە قابل بحث می‌باشد.

درویش قلم دون پیر مسفا داوان در دوران برزنجە می‌گوید:

دلیل و پیری

شاە هانە دام دلیل و پیری

و پیر و دلیل حق مو و دستگیری

پیر ناز ویش بکرو ویری

دلیل و صفت ویش بصیری

و شرط یکتر کران تدبیری

بلکم شاە بیو پی ور ماهیری

و سایە شمە بیو شای شیری

تا سا ریش بو زام نیش ژار تیری

و یا بشارت دون سلطان در دورە بزنجە به عنوان شاگرد روحتاف (بنیامین) کە ادعای پادشاهی می‌کند، نظام سیاسی و ساختار قدرت را چنین تعریف می‌کند:

بی دیوان نمو

پادشاە بی مجلس بی دیوان نمو

بی مجلس تدبیر روی جهان نمو

پادشایش بی وزیر حکم ران نمو

رواج سکَش نە دوران نمو

ور شاە مجلس ویش کرو قهار

مو دستە هنی بارو نە روی کار

تا بی مجلس نمانو بی چار

 

امیر سلیمی

هر فردی مستقل یا وابستە بە دیگر احزاب می‌تواند ارزش‌های فرهنگی و هویتی جامعە یارسان، سازمان دمکراتیک یارسان یا دنگ یارسان را مورد نقد و پرسش منطقی، مستند و مستدل قرار دهد، اما دادن تهمت و افتراء بە آنها نە اینکە راە حل نیست بلکە اقدامی مخرب و ماجراجویانە است کە ما نمی‌توانیم بە هر قیمتی کە شدە در برابر آن سکوت اختیار کنیم. سازمان دمکراتیک یارسان و نهادهای وابستە بە آن بدون نواقص و کمبود نیستند و مثل بقیە کە در میدان عمل هستند می‌توانند دچار اشتباە گردند، اما نە اشتباە استراتژیک کە ما شاهد آن در دیگر احزاب هستیم. بدون شک سازمان دمکراتیک یارسان از هرگونە نقد سازندە و دیالوگ درست استقبال می‌کند.

خیلی‌ها تلاش می‌کنند با چوپ “کوردایتی” بر هر مغز متفکر و منتقدی بکوبند کە نگاهی متفاوت از لحاظ معرفت شناسی و هستی شناسی بە پارادایم کورد دارد. زمینەهای عینی و ذهنی “کورد بعنوان ملت” اگر وجود داشتە باشد خیلی خام و پوچ است. ملت بودن با شعار، احساسات، تعصبات و عواطف بدون پیش زمینەهای معرفتی و انتولوژی مانند “آب در هاون کوبیدن” است. همە ما “چیخورانیک می‌پوشیم و سربند عالیخانی بە دور سر خود می‌بندیم”، اما آیا افق نظری و فکری تاریخی ما تعریفی برای مفهوم “کورد” دارد (باستثناء نظام فکری یاری)؟. اگر لباس کوردی و زبان‌های کوردی “پوست” مفهوم “ملت کورد” است پس مغز یا هستەی آن چیست؟.

اروپایی‌ها بر سر سفرە تاریخ اندیشە و تفکر سقراط، افلاطون، ارسطو، کانت و دکارت و غیره تغذیە فکری می‌کنند. در قانون اساسی  نروژ اصل ٢ آمدە است کە: اساس ارزش‌های ما همانا میراث اومانیستی و مسیحی ماست. بدین معنا کە باورهای مسیحی و باورهای اومانیستی دوران رنسانس و روشنگری نظام ارزشی و اخلاقی “فرد نروژی” را تعریف می‌کند. با وجود آنکە آنها بیشتر از صد سال بە مرتبەی دولت- ملت رسیدەاند کماکان از خود می‌پرسند: کە کی/چە کسی هستند و مشخصەهای آنها “من” چیست؟. مشخصەهای ملموسی پیدا نمی‌کنند و ناچار از لحاظ علمی و فکری خود را از طریق المان‌های عصر روشنگری، از لحاظ سیاسی فرانسە (شعار جمهوری: آزادی، برابری و برادری) و روح القوانین منتسکیو، از لحاظ اخلاقی دین مسیحت و رفتار خود مسیح (البتە با درآمیزی آن با عقل کانتی- دکارتی)  و از لحاظ اداری با ساختارگرایی بوروکراسی وِبِری تعریف می‌کنند.

کورد می‌تواند با الهام گرفتن از نظام فکری یاری بە افق فکری و عقل تاریخی “خودی” برسد و بە ساحت معرفتی و هویتی خود دوبارە بازگردد. بیشتر از هزار سال پیش متفکرین یاری (یاری نە بە معنای “گمە یا بازی” کردن بلکە بە معنای حکومت و مدیریت کردن. یاری کلمەای وارداتی از زبان موکریانی بە زبان جاف‌های گوران است، کە با نفوذ احزاب موکریانی در میان آنها بە زبان آنها تسری نمود) یارسان از “کورد و کوردستان”، همان‌طوری کە ما امروز می‌شناسیم نام بردەاند، قبل از دوران سلجوقی، شرفخان بدلیسی، احمد خانی و سرود ای رقیب و غیره، پس چرا ما نمی‌توانیم بر سر سفرەی اندیشە و فکر یاری تغذیە فکری نماییم و دوبارە هویت تاریخی خود را باز تعریف کنیم؟، مگر ما امروز و در این زمان و دورەی تاریخی “قوم کورد و فرزند کیخسرو” هستیم یا نە اینکە ما دچار غفلت تاریخی و بە خواب عمیق و سنگینی رفتەایم و بی‌خبر از آن هستیم کە ٧٠٠ سال پیش بابایادگار و شاە ابراهیم تاریخ پادشاهان کیانی را برای اسلاف ما بازگو می‌کردند.

باید برای تحلیل رفتار و کنش انسان‌ها بە ساحت قدسی، ایدئولوژیکی، تاریخی و فرهنگی آنها چشم دوخت. در نروژ در سالهای ٢٠٠١، ٢٠١١ و ٢٠١٩ سە اقدام راسیستی/تروریستی با الهام از نظام نظری و فکری نازیسم علیە دگراندیشان و دگر بودگان ( سیاە پوستان، مسلمانان و چپ‌ها) انجام گرفتە است. با توجە بە تحلیل و نظریەی فوق زمینە رشد و پرورش فرد نازیست بدلیل نداشتن زمینەهای ایدئولوژیکی و تاریخی و فرهنگی در جوامع غیر اروپایی چندان آسان نیست، چونکە فقط فرد اروپایی دارای این میراث فکری و تجربە تاریخی می‌باشد، کە زمینە وسوسە تکرار آن می‌تواند در وجود او مهیا باشد. این مشخصە و رویکرد نیز، با توجە بە شرایط کنونی فرقە گرائی در منطقە امکان بسیج کردن و سازماندهی افراد تندرو اسلام‌گرا در مناطق مسلمان نشین زاگرس وجود دارد.

ما باید همگی الزاماً بە موجودیت پدیدە “سلفیسم، اسلامگرائی و جهادیسم” اعتراف نماییم، تا اینکە از این رهگذر وارد دیالوگ سازندە و بی‌طرفانە شویم، اما با رد کردن پدیدە” اسلامگرائی…ووو”، کە همەی ما را تهدید می‌کند، بر در دیالوگ قفل زدە می شود، چونکە تهدید واقعی نادیدە گرفتە می‌شود، تهدیدی کە “ذات و هستی” “من” همسایەات را نشانە گرفتە است.

زاگرس نشینان مردمانی هستند کە می‌توانند راە چارەای مشترک برای دردها و مشکلات مشترک پیدا نمایند، اما باید قبل از تجویز کردن دارو و درمان “درد” واقعی را تشخیص داد.

 

امیر سلیمی

٢٥ اوت ٢٠٢١

تمام مقالەهای منتشر شده تنها بازتاب دهندە نظر نویسندگان آن است.

 

بازدیدها: 730