یارسانمدیا
نویسندە: امیر سلیمی
در ایران، گروههای اتنیکی/ قومی متعددی با فرهنگ، زبان و جهانبینیهای متفاوت زندگی میکنند. این تنوع زبانی و فرهنگی نهتنها میراث تاریخی کشور را تشکیل میدهد، بلکه نقش مهمی در شکلگیری هویت فردی و جمعی ایفا میکند. بااینحال، سیاستهای زبانی و فرهنگی اعمالشده توسط دولتهای مختلف، برابری زبانی و فرهنگی را به چالش کشیده و برخی زبانها و هویتها را به حاشیه رانده است.
در این مقاله، به بررسی اهمیت زبان بهعنوان بخش مهمی از هویت، تحولات تاریخی سیاستهای زبانی در ایران، دیدگاههای فلسفی در مورد زبان و چالشهای پیشروی اتنیکها/اقوام و جوامع زبانی مختلف در ایران پرداخته خواهد شد.
با وقوع انقلاب( نهضت یا جنبش مشروطە نیز نامبردە می شود) مشروطه در سال ۱۹۰۵، زبان در ایران به ابزاری سیاسی برای ایجاد هویت ملی یکپارچه تبدیل شد. در این دوره، مفاهیمی مانند ملتسازی (Nation-Building) از طریق زبان فارسی و نظام آموزشی مدرن، در سیاستهای فرهنگی جایگاهی برجسته یافت.
با روی کار آمدن رضاشاه پهلوی و تأسیس دولت مدرن در ایران، ناسیونالیسم دولتی بر اساس سه محور شکل گرفت:
۱. تمرکز بر زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی کشور.
٢. احیای تاریخ هخامنشیان و ساسانیان بهعنوان بخشی از هویت ملی.
٣. اتصال ناسیونالیسم ایرانی به مذهب شیعه بهعنوان عنصر تثبیتکننده همبستگی ملی.
در این دوره، نخبگان فکری و فرهنگی متعددی در تدوین و تثبیت این ایدئولوژی ناسیونالیستی نقش ایفا کردند. از جمله این شخصیتها میتوان به داریوش شایگان، سید حسن نصر، حسین کاظمزاده ایرانشهر، محمود افشار یزدی، مشرف نفیسی (مشرفالدوله)، سعید نفیسی، احمد کسروی، ابراهیم پورداود، رشید یاسمی، مرتضی مشفق کاظمی، حبیبالله پوررضا، محمد قزوینی، عباس اقبال، کریم طاهرزاده بهزاد، ملکالشعرای بهار، حسین مراغهای، علیاکبر سیاسی، اسماعیل مرات، میرزا حسین مهیمن و سید حسن تقیزاده اشاره کرد.
این افراد، با تلفیق عناصر تاریخی، فرهنگی و مذهبی، ناسیونالیسم ایرانی را نظریهپردازی کردند و زبان فارسی را بهعنوان عامل انسجام ملی در برابر زبانهای محلی و قومی/اتنیکی معرفی کردند.
مارتین هایدگر، فیلسوف برجسته آلمانی، زبان را “خانه وجود” (das Haus des Seins) توصیف میکند، به این معنا که انسان از طریق زبان، هستی و جهان را درک میکند.
هایدگر باور داشت که زبان فقط ابزار ارتباطی نیست، بلکه راهی برای تجربه و ادراک جهان است. از نظر او، زبان چارچوبی است که واقعیت را برای انسان آشکار میکند و درک او از هستی را شکل میدهد.
اگر دیدگاه هایدگر را در مورد زبان و هویت در نظر بگیریم، میتوان دریافت که سیاستهای زبانی در ایران موجب بیگانگی بسیاری از اقوام با درک اصیل از جهان خود شده است. نسلهای جدید اقوامی که زبان مادریشان در معرض محدودیت و سرکوب قرار گرفته، از طریق زبان فارسی و ادبیات آن، روایات و اسطورههایی را دریافت میکنند که الزاماً متعلق به تاریخ و هویت آنها نیست.
جامعه یارسان و برخی دیگر از گروههای فرهنگی و باوری، بخشی از کوردهای ایران را تشکیل میدهند. این جامعه دارای زبان، هویت و فرهنگی متمایز است که در طول تاریخ در معرض سیاستهای یکسانسازی زبانی و فرهنگی قرار گرفته است.
زبان کوردی سورانی، که حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد، در قرن اخیر به موضوعی سیاسی و حزبی تبدیل شده است. برخی احزاب و سیاستمداران کورد، همان سیاستهایی را در قبال زبانهای دیگر کوردی (مانند گورانی) اعمال کردهاند که دولت رضاشاه پهلوی در قبال سایر زبانهای غیر فارسی انجام داد.
پس از تضعیف موقعیت سیاسی و فرهنگی شهرزور و ظهور خاندان بابان (به رهبری فقی/فقیە احمد دارشمان) ، شهر سلیمانیه به مرکز سیاسی و فرهنگی نوین بابان تبدیل شد. در این دوره، زبان و ادبیات کوردی سورانی با رهبری شاعران نالی، سالم و کردی مشهور به “سێ کوچکەی بابان” رونق یافت. پس از آن، شاعری مانند محوی نیز این مسیر را ادامه داد.
با گذشت زمان، زبان کوردی سورانی (یا مکریانی و سلیمانی) تبدیل به زبان حزبی و رسانهای شد و با استفاده از ابزار قدرت سیاسی و رسانهای، زبانهای دیگر کوردی، بهویژه زبان گورانی، را به حاشیه راند. سیاستهای زبانی و فرهنگی در ایران و کوردستان همواره تحت تأثیر ایدئولوژیهای ملتسازی (Nation-Building)، یکسانسازی فرهنگی (Cultural Homogenization) و ساخت هویت سیاسی و زبانی مسلط بوده است. این سیاستها در سدهی گذشته نهتنها از سوی دولت مرکزی ایران، بلکه از سوی برخی احزاب و نخبگان سیاسی و فرهنگی کوردی نیز اعمال شده است.
برخلاف زبان سورانی، که بخش عمدهای از ادبیات آن تحت تأثیر ارزشهای معنوی اسلامی است، زبان گورانی بیشتر حامل اندیشههای عمیق فلسفی، اجتماعی و اخلاقی است. در ادبیات گورانی، میتوان درکی گسترده از مفاهیم جهان، انسان، دانایی، اخلاق و نظم اجتماعی را مشاهده کرد.
در دنیای امروز، تنوع زبانی و فرهنگی در کنار پدیده جهانیسازی، شرایط جدیدی را برای هویتهای قومی/اتنیکی و فرهنگی رقم زده است.
از یکسو، اتنوسنتریسم افراطی (تمرکز بیش از حد بر هویت اتنیکی) میتواند موجب تقابل فرهنگی و نژادی در جامعه شود.از سوی دیگر، جهانیسازی بدون حفاظت از هویتهای زبانی و فرهنگی، میتواند موجب سقوط در ورطهی نیهیلیسم (پوچگرایی فرهنگی) شود.
به بیان دیگر، نه یکسانسازی زبانی و فرهنگی قابل پذیرش است و نه انزوا و تعصب زبانی.
زبان نهتنها ابزار ارتباطی، بلکه بخشی جداییناپذیر از هویت و درک انسان از جهان است. سیاستهای زبانی که به یکسانسازی زبانی و سرکوب زبانهای بومی منجر میشوند، میتوانند موجب تضعیف همبستگی اجتماعی و افزایش شکافهای اتنیکی و ملی شوند.
شاعران، نویسندگان و متفکران جامعه یارسان، مسئولیت دارند که با زبان مادری خود، جهان واقعی را توصیف کنند و نسلهای آینده را در مسیر شناخت هویت خود هدایت نمایند.
همانگونه که مولانا در مثنوی معنوی (قصهی هدهد و سلیمان) اشاره میکند:
“ای بسا هندو و ترک همزبان،
ای بسا دو ترک چون بیگانگان،
پس زبان محرمی خود دیگر است،
همدلی از همزبانی بهتر است.”
این ابیات، بر اهمیت ارتباطات انسانی و ارزشهای مشترک فراتر از زبان تأکید دارد.
بنابراین، جامعه گورانزبان، همانگونه که در تعاملات فرهنگی و اجتماعی با دیگران همدل است، نباید هویت زبانی و تاریخی خود را فراموش کند.
امیر سلیمی
اسلو- نروژ
١م مارس ٢٠٢٥ م
بازدیدها: 359
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website