یارسانمدیا
خطاب به آقای کیانوش شمشیری
آقای شمشیری،
نوشته شما با عنوان «باورها و مرزها در تشکیلات حزبی» و با زیرعنوان «درباره مرز باور، هویت، کرامت انسانی و اقتدار تشکیلاتی» را بهعنوان یک خواننده خواندم.
در این نوشته، مسائل مهمی درباره باور، هویت، کرامت انسانی، اقتدار تشکیلاتی، اختلاف دیدگاهها و مفهوم «خط قرمز» مطرح کردهاید. طبیعی است که چنین موضوعاتی برای خوانندهای که از بیرون به یک تشکل سیاسی نگاه میکند، پرسشهای جدی ایجاد کند.
من پیش از خواندن این مطلب، نسبت به حزب دموکراتیک یارسان علاقهمند بودم و حتی به پیوستن و فعالیت در این حزب فکر میکردم. اما مطالبی که در نوشته شما مطرح شده، باعث شده درباره این تصمیم دوباره فکر کنم و پرسشها و تردیدهای جدی برایم به وجود بیاید. به همین دلیل، میخواهم چند پرسش را صریحاً از شما، بهعنوان نویسنده این مطلب، مطرح کنم.
شما که در این تشکیلات حضور دارید، تا چه اندازه با اساسنامه و سازوکارهای درونی حزب آشنایی دارید؟ مطالبی که مطرح کردهاید تا چه اندازه بر اساس متن اساسنامه و مقررات تشکیلاتی است و تا چه اندازه حاصل تجربه و برداشت شخصی شماست؟
اگر در عمل میان آنچه در اساسنامه آمده و آنچه اتفاق افتاده فاصلهای دیدهاید، آیا این موضوع را با مسئولان و ارگانهای مربوطه در میان حزب گذاشتهاید؟ اگر بله، چه پاسخی گرفتهاید و چه نتیجهای حاصل شده است؟
و اگر مدتهاست متوجه این مسائل بودهاید، از چه زمانی به آنها پی بردید و در این مدت برای اصلاحشان چه اقدامی کردهاید؟
آیا طی دو یا سه سال گذشته چنین مسائلی را در داخل تشکیلات مطرح کردهاید؟ آیا پیشنهاد اصلاحی دادهاید؟ آیا تلاش کردهاید در کنار دیگر یاران و اعضا، راهی برای حل این مشکلات پیدا کنید؟
اگر تلاش کردهاید و نتیجهای نگرفتهاید، چه چیزی مانع اصلاح شده است؟
یکی از نکاتی که در نوشته شما برای من بسیار جالب و حتی امیدوارکننده بود، آزادی بیان و آزادی قلمی است که حزب در اختیار اعضا گذاشته است و من از متن شما برداشت میکنم.
اینکه شما بهعنوان یک عضو میتوانید با آزادی دیدگاه خود را بیان کنید، درباره مسائل و مشکلات موجود در تشکیلات بنویسید و حتی عملکرد حزب خودتان را مورد نقد قرار دهید و این نوشته نیز امکان انتشار پیدا کند و به دست ما، بهعنوان مخاطب، برسد، برای من نکتهای بسیار حائز اهمیت و یکی از نقاط مثبت این نوشته است.
من از این موضوع خوشحال شدم؛ زیرا برای منِ خواننده، اینکه یک عضو بتواند آزادانه درباره مسائل مورد نظر خود صحبت کند، حتی حزب خود را نقد کند و مشکلاتی را که میبیند با دیگران در میان بگذارد، میتواند نشانهای مثبت از وجود فضای نقد و آزادی بیان درونتشکیلاتی باشد.
اما همین نکته مثبت، برای من یک سؤال مهمتر هم ایجاد میکند:
آیا این امکان برای دیگر اعضای حزب نیز به همین شکل وجود دارد؟
آیا اعضا میتوانند بهراحتی درباره مسائل و مشکلاتی که در داخل حزب میبینند صحبت کنند، آنها را با مسئولان و دیگر اعضا در میان بگذارند و دربارهشان گفتوگو کنند؟
و اگر چنین آزادی و امکانی وجود دارد، آیا در کنار بیان مشکلات، سازوکاری هم برای شنیدن، بررسی و حل آنها در داخل حزب وجود دارد؟
یعنی آیا یک عضو میتواند مشکل را مطرح کند، درباره آن گفتوگو کند، از تجربه و راهنمایی اعضای باتجربهتر استفاده کند و در نهایت شاهد تلاش برای اصلاح آن باشد؟
از نظر من، آزادی بیان زمانی میتواند به یک نقطه قوت واقعی برای یک تشکل سیاسی تبدیل شود که نقد فقط در حد انتشار یک مطلب باقی نماند، بلکه بتواند وارد یک فرآیند سازنده شود؛ فرآیندی که در آن: ( نقد به راهکار, راهکار به گفتوگو, و گفت وگو به اصلاح عملی تبدیل شود).
به همین دلیل، برای من جالب است بدانم شما که این مسائل را مطرح کردهاید، در کنار بیان آنها چه راهکارهایی را دنبال کردهاید و آیا تلاش کردهاید این موضوعات را در داخل تشکیلات نیز پیگیری و برای اصلاح آنها اقدام کنید؟
من همچنین مطلع شدهام که شما در نروژ مسئولیت تشکیلاتی دارید و با اعضای فعال حزب در ارتباط هستید. اگر این موضوع درست است، پرسش من جدیتر میشود:
شما که از نزدیک در فعالیت تشکیلاتی حضور دارید و با اعضای فعال در ارتباط هستید، این مسائل را از چه زمانی مشاهده کردهاید و چرا تاکنون برای اصلاح آنها اقدامی صورت نگرفته است؟
اگر اقدام کردهاید، چه اقدامی بوده و پاسخ مسئولان و ارگانهای مربوطه چه بوده است؟
آیا پیشنهادهای شما مورد بررسی قرار گرفتهاند؟آیا به شما پاسخ داده شده است؟
آیا نتیجهای داشته است؟و اگر نتیجهای نداشته، دلیل آن چه بوده است؟
همچنین برای من بهعنوان یک خواننده مهم است بدانم رویه معمول در حزب دموکراتیک یارسان درباره مسائل و مشکلات داخلی چیست.
آیا اصل بر این است که اعضا ابتدا مشکلات را در داخل تشکیلات، با مسئولان، پیشکسوتان و ارگانهای مربوطه مطرح و برای حل آنها تلاش کنند و اگر راهکارهای درونسازمانی به نتیجه نرسید، موضوع را به فضای عمومی منتقل کنند؟
یا اینکه ممکن است ابتدا یک مسئله در فضای عمومی و برای مخاطبانی که از جزئیات درون تشکیلات اطلاعی ندارند مطرح شود و بعد موضوع در داخل پیگیری شود؟
این سؤال برای من بسیار مهم است؛ چون من بهعنوان یک خواننده بیرون از تشکیلات، وقتی چنین مطلبی را میخوانم، طبیعی است که قبل از اینکه از روندهای داخلی، تلاشهای انجامشده و پاسخ مسئولان اطلاع داشته باشم، تحت تأثیر مطالب مطرحشده قرار بگیرم و حتی درباره تصمیمی مانند عضویت در حزب تجدیدنظر کنم.
بنابراین فکر میکنم برای مخاطبی مانند من، دانستن روند طیشده پیش از انتشار عمومی یک نقد اهمیت زیادی دارد.
اگر موضوعی ابتدا در داخل مطرح شده، پیگیری شده، راهکار ارائه شده و پاسخی دریافت نشده است، بیان این روند میتواند به مخاطب کمک کند تا تصویر کاملتری داشته باشد.
اما اگر چنین تلاشی انجام نشده باشد، این نیز برای من یک سؤال جدی است که چرا پیش از انتشار عمومی، از ظرفیتهای درونتشکیلاتی استفاده نشده است.
همچنین در نوشته خود به «خط قرمز» اشاره کردهاید. برای من این سؤال جدی است:
آیا در حزب دموکراتیک یارسان خط قرمزهایی وجود دارد که اعضا نتوانند درباره آنها آزادانه سؤال یا نقد کنند؟
اگر چنین خط قرمزهایی وجود دارد، آیا در اساسنامه تعریف شدهاند یا در عمل و مناسبات تشکیلاتی شکل گرفتهاند؟
اگر شما در طول فعالیت خود با چنین مواردی مواجه شدهاید، آیا آنها را مطرح کردهاید؟ آیا برای اصلاحشان اقدامی انجام دادهاید؟ و آیا به صحبتهای شما بهعنوان یک عضو توجه شده است؟
یک سؤال دیگر که برای من اهمیت زیادی دارد، مسئله مسئولیت یک عضو در برابر تشکیلات و شیوه برخورد با مسائل داخلی است.
اگر من در آینده عضو این حزب باشم و با یک مشکل یا مسئله جدی در داخل تشکیلات مواجه شوم، آیا انتظار تشکیلاتی این است که ابتدا موضوع را با اعضای مسئول، پیشکسوتان و ارگانهای مربوطه در میان بگذارم، مشورت کنم، از تجربه و آموزش آنها استفاده کنم و برای پیدا کردن راهکار در داخل تشکیلات تلاش کنم؟
آیا اساسنامه یا مقررات عضویت برای چنین شرایطی مسیر مشخصی تعیین کرده است؟
یا اینکه یک عضو میتواند بدون اینکه موضوع را ابتدا در داخل تشکیلات مطرح کند، بدون مشورت با افراد باتجربهتر و بدون تلاش برای یافتن راهحل درونسازمانی، مستقیماً مسائل داخلی را در بیرون از حزب منتشر کند؟
آیا چنین رفتاری از نظر اصول تشکیلاتی و اخلاق سیاسی، رفتاری درست و مسئولانه محسوب میشود؟
این سؤال را برای محدود کردن حق نقد مطرح نمیکنم. هیچ سازمانی نباید از نقد مصون باشد و هیچ عضوی نباید به دلیل طرح یک انتقاد منطقی و مستند مورد سرزنش قرار گیرد.
اما میان نقد مسئولانه و انتقال مستقیم مسائل داخلی به بیرون، بدون طی کردن مسیرهای درونسازمانی تفاوت وجود دارد.
اگر مسئلهای مربوط به امور داخلی تشکیلات است و امکان طرح و بررسی آن در داخل وجود دارد، آیا از نظر اخلاقی و تشکیلاتی بهتر نیست ابتدا از ظرفیتهای داخلی برای حل آن استفاده شود؟
و اگر این مسیرها طی شده اما نتیجهای حاصل نشده است، آیا بهتر نیست برای مخاطب نیز روشن شود که مسئله چگونه مطرح شده، از چه مسیری پیگیری شده، چه پاسخی دریافت شده و چرا در نهایت به بیرون از تشکیلات منتقل شده است؟
برای من این شفافیت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر روزی عضو این حزب شوم، میخواهم بدانم امانتداری تشکیلاتی دقیقاً چه معنایی دارد، مرز میان نقد و انتشار مسائل داخلی کجاست و مسئولیت یک عضو در برابر تشکیلات، اعضای دیگر و جامعه چیست.
من هنوز عضو این حزب نیستم و از بیرون به این مجموعه نگاه میکنم. بنابراین برای من مهم است بدانم اگر روزی عضو شدم، آیا میتوانم سؤال کنم؟ آیا میتوانم نقد کنم؟ آیا میتوانم از تجربه پیشکسوتان استفاده کنم و آموزش ببینم؟ آیا میتوانم پیشنهاد اصلاحی بدهم؟ و آیا میتوانم واقعاً در ساختن و بهتر کردن این مسیر نقش داشته باشم؟
به نظر من، یک تشکل سیاسی زمانی میتواند برای آینده امیدوارکننده باشد که بتواند مسائل و مشکلات خود را تا حد امکان از درون حلوفصل کند و به اعضای خود اجازه دهد مشکلاتی را که میبینند، بدون ترس و نگرانی مطرح کنند و درباره آنها گفتوگو شود.
مسیر باید روشن باشد: نخست نقد، سپس ارایه راهکار و بعد گفتوگو و در پایان اصلاح عملی.
منِ خواننده بیش از هر چیز میخواهم بدانم آیا میتوانم در آینده فقط یک عضو باشم، یا میتوانم در ساختن و اصلاح کردن این مسیر نیز سهم داشته باشم؟
آیا میتوانم با داشتن یک اساسنامه محکم و روشن، آموزش سیاسی و تشکیلاتی ببینم، از تجربه پیشکسوتان استفاده کنم و در چارچوب یک سازمان منظم، برای پیشرفت این مجموعه و جامعهام خدمت کنم؟
این پاسخ برای من و بسیاری از کسانی که هنوز بیرون از این تشکیلات ایستادهاند، بسیار تعیینکننده است.
من نمیخواهم صرفاً بدانم مشکل چیست؛ میخواهم بدانم راه اصلاح چیست، چه تلاشی برای اصلاح انجام شده، آیا صدای اعضا شنیده میشود و آیا راهی برای تبدیل نقد به تغییر وجود دارد.
آقای شمشیری، اینها پرسشهای یک خواننده است؛ خوانندهای که با علاقه به این جریان نگاه کرده، اما نوشته شما باعث شده با دقت بیشتری درباره انتخاب آینده خود فکر کند.
بنابراین پاسخ شما برای من فقط یک پاسخ به یک نقد نیست؛ میتواند در تصمیم من و بسیاری از کسانی که هنوز از بیرون به این تشکیلات نگاه میکنند، تأثیرگذار باشد.
ما فقط به دنبال عضویت نیستیم؛میخواهیم بدانیم آیا میتوانیم در ساختن، اصلاح کردن و بهتر کردن آینده این مسیر نیز سهم داشته باشیم.
در پایان میخواهم تأکید کنم که پاسخ شما برای من، بهعنوان کسی که در این مجموعه حضور و مسئولیت تشکیلاتی دارید، اهمیت زیادی دارد؛ نه صرفاً از جهت آنچه نوشتهاید، بلکه از این جهت که میخواهم بدانم در برابر مسائلی که خود مطرح کردهاید، چه عملکردی داشتهاید، چه اقداماتی انجام دادهاید و امروز خودتان این مسائل را چگونه ارزیابی میکنید.
اما در عین حال، من بهعنوان یک خواننده قرار نیست صرفاً به نوشته شما اکتفا کنم و بر اساس آن قضاوت نهایی داشته باشم.
در فرهنگ و آیین یارسان، بارها بر خرد جمعی، جستوجو، تحقیق، راستیآزمایی، صداقت و امانتداری تأکید شده است. برای من نیز این اصول به عنوان یک یارسان اهمیت دارند.
بنابراین، در کنار پرسشهایی که از شما دارم و منتظر پاسخ آنها هستم، خودم نیز درباره این موضوع تحقیق و جستوجو خواهم کرد و تلاش میکنم از مسیرها و منابع دیگر نیز اطلاعات بیشتری به دست بیاورم، با افراد مختلف گفتوگو کنم و واقعیتها را از زوایای مختلف بررسی کنم.
هدف من صرفاً تأیید یا رد نوشته شما نیست؛ هدفم شناختن واقعیت و رسیدن به یک تصمیم آگاهانه است.
اگر قرار باشد روزی به حزب دموکراتیک یارسان بپیوندم، میخواهم این انتخاب بر اساس شناخت، تحقیق، گفتوگو و اطمینان باشد؛ نه بر اساس برداشت یک فرد یا یک نوشته.
به همین دلیل، پاسخ شما برای من مهم است، اما پاسخ شما تنها بخشی از جستوجوی من برای شناخت این تشکیلات خواهد بود.
من همچنان سؤال میکنم، تحقیق میکنم، میشنوم، مقایسه میکنم و راستیآزمایی میکنم؛ زیرا باور دارم تصمیمی که قرار است درباره آینده خود بگیرم، شایسته چنین دقتی است.
مژگان روشنی
31/08/2026
بازدیدها: 69
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website