Home / پانل آزاد / «جمهوری اسلامی، سوژه‌ی محاکمه است نه شریک مذاکره؛ نقد حقوقی و سیاسی پروژه رفراندوم در دل بحران مشروعیت»

«جمهوری اسلامی، سوژه‌ی محاکمه است نه شریک مذاکره؛ نقد حقوقی و سیاسی پروژه رفراندوم در دل بحران مشروعیت»

 

یارسانمدیا
امروز : پنجشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴
میلادی : 2025, Jul 24

نویسندە: فریدون کرمی

در میانه‌ی فروپاشی سیاسی، اجتماعی و امنیتی جمهوری اسلامی، صدای کسانی دوباره به گوش می‌رسد که این نظامِ رسماً جنایتکار را نه‌تنها قابل اصلاح، بلکه قابل مذاکره و شریک در آینده می‌دانند. از “رفراندوم تحت نظارت نظام”، تا “مجلس مؤسسان در چارچوب جمهوری اسلامی”، از نامه‌نگاری موسوی تا توصیه‌های پزشکیان به اپوزیسیون، این صداها می‌خواهند پروژه‌ای را زنده کنند که پیش‌تر در خون خیابان‌های ایران دفن شده: اصلاح‌طلبی در نظام ولایت فقیه.

اما از منظر حقوقی، سیاسی و تاریخی، چنین پروژه‌ای نه‌تنها ناکارآمد، بلکه برخلاف اصول بنیادین عدالت انتقالی، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت ملت‌هاست.

طبق ماده‌ی 7 اساسنامه‌ی دیوان کیفری بین‌المللی، آنچه در ایران در دهه‌های اخیر رخ داده – از قتل‌های سازمان‌یافته در بازداشتگاه‌ها، تا سرکوب سیستماتیک معترضان، و تبعیض ساختاری علیه اقلیت های دینی از جمله « جامعه و مردم یارسان » ، زنان و گروهای اجتماعی – در زمره‌ی جنایت علیه بشریت طبقه‌بندی می‌شود.

در چنین شرایطی، از منظر حقوق بین‌الملل:

  • نظامی که سوژه‌ی پرونده جنایت است، نمی‌تواند بازیگر روند صلح یا انتقال قدرت باشد.
  • گفت‌وگو با چنین نظامی، نوعی اعطای مصونیت ضمنی به ناقضان حقوق بشر تلقی می‌شود.
  • رفراندوم در سایه‌ی چنین ساختاری، فاقد مشروعیت و اعتبار بین‌المللی خواهد بود.

نمونه‌های مشابه را در آفریقای جنوبی، شیلی پس از پینوشه و آرژانتین دوران خونتا می‌توان بررسی کرد: در هیچ‌یک، دیکتاتورهای سابق شریک مذاکره‌ی آینده نشدند؛ بلکه به دادگاه سپرده شدند.

امروز،

از منظر سیاسی، جمهوری اسلامی عملاً دچار فروپاشی مشروعیت شده است:

  • انتخابات بدون رقابت، با پایین‌ترین مشارکت تاریخ.
  • ساختار غیرپاسخ‌گو با ولی‌فقیه مادام‌العمر و نهادهای انتصابی بالا دست رأی مردم.
  • فساد سیستماتیک که حتی مقامات سابق نظام نیز به آن اعتراف دارند.
  • قطع رابطه‌ی روانی و سیاسی با ملت، به‌ویژه نسل‌های جوان.

در چنین شرایطی، بحث از «مجلس مؤسسان در درون نظام» یا «رفراندوم زیر چتر ولایت» بیشتر به طنزی سیاسی می‌ماند تا یک طرح گذار واقعی.

میرحسین موسوی پس از سال‌ها سکوت، اکنون طرحی ارائه داده که در ظاهر به دنبال “عبور از نظام فعلی” است، اما در واقع تلاشی است برای مدیریت فروپاشی به نفع بخشی از ساختار قدرت.

نکات کلیدی طرح او:

  1. پیشنهاد مجلس مؤسسانی که بدون حذف ولی‌فقیه، صرفاً ساختار را «اصلاح» کند.
  2. رفراندومی که تحت مدیریت نیروهای وفادار به نظام برگزار شود.
  3. مذاکره با گروه‌های سیاسی و اپوزیسیون، بدون پیش‌شرط عدالت و پاسخ‌گویی.

این دقیقاً همان تله‌ی سیاسی است که می‌خواهد با «تغییر فرم»، ماهیت سرکوبگرانه‌ی نظام را حفظ کند.

پیام به اپوزیسیون – تاریخ چشم انتظار انتخاب شماست!!!

امروز، اپوزیسیون در برابر دو مسیر ایستاده است:

  1. مسیر گفتگو با قاتلان، بازگشت به ساختار پوسیده و بازتولید دیکتاتوری با ظاهری متفاوت.
  2. مسیر عدالت، محاکمه، و تأسیس نظامی نوین بر پایه حق رای‌واقعیر مردمان ایران، جدایی دین از حکومت، برابری و پاسخ‌گویی.

تجربه‌ی تاریخ نشان داده، هر بار که آزادی‌خواهان به سازش با دیکتاتورها تن دادند، نسل‌های آینده بهای آن را با جان خود پرداختند.

مسیر درست، تنها از انقلاب ملی، گذار بدون مشارکت قاتلان، و برپایی دادگاه‌های عدالت انتقالی می‌گذرد.

پایان نظام، آغاز صلح جهانی است!!!

نظام جمهوری اسلامی نه‌تنها مسئله‌ای برای ایران، بلکه تهدیدی برای صلح جهانی است؛ از حمایت از تروریسم تا جنگ‌افروزی منطقه‌ای.

تا زمانی‌که این رژیم پابرجاست، نه حقوق زنان، نه آرامش اقتصادی، نه دموکراسی واقعی، و نه صلح پایدار ممکن هست.

ایران آزاد، نه با رفراندوم در نظام، که با انهدام کامل ساختار ولایت و تدوین قانون اساسی جدید توسط مردم در تبعید قدرت، ممکن خواهد شد.

—————-

فریدون کرمی

۲۴ م جولای ۲۰۲۵

بازدیدها: 1394