هانا نباید فقط یک آمار باشد
او صاحب اراده, حق انتخاب و کرامت انسانی است.
یکی از خطرناکترین اتفاقها این است که مرگ یک زن یا دخت
ر برای چند روز خبر اصلی باشد و سپس در میان انبوه اخبار فراموش شود.
هانا نباید فقط یک نام دیگر در میان پروندههای قتل زنان باشد. مرگ او جامعه را به فکر وادار کند. باید درباره آموزش صحبت کنیم.درباره برابری جنسیتی.
درباره حمایت قانونی و اجتماعی از زنان, درباره آموزش مهارت حل اختلاف بدون خشونت, درباره دسترسی دختران نوجوان به حمایت امن, و درباره مسئولیت نهادهایی که باید پیش از وقوع فاجعه وارد عمل شوند.
عدالت برای هانا چیست؟
اگر در روند قضایی ثابت شود که پدر هانا عامل قتل بوده است، او باید مطابق قانون پاسخگوی عمل خود باشد. اما جامعه نباید تنها به مجازات یک فرد بسنده کند.
باید ریشههای اجتماعی خشونت نیز بررسی شود. چرا یک پدر ممکن است تصور کند اختیار زندگی دخترش در دست اوست؟
چه نوع تربیتی چنین تصوری را تولید میکند؟ چرا بعضی پسران از کودکی یاد میگیرند که باید بر زنان خانواده نظارت کنند؟
و چرا بعضی دختران از کودکی یاد میگیرند که برای حفظ امنیت خود باید سکوت کنند؟
این پرسشها ممکن است از یک پرونده قضایی فراتر بروند، اما دقیقاً به همین دلیل اهمیت دارند.
زیرا اگر فقط یک قاتل را ببینیم و فرهنگی را که خشونت را عادی میکند نبینیم، ممکن است فردا دوباره با نام دیگری، قربانی دیگری داشته باشیم.
هانا حق داشت زندگی کند
هانا ۱۶ سال داشت. حق داشت رؤیا داشته باشد. حق داشت اشتباه کند.
حق داشت نظر بدهد. حق داشت انتخاب کند. حق داشت «نه» بگوید. و پیش از همه اینها، حق داشت زنده بماند.
هیچ دختر نوجوانی نباید برای انتخابهایش با مرگ مجازات شود. هیچ پدری نباید خود را مالک جان دخترش بداند.
و هیچ خانهای نباید به دادگاهی تبدیل شود که در آن یک دختر پیش از شنیدهشدن صدایش، محکوم شود.
هانا دیگر نمیتواند از خودش دفاع کند, اما جامعه میتواند درباره او سکوت نکند, میتواند خواهان روشنشدن حقیقت شود, میتواند خواهان رسیدگی عادلانه باشد.
و میتواند از دخترانی حمایت کند که هنوز زندهاند و شاید امروز در خانهای دیگر، پشت درهای بسته، از خشونت میترسند.
زنان و دختران ایران تا کی باید تاوان بدهند؟
این سؤال فقط درباره هانا نیست. درباره تمام زنانی است که به دلیل جنسیت خود با محدودیت، تبعیض، تهدید و خشونت مواجهاند. درباره دخترانی است که برای حفظ امنیت خود سکوت میکنند. درباره زنانی است که سالها خشونت را تحمل میکنند، چون راه امنی برای خروج از آن ندارند, و درباره جامعهای است که باید یک حقیقت ساده را بپذیرد:
زن و دختر، مالکیت هیچ مردی نیستند.
نه پدر نه برادر. نه همسر. نه هیچ مرد دیگری. زن یک انسان مستقل است؛ صاحب حق، کرامت، اراده و زندگی خویش.
سخن پایانی
ما هر روز شاهد چنین فجایعی در ایران و جهان هستیم؛ اما زن، قربانی خاموش تاریخ نیست. زن نیروی آگاهی، زندگی و تغییر است و باید بتواند از حق، کرامت و آزادی خویش دفاع کند و برای حقوق خود بایستد. جامعهای که از زنان خود حمایت میکند، در حقیقت از آینده خود دفاع میکند. و شاید امروز، مهمترین کاری که میتوانیم برای هانا انجام دهیم این باشد که اجازه ندهیم مرگ او فقط یک خبر باشد. اجازه ندهیم نامش فراموش شود. و اجازه ندهیم دختر دیگری فردا، قربانی همان تفکری شود که امروز درباره آن سکوت کردهایم.
مژگان روشنی
اتحادیە زنان حزب دموکراتیک یارسان

بازدیدها: 36
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website