یارسانمدیا
نویسندە: مژگان روشنی
در آستانه چهارمین سالگرد ژینا؛ جنبشی که خیابانش سرکوب شد، اما آیا جنبش {زن،زندگی،آزادی} شکست خورد؟

در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲، ژینا (مهسا) امینی، دختر ۲۲ ساله کورد اهل سقز، پس از بازداشت توسط گشت ارشاد جان خود را از دست داد. مرگ او جرقه جنبشی شد که خیلی زود از سقز و کوردستان فراتر رفت و سراسر ایران را دربر گرفت. شعار «ژن، ژیان، ئازادی» که ریشه در جنبش زنان کورد داشت، به زبان مشترک معترضان در نقاط مختلف ایران تبدیل شد.
اما اکنون، در آستانه چهارمین سالگرد ژینا، یک پرسش اساسی باقی است: آیا «زن، زندگی، آزادی» شکست خورد؟ مسئله فقط حجاب نبود اگر این جنبش را صرفاً اعتراض به حجاب اجباری بدانیم، بخش بزرگی از واقعیت را از دست دادهایم. «زن» در این شعار، نماد اعتراض به دخالت حکومت در بدن، زندگی و انتخاب زنان بود؛ «زندگی» در برابر ترس، خشونت و مرگ قرار گرفت؛ و «آزادی» معنایی بسیار گستردهتر از آزادی پوشش پیدا کرد: آزادی اندیشه، انتخاب، بیان، هویت و زندگی اجتماعی. پس از ۲۰۲۲، بسیاری از زنان در زندگی روزمره نشان دادند که دیگر حاضر نیستند به سادگی به وضعیت پیش از جنبش بازگردند. حضور زنان بدون حجاب اجباری در برخی فضاهای عمومی، مقاومت در برابر محدودیتها و تغییر گفتوگو میان نسلها، بخشی از این تغییر اجتماعی است. اما این تغییر اجتماعی به معنای تغییر قوانین نیست. تبعیض حقوقی علیه زنان همچنان وجود دارد و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نیز دگرگون نشده است.
چرا جنبش به پیروزی سیاسی نرسید؟
جمهوری اسلامی توانست با سرکوب، بازداشت، فشار امنیتی و هزینهمند کردن اعتراض، جنبش خیابانی را مهار کند. اما شکست سیاسی جنبش را فقط نمیتوان به قدرت سرکوب حکومت نسبت داد. یکی از مشکلات مهم، نبود یک ساختار سیاسی منسجم برای تبدیل نیروی اجتماعی جنبش به قدرت سیاسی بود. «زن، زندگی، آزادی» از ابتدا جنبشی عمدتاً غیرمتمرکز و بدون رهبر واحد بود. این ویژگی یک نقطه قوت داشت: حکومت نمیتوانست با دستگیری یا حذف یک رهبر، جنبش را متوقف کند. اما همین ویژگی یک پرسش اساسی ایجاد کرد: چه کسی و با چه برنامهای قرار بود این نیروی عظیم اجتماعی را به یک پروژه سیاسی تبدیل کند؟ در اینجا نقش اپوزیسیون اهمیت پیدا میکند. اپوزیسیون؛ فرصت از دسترفته یا بخشی از مسئله؟ جنبش ۲۰۲۲ فرصتی تاریخی برای جریانهای مختلف اپوزیسیون فراهم کرد تا بر سر حداقلهایی مانند آزادی، برابری، دموکراسی، حقوق زنان و حقوق اقوام و گروههای مذهبی به یک ائتلاف گسترده برسند. اما چنین ائتلاف پایداری شکل نگرفت. اختلاف بر سر رهبری، شکل آینده حکومت، رابطه میان نیروهای مختلف سیاسی، مسئله تمرکزگرایی یا حقوق ملی و فرهنگی گروههای مختلف و همچنین رقابت میان چهرهها و جریانهای سیاسی، باعث شد بخشهایی از اپوزیسیون نتوانند انرژی اجتماعی جنبش را به یک نیروی سیاسی مشترک تبدیل کنند.
در خارج از ایران نیز بخشی از اپوزیسیون بیشتر درگیر رقابت بر سر نمایندگی جنبش شد تا ایجاد یک ساختار مشترک برای آن. این به معنای آن نیست که تمام اپوزیسیون یکسان عمل کرده یا هیچ تلاشی برای ائتلاف صورت نگرفته است. چنین ادعایی دقیق نیست. جریانها و ائتلافهای مختلف همچنان از شعار «زن، زندگی، آزادی» استفاده میکنند و برای همکاری تلاش کردهاند. اما مشکل اصلی همچنان پابرجاست: جنبشی که توانست میلیونها انسان را حول یک شعار جمع کند، نتوانست همان میزان از همگرایی را در سطح سیاسی ایجاد کند. از این منظر، بخشی از مسئولیت نرسیدن جنبش به پیروزی سیاسی را باید در عملکرد اپوزیسیون نیز جستوجو کرد.
آیا بخشی از اپوزیسیون از «زن، زندگی، آزادی» فاصله گرفته است؟
چهار سال پس از آغاز جنبش، هنوز نام «زن، زندگی، آزادی» در میان بسیاری از فعالان و گروههای سیاسی و مدنی استفاده میشود. اما در بخشهایی از اپوزیسیون، این نام کمتر از گذشته در مرکز پروژههای سیاسی قرار دارد و گاهی جای خود را به واژههایی مانند «گذار» «دموکراسی» «آزادی» یا پروژههای سیاسی فردمحور داده است. آیا این به معنای حذف عمدی نام جنبش است؟ برای چنین ادعایی، سند کافی برای نسبت دادن یک «طرح واحد» به کل اپوزیسیون وجود ندارد. اما میتوان از رقابت بر سر مالکیت معنایی و سیاسی جنبش سخن گفت. «زن، زندگی، آزادی» متعلق به یک فرد، حزب یا سازمان نیست.
این شعار از دل جامعه و بهویژه از تجربه مبارزه زنان کورد آمده و سپس به یک مطالبه سراسری تبدیل شده است. بنابراین مسئله مهمتر از خود نام این است که: آیا کسانی که از این نام استفاده میکنند، به ارزشهای آن نیز وفادارند؟ احترام به «زن، زندگی، آزادی» یعنی زن فقط نماد اعتراض نباشد، بلکه در تصمیمگیری سیاسی نیز نقش واقعی داشته باشد؛ یعنی آزادی برای همه باشد، نه فقط برای یک جریان سیاسی؛ و ایران آینده بتواند تنوع کورد، بلوچ، عرب، ترک، ترکمن، لر، فارس و همچنین تنوع دینی و فرهنگی خود را به رسمیت بشناسد. اگر کسی نام جنبش را حفظ کند اما ارزشهای آن را کنار بگذارد، مسئله فقط یک نام نیست؛ مسئله محتوای جنبش است. ژینا و مسئله کورد برای یک زن کورد، ژینا فقط یک قربانی نیست؛ او نماد نقطه تلاقی چند مسئله است: زن بودن، کورد بودن و قرار گرفتن در حاشیه ساختار قدرت. حتی نام او نیز حامل یک مسئله هویتی است.
«ژینا» نامی کوردی بود که خانواده و نزدیکانش او را با آن میشناختند، در حالی که نام ثبتشده او «مهسا» بود. تجربه محدودیتها و حساسیتهای مربوط به نامهای کوردی، خود بخشی از مسئله هویت در ایران است. از همین رو، وقتی شعار «ژن، ژیان، ئازادی» از کوردستان به سراسر ایران رفت، فقط یک شعار اعتراضی صادر نشد؛ یک تجربه تاریخی و اجتماعی کوردی وارد گفتوگوی عمومی ایران شد. «زن، زندگی، آزادی» و آیینهای ایران تأثیر این جنبش را نباید فقط در جامعه اکثریت دید. در مورد جوامعی مانند یارسان، بهائیان، اهل سنت و دیگر گروههای دینی و فرهنگی نیز مسئله آزادی، هویت و برابری اهمیت دارد. البته برای اینکه بگوییم «زن، زندگی، آزادی» مستقیماً باعث یک تحول سراسری در جامعه یارسان شده، داده میدانی کافی نداریم. اما این جنبش فضایی ایجاد کرد که موضوعاتی مانند حق انتخاب، هویت فرهنگی، آزادی زنان و بهرسمیتشناختن تفاوتها بیش از گذشته در مرکز بحث قرار گرفتند. در جامعه یارسان نیز تغییرات اجتماعی و فرهنگی از پیش وجود داشته و نباید همه آنها را به جنبش ۲۰۲۲ نسبت داد.
اما میتوان میان این روندها و گفتمان گستردهتر آزادی و برابری ارتباط معنایی برقرار کرد. آزادی واقعی زمانی معنا دارد که انسان مجبور نباشد میان هویت و آزادی یکی را انتخاب کند. چهار سال بعد؛ شکست یا جنبشی ناتمام؟ اگر معیار پیروزی، سقوط جمهوری اسلامی یا تغییر فوری ساختار سیاسی باشد، «زن، زندگی، آزادی» به پیروزی سیاسی نرسیده است. اما اگر معیار، تغییر جامعه باشد، پاسخ پیچیدهتر است. این جنبش ترس را تا حدی شکست، گفتوگو درباره بدن و اختیار زنان را تغییر داد، شکاف میان قانون و رفتار اجتماعی را آشکارتر کرد و پرسشهای تازهای درباره هویت، برابری و آینده ایران ایجاد کرد. در عین حال، حکومت همچنان پابرجاست، قوانین تبعیضآمیز علیه زنان تغییر اساسی نکردهاند و اپوزیسیون نیز هنوز نتوانسته یک پروژه سیاسی فراگیر و پایدار ایجاد کند. بنابراین شاید دقیقترین توصیف این باشد.
«زن، زندگی، آزادی» نه یک پیروزی کامل بوده و نه یک شکست کامل؛ جنبشی است که مرحله نخست آن سرکوب شد، اما مسئلهای که مطرح کرد هنوز زنده است. و شاید مهمترین پرسشی که از ژینا باقی مانده، هنوز همان باشد.
“چه کسی حق دارد برای زندگی یک زن تصمیم بگیرد؟”
منابع اصلی: Oxford Research Encyclopedia، Iran’s “Woman, Life, Freedom” Movement، 2026؛ پژوهش Jin, Jiyan, Azadî (Women, Life, Freedom): A Transnational Social Movement، 2026؛ و پژوهشهای منتشرشده درباره سرکوب جنبش و نقش زنان و اقلیتها در «زن، زندگی، آزادی».
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 44
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website