Home / پانل آزاد / مذاکره یا بازی؟ سرنوشت ایران در دست چه کسانی است؟

مذاکره یا بازی؟ سرنوشت ایران در دست چه کسانی است؟

 

یارسانمدیا
‏23‏ سپتامبر‏ 2026

نویسندە: مژگان روشنی

هر بار که خبر مذاکره ایران و آمریکا منتشر می‌شود، یک سؤال قدیمی دوباره مطرح می‌شود: این بار قرار است چه چیزی تغییر کند؟ سال‌هاست مردم ایران شاهد چرخه‌ای تکراری از تهدید، تحریم، مذاکره، توافق و شکست توافق بوده‌اند. حکومت از یک سو آمریکا را دشمن اصلی معرفی می‌کند و از سوی دیگر، در بزنگاه‌های حساس دوباره به میز مذاکره با واشنگتن بازمی‌گردد.

اکنون نیز در سپتامبر ۲۰۲۶، مذاکرات میان ایران و آمریکا در شرایطی حساس ادامه دارد؛ مذاکراتی که از طریق میانجی‌ها دنبال می‌شود و تهران برای ادامه آن شروطی از جمله کاهش فشار نظامی، رفع محاصره و آزادسازی دارایی‌های ایران مطرح کرده است. اما پرسش اصلی فقط این نیست که دو طرف مذاکره می‌کنند یا نه؛ پرسش این است که چه کسی در ایران درباره آینده کشور تصمیم می‌گیرد و این مذاکرات در نهایت به سود چه کسی خواهد بود؟

مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران است، اما تصمیم‌گیری درباره مسائل کلان امنیتی و نظامی صرفاً در اختیار دولت نیست. بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، رهبر در تعیین سیاست‌های کلی نظام و فرماندهی نیروهای مسلح اختیارات اساسی دارد. در کنار آن، سپاه پاسداران نیز طی دهه‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین بازیگران امنیتی، سیاسی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. بنابراین، هرچند نمی‌توان گفت سپاه به‌تنهایی همه تصمیم‌ها را می‌گیرد، اما نمی‌توان نقش و نفوذ آن را در سیاست‌های راهبردی ایران نادیده گرفت.

در این میان، مذاکره با آمریکا لزوماً به معنای تغییر موضع ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نیست. حتی دشمنان نیز زمانی که ادامه بحران برایشان پرهزینه می‌شود، مذاکره می‌کنند. تهران می‌تواند هم‌زمان آمریکا را دشمن معرفی کند و برای کاهش فشار، جلوگیری از جنگ، گرفتن امتیاز اقتصادی یا خرید زمان با آن مذاکره کند.

به همین دلیل، شاید این مذاکرات را نه صرفاً «نمایش» و نه صرفاً «راه‌حل» بدانیم. مذاکره می‌تواند واقعی باشد و در عین حال بخشی از یک بازی بزرگ‌تر قدرت نیز باشد؛ بازی‌ای که در آن هر طرف تلاش می‌کند از دیپلماسی، فشار اقتصادی، قدرت نظامی و افکار عمومی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند.

اما مهم‌ترین سؤال، سؤال مردم ایران است: این مذاکرات چه چیزی برای آنها دارد؟

اگر نتیجه مذاکره کاهش تحریم‌ها، کاهش خطر جنگ، ثبات اقتصادی و باز شدن مسیر ارتباط ایران با جهان باشد، مردم باید اثر آن را در زندگی روزمره خود ببینند. اما اگر مذاکرات فقط برای مدیریت موقت بحران، خرید زمان یا حفظ موقعیت صاحبان قدرت باشد، باز هم این مردم هستند که هزینه شکست و ادامه تنش را پرداخت خواهند کرد.

سال‌هاست مردم ایران شاهد مذاکراتی بوده‌اند که با امید آغاز شده و بارها به بن‌بست رسیده است. بنابراین طبیعی است که امروز فقط با شنیدن خبر «مذاکره» قانع نشوند. پرسش آنها روشن است: این بار چه چیزی متفاوت است؟

چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ چه کسی پاسخ‌گوست؟ اگر توافقی حاصل شود، منافع آن به مردم خواهد رسید؟ و اگر مذاکرات شکست بخورد، چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت؟

شاید مسئله امروز ایران فقط «مذاکره یا عدم مذاکره» نباشد؛ مسئله این است که مذاکره برای چه کسی و با چه هدفی انجام می‌شود.

اگر مذاکره برای ایران است، باید نتیجه آن در زندگی ایرانیان دیده شود. مردم ایران سال‌هاست هزینه سیاست خارجی کشورشان را می‌پردازند. اکنون حق دارند بدانند چه کسانی درباره آینده آنها تصمیم می‌گیرند و آیا این تصمیم‌ها واقعاً برای آینده مردم است یا برای حفظ ساختار قدرت.

در نهایت، پاسخ واقعی را نه شعارهای ضدآمریکایی تعیین می‌کند و نه عکس‌های مذاکره در نیویورک؛ نتیجه را زندگی مردم ایران مشخص خواهد کرد.

منابع: Reuters؛ Al Jazeera؛ Council on Foreign Relations (CFR)؛ Constitute Project.

 

 محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.

 

 

بازدیدها: 6