نویسنده: مژگان روشنی
25-9-2026
آمار قربانیان مردم ایران از آغاز حکومت جمهوری اسلامی بیش از آمار کشتهشدگان غزه بوده است؛ چرا جهان همچنان در اینباره سکوت میکند؟
یک پرسش ساده، اما سنگین
اگر جان انسانها فارغ از جغرافیا ارزش یکسان دارد، چرا رنج و قربانیان مردم ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته، چنین کمرنگتر در حافظه سیاسی و رسانهای جهان باقی ماندهاند؟
نزدیک به پنج دهه از استقرار جمهوری اسلامی در ایران میگذرد؛ نزدیک به پنج دههای که مردم ایران جنگ، بمباران، اعدام، زندان، شکنجه، سرکوب قومی و سیاسی و کشتار در جریان اعتراضات را تجربه کردهاند.
از کردستان و ترکمنصحرا در نخستین سالهای حکومت تا جنگ ایران و عراق، اعدامهای دهه شصت، کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، جنبش سبز، آبان ۱۳۹۸، خوزستان، بلوچستان، «زن، زندگی، آزادی» و سرکوبهای خونین سالهای اخیر.
اما یک سؤال همچنان باقی است:
چه کسی همه این قربانیان را شمرده است؟
قربانی، قربانی است
این مقاله نمیخواهد رنج مردم غزه را با رنج مردم ایران در برابر یکدیگر قرار دهد.
قربانی، قربانی است.
کودکی که زیر بمباران جان میدهد، انسانی که در خیابان هدف گلوله قرار میگیرد، زندانیای که در زندان اعدام میشود یا خانوادهای که عزیزش را در جنگ از دست میدهد، همگی قربانیاند.
درد مادر ایرانی که فرزندش را از دست داده، با درد مادر فلسطینی تفاوتی در اصل انسانی آن ندارد.
پس سؤال ما این نیست که چرا جهان درباره غزه سخن میگوید.
سؤال این است که چرا همین حساسیت انسانی درباره دههها رنج مردم ایران به یک مطالبه جهانی پایدار تبدیل نشد؟
جنگ؛ صدها هزار قربانی ایرانی, جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ با حمله عراق آغاز شد. بنابراین نمیتوان تمام قربانیان جنگ را «کشتهشدگان به دست جمهوری اسلامی» نامید.
اما آنها بدون تردید قربانیان مردم ایران در دوره جمهوری اسلامی هستند.
یک مطالعه ملی، شمار جانباختگان ایرانی جنگ ایران و عراق را ۱۸۳٬۶۲۳ نفر گزارش کرده است. یک مرور نظاممند علمی نیز دامنه تلفات ایرانی جنگ را ۱۸۸٬۰۱۵ تا ۲۱۷٬۴۸۹ نفر برآورد کرده است.
این رقم بهتنهایی نشان میدهد که وقتی درباره «قربانیان مردم ایران در دوره جمهوری اسلامی» سخن میگوییم، با یک رقم کوچک یا محدود به اعتراضات سیاسی روبهرو نیستیم.
هزاران خانواده ایرانی نیز در شهرها و روستاهای مختلف، زیر بمباران و موشکباران عزیزان خود را از دست دادند.
قربانیان جنگ را نمیتوان از حافظه انسانی ایران حذف کرد فقط به این دلیل که عامل مستقیم مرگ آنها در همه موارد یکسان نبوده است.
اعدام و کشتار سیاسی,اما جنگ تنها بخشی از این تاریخ است.
اعدامهای گسترده از سالهای نخست جمهوری اسلامی آغاز شد. سپس در سال ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی اعدام شدند.
دیدهبان حقوق بشر بر اساس برآوردهای موجود، شمار قربانیان کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ را حدود ۲۸۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر دانسته است و تأکید کرده که رقم دقیق همچنان مشخص نیست.
این یعنی حتی در یکی از مهمترین وقایع سیاسی معاصر ایران، عدد قطعی و مورد توافقی در اختیار جهان نیست.
آبان ۱۳۹۸؛ وقتی حتی امکان شمارش قربانیان دشوار شد, در آبان ۱۳۹۸ نیز صدها نفر در جریان سرکوب اعتراضات کشته شدند.
عفو بینالملل مرگ ۳۲۳ نفر را مستند کرد و تأکید کرد که شمار واقعی میتواند بیشتر باشد.
یکی از مشکلات اصلی، قطع گسترده اینترنت و دشوار شدن ارتباط و راستیآزمایی بود.
اینجا با یک واقعیت تلخ روبهرو میشویم:
وقتی اینترنت قطع میشود، فقط صدای مردم قطع نمیشود؛ بخشی از امکان ثبت تاریخ هم قطع میشود.
«زن، زندگی، آزادی»؛ صدها نام ثبتشده، اما نه لزوماً همه قربانیان, در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز همین مسئله تکرار شد.
عفو بینالملل در تحقیقات منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۶، مرگ ۳۷۷ معترض و رهگذر، از جمله ۵۶ کودک را مستند کرده است؛ خود این سازمان نیز میگوید شمار واقعی قربانیان قابل تعیین نیست.
این ۳۷۷ نفر یک «عدد آماری» صرف نیستند.
۳۷۷ انساناند؛ ۳۷۷ خانواده، ۳۷۷ داستان و ۳۷۷ جای خالی.
و این تنها بخشی است که توانستهاند مستند کنند.
و سپس کشتارهای ۲۰۲۶
در ژانویه ۲۰۲۶، سرکوب اعتراضات در ایران به مرحلهای رسید که شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست ویژه خود درباره آن قطعنامه صادر کرد.
این شورا از کشتهشدن هزاران نفر، از جمله کودکان سخن گفت و بر دشواری راستیآزمایی دقیق آمار به دلیل قطع ارتباطات و محدودیت دسترسی تأکید کرد. همچنین مأموریت حقیقتیاب درباره ایران را تمدید و خواستار تحقیقات فوری درباره قتلهای فراقضایی، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و دیگر موارد نقض حقوق بشر شد.
بنابراین نمیتوان گفت جهان هیچ اطلاعی از آنچه در ایران میگذرد ندارد.
مسئله دقیقاً همین است: اسناد وجود دارد، قربانیان وجود دارند، گزارشهای بینالمللی وجود دارد؛ اما چرا پاسخ جهانی با ابعاد این رنج همسنگ نشده است؟
ایران و غزه؛ مسئله بر سر ارزش جان انسانهاست
آمار سازمان ملل درباره غزه نیز نشان میدهد که تعداد قربانیان این جنگ به دهها هزار نفر رسیده است. در گزارشهای OCHA، ارقام مربوط به قربانیان غزه به وزارت بهداشت غزه نسبت داده میشوند و سازمان ملل تصریح میکند که بخشی از این ارقام هنوز بهطور مستقل راستیآزمایی نشدهاند, بنابراین مقایسه باید با دقت انجام شود.
اما حتی با این احتیاط آماری، سؤال اصلی ما باقی میماند:
اگر جهان میتواند برای شمارش، ثبت، تحقیق و پیگیری قربانیان یک جنگ حساسیت نشان دهد، چرا قربانیان چندین دهه جنگ، اعدام، سرکوب و کشتار در ایران هنوز فاقد یک حسابرسی جامع و مستقل هستند؟
ما نمیگوییم غزه را فراموش کنید.
میگوییم ایران را هم فراموش نکنید.
آیا پای سیاست در میان است؟
آیا منافع ژئوپلیتیک؟
آیا انرژی و امنیت منطقه؟
آیا پرونده هستهای ایران؟
آیا روابط دولتها؟
آیا نگرانی از بیثباتی منطقه؟
آیا ترس از رویارویی با جمهوری اسلامی؟
یا دشواری دسترسی مستقل به ایران و قطع اینترنت؟
ما پاسخ قطعی برای همه این پرسشها ادعا نمیکنیم. اما حق داریم آنها را از دولتها، سازمان ملل و جامعه جهانی بپرسیم.
زیرا اگر حقوق بشر واقعاً یک ارزش جهانی است، نباید ارزش یک جان با پاسپورت، مرز، مذهب، قومیت یا موقعیت ژئوپلیتیک تعیین شود.
جهان مردم ایران را ببیند, مردم ایران نمیگویند غزه را فراموش کنید, نمیگویند فلسطین را فراموش کنید.
میگویند:
ما را هم ببینید. قربانیان ما را هم بشمارید. نامهای ما را هم ثبت کنید. درباره کشتارهای ما هم تحقیق کنید. خانوادههای ما را هم بشنوید.
و اجازه ندهید ملاحظات سیاسی تعیین کند کدام قربانی بیشتر دیده شود و کدام قربانی در سکوت بماند.
نزدیک به پنج دهه است که مردم ایران قربانی جنگ، خشونت سیاسی، اعدام، سرکوب و کشتار بودهاند.
و شاید تکاندهندهترین بخش ماجرا این باشد که حتی امروز نمیدانیم شمار واقعی همه این قربانیان چند نفر است.
این فقط یک خلأ آماری نیست.این خلأ، بخشی از فاجعه است.
تاریخ روزی خواهد پرسید:
وقتی مردم ایران کشته میشدند، وقتی خانوادهها عزیزانشان را از دست میدادند، وقتی نامها در میان سانسور و قطع اینترنت گم میشدند، جهان کجا ایستاده بود؟
پرسش مردم ایران ساده است:
اگر جان انسانها واقعاً برابر است، چرا صدای بعضی قربانیان بلندتر از صدای قربانیان دیگر شنیده میشود؟
منابع: PubMed، مطالعات علمی تلفات جنگ ایران و عراق؛ Human Rights Watch؛ Amnesty International؛ دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA)؛ شورای حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR).
محتوای مقاله صرفاً منعکس کننده دیدگاه های نویسندهاست و یارسانمدیا هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
بازدیدها: 24
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website