Home / پانل آزاد / ناخشنودی عمیق داخلی در ایران

ناخشنودی عمیق داخلی در ایران

هوشنگ یادگاری

فساد یک مشکل جدی در ایران بوده‌ است. از دیدگاه سازمان شفافیت بین‌الملل، جمهوری اسلامی ایران از نظر فساد داخلی در زمره فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد.
نظام اداری ایران در دوران جمهوری اسلامی فاسدتر گشته است. فساد در این دوران ابعادی بی‌سابقه پیدا کرده و اخلاق اجتماعی به‌طور وسیع ضربه خورده و موجب شده بی‌عدالتی و فقر افزایش یابد. این فساد به همراه اجحاف‌ و زورگویی‌های اداری و نبود راست‌گویی موجب تباهی منافع عمومی شده است. مسخ معیارهای حرفه‌ای و پایمال نمودن منافع مردم و نفی لیاقت‌ها و مسلط بودن منافع ایدئولوژیک و دفاع از منافع و امتیازات گروه‌های اجتماعی و اداری خاص از ویژگی‌های این فساد است. در کل زمینه‌های اجتماعی بسیار زیادی سبب شده که مردم در ایران دست به تظاهرات بزنند و روز به روز بر اقشار معترض جامعه افزوده می‌شود و شاهد ناامیدی بیشتر مردم نسبت به نظام می‌شوند؛ که این نارضایتی‌ها و ناامیدی‌های داخلی موجب انقلاب در سال‌های نه چندان دور در ایران می‌شود:
هفت مورد از مهم‌ترین دلایل داخلی برای انقلاب در ایران عبارت‌اند از:
1- آزادی بیان:
آزادی بیان معیاری اساسی برای هر نوع جامعه چندصدایی و دموکراتیک است. نقض این آزادی همواره به نابودی سایر موازین حقوق بشر در آن کشور منجر می‌شود. در ایران آزادی بیان وجود ندارد و صدای هر مخالف و دگراندیشی در گلو خفه می‌کنند؛ چرا؟ چون در چنین فضایی امکان اینکه حقیقت کشف شود به حداکثر می‌رسد؛ بنابراین حقیقت سران حکومت جمهوری اسلامی چیزی جز فساد، ظلم و… نیست.

2- رسانه:
یکی از مشخصه‌های رسانه آزاد این است که در یک رسانه آزاد، میهمانانی با رویکردها و جهت‌گیری‌های مختلف دعوت می‌شوند و به هر کدام تریبون داده می‌شود. رسانه آزاد می‌داند که در نهایت، این افکار عمومی هستند که باید تشخیص دهند در این بین چه کسی درست می‌گوید و سخنش به چه میزان بهره‌ای از حقیقت دارد. یک‌طرفه و جانب‌داری کردن صدا و سیما از نظام که صدای به حق مردمی را در این چهل سال هرگز نشنیده است. برخلاف کشورهای اروپایی که رسانه و روزنامه قدرت فراوانی دارد و می‌تواند هر نا عدالتی را به چالش بکشد، رسانه در ایران همیشه رویکرد حق به‌جانب از طرف نظام جمهوری اسلامی ایران بر مردم داشته است.
مثال: چندی پیش گزارشی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شد که در آن مصاحبه شوندگان همگی به یک‌صدا با فیلترینگ تلگرام موافق بودند و استدلال می‌کردند از زمانی که تلگرام فیلتر شده زندگی آن‌ها نیز بهتر شده است. دیری نپایید که مشخص شد این مصاحبه‌ها چیزی جز جعل واقعیت و تقطیع فیلم‌ها و مصادره به مطلوب نبوده است. پیش از آن بسیاری از کاربران توییتر خواستار تحریم صدا و سیما شده بودند و این شبکه را بخشی از یک بنگاه دروغ پراکنی حکومتی خوانده بودند.

3- دادگاه‌ها در ایران:
مردم برای احقاق حق خود هرگز نمی‌توانند با شخصی که در دستگاه نظام باشد در دادگاه پیروز شوند؛ چون رانت و پارتی، دستگاه‌های نظام از خورد تا کلان فرا گرفته و هرگز کسی یا شخصی نمی‌تواند این فساد را از بین ببرد. از طرف دیگر حکومت ایران توسط گروه خاصی اداره می‌شود که تمام این اشخاص آن چنان در فساد اداری و مالی غرق شده هستند که کسی از آن‌ها نمی‌تواند دیگری را پایین بکشد… برای نمونه زمین‌خواری و وام‌های کلان بدون سود بانکی، رشوه گرفتن و …همه سران حکومت به نحوی گرفتار این فساد اداری و اجتماعی هستند. همچنین دستگاه متولی مبارزه با فساد در ایران خود درگیر فسادهای گسترده هستند.

4- مشکلات اقتصادی:
مشکل عمده اقتصادی کشور مسئله نابرابری است که باعث می‌شود بیماری‌های بسیاری در جامعه بروز پیدا کند. این عوامل باعث بروز تورم، رکود و به دنبال آن بیکاری در جامعه می‌شود که در پی همه این‌ها، شکاف‌ها و گسل‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است. خروج از آن با رویکرد و رفتار سران حکومت اسلامی ایران تقریباً غیرممکن است؛ چون عامل این شکاف طبقاتی- اقتصادی خود آن‌ها هستند.

5- آگاهی طبقات مختلف جامعه نسبت به محیط سیاسی پیرامون خود:
روز به روز بر آگاهی آحاد جامعه افزوده می‌شود و هر اندازه افراد مختلف در طیف‌های گسترده جامعه نسبت به موضع موجود آگاهی پیدا کنند به همان نسبت بر ناامیدی اصلاح جامه افزوده می‌شود؛ که شبکه‌های اجتماعی نقش عمده‌ای بر این آگاهی داشته است به‌طوری که نقش تأثیرگذار صنعت چاپ در انقلاب مشروطه، نقش اعلامیه‌ها، شب‌نامه‌ها و نوار کاست در انقلاب ۵۷ و نقش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی چون فیس‌بوک و توییتر در جنبش ۸۸ بسیار مورد توجه در اعتراضات و تحولات مختلف قرار گرفت. به‌وسیله همین شبکه‌های اجتماعی از جمله تلگرام و … زمینه را برای اعتراضات بیشتر و گسترده‌تر و همچنین انقلاب جدید در کشور فراهم می‌شود.

6- رنگ باختن دین در جامعه:
وجود خرافات و آموزه‌های عقل ستیز موجب از بین رفتن باور انسان‌ها به دین می‌شود چرا كه وقتی عقل و دانش بشر به سستی آن خرافات دست یابد اعتمادش به دین را از دست می‌دهد و بدین جهت یكی از عوامل افول دین در جوامع، رخنه خرافات و مطالب نادرست در میان آموزه‌های دینی است. همچنین عملكرد حاكمان دینی تأثیر بسزایی در دین‌داری مردم دارد. وقتی كه مردم می‌دیدند كسانی كه خود را جانشین و مظهر خداوند در روی زمین می‌نامند، چنین رفتارهایی ریاکارانه، دارند طبعاً درباره تقدس و درستی و جدی بودن حرف‌هایشان به تردید می‌افتادند و کم کم دین نقش خود را در جامعه می بازد.

7- سرکوب اقوام و مذاهب مختلف در ایران:
دلیل بسیار مهم دیگر این هست که چهل سال هست اقوام و مذاهب دیگر را سرکوب کرده‌اند و اجازه شکوفایی نخبه‌ها و استعدادهای دیگر اقوام و مذاهب دیگر را نداده‌اند؛ بنابراین این رفتارهای تبعیض‌آمیز در ایران باعث کینه و دشمنی‌های فراوانی در افراد دگر اندیش نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایرانی شده است.
تمام این مشکلات، شرایط روانشناسی و نارضایتی پیچیده و خطرناکی در جامعه به وجود آورده است که به‌شدت مردم از نظام ناراضی شده‌اند. این نارضایتی‌ها که به‌صورت بسیار خلاصه بیان شده، تبدیل به آتش زیر خاکستر شده است که از چند گاهی گوشه‌ای از آن روشن می‌شود و حتماً در سال‌های چندان دور تمام قسمت‌های آن با هم شعله‌ور می‌شود و آن وقت شاهد انقلاب جدید در ایران خواهیم شد.

هوشنگ یادگاری

2018/8/10

[wpforms id=”4110″]

بازدیدها: 37