Home / پانل آزاد / تحلیلی بر وضعیت اقتصادی نابسامان جمهوری اسلامی و ریشه یابی آن

تحلیلی بر وضعیت اقتصادی نابسامان جمهوری اسلامی و ریشه یابی آن

‌اقتصاد ایران در سال‌جاری با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده است.
‌افزایش ناگهانی نرخ ارز در ماه ‌های اخیر و بالا رفتن قیمت برخی اقلام اساسی از جمله موضوعات مهم و به عقیده برخی اقتصاددان‌ها پاشنه آشیل اقتصاد کشور بوده و این موضوع بر وضعیت کنونی سیستم مالی و روان جامعه اثر منفی گذاشته است.
در این مقاله سعی شده است تا برخی از عوامل بوجود آورنده وضعیت فعلی اقتصاد کشور بررسی شود.
شاید مهم ترین سوال این باشد که چرا فعالیت‌های اقتصادی کشور در مجرای بانک و رانت خواری آقازاده ها اتفاق می‌افتد؟ قانع کننده ترین جوابی می توان تصور نمود این است که ایران کشوری در حال توسعه است و بازارهای مختلفی برای جذب منابع مالی مردم وجود ندارد و تنها مجرای موجود، سیستم بانکی است. با افزایش نرخ سود بانکی همه مردم و افراد سرمایه ‎ دار به بانک‌ها رجوع می‌ کنند. از آنجایی که سرمایه‏‌گذاری در دیگر حوزه‌ها چون مسکن، صنعت، خودرو و … با ریسک همراه است و مشکلاتی به دنبال دارد سیاست‌‌های پولی دولت تنها از مجرای بانکی انجام می پذیرد. تخلفات برخی از موسسات بانکی و اشخاص خاص در سال‌های اخیر در ارتباط با سپرده‌های مردم، این وضعیت شرایطی به وجود آورد که مردم نسبت به سیستم بانکی بی‌اعتماد شدند و اعتقاد داشتند سپرده‌هایشان نزد بانک امنیت ندارد و یا نظام اقتصادی کشور مشکل دارد، بنابراین به دنبال راهی بودند که با ریسک کمتری از سپرده‌هایشان سود ببرند. با توجه به اینکه پتانسیل قوی برای جذب پولی که در دست مردم است در کشور وجود ندارد، در چنین شرایطی وقتی که بازار پتانسیل جذب سپرده‌ها و پول‌هایی که دست مردم است را ندارد، ممکن است این پول‌ها به صورت سردرگم وارد بازار شود و امنیت آن به خطر بیفتد یا به صورت ناموزون و نامتوازن در جایی از اقتصاد بیرون بزند و پیکره اقتصاد به مثابه انسانی شود که دست یا پایی از وی شکل و شمایلی ناموزون دارد، در این وضعیت دولت به دنبال افزایش سود بانکی می‌رود و یا باید شرایط بازار را برای جذب سرمایه فراهم کند. نمونه این اتفاق رشد اقتصادی سال 94 است که حدود چهار درصد بود و از فروش خودرو بدست آمد و مردم در این صنعت سرمایه ‎ گذاری کردند که نفعش به دولت رسید.
چه عاملی باعث افزایش نرخ ارز در ایران می باشد؟ افزایش نرخ ارز به دو دلیل سیاسی و اقتصادی بود و به صورت مطلق نمی توان دلیل اصلی را مشخص نمود. به همین دلیل برخی از کارشناسان اقتصادی معتقدند که بالارفتن قیمت ارز موضوعی اقتصادی نیست و ریشه سیاسی دارد. برخی معتقدند سیاست اصلی‌ترین علت افزایش قیمت دلار است و در توضیح علت اقتصادی افزایش نرخ ارز باید گفت که در بودجه بندی سال گذشته 90 درصد بودجه در بخش جاری فصل بندی شد و درآمدها جوابگوی هزینه ‎ ها نبود و ده درصد به بخش عمران، بهداشت و درمان و … اختصاص یافت و با این وجود دولت مجبور شد با توجه به بالا بودن هزینه های جاری، در سه ماهه آخر سال گذشته 40 هزار میلیارد از بخش بهداشت و درمان کم و به بخش جاری اضافه کند. با این کار خزانه ‎ دولت خالی شد و شرایط خوبی نداشت و این وضعیت باعث شد نابه هنجاری در بازار ارز و دلار پیش آید. البته انتظارات مردمی در افزایش قیمت دلار تاثیر زیادی داشت، در این بین رأی دادگاه لاهه به نفع ایران و تاییدیه FATF باعث شد قیمت دلار پایین آید و دولت نیز چون صندوق ذخیره ارزی پری داشت قیمت ارز را پایین آورد و موجبات حذف بسیاری از دلالان را فراهم آورد و انتظارات مردم به سمتی رفت که نرخ ارز در حال کاهش است.
آینده قیمت ارز در کشور چه می‌شود؟ دولت انتظار نداشت نرخ ارز تا 19 هزار تومان برود اما از آنجا که لنگر نوسانات ارزی را باید در بخش انتظارات مردم جست و جو کرد و این انتظارات باعث می‌‌شود نرخ دلار به طرز غیر معقولانه ای افزایش یابد و دلالی در بخش بازار ارز به وجود آید تا منفعتی ایجاد شود. در شرایطی که بحث رای دادگاه لاهه و تاییدیه FATF مطرح شد تعداد زیادی از کسانی‌که ارز خریداری کرده بودند آنها را با قیمت 7500 هزار تومان به دولت فروختند و در این بین آنانی که کارشان معامله با ارز است و اطلاعات دقیقی در این باره داشتند متقاعد نشدند که با قیمت پایین ارز بفروشند چون دیدشان به این صورت است که ابتدای سال میلادی و پایان سال خورشیدی افزایش قیمت داریم و همه حجم ارز به دولت بازنگشت و درصد زیادی از این حجم ارز دست کسانی است که کار تخصیصی‌ آنها در بازار ارز بوده و این افراد چون پشتوانه مالی دارند اعتقاد دارند قیمت بالا می‌رود و منتظر افزایش نرخ ارز هستند. درباره آینده بازار نرخ ارز باید گفته شود که پیش بینی می‌شود که حداقل تا چند ماهه مانده به آخر سال شاید دولت قیمت ارز کنونی که حدود 14 هزار تومان است را تثبیت کند اما قیمت‌‌ها پایین نمی ‌آیند. در این راستا افزایش صادارت یکی از راه‌هایی است که با کمک آن می‌توان ارز را به کشور وارد کرد و در سال‌ های گذشته دولت برای تشویق صادرکنندگان به صادارات مشوق ‌هایی را تدوین کرده بود. مدتی‌ است دولت مشوق‌های صادراتی را پرداخت نمی‌کند و این امر باعث شده صادرکنندگان دلسرد و بی انگیزه شوند. اما این سوال پیش می‌آید که علت این مساله چیست؟ پاسخ این است که به دلیل تنش در صندوق ذخیره ارزی دولت، از پرداخت این مشوق‌ها خودداری کرد. گاهی دولت نیاز به ارز ندارد و طرح تشویقی برای صادرات نمی‌گذارد و از تولیدکننده می ‎ خواهد که تولید باکیفیت را برای داخل بگذارد و در آن سال‌ها نیز این شرایط باعث خودداری از اجرای طرح مشوق‌های صادراتی شد.
برخی اعتقاد دارند رشد اقتصادی منهای نفت در ایران می‌تواند رخ ‎ دهد. اما آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟ با بیان اینکه ایران رشد اقتصادی منهای نفت در کشور ندارد، این صادرات است که ایجاد درآمد می‌ کند اما جمهوری اسلامی از این حوزه غافل شده‌است، چون به درآمد نفت متکی است و روی بخش‌های مختلف اقتصاد، صنعت و … مانور نداده و صنعت مادری ندارد که بتواند آن را صادر کند و به همین دلیل اقتصاد متکی به نفت مشکلات زیادی برای دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند. اگر در بلند مدت با برنامه بتواند به نفت متکی نباشد، اقتصاد ایران رشد می‌‌کند. باید مدیریت صحیح داشت و پس‌اندازهای ریز خانوارها را مدیریت کرد و در کنار آن صنایع کوچک مدیریت شوند و منابع بانکی که دارند به سمت بنگاه‌های زود بازده می‌روند، در بخش واقعی اقتصاد هدایت شده و فضاهای کسب و کار جدید را تقویت کند تا فراز و نشیب اقتصادی نداشته باشد، همچنین دولت باید از منابع غیر نفتی از بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی حمایت کند که لزوما در اقتصاد جمهوری اسلامی که تدابیر اندیشیده نمی شود که از دوعلت سرچشمه می گیرد یکی بی کفایتی سران حاکمه و دیگری هرآنچه که به نفع رفاه مردم و در راستای منافع ملی مردم ایران باشد انجام نخواهد گرفت.
چرا اقتصاد ایران سیاسی است؟ اصلی ترین علت آن اتکا به درآمدهای نفتی است و عدم میدان دادن به افراد صاحب فکر است و همچنین اشغال پست‌ های مدیریتی توسط آقا زاده ها و رانت خوارهای حکومتی. درواقع باید این پرسش را مطرح نمود که بدترین آفت اقتصاد کشور سیاست است یا اتکای به نفت؟ که البته هر دو گزینه از علل اصلی اقتصاد فعلی ایران است. تا زمانی‌که متکی به نفت هستیم نمی‌‏توانیم رشد خوبی در اقتصاد داشته باشیم. همچنین برخی جاها سیاسی‌کاری و جناح‌بازی در اقتصاد ما رخنه کرده است و جزء لاینفکی از آن شده که نباید این موضوع را نادیده گرفت.

پیام اژبر 

12/8/2018

[wpforms id=”4110″]

بازدیدها: 1045