Home / امیر سلیمی / ناسیونالیسم زنگ خوردەی ایرانی

ناسیونالیسم زنگ خوردەی ایرانی

 

ناسیونالیسم زنگ خوردەی ایرانی

ایمە حقیقت ملتی یار بوینە لە جم…………………………….تو ملتی عمر و عثمان مذهبی چواری

(شریفە خطاب بە عابدین)

 

Amir salimiتا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خیلیها اعلام کردند کە ناسیونالیسم مرحلە گذشتە از روند تکاملی جامعە بالاخص در اروپا و بطور عام در جهان است. کمونیستها در شرق و لیبرالها در غرب بر سر این ادعا متفق القول بودند. کمونیستها ناسیونالیسم را پدیدەی بورژوازی- سرمایەداری، و یک تأخیر تاریخی، تفسیر میکردند کە در جامعەی سوسیالیتی پایان می پذیرد. در آنسو، دیدگاە و چشم انداز جامعە شناسانەی لیبرالی بر این بود کە ناسیونالیسم ربط بە دوران پیش سرمایەداری دارد، و روابط نوین بین الملل، ادغام جهانی، افزایش سطح روابط و تماس و تعاملهای فرهنگی مقولە ناسیونالیسم را بە دکترینی کهنە و فرسودە تبدیل کردە است. این دو تفسیر و فهم از ناسیونالیسم اشتباە از آب در آمد. ناسیونالیسم در اروپا و جهان بعد از فروپاشی جمهوری شوراها تبدیل بە داغترین موضوع سیاسی شد. با پایان استعمار- کە هدف آن ” رهائی ملی” بود- ملت-دولتهای زیادی سر بر آوردند. امروز در جغرافیای سیاسی این دولت-ملتها گروەهای فرهنگی خود را بعنوان ملت تعریف و تفسیر میکنند و خواهان استقلال سیاسی هستند. از اسپانیا گرفتە تا انگلیس، كشورهای زیادی در اروپا، و در اتیوبی و سوادان و جهای دیگر آفریقا، در آسیا، مخصوصا خاورمیانە موضوع ناسیونالیسم ساختار سیاسی و اعتبار تاریخی “ملت-دولت” را در این کشورها بە چالش کشیدە است. Brexit نمونەی تازە عصیان احساسات پوپولیستی ناسیونالیسم در وهلەی اول علیە مهاجرین و در وهلەی دوم عکس العملی علیە انتگراسیون جهانی وارزشهای جهانشمول بود (البتە نباید اعتراض و نارضایتی مردمی را از بوروکراسی سنگین اتحادیە اروپا و قدرت هرچە بیشترنظام بانکی و ارزی کاپیتالیستی درمورد این رفتار سیاسی نادیدە گرفت).

موضوع این نوشتە ایران است. مسئلە کورد در ایران هموارە و همیشە ناسیونالیسم ایرانی و دولت-ملت ایران کە بر اساس سە مشخصەهای اصلی چون زبان فارسی، مذهب شیعەی اثنی اعشری و ملت فارس یا قوم فارس (فارسها اختیار دارند کە هرچە خود را دوست دارند و صحیح میدانند نام نهند) پایە گذاری شدە است، بە چالش کشیدە است، و آن را از لحاظ نظری و فلسفی با مشکل مواجهە نمودە است. ناسیونالیسم ایرانی تعریفی منسوخ و گمراە کنندەای برای موضوع “نەتەوەی کورد” در ایران و در دیگر کشورهای کە کورد جمعیت آنها را تشکیل میدهد، دارد. تعریف ناسیونالیسم ایرانی هدفمند و سازمانیافتە است و برای تشویش اذهان عمومی ابای از تحریف و جعل تاریخ ندارد. برای ناسیونالیستهای ایرانی کورد در دیگر کشورها بە قول آنها “ملت” است، اما در ایران بە “قوم و قبیلە و تیرە ایرانی” تقلیل دادە میشود. ناگفتە نماند کە نخبەگان کورد نیز سهم بزرگی در این تقلیل گرایی دارند. رفتار و برخورد گزینشی با واژەها و اصطلاحات از طرف ناسیونالیستهای ایرانی مقبول و مشروع است، اما تعریف متدوال و مستفاد در علوم جامعە شناسی و مردم شناسی کە مورد استفادە وقبول ناسیونالیسم میهن پرست کورد است با تکفیر و تهدید پوزسیون و اپوزیسیون ایرانی روبرو می شود. این هستەی نسنجیدگی و ابهام در نظام فکری ناسیونالیسم ایرانی است. ناسیونالیسم ایرانی چیزی بیشتر از باور داشتن بە بودن “ایران” و تلاش در جهت داشتن شناسنامەی “ایرانی” برای ساکنین این واحد بە هم چسپیدە جغرافی – سیاسی، کە بە آن ایران گفتە می شود، نیست. هستە و عصارەی ناسیونالیسم ایرانی همانا ” ملت ایران” است کە از لحاظ تاریخی و معرفتی نامفهوم ومبهم است. سٶال این است کە “ملت ایران” از کجا و چگونە وارد ادبیات سیاسی شدە است، و کدام سرزمین یا “نەتەوە” را تعریف می کند و کی هویت تاریخی تمام گروەهای اتنیکی و ملی را در قالب نام “ایران” تعریف و تحریف کرد. ناسیونالیسم ایرانی “ایران” را مشتق از ” آریا”یا ” آیران واج” میداند در حالیکە بعضی معتقدند کە این واژە به معنی «آزاده، شریف و اصیل» است. و از لحاظ جغرافیای بە منا‌‌‌طق خوارزم ، اتفاعات مرکزی افغانستان و شمال سرزمین باستانی سغد میدانند. سغد باستان شامل بخشهای از سرزمینهای کنونی تاجیکستان و ازبکستان است.

راجع به‌ اینکه‌ آریان ها بعد از ورود به‌ فلات ایران چگونه‌ منتشر شده‌اند، باید گفت در‌ آوستا اسامی ١٦ مملکت را ذکر شده‌، که‌ میتوان از ” آیران واج”، ” ورن” ( صفحه‌ی البرز) و ”پنجاب هند” و غیره‌ نام برد. مردوخ نظراتی در مورد پدیدارشناسی واژه‌ی ”آریان”در کتاب تاریخ کورد و کودستان ارائه‌ نموده‌ است. نویسنده‌ یونانی، اراتستن، نخستین نویسنده‌ خارجی است که‌ قسمتی از ایران را ”آریانا” نامیده‌ است. ولی استرابون بدلیل زبان مشترک قسمتهای زیادی را به‌ این واحد جغرافی اضافه‌ می کند. در زمان ساسانیان حدود سیاسی و جغرافی ایران یا ایران شهر وسیع تر بوده‌ است و بقول یاقوت حموی (معجم البلدان) و مسعودی (مروج الذهب) بی دلیل نبود که‌ شاهان ساسانی تیسفون، واقع در میان رودان، را ” دل ایران شهر” می نامیدند. بە گفتەی شاهرخ وفاداری پژوهشگر ایران باستان، در کتابهای دینی هند کە “ودا” ها نام دارد با تغییراتی لفظی حدود ٣٠ بار و در “اوستا” حدود ٥٠ از آریا نام بردە شدە است. او اضافە می کند کە در کتیبەهای تخت جمشید شاهان هخامنشی خود را “آریایی” می دانند. بنظر او در ابتدا یک محقق انگلیسی بنام سر ویلیام جونس  (Williams Jones Sir) در سال ١٧٨٦ میلادی در هندوستان بدنبال ارتباط زبانی میان زبان سانسکریت و یونانی کهن و لاتینی بود. بنظر رضا ضیا ابراهیمی استاد رشتە تاریخ هرچند در ابتدا تئوری هندواروپایی بر مبنای علمی پی ریزی شدە بود اما بعدها با تاثیر روز افزون ایدئولوژی ملیتهای اروپایی خصوصا آلمانی ها صرفا جهت منافع سیاسی خود این تئوری جانب علمی خود را از دست داد و زبان و نژاد بە کلی با هم قاطی شدند و بسوی نژادپرستی سیاسی ترسناک آراستە شد. قبلا آلمانی ها در سال ١٧٧٠ میلادی با لغت Arier آشنا شدە بودند، آنها این لغت را از فردی بنام nquetil DuperronA گرفتە بودند کە او نیز ان را از اوستا و  Regvida (منبع هندی کهن) گرفتە بود.

مازیار اشرفیان نیاب استاد علم ژنتیک میگوید تئوری وجود دارد کە میگوید هندواروپاییها جمعیتی بودند کە از شرق و جنوب شرق روسیە شروع کردن بە مهاجرت بە فلات ایران و جایگزین ساکنین بومی آن شدە اند. او میگوید مطالعات ژنتیکی نشان میدهد کە ردپای اقوام گوناگون در فلات ایران پیدا می شود و وجود بخش عمدە جمعیتهای ایرانی بە ٥٠٠٠-١٠٠٠٠ سال پیش برمیگردد کە در حاشیەی غربی فلات ایران انقلاب کشاورزی را در دوران نوسنگی بە انجام رساندند. بنظر او مهاجرتی صورت نگرفتە است، و اگر مهاجرتی صورت گرفتە باشد در داخل سرزمینی کە بە نام “ایران” شناختە شدە است، انجام گرفتە است.

دکتر رضا مرادی غیاث آبادی میگوید کە شواهد موثق و تاریخی وجود ندارد کە این مردم باصطلاح بنام “آریایی” کە بە نجد ایران آمدەاند دارای چە فرهنگی، چە روابط و مناسبات اجتماعی و اقتصادی و دین و زبانی بودەاند. بنظر او تعریفی برای اصطلاح “آریایی” وجود ندارد. او میگوید بدلیل اینکە دانشمندان از “زبان آریایی” و ” فرهنگ آریایی” نام می برند بناچار دیگران آن را تکرار می کنند. او می افزاید کە تمایز یا اشتراکات فرهنگی و دیگر ویژگیها بین “بومیان” فلات ایران و “آریایها” نا مشخص و غیر قابل تعریف است.
فردوسی (قرن چهارم هجری) بیش از ٧٠٠ مرتبه‌ از ”ایران”، ”ایران زمین” و ”ایرانیان” و غیره‌ نام می برد. فردوسی ایران را در مقابل دیگر سرزمنیهای چون کرمان و البرز و مازندران نام می برد. پس ایران مورد نظر فردوسی نمی تواند در بر گیرندەی سرزمینهای دیگر، بغیر از خراسان بزرگ، باشد.

آگاهان بە روند و پروسەهای سیاسی در ایران در دوران ملی سازی – پروژە مشروطە – اذعان می کنند کە “ملت ایران” بعنوان یک واحد تعریفی برای ساکنین آن دستاورد و محصول هیمن دوران است. هیچ سندی موثق تاریخی در ادبیات سیاسی دوران ما قبل مشروطە وجود ندارد کە از نام “ایران” بە مفهوم کنونی ذکری کردە باشد. ملت، بیشتر در ادبیات فارسی بمنظور دین یا مذهب مورد استفادە قرار گرفتە است. هامنطور کە در دفاتر یاری نیز اشارە شدە است و این مبحث با یک بند کلام در این مورد شروع می شود، “ملت” بمعنی “دین” است. در ادبیات فارسی نیز “ملت” را برای تعریف “دین” بکار برداەند.

منوچهری:

و آنان کە مفسدان جهانند و مرتدان از ملت محمد و توحید و کردگار…

فرخی: امیر عالم عادل محمد محمود، جلال دولت و ملک جمال ملت و دین.

ناصر خسرو: از روزگار خلق ملولم کنون از آن پشتم بر کردگار رسول و ملتش.

نوروزنامە: شمشیر پاسبان ملک است و نگهبان ملت.

کلیلە و دمنە: در ترجیح دین و تفضیل مذهب خویش سخن میگفتند و گر در تقبیح ملت و نفی مخالفان می گفتند.

سعدی: جوری کە تو میکنی بە اسلام در ملت کافری ندیدم.

مولوی: ملت عشق از همە دینها جداست، عاشقان را مذهب و ملت خداست.

تاریخ غازان: چون بە دین اسلام در آمد و ملت نبوی و دین حنفی را بە گوش و هوش و سمع رضا القا فرمود…

حافظ: جنگ هفتاد دو ملت همە عذر بنە ، چون ندیدند رە حقیقت بە افسانە زدند

در کتابهای چون تاریخ طبری، گلستان و بوستان، سفرنامە ناصرخسرو و سیاست نامە و غیرە فقط از “ملک عجم” نام می برند و بە ایران اشارەای نمی کنند.

ناسیونالیستهای ایرانی (فارس و فارس زبان) برای تمام “نەتەوەهای” (ملتهای) ایران “هویت ملی ایرانی” را بر اساس پدیدەهای عینی چون نژاد مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک و خاک مشترک با ایرانیها (منظورشان قوم یا ملت فارس است) بعنوان نسخەای ازلی و ابدی می پیچند، و ادعا میکنند کە کوردها در دیگر کشورها فاقد چنین اشتراکاتی با عربها، ترکها و مردم قفقاز هستند. برای تأیید و رد چنین ادعای درست بنظر میرسد کە این اشتراکات را از لحاظ تاریخی و عینی صادقانە و بطور مختصر از نظر بگذرانیم.

نژاد مشترک

ناسیونالیستهای ایرانی بر این باورند کە قریب باتفاق تمام “نەتەوەهای” درون کشور ایران دارای ریشەی نژادی مشترک آریایی هستند. علوم بیولوژی، مردم شناسی و جامعە شناسی نشان میدهند کە در بین گروەهای انسانی، نژاد و تباری همگون و دارای خلوص وجود ندارد و چنین نظری از لحاظ علمی فاقد اعتبار است. در طول تاریخ اقوام، تیرەها، طایفەها و نەتەوەهای گوناگون بدلایل جنگ، مهاجرت، تجارت، تغییرات دموگرافیک و تغییرات اقلیمی و هوا و دیگر مناسبات و روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در هم آمیختەاند و بدین دلیل نژاد یا تباری یکدست و خالص غیر قابل تصور است. تنوع تباری و بافت مردمی یکی از مشخصەهای انکار ناپذیر فلات زاگرس است. اشتراکات نژادی نمی تواند تعریف و استدلالی جامع از ملت بدست بدهد. تبار یا نژاد اسلاوهای شرقی دارای چندین ملت هستند کە هر کدام بتنهایی دولت خود را تشکیل دادەاند. عربها و یهودیها دارای نژاد مشترک هستند، اما دارای چند دولت-ملت هستند و حتی دشمن سرسخت یکدیگر بشمار میروند.

تاریخ مشترک

بی شک تاریخ مشترک، پیوند و روابط عاطفی و احساسات ملی، قومی، تباری، دینی و دیگر گزارەها و مٶلفەهای مشخصە یک هویت در بین افراد ایجاد می کند و در تحکیم و ایجاد همبستگی بین این افراد برای انجام کارهای بزرگ نقش مٶثری دارد.

در کارنامە اردشیربابکان آمدە است کە پس از مرگ اسکندر رومی در ایرانشهر دویست وچهل کد خدا دارای حکمرانی در قلمرو خود بودەاند. پس از مرگ یزگرد آخرین پادشاە ساسانی تا تاریخ برافتادن خاندان قاجار بیش ١٥٠ خاندان مستقل یا نیمە مستقل در درون ایران دارای پادشاهی بودند و تنها چهار خاندان سلجوقیان، مغولان، صفویان و افشار توانستند بر سراسر ایران حکمرانی کنند. بی معنی و بی ربط نیست کە ایرانیان باستان و ایرانیان بعد از اسلام تاریخ را تنها سرگذشت پادشاهان و شهریاران می پنداشتند و بدین دلیل کتابهای تاریخی را “خداینامە” یا ” شاهنامە” می نامیدند. تاریخ ایران از دوران باستان تا دوران قاجار تاریخ شاهان و ایلها بودە است. بدین ترتیب میتوان ادعا کرد که‌ ایران یک واقعییت سیاسی غیر ثابت، جغرافیایی، زبانی، فرهنگی، اجتماعی و مردمی تاریخی است که‌ پیش از ظهور خود ( از دوران ساسانیان بە بعد و بعد از سرکوب قیام گئوماتە مادی از طرف داریوش) و پس از آن تطور و تحول یافته‌ و به‌ شکل امپراطوری اداره‌ شده‌ و به‌ همین جهت تا قبل از تأسیس دولت – ملت تقریبا مرز و زبان و قلمرو سیاسی مشخصی نداشته‌ است.

سقوط پرسپولیس در مقایسە با سقوط هگمتانە برای ما کوردها، اخلاف مادها، بی ربط و بی معنی است. سقوط پرسپولیس حادثە سیاسی و نظامی در همسایگی مادها بود، اما سقوط هگمتانە شکست سیاسی و آغاز دوران زیردستی و اعمال سیاتهای و رفتارهای تحقیر آمیز و تبعیض آمیز پارسها بر مادها بود.

داریوش برای ترساندن مادها و از بین بردن قدرت قدیم ماد فره‌ورتیش را با دماغ و زبان و گوش بریده در هگمتانه گرداند و بعد مصلوب کرد و همکاران او را در قلعه ی هگمتانه پوست کندند. چیثر‌تخمه می خواست سلطنت دیااکو را تجدید کند. داریوش بقیه شاهان را فقط اعدام کرد اما فره ورتیش و چیثر تخمه را که شاهان مادی بودند با دستهای خود گوش و بینی و چشم آن‌ها را در آورده و پوست همکاران آن‌ها را کند.

داستان یورش لشکریان شاە عباس بە قلعە دمدم در درە قاسملو (ارومیە)، محاصرە و قتل عام ساکنین آن منشا الهام یکی از منظومەهای تراژیک ادبیات کردی است .

داستان قتل شاە تیمور بانیارانی بدست حکومت قاجار کە دفاتر یاری این واقعە را بوسیلە کلام بە تفصیل بازگو میکند.

این وقایع تاریخی نشان میدهد کە تاریخ مشترک فقط میتواند ناشی از حافظە تاریخی ناقص ناسیونالیستهای ایرانی باشد. تاریخ مشترک کوردها با نظامهای سیاسی و قدرتمدار ایرانی چیزی بیشتر از قدرت طلبی اولی و حق طلبی دومی نبودە است. اولی درتلاش برای ذوب و دومی مبارزە برای هستی ذاتی خود.

 

خاک، زبان و فرهنگ مشترک

آمریکای جنوبی (جز برزیل) همە دارای زبان، خاک بهم پیوستە و رشد اقتصادی مشابهە هستند و این شروط از آنها یک ملت بوجود نیاوردە است. این وضع در مورد اتریش و آلمان و عربها نیز صدق می کند.

میبینیم که هر ملت میتواند بیآنکه به زبان مشترکی حرف بزند، شکل بگیرد و موجودیت بیابد و به مبارزه دست بزند، (نظیر اندونزی، هندوستان، غنا …) یا اینکه زبان مشترک داشته باشد اما سرزمین مشترک و مناسبات اقتصادی مشترک نداشته باشد (مثلا در کشورهای عربی شرق میانه).

خاک کوردستان از شمال، جنوب، شرق و غرب بطور طبیعی بهم پیوستە است. کوردستان از دوران ماد تا جنگ چالدران سرزمینی یکپارچە بودە است. کوردها درتمام تارخ خود در این سرزمین زندگی کردەاند. تمام ملتها در کشور ایران با ملت خود در کشورهای دیگر دارای جغرافیا و خاک مشترک هستند. مرزهای ایران ، مرزهای مصنوعی بودەاند کە در طول تاریخ بدلایل سیاسی و نظامی متغییر بودە است. زمانی از رود سهند تا دریای مدیترانە امتداد داشتە، والآن بمراتب کوچکتر از آن زمان یا زمان افشاریە است. بهمین دلیل تا دوران کنونی “خاک مشترک” در تغییر بودە است. از قفقاز گرفتە تا روز سهند و دریای مدیترانە کشورهای بوجود آمدە است، و دیگر نمی تواند بخشی از جغرافیای سیاسی و خاک مشترک تمام مردمان این خطە باشد.

اولین بار کە اســم ُکردســتان در کتاب نزهه القلوب حمداهلل مســتوفی بە کار رفت شامل: ولایات ارمن، جزیره، اربیل، هولیر و آمد، که مرکزش شــهر بهار در شــمال همدان بود که شهرهای طاقبستان، بیستون. ماهیدشــت، دربند تاج خاتون خفتیان، بهار، دینور، شــهر ژورکرمانشاه، کنگاور، دربند زنگی و شهر الشتر را توابع آن می‌داند. این شهرهای بزرگ خاک مشترک کوردها را تشکیل میدهند کە امروز بین چند کشور دیگر تقسیم شدە است و “نەتەوەی” کورد را بدلایل سیاستهای آسیملاسیونی در این كشورها دچار انقطاع و گسستهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کردە است.

با توجە بە سە خانوادە بزرگ زبانی، سامی، هندواروپایی و آورال آلتایی ، زبان کوردی بە دومین خانوادە زبانی متعلق دارد. بقول محققین گویشوران زبان‌های هندواروپایی سخنوران بزرگ‌ترین خانوادهٔ زبانی شناخته‌شده در دنیای امروزند. زبانهای کە امروز در ایران بە آن صحبت می شود عبارتند از : ترکی، عربی، فارسی، کوردی، بلوچی، لری و تالشی و غیرە . زبان کوردی خود نیز دارای گویشهای مختلفی است. ساکنان ایران را نمی توان دارای زبانی مشترک دانست. هامنطور کە در بالا شرح آن رفت سە خانوادە بزرگ زبانی وجود دارند. “نەتەوەها” و ساکنان سرزمین ایران هر کدام از لحاظ زبانی بە یکی از این سە خانوادە زبانی تعلق دارند. بعنوان نمونە کوردها با داشتن زبان مستقل و منحصر بە خود بە خانوادە ‌هندواروپایی، عربها بە سامی و ترکها بە آورال آلتایی. این تعلق زبانی نشان میدهد کە زبان فارسی را نە از لحاظ علمی و نە از لحاظ تاریخی میتوان زبان مشترک “نەتەوەهای” ایران دانست.

بی شک نقاط و وجوە مشترک فرهنگی در بین اقوام و نەتەوهای دور و همسایە وجود دارد. مسلمانان جهان با وجود داشتن چندها دولت-ملت از طریق ایام رمضان، قربان و دیگر مناسک اسلامی پیوندهای عمیق معنوی با هم دارند، اما این اشتراک فرهنگی و دینی از آنها یک “نەتەوە” بوجود نیاوردە است. این امر در مورد مسیحیان جهان نیز صدق می کند. کوردها نیز در ایران نوروز و دیگر اشتراکات فرهنگی با سایر نەتەوەها دارند، اما این نمی تواند از آنها ملت همگون و یکنواخت بسازد.

 

نتیجە

برای تشخیص و تعیین ”نەتەوە” بودن کوردها و مستقل بودن آنها از ناسیونالیسم ایرانی بر اساس فاکتهای مربوطە عین واقعیتها را ملاک و محک قرار دادیم. بدون توجە بە پیشداروریهای و یا تمایلات و محتویات ذهنی شالودە استدلال استوار بر واقعیات عینی است. کوردها در زمینەهای مورد اشارە نمی توانند بخشی از ناسیونالیسم ایرانی باشند. از لحاظ ذهنی کوردها نیز خود را ‘نەتەوەی” مستقل میدانند، اما بهبود در زندگی اجتماعی خود و توسعە سیاسی جامعە خود را بە روند دمکراتیزاسیون در خاورمیانە گرە دادەاند.

 

امیر سلیمی

اسلو،٢/٩/٢٠١٦

بازدیدها: 224

14 comments

  1. I’m extremely impressed with your writing skills
    as well as with the layout on your blog. Is this a paid theme or did you customize it yourself?

    Either way keep up the excellent quality writing, it is rare to see a nice
    blog like this one these days.

  2. Hey just wanted to give you a quick heads up. The text in your article seem to be running off the screen in Internet explorer.
    I’m not sure if this is a formatting issue
    or something to do with browser compatibility but I figured I’d post to let
    you know. The layout look great though! Hope you get the
    problem fixed soon. Kudos

  3. I blog frequently and I seriously thank you for your content.
    This great article has really peaked my interest.
    I will book mark your blog and keep checking for new information about
    once per week. I subscribed to your Feed too.

  4. Touche. Great arguments. Keep up the great effort.

  5. Attractive section of content. I just stumbled upon your
    web site and in accession capital to say that I acquire actually enjoyed account
    your blog posts. Anyway I’ll be subscribing in your augment
    and even I success you get right of entry to persistently rapidly.

  6. Great website. Lots of useful info here. I’m sending it to several pals ans also sharing in delicious.
    And naturally, thank you on your sweat!

  7. Terrific post however , I was wondering if you
    could write a litte more on this subject? I’d be very grateful if you could elaborate a little bit more.
    Thank you!

  8. Does your blog have a contact page? I’m having a tough time
    locating it but, I’d like to shoot you an e-mail. I’ve
    got some creative ideas for your blog you might be interested in hearing.
    Either way, great website and I look forward to
    seeing it improve over time. cheap flights 2CSYEon

  9. Attractive section of content. I just stumbled upon your
    site and in accession capital to assert that I acquire in fact enjoyed account your
    blog posts. Any way I’ll be subscribing to your feeds and even I achievement you access consistently fast.
    yynxznuh cheap flights

  10. Wow, fantastic blog layout! How long have you been blogging for?
    you made blogging look easy. The overall look
    of your website is wonderful, as well as the content! 31muvXS cheap flights

  11. Hurrah, that’s what I was seeking for, what a information! existing here at this webpage, thanks admin of this website.

  12. The other day, while I was at work, my sister stole my iphone and tested to see if
    it can survive a twenty five foot drop, just so she can be a youtube sensation. My iPad is now
    broken and she has 83 views. I know this is completely off topic but I had to share it with someone!

  13. I know this site offers quality depending articles and additional data,
    is there any other website which gives these kinds of stuff in quality?
    adreamoftrains content hosting

  14. When someone writes an piece of writing he/she keeps the thought of a user in his/her brain that how a user can be
    aware of it. Therefore that’s why this article is perfect.
    Thanks!

دیدگاهتان را بنویسید