Home / احمد مرادی / همه پرسی استقلال کُردستان، آزمون دموکراسی های جهان

همه پرسی استقلال کُردستان، آزمون دموکراسی های جهان

پیشگفتار
تعریف شناختە شدە یک ملت (نەتەوە) این است کە در جای گروه بزرگی از افراد دارای فرهنگ، زبان، رفتار و نژاد مشترکی باشند کە انان را بە هم پیوند بدهد و این اشتراکات بە منافع جمعی آنان تبدیل گردد و امکان همزیستی این گروە در داخل یک جقرافیای سیاسی و اقلیمی مانند یک واحد اجتماعی بزرگ بوجود بی آید، این گروه بە عنوان یک ملت شناختە میشوند.
بنابر این هر گروهی با این تعریف و اشتراکات میتواند ملت نامیدە شود و کوردها هم از قاعده مستثنی نیستند. هیچ دلیلی نیست کە دیگر گروهی، کە هر چند از نظر زبان، آداب و رسوم منحصر بە خود بە اندازە کُردها غنی نباشند ملت (نەتەوە) خواندە شود، ولی دادن این استاتوس بە کُردها خطرناک وعملی جدائی طلبانە محسوب شود. کُردها دارای تمام مشترکاتی هستند کە یک گروە از انسانها را در نظم جهانی بە نام یک ملت تعریف میکند. برخلاف میل دولتهای حاکم بر کُردستان و نیروهای شوونیسم وابستە بە آنها، کُردها خودشان را یک ملت (نەتەوە) میدانند.
همزیستی ملتها در داخل یک جعرافیای سیاسی مشترک باید داوطلبانە و براساس رعایت منافع همە جانبە تمام طرفین باشد، در غیر این صورت یک ملت در جهت منافع دیگری آسیمیلاسیون یا “ذوب فرهنگی” میشود. نەتەوە کُرد باید آزادنە حق تعین سرنوشت خود داشتە باشد و هرگونە مخالفتی با برگذاری رفراندوم استقلال برای این بخش از ملت کُرد در جنوب کُردستان (کُردستان باشور) و نتیجە آن، برای دولتهای کە نظامشان بر پایە ارادە مردم استوار است بر خلاف روح دمکراسی است.

زمینە تاریخی ایجاد دولت کُردی
ملت کُرد، کە در این مقطع از زمان عمدتاً در داخل جغرافیای سیاسی چهار کشور ایران، ترکیە، عراق و سوریە زندگی میکنند، جمعیتی در حدود ٤٠ میلیون تخمین زدە میشوند کە در جهان بە عنوان بزرگترین ملت بدون دولت مستقل از آنها نام بردە میشود. اما این بە این معنا نیست کە ملت کُرد ریشە تاریخی در این مناطق نداشتە باشند، اگر بە گذشتە دور نگاە بی افکنیم این مادها بودنند کە در حدود پانصد سال قبل از میلاد مسیح حاکم امپراتوری بودند کە تمام این کشورهای کە هم اکنون کُردها مانند شهروندان درجە دوم در آن زندگی میکنند زیر قلمرو خود داشت، تا آنکه این امپراتوری توسط کورش هخامنشی پایان یافت. اما اگر هم زیاد بە عمق تاریخ برنگردیم، بعد از جنگ جهانی اول تا کنون این ملت شاهد حوادث مهم و تلاش جدی برای رهای از ستم ملی بودە است کە هر کدام از این تلاشها یکی پس از دیگری قربانی سیاست قدرتهای جهانی و منافع نژادپرستانە ملتهای منطقە شدە است. بر طبق معاهده “سور” (Treaty of Sèvres) کە بین نمایندگان کشورهای انگلستان، فرانسه، روسیە و دیگر کشورها درگیر جنگ بە امضا رسید، قرار شد کە مناطق کُرد نشین شمال موسل بە صورت خودمختار در قلمرو دولت عثمانی باشند و بعد از یک سال میتوانند از جامعە بین الملل تقاضای استقلال کنند. اما در سال ١٩٢٣ پیمان لوزان جانشین پیمان سور شد و در این پیمان مرز کنونی بین کشورهای منطقە ناعادلانە و بدون در نظر گرفتن حق کُردها تعیین شد. یاد آوری میشود کە در معاهده لوزان نیامدە است کە پیمان سور لغو خواهد شد، بنا بر این این پیمان هنوز معتبر است.
جنبش کُردها عراق بە رهبری ملا مصطفی بارزانی در سالهای ١٣٣١ تا ١٣٤٢ بی نییجە ماند و متوقف شد. جمهوری خودمختار مَهاباد توسط قاضی محمد و با کمک دولت شوروی در پایان جنگ جهانی دوم ایجاد شد. این جمهوری قربانی انعقاد قراردادی بین دولتهای ایران و اتحاد جماهیر شوروی شد و سقوط کرد. بە این ترتیب تاریخ گواهی میدهد کە کُردها پتانسیل داشتن دولت مستقل داشتە و دارند و بنا بە معاهدەهای بین المللی باید از حق تعیین سرنوشت خویش برخوردار باشند.

جنبە حقوق بشری
اگر ما تلاش ملتی را برای استقلال، واکنش بە ناعدالتی گستردە و همە جانبە واقدامی پیشگیرانە برای آسیمیلاسیون و ژنوساید بر حق بدانیم، ملت کُرد باید حق تعیین سرنوشت خود داشته باشند تا نسلهای آیندەشان هم قربانی این ناعدالتی اجتماعی نشود.
بر شماردن تمام سرکوبها و جنایاتی کە توسط دولتهای حاکم بر کشورهای کە هر کدام در قسمتی از کُردستان حاکمیت دارند کار اسانی نیست و از ظرفیت یک مقالە بر نمی اید، از تلاش گستردە برای از بین بردن زبان و فرهنگ این ملت با محروم کردن آنها از استفادە از زبان مادر خود، و اجرای ازادانە رسوم فرهنگی و ملزومات دینی گرفتە تا اقدام برای حل فیزیکی آنان مانند عملیات انفال و بمب باران روستا و شهرهای کرد نشین توسط اسلحە شیمیایی، همە این اقدامات تلاشهای بودە است برای از بین بردن یک ملت.
تلاش برای استقلال بە شیوە مسالمت آمیز و از طریق همە پرسی باید یک واکنش طبیعی در برابر این همە ظلم بی پایان تلقی شود.
اگرهم قطعنامە مجمع عمومی سازمان ملل متحد ( 16 دسامبر 1952 قطعنامه شماره 673 ) مبنا قرار دهیم حق تعیین سرنوشت برای ملتها را از ملزومات حقوق بشر خوانده است.
تصمیم مقامات کُرد در جنوب کُردستان (باشور کوردستان) بە برگزاری رفراندوم در ماه سپتامبر با مخالفتهای داخلی رو بروست، موضوع این مقالە این اختلافات نیست. اما در صورتی کە همە پرسی برگذار شود و اکثریت موافق استقلال بودند، آن وقت نتیجە رفراندوم بە خواستە بر حق شهروندان این بخش از کُردستان تبدیل میشود.

برخورد با نتیجە رفراندوم
در برابر نتیجە این همە پرسی، از حکومتهای دیکتاتور مخصوصا آنهای کە بە هر نوعی بر قسمتی از کُردستان حاکمیت دارند نباید انتظار زیادی برود، اکثرشان موزە خود را در قبال آن روشن کردە اند. هرکدام بە نوعی عدم رضایت خود را با برگذاری رفراندوم اعلام کردند. مشترکا و بە طور منفرد با صدور اعلامیە نارضایتی خود را نسبت بە برگذاری این رفراندوم نشان می دهند و نسبت بە عواقبش هشدار میدهند، انگار کە نتیجەاش را پیش بینی کردەاند.
اما پذیرش یا عدم پذیرش نتیجە این همە پرسی، توسط کشورهای دمکراتیک کە دولتشان بر پایە خواست مردمشان تعیین میشود با اهمیت است . چرا کە احترام نهادن بە آرزوی دیرینە ملت کرد برای رهائی از ستم ملی کە امروز فریاد آن بە شکل دمکراتیک و از طریق رفراندوم کشیدە میشود، برای دمکراسی های جهان یک آزمون است و برخورد با نتیجە این رفراندوم، بدون در نظر گرفتن منافع سیاسی و اقتصادی، پایبندی آنان بە حقوق بشر را ثابت میکند.

احمد مرادی
اسلو

05.09.2017

[wpforms id=”4110″]

 

بازدیدها: 39

دیدگاهتان را بنویسید